خاطرات ماندنی

راز دلار

استفاده از تکنیک Origami در طراحی دلار - حادثه 11 سپتامبر

قبلآ نیز بیان شد که 9 و 11 از اعداد مقدس ماسونها هستند. لذا نباید تعجب کرد اگر حادثه برخورد دو هواپیما با برج های دوقلوی تجارت جهانی در روز یازده از ماه نهم اتفاق بیافتاد و سپس 911 روز بعد از آن ، حادثه بمب گزاری در مادرید به وقوع بپیوندد. طراحان این اتفاقات از سال‌ها پیش و بر مبنای پیشگویی‌های نوستراداموس کابالیست آن را طراحی نمودند تا به زور هم که شده است پیشگویی اعقاب خود را به تحقق برسانند.
لذا برج‌های دوقلوی تجارت جهانی که برمبنای الگوی دو ستون معبد سلیمان «بواز» و «جاکین» ساخته شده بود گیت و دروازه ورود ماسونها به نظم نوین جهانی گشت و به بهانه دو برج به دو کشور مسلمان حمله شد. (بقیه در ادامه مطلب)

بی شک باید سمبولیسم و نمادگرایی را جز لاینفک جریان فراماسونری دانست. جریانی که موجودیت آن بیش از هر تمدن دیگری با پاگانیسم مصر باستان گره خورده است. اصولآ صحبت از نمادگرایی ماسونی نه در این مجال بلکه خود فرصتی مفصل می طلبد. اما آنچه قصد دارم در این جستار به آن بپردازم ، صرفآ نمادگرایی این جریان در دلار آمریکاست که به طرز شگفت انگیزی گویا مرامنامه و مانیفست یهودی - فراماسونری آنهاست تا وسیله ای برای داد و ستد.
ششم ژوئیه سال 1785 کنگره آمریکا (که در آن زمان ، تنها یک مجلس بود) به اتفاق آراء «دلار - Dollar» را واحد پول آن کشور قرار داد.
پیش از استقلال ایالات متحده یعنی در 4 ژوئیه 1776 ، پول انگلستان (لیره) در 13 مهاجر نشین انگلیسی آمریکای شمالی رایج بود.
در جریان انقلاب ، آمریکائیان سکه نقره ای اسپانیا به نام «دلار» را که در مکزیک رایج بود وسیله داد و ستد قرار داده دادند و به همین دلیل نام پول ملی خود را «دلار» گذاشتند. سکه دلار نقره ای از قرن چهاردهم بیش از سه قرن به نام «تالر - Thaler ، دالر ، تلار و دلار» در اروپا رایج بود که اسپانیایی ها آن را حفظ کردند و به مستعمرات خود در قاره آمریکا منتقل ساختند.
اس با خط عمودی«$» که علامت بین المللی دلار است نیز از اسپانیایی ها اقتباس شده که پول خود را با علامت P (پی) مشخص می کردند و این «P» در آمریکای شمالی به تدریج و در جریان نوشتن به شکل «$» درآمد. (1)
روند گنجاندن نمادهای یهودی - ماسونی در اسکناس 1 دلاری ختم نگشت و تمامی اسکناس‌های بعد از آن نیز از این امر مستثنا نبودند. اما اسکناس 1 دلاری به عنوان نخستین اسکناس و از طرفی دیگر به لحاظ تعدد نشانه های ماسونی از اهمیت ویژه ای برخوردار است که کشف رمز از آن نیات پشت پرده و مخوف طراحان نظم نوین جهانی را آشکار می سازد.
پیش از پرداختن به این مسئله ، توضیحی اجمالی راجع به برخی اعداد مقدس ماسون‌ها خواهیم داد.
نخستین عدد 9 است که به حلقه 9 نفره زنجیره ماسونها ، تعداد استادانی که در جستجوی حیرام رفتند ، تعداد 9 گوی درخت کابالا ، تعداد ضربه های درجه استادی و ... (3) اشاره دارد.
دومین عدد 11 است که آن نیز به دوستون بواز و جاکین که بنا بر اعتقاد ماسونها در ابتدای معبد سلیمان قرار داشتند ، عرض حمایل استاد به سانتی متر (مجموع ستارگان 5 و 6 پر) ، تنها عدد دورقمی که اگر برعکس شود تغییر نمی کند و ... (4) اشاره دارد.
سومین عدد 13 است که بی شک از مهمترین نشانه‌های تعلق فراماسونری به یهودیان و مصر باستان است که دلایلی از قبیل اتفاق موسوم به پوریم در 13 فروردین در عهد خشایار شاه ، 13 تکه از بدن اوزیریس که توسط ایسیس (خدایان مصر باستان) پیدا شد ، خیانت سیزدهمین نفر (یهودا اسکاریوتی) به حضرت مسیح (ع) و ... مد نظر است.
چهارمین عدد 33 است که اشاره دارد به 33 رتبه و درجه فراماسونری ، حاصل ضرب عدد مقدس ماسونها یعنی یازده در سه مرتبه شاگردی - ابزار یاری و استادی (11* 3=33) ، سن حضرت مسیح هنگام کشته شدن (البته به نشان تمسخر مسیح توسط یهودیان) و...
پس از این مقدمه نسبتآ طولانی ، در ذیل به ترتیب به برخی از نشانه های یهودی - ماسونی موجود در 1 دلاری اشاره می گردد:

الف: نمادهی ماسونی در روی 1 دلاری:
1- درج تصویر جرج واشنگتن به عنوان اولین رییس جمهور آمریکا که فراماسون اعظم و دارای درجه 33 در این تشکیلات بود. البته بنای یاد بود وی در واشنگتن مملو از نشانه های ماسونی است.
2- استفاده از 13 دایره در مهر سبز رنگ وزارت دارایی امریکا در شکل ^ مانند. البته خود شکل ^ ، نماد مردانگی در مصر باستان و در میان یبوسی ها بوده و اشاره به یکی از شرایط اصلی عضویت در لژهای فراماسونری یعنی مرد بودن دارد که تاثیر آن در درجه نظامیان کنونی (گروهبان و استوار) کاملآ مشهود است.
3- استفاده از مجموع 13 برگ و میوه در سمت چپ و راست تصویر جرج واشنگتن (دایره های قرمز رنگ)
4- استفاده از 33 حلقه در قسمت چپ و راست در پایین دلار (بیضی های سبز رنگ) که گویای 33 حلقه زنجیر وار رتبه های ماسونی برای رسیدن به مقام استادی اعظم یا بزرگ بازرس کل (همان فراماسون درجه 33) است.
5- گنجاندن تصویر جغد در گوشه بالایی و سمت راست دلار به گونه ای کاملآ ماهرانه و مخفیانه که به سادگی قابل رویت نیست و نیاز به بزرگنمایی بسیار زیادی دارد (دایره ها و فلش آبی رنگ) ناگفته نماند که جغد نماد یهودی مارانوس (یهودی که برای پیش بردن اهدافش دین خود را مخفی میکند) است و به این نکته اشاره دارد که کشور ایالات متحده با چه اندیشه و مبانی فکری تاسیس گشته است. البته فقط و فقط ذکر نقش یهودیان و پیوریتن‌های مؤثر در تاسیس امریکا خود به تنهایی کتابی قطور می شود که فرصتی دیگر را می طلبد. در تصویر هوایی از کنگره آمریکا نیز به سهولت می توان تصویر جغد را در اطراف این ساختمان تشخیص داد.


طراحی جغد (نماد یهودی مارانو) در برآمدگی های اطراف کنگره

6- نباید از طراحی های تار عنکبوت مانند زمینه دلار به سادگی گذشت. چرا که به طرز ماهرانه‌ای سمبل ها و نمادهای مورد احترام و تقدیس ماسونها و یهودیان را در آن خواهید یافت. به عنوان نمونه خرگوش نیمرخ که چشم چپش به سمت بیننده است ، دقیقآ در روبروی تصویر پنهانی جغد برایتان به رنگ سفید مشخص گشته است.
(لوگوی  p   l   a   y   b   o   y  که از نشانه های غیراخلاقی و سین کاف سین است نیز از همین نماد گرفته شده است)

شایان ذکر است از دیدگاه سمبولیک ، برخی حیوانات مانند مار ، جغد ، خرگوش ، ققنوس (پرنده افسانه ای) و بز برای ماسونها و شیطان پرستان مقدس هستند. اما از این میان جغد به سبب گردش سیصد و شصت درجه ای گردنش و نیز خرگوش به دلیل اینکه همیشه بیدار است نماد هوشیاری و تسلط گشته اند. که از دیدگاه ماسونها ، این خصیصه بسیار مهم می نماید و الگوی چشم جهان بین که درباره آن سخن خواهیم راند نیز گواهی بر این مدعاست. از سوی دیگر نیز اگر دقت فرمایید ، با فرهنگ سازی جریان فراماسونری از طریق کارتون‌ها ، داستان‌ها و ... خرگوش نماد با هوشی ، جغد و بز نیز نماد حکمت و دانایی گشته اند.

ب: نمادهی ماسونی در پشت 1 دلاری:
1- مهر بزرگ امریکا:
قبل از تعطیلی مجلس آمریکا در تاریخ چهارم جولای 1776 ، کمیته ای انتخاب شده بود تا مهری برای این کشور تهیه نمایند. اعضای کمیته 5 نفر بودند که سه نفر از آنها شامل بنیامین فرانکلین ، جان آدامز و توماس جفرسون می شد که پیش نویس بیانیه استقلال آمریکا را تهیه کردند. ایشان افراد اولین کمیته به حساب می آمدند. قبل از آن که طرح مهر به تصویب نهایی برسد ، دو کمیته دیگر و جمعآ 14 نفر و به مدت 6 سال بر روی آن کار کردند.
طرح نهایی که در تاریخ 13 ژوئن 1782 مورد تصویب مجلس قرار گرفت ، توسط چارلز تامپسون با سمت منشی به مجلس ارایه شد. وی در این طرح پیشنهادات مشاوران و هنرمندان هر سه کمیته را لحاظ کرده بود. نکته جالب در این میان تعلق تقریبآ تمامی افراد این کمیته ها به تشکیلات فراماسونری بود. لذا بررسی به کارگیری نمادهای گوناگون ماسونی در مهر رسمی ایالات متحده امریکا که به سبب تعدد ، باید آنرا مهر ماسونی امریکا دانست ، از اهمیت ویژه ای برخوردار است.


مهر ماسونی دلار فراماسونری

اگر اندکی دقت فرمایید ، عقاب که نماد پرنده زئوس خدای یونان باستان است در پنجه راست خود شاخه زیتونی شامل 13 برگ و 13 میوه نگه داشته و در پنجه دیگر 13 تیر. دم عقاب دارای 9 پر است از سویی دیگر هر بال این عقاب 33 پر دارد که قبلآ راجع به این اعداد توضیح داده شد. در منقار عقاب نواری قرار دارد که بر روی آن به زبان لاتین نوشته شده (E PLURIBUS UNUM) که به معنی «وحدت از کثرت» است (اشاره به ایالات متحده) اما نکته جالب تعداد حروف این جمله  بوده  که شامل 13 حرف است. بر روی سر عقاب 13 ستاره قرار گرفته که در مجموع یک ستاره شش پر (ستاره داوود) را تشکیل می‌دهد که نشان از تعلق امریکای 227 سال پیش به یهودیان و مارانوس ها دارد. بر سینه عقاب سپری قرار دارد که بر روی آن 13 خط قرمز و سفید (پرچم امریکا) نقش بسته. گفتنی است رنگ قرمز و سفید رنگ دو ستون معروف ماسونها یعنی بواز و جاکین بوده است. (5) البته در دلار به جهت سیاه سفید بودن ، این رنگها مشخص نیست و دیگر اینکه دلیل مذکور علت و تفکر پشت پرده طراحی پرچم امریکا نیز محسوب می شود.
در مهر بزرگ ، صورت عقاب به سمت پنجه ای است که شاخه زیتون (به عبارتی شاخه درخت غار) را نگاه داشته است. صورت عقاب در مهر ریاست جمهوری در جهت مخالف یعنی به طرف پنجه ای بود که تیرها را نگاه می‌داشت تا این که در سال 1945 «هری ترومن» سی و سومین رییس جمهور امریکا دستور طراحی مجدد آن را به سمت شاخه زیتون صادر کرد. (6)
درواقع ترومن پس از حمله وحشیانه اتمی به ژاپن و به شهر هیروشیما و ناکازاکی در نزدیکی مدار 33 درجه زمین !!! و معرفی کشورش به عنوان ابرقدرت جهان این دستور را داد تا با گرداندن سر عقاب از سمت تیر ها (نماد جنگ) به سمت شاخه زیتون (نماد صلح) ، چهره کریه و خونخوار امریکا را اندکی تطهیر کند و در لفافه آغاز نظم نوین جهانی را اعلام نماید. شایان ذکر است سال 1945 ، سال طلایی ماسونها بود و آنها خود را از پیش برای آن مهیا کرده بودند. چرا که اگر سال استقلال امریکا 1776 را از این سال (1945) کسر کنیم ، عدد حاصل یعنی 169 حاصلضرب 13 در خودش می شود! (13*13 =169)
2- در سمت راست مهر ماسونی دلار و نیز در منتها الیه سمت چپ دلار (داخل بیضی های قرمز) 13 میوه قرار گرفته است.


دلار فراماسونری

3- در وسط دلار عبارت (IN GOD WE TRUST) به معنی ما به خدا اعتقاد داریم (داخل بیضی آبی رنگ) نوشته شده است که ممکن است ما را قدری سردرگم و دچار پارادوکس گرداند. ولی در حقیقت این عبارت برای اولین بار در سال 1957 و در اوج کشمکش های جنگ سرد با شوروی بر روی دلار نقش بست. چرا که شوروی عملآ کمونیسم و بی دینی را ترویج می نمود و آمریکا برای جلب نظر کشورهای مسیحی و عمومآ دین مدار دست به این اقدام زد. (7)
جالب اینجاست به محض پایان یافتن جنگ سرد ، طرحی برای حذف این عبارت از پشت دلار به کنگره رفت که به جهت فشار افکار عمومی تصویب نشد. ولی ماسونها که در نهان هیچگونه سنخیتی بین خود و خدا نمی دیدند ، در یک اقدام شیطنت آمیز در ماه مارس سال 2007 با حذف این عبارت (IN GOD WE TRUST) از سکه های یک دلاری یادبود جرج واشنگتن ، اندکی از افکار شوم و دین ستیزانه خود را آشکار نمودند که در نهایت مجبور به عذرخواهی از مردم آمریکا شدند.
سوای تمامی دلایل مذکور ، چه دلیلی دارد که یک کشور بر روی اسکناس خود عبارت ما به خدا اعتقاد داریم را قرار دهد؟ مگر دیگر کشورها که چنین کاری نکرده اند ، به خدا اعتقاد ندارند؟! در واقع می بایست این اقدام سردمداران امریکایی را نوعی وانمود سازی دانست. شبیه فرد دروغ گویی که تکه کلامش «من از دروغ بدم می‌آید» است!

4- مهر اعظم ایالات متحده امریکا:
این مهر به شکل کنونی آن در زمان رزولت بر روی دلار قرار گرفت. شما می توانید آنرا درسمت چپ دلار مشاهده فرمایید. همانگونه که مستحضر هستید ، تصویر هرمی نامانوس به چشم می خورد که نماد هرم خئوپوس مقبره فرعون و نشان عالی انجمن های فراماسونری است.
این هرم از 13 ردیف سنگ چین تشکیل شده است و در مجموع 72 خشت دارد که اشاره دارد به 72 نیرو یا نام خدای کابالیستها (8) که البته کاربرد آن در موارد دیگری نیز دیده شده است. مانند تعداد نفرات عضو در حلقه «صاحب دلان». (9) بر روی این هرم به لاتین عبارت 13 حرفی «ANNUIT COEPTIS» به معنی «خدا همیشه یاور ماست» نقش بسته است که به گونه ای دیگر همان عبارت «IN GOD WE TRUST» است. البته عده ای از زبان شناسان غربی آنرا «announcing conception» به معنی «آشکار کردن رشد مخفی» معنی نموده اند. چرا که «conception» در زبان انگلیسی «لقاح‌ تخم و شروع‌ رشد جنین» معنی می دهد که مفهومآ به معنای آشکار کردن فعالیت‌های شبکه مخفی فراماسونری در نظم نوین جهانی است.
در زیر این هرم ، عبارت «NOVUS ORDO SECLORUM» به زبان لاتین نوشته شده است که به معنای «NEW WORLD ORDER» یعنی «نظم نوین جهانی» یا «حکم جدید برای جهان» است که شما بارها آنرا در سخنرانی‌های سردمداران امریکا علی‌الخصوص بوش پدر و پسر و اوباما شنیده اید. (10) برخی نیز این عبارت لاتین را «new order of the secular» به معنی «نظم جدید سکولاریسم» معنی نموده اند.
مجموع برگها و میوه های موجود در پشت دلار 72 عدداست که همانگونه که توضیح داده شد ، نشان از نفوذ کابالیستهای یهودی در امریکاست. پشت هرم بیابانی لم یزرع قرار دارد و جلوی آن گیاهانی روییده است. منظور از بیابان آشوب در اروپا و جنگ های متوالی است که ماسونهای آمریکا به امید تاسیس حکومت جهانی ماسونی - یهودی خویش ، خود را از آن بیرون کشیده و اولین کشور ماسونی جهان را تاسیس نمودند.
شاید برایتان تعجب آور باشد که چرا این هرم ، شکلی نامانوس داشته و راس آن جدا و در وسط آن چشمی نورانی قرار دارد. این چشم نماد «RA» از خدایان مصر باستان است که در پاگانیسم یونانی چشم لوسیفر یا همان چشم شیطان است. یونانیان آنرا ستاره صبح (11) می دانستند و همواره آن را به صورت درخشان ترسیم می نمودند.
با اینکه شاید اندکی از موضوع اصلی فاصله بگیریم ، ولیکن ذکر حدیثی از امیرالمومنین (ع) در پاسخ به شخصی که از وی در مورد دجال پرسیده است را مفید میدانم. ایشان در پاسخ به این شخص می‌فرمایند: «عینه الیمنى ممسوحه و الأخرى فی جبهته تضیء کانها کوکب الصبح (چشم راست ندارد و چشم چپش در وسط پیشانی‌اش قرار گرفته نور می دهد گویا ستاره صبح است). (12)
به راستی انسان از این همه شباهت به شگفت می آید. چرا که اگر تصویر را زوم کنید ، از شکل ابرو و گوشه چشم روی هرم متوجه خواهید شد که این چشم ، چشم چپ است و از سوی دیگر نورانی بودن آن و نیز اینکه لوسیفر را در اسطوره شناسی یونانی ستاره صبح می دانند انسان را حیرت زده می کند. چشم لوسیفر بر همه جهان نظارت داشته و هنگامی که نظم نوین جهانی به ثمر برسد (تخرییب مسجد الاقصی و ساخت معبد سلیمان و حکومت علنی ماسونی - یهودی برجهان) قسمت فوقانی هرم به بدنه آن خواهد چسبید. اگر اندکی دقت فرمایید ، متوجه الگوی استفاده از چشم چپ در این مورد نیز خواهید شد (13) در واقع گروه فرانکلین میخواستند که مهر منعکس کننده مشیت الهی باشد و در این راستا ، بلاتکلیفی اسباط  اسرائیلی را به نمایش بگذارد. یعنی تا روزی که دوباره یهودیان به معبد سلیمان باز نگردند ، این هرم ناتمام خواهد ماند.

در قاعده هرم عبارتی (اعداد) یونانی «MDCCLXXVI» نقش بسته که از نظر ارزش عددی (جمع حروف به صورت ابجد) همانگونه که در تصویر می بینید ، برابر با 1776 سال استقلال امریکاست. اما اگر این حروف را بر روی اهرام ثلاثه مصر باستان در نظر بگیرید ، جمع قاعده این اهرام همانگونه که در تصویر محاسبه شده است برابر با 666 می شود که عدد لوسیفر یا همان شیطان است. البته ماسونها بارها تلاش کردند تا با دلایل واهی این وابستگی شدید خود به کابالای یهود و مصر باستان را مخفی نگه دارند. برای نمونه جوزف کمبل (اسطوره شناس معروف) می گوید: «هنگامی که در سطوح پایین هرم قرار دارید ، می توانید این سو یا آن سو باشید. اما هنگامی که به رأس می رسید ، همه نقاط به یکدیگر می رسند و اینجاست که چشم خداوند (!!!) گشوده میشود.» عبارت «ANNUIT COEPTIS» عقیده فرانکلین بود که یک نفر به تنهایی نمی تواند کاری انجام دهد. اما چند نفر با کمک خدا قادر به انجام هر کاری هستند. (14)
اکنون قضاوت با شماست. آیا این نمادها و نوشته های عجیب این معنا را می دهد؟ آیا برای بیان اینکه به کمک خدا نیاز داریم ، باید چشم چپی را در حالت جدا و درخشان بر روی هرم خئوپوس قرار دهیم و ...؟! اگر هرم گیزا یا خئوپوس را در درون یک ستاره شش پر (ستاره داوود) قرار دهیم ، نتیجه شگفت آور خواهد بود. به گونه ای که حروفی که در منتهی الیه گوشه های ستاره قرار می گیرند (مطابق تصویر) واژه "MASON" را می سازند.
5- استفاده از تکنیک ORIGAMI:
اریگامی تکنیکی است که در آن با تا زدن و یا برش کاغذ بتوان شکل‌های گوناگونی درست کرد. در طراحی دلار به طرز هنرمندانه و ماهرانه ای از این تکنیک بهره برده اند که البته در طراحی اسکناس‌های دیگر دلار نیز از آن استفاده شده است. ولی در خود اسکناس 1 دلاری ، موارد متعددی وجود دارد که برای نمونه یک مورد آن همانگونه که در تصویر مشاهده می فرمایید توضیح داده می شود.

اگر عدد 1 در گوشه دلار را از وسط به صورت عمودی تا بزنید ، شکل شماره 1 حاصل می گردد. با تکرار این شکل به صورت تقارنی ، شکل شماره 2 به دست می آید. از به هم چسباندن این دو شکل و پاک کردن فضای اطراف آن در نهایت شکل 4 که سر مار است حاصل می شود. گفتنی است این مورد یکی از موارد استفاده از خطوط تار عنکبوتی زمینه دلار است و طراحان دلار موارد متعدد دیگری را نیز نهان نموده اند. همانطور که قبلآ نیز گفته شد ، مار حیوان مورد علاقه ماسونها و شیطان پرستان است. تا جایی که آن به عنوان حیوان خانگی خود استفاده می‌نمایند. (15)
اما نکته جالب و مهم اینجاست که بعد از این تکنیک اریگامی ، بر روی سر مار عبارت «OMO» حاصل می شود که بنا به عقیده شیطان پرستان ، اولین واژه هستی است که شیطان آن را به انسان آموخت. هم اکنون نیز در جلسات وردخوانی و آیین پرستش «RITUAL - شیطان» این واژه مکررآ مورد استفاده قرار میگیرد.
همانگونه که گفته شد ، از تکنیک اریگامی در طراحی دلارهای جدید بیشتر استفاده شده است. اما با توجه به طولانی شدن این مقاله ، از بیان موارد دیگر اجتناب نموده و تنها یکی از شواهد دسیسه فراماسون‌ها در طراحی حادثه یازده سپتامبر را بیان می نمایم.


استفاده از تکنیک Origami در طراحی دلار - حادثه 11 سپتامبر

قبلآ نیز بیان شد که 9 و 11 از اعداد مقدس ماسونها هستند. لذا نباید تعجب کرد اگر حادثه برخورد دو هواپیما با برج‌های دوقلوی تجارت جهانی در روز 11 از ماه 9 اتفاق بیافتاد و سپس 911 روز بعد از آن ، حادثه بمب گزاری در مادرید به وقوع بپیوندد. طراحان این اتفاقات از سال‌ها پیش و بر مبنای پیشگویی‌های نوستراداموس کابالیست آن را طراحی نمودند تا به زور هم که شده است پیشگویی اعقاب خود را به تحقق برسانند. لذا برج‌های دوقلوی تجارت جهانی که برمبنای الگوی دو ستون معبد سلیمان «بواز» و «جاکین» ساخته شده بود ، گیت و دروازه ورود ماسونها به نظم نوین جهانی گشت و به بهانه دو برج به دو کشور مسلمان حمله شد.
در ساختگی بودن حادثه یازده سپتامبر هیچ شکی نیست و دلایل و مدارک مستدل و مستند غیرقابل کتمانی وجود دارد که تبیین آنها در این مقاله و در این مجال نمی گنجد. اما باتوجه به موضوع مورد بحثمان یعنی نشانه های ماسونی دلار ، استفاده از تکنیک اریگامی ، نتایج باور نکردنی را برملا می سازد.

اگر مطابق شکل ، اسکناس‌های 5 ، 10 ، 20 ، 50 و 100 دلاری را مطابق الگو (تقریبا شبیه موشک) تا بزنید ، نخست (شماره یک) در 5 دلاری دو برج سالم را مشاهده می کنید ، در 10 دلاری (شماره 2) نوک برج ها آتش می گیرد ، در 20 دلاری (شماره 3) آتش گسترش بیشتری پیدا کرده و پایین‌تر آمده و نهایتآ در 50 دلاری (شماره 4) هردو برج فرو می ریزند و در اسکناس صد دلاری (شماره 5) ، فقط دود حاصل از سوختن آنهاست که دیده می‌شود.
آنچه در این جستار بیان گشت ، صرفآ دلایلی کلی از ارتباط دستگاه بنیانگذاران و حکومت گردانان ایالات متحده با عقاید الحادی ، کفرآمیز و شیطانی را بیان می دارد. صد البته تبیین جزء جزء فعالیت‌ها و دسیسه‌های آنها مثنوی صد من کاغذ خواهد شد و حتی آنچه در باره دلار بیان گشت ، اندکی از ماجرا بود. نویسنده تحقیقات بیشتر در این زمینه را به شما خوانندگان عزیز و گرامی محول می گرداند. ان‌شاءالله در آینده به گوشه های دیگری از دسیسه چینی های  این جریان اشاره خواهد گشت. 

  

علی اکبر رائفی پور  

 

تاریخچه یهود۵(یهود و آمریکا)

یهود و آمریکا

آیا آمریکا در دست یهود است؟(1) این سؤال پس ازجنگ اخیر 1967م مسلمانان و اسرائیل و پس از آنکه آمریکا جانب یهود را گرفت، زیاد بر سر زبانها آمده است.

ولى قبل از هر چیز خوب است خلاصه‏اى از کتاب (یهود یگانه مشکله جهان) را نقل کنیم.

در حدود400 سال است یعنى از همان اوائل ورود (کلمبس) که یهود وارد آمریکا شده‏اند و از همان روز تا بحال زحمات زیادى کشیده تا بالاخره توانستند این کشورى را که امروز بزرگترین و ثروتمندترین کشورهاى جهان محسوب مى‏شود تحت نفوذ خود درآورند. و با آنکه (سویفیسات) حاکم آن روز به نیویورک که یکى از مستعمرات هلند بود، اعلامیه‏اى صادر کرد و در آن از یهود درخواست نمود از نیویورک خارج شوند، ولى در اثر سهام‏هاى زیادى که یهود در شرکتهاى هلندى داشتند، مدیران آنها از (ستویفیسات) خواهش کردند که از این امر صرف نظر کند.

آنچه را که این حاکم توانست انجام دهد این بود که به آنها اجازه نداد دکانهاى خود را بر سر چهار راهها و محلهاى عمومى و پرجمعیّت قرار دهند. ولى همان نیویورک، امروز بصورت محله‏اى از محلّه‏هاى یهود در آمده است. و بطور کلّى نیویورک بزرگترین مرکز یهود بشمار مى‏رود، زیرا همه تجارتخانه‏ها، کارخانه‏ها، صنایع و زمینها، ملک یهود است، هرگز به کسى اجازه نخواهند داد تجارت کند و یا ثروتى بهم رساند. بنا براین آمریکائیها نباید تعجب کنند هنگامى که خاخامهاى یهودى ادعا مى‏کنند که آمریکا همان میعاد گاهى است که پیامبران آنها وعده داده‏اند و نیویـورک، اورشلیم آنها و سلـسله جبـال راکى کوههاى (صهیون) است(2).

در ایّام (جورج واشنگتن) تعداد یهود بیش از چهار هزار نفر نبوده آنها در زمان جنگ استقلال، جانب آمریکا را گرفتند و حتّى به اهالى مستعمرات، کمکهاى زیادى کردند.

ولى پنجاه سال از این تاریخ نمى‏گذشت، که تعداد آنها از3300000 نفر بیشتر شده، امّا امروز تعداد آنها براى هیچکس معلوم نیست و این خود یکى از سیاستهاى یهود است زیرا سرشمارى آمریکا بدست آنهاست.

شما اگر تعداد فرانسوى‏ها، آفریقائى‏هاى ساکن آمریکا را از دولت بپرسید، فورا به شما اطلاع خواهند داد، تعداد آسیائى‏ها هم همه معلوم است، ولى آنچه معلوم نیست و همچنان در مخفى بودن آن کوشش بسیارى مى‏شود تعداد یهود است و شاید خود دولت هم آن را نداند زیرا پرونده‏هاى راجع به این موضوع همیشه مفقود و مجهول است(3).

معمولاً سینماها، تآترها، تجارت شکر، تجارت گندم، تنباکو، فولاد و پنجاه درصد از تجارت گوشت و بیش از 60٪ از تجارت کفش و اغلب صنایع، ادوات موسیقى و جواهرات و تمام مشروبات الکلى و صندوقهاى وام جهانى در دست یهود است(4).

بطور قطع مى‏توانیم بگوئیم که ملّت آمریکا راضى نبوده و نخواهد بود که یهود بازارهاى تجارتى خود را در این کشور متمرکز سازند، زیرا تاریخ چنین نشان داده که هرکشورى که یهود در آن تمرکز داشته باشد عوامل فساد در آن زیاد شده و در نتیجه کشورهاى دیگر نسبت به آن بدبین خواهند شد، چنانچه این امر نسبت به اسپانیا، آلمان و بریتانیا اتفاق افتاده است.

بسیار مى‏شنویم که بریتانیا چنین کرده است و آلمان چنان نموده است، ولى در واقع یهود آن را انجام داده و هیچ ارتباطى به دولت بریتانیا و آلمان ندارد.

امروز آمریکا بهمین درد مبتلاست و هر کارى را که یهود انجام مى‏دهند به نام ملّت آمریکا تمام مى‏شود، در صورتى که ملّت آمریکا از آن مبرّا مى‏باشد(5).

امروز ملّت آمریکا فقط با عینکهائى که یهود بر چشم آنها نهاده‏اند به دنیا مى‏نگرد و این بدبختى دیگرى است که نصیب ما مى‏شود.

یهود در هرگوشه و کنارى نفوذ کرده‏اند و حتّى کلیساهاى مسیحى در آمریکا تحت نفوذ آنهاست و در حقیقت منبرهاى کلیساها وسیله‏اى از وسائل تبلیغات یهودى مى‏باشد.

به عقیده من اگر کشیشها و کاردینال‏ها به حرفهاى خود رسیدگى کنند، خواهند دید که 70٪ از حرفهاى آنها از افکار یهودى سرچشمه گرفته است(6).

برنامه‏هاى اقتصادى آمریکا فقط بدست یهود اجرا مى‏شود.

شاید افکار عمومى مردم و سرمقاله‏هاى روزنامه‏هاى آمریکا، از افکار خود یهود، یهودى‏تر است.

اگر در دنیا مکانى وجود داشته باشد که افکار یهودى را به مردم تزریق کند، همان کنیسه‏هاى آمریکا است(7).

اگر یهود در اعماق کلیساها دست یافته‏اند، آیا ممکن است در دانشگاهها دست نداشته باشند؟

تمام دانشگاههاى آمریکا از نفوذ یهود و افکار و عقائد آنها رنج مى‏برند(8).

در آمریکا دو سازمان یهودى وجود دارد یکى به نام (کهیلا نیویورک) و دیگرى به نام (کابینه یهودى آمریکا).

(کهیلا) امروز به صورت یک حکومت مستقلى در آمده است، تمام قراردادهاى او قانون حساب مى‏شود و شاید این سازمان قویترین اتّحادیّه‏هاى یهودى را تشکیل مى‏دهد.

علّت هجرت کردن روزافزون یهود به نیویورک، وجود همین سازمان است. (کهیلا) نسبت به یهود حکم رُم نسبت به نصارى و مکّه نسبت به مسلمانان را دارد(9).

وجود کهیلا دلیل بسیار محکمى است بر علیه کسانى که مى‏گویند: (یهود یک عنصر منقسم برخود و متنافرى را تشکیل مى‏دهد)، زیرا در این سازمان امپریالیستها و توده‏ئیها و خاخامهاى یهودى چون برادر بر سر یک میز نشسته و زیر پرچم (یهوذا) براى مقاصد خود نقشه ریزى مى‏کنند(10).

هر فرد یهودى در آمریکا دست کم در یک سازمان مخفى اسم نویسى کرده است(11).

کهیلا نام خود را تغییر داده و نام (کنفرانس یهودى جهانى) را براى خود نهاده است و تقریبا تمام آرمانهاى خود را به تحقّق رسانده است(12).

هزاران سازمان مخفى تابع کهیلا وجود دارد.

خوب است از این آقایان یهود که همیشه سعى کرده‏اند خود را وطن پرست قلم داد کنند، سؤال کنیم: این سازمانها براى چیست؟ و بر علیه کیست؟ و آنها چرا اینقدر تلاش مى‏کنند تا نیویورک را از هر عنصر مخالفى جدا سازند؟ و اگر فرض کنیم آنها وطن پرست هستند هیچ احتیاجى به سازمان نخواهند داشت(13).

کهیلا درس عبرتى است که دنیا باید آن را به خوبى فرا گیرد تا از سرعت نفوذ یهود باخبر بوده و صورت جهانى که به فرمان یهود حکم مى‏کند در نظر بیاورد(14).

حزب جمهورى آمریکا دامن گرمى براى یهود بوده است و لذا همیشه این حزب در انتخابات پیروز مى‏شود و در حقیقت این حزب را همان سازمان کهیلا مى‏چرخاند.

تعیین رئیس جمهورى آمریکا جز به دستور یهود، بدستور و فرمان کس دیگرى نیست، ولى بیچاره ملّت آمریکا گمان مى‏کند که خود آنها رئیس جمهورى را تعیین مى‏کنند، چنانچه رئیس جمهور پس از انتخابات با آنها کج رفتارى کند، آنقدر در باره او دزدى کشف خواهد شد! که بالاخره یا تسلیم مى‏شود و یا از صحنه بیرون مى‏رود.

هنوز یهود همان سیاست قدیمى خود را در پیش گرفته است مبنى بر این که نباید یهودى را جلو انداخت، بلکه باید بیگانگان را صورت قرار داده و یهود در پشت صحنه باشند. فایده این کار این است که آنها با سرکاربودن بیگانگان بیش از ظاهر بودن یهود مى‏توانند اغراض خود را اعمال کنند، زیرا اگر یهودى رئیس باشد و علنا به اهداف یهود کمک کند، مردم او را متهم کرده و شاید از یهود متنفر شوند، در صورتى که اگر آنها همچنان زیر پرده باشند هیچگاه مورد اتهام قرار نخواهند گرفت و در این صورت هم از انتقاد، سالم مى‏مانند و هم خواسته‏هاى خود را جامه عمل مى‏پوشانند(15).

در آمریکا سازمان دیگرى وجود دارد به نام (سازمان تامانى). گرچه این سازمان در ظاهر از صحنه‏هاى سیاسى خارج شده ولى در واقع اگر قوى‏تر و با نفوذتر نشده باشد ضعیف‏تر نشده است. سرمایه این سازمان را از تجارت جنس ظریف (زنان و دختران) و مواد مخدر تأمین مى‏کنند!.

چندى پیش دولت آمریکا تحقیقاتى در این باره بعمل آورده و مردم بدترین نوع جنایت (یعنى تجارت جنس ظریف) را به چشمهاى خود مشاهده کردند و آنقدر رسوائى این عمل زشت، بالا بود که بسیارى از این بازرگانان بشردوست یهودى، مجبور شدند که نام و فامیلى خود را عوض کنند! و اینک بهترین و معروفترین فامیلهاى یهودى در نیویورک اسمهاى مستعار دارند(16).

تآتر... و سینما

دیرزمانى است که یهود مى‏کوشد تا هرچه وسائل تبلیغاتى است مانند تآتر و سینما را منحصرا تحت تصرف خود در آورد. و معمولاً چون تآتر تأثیر شگرفى در مغز و تفکّر افراد جامعه مى‏گذارد، یهود کارى کرده است که برنامه تآتر دست آنها باشد تا هیچ نمایشى بر علیه آنها اجرا نشود(17).

سیطره یهود، منحصر به تآتر نیست بلکه از یک طرف تمام سینماها از مال یهود است و از طرف دیگر صاحب امتیاز آنها مى‏باشند و همچنین است شرکتهاى فیلم بردارى که همه یهودى مى‏باشند.

مشکل اینجاست که هرجا یهودى باشد مشکلات و انحرافات فراوان است، هر یهودى به سهم خود مى‏کوشد تا اخلاق ملّتها را فاسد کند و از این راه بر مغز و روح مردم پیروز شود.

این مشکل بصورت رسوائى بزرگى در تآترها و سینماهاى آمریکا به وضوح دیده مى‏شود(18).

موسیقى... و یهود

مردم از آنکه خانه‏هایشان محل رقص و غنا و موسیقى شده است بستوه آمده‏اند ولى آنها نمى‏دانند که موسیقى و غنا جزو احتکارات یهود است، این یهود هستند که جوانهاى ما را یک مشت افراد نادان و کم‏اطلاع به بار آورده‏اند.

و همین موسیقى (جاز) که امروز درهر محفلى صورت وحشتناک خود را ظاهر مى‏کند یکى از اختراعات خطرناک یهود است که آن را براى فساد اخلاق جوانان ساخته‏اند(19).

معمولاً اگر کسى در فساد هائیکه جامعه امروز را تهدید مى‏کند تحقیقى بعمل آورد بدون شک خواهد یافت که دست یهود در تمام آنها دخالت دارد و حتّى جنگهاى خونینى که تا به حال هزاران انسان را به کشتن داده است بدست مرموز یهود برپا شده است(20).

شراب... و یهود

جون فوستر فریزر در کتاب (یهودى فاتح) که در سال1916 چاپ شده است مى‏نویسد: تجارت ویسکى در آمریکا، منحصر به یهود است. و 80٪ از اعضاى کابینه بازرگانان شراب، یـهودى هستند چنانچه تجارت انـواع سیگار هم منحصر به یهود است(21).

یگانه کسیکه از شراب تبلیغ مى‏کند یهود هستند زیرا شما هیچ نمایش، کتاب قصّه، فیلم و غیره را خالى از اسم شراب نخواهید یافت. مى‏دانید چرا؟ براى این که این تجارت آنها است و آن هم تبلیغات آنها(22)! آیا پس از همه این تبلیغات نمى‏توان گفت که یهود به قسمتى از آرمانهاى خود رسیده‏اند؟



1 ـ تألیف هنرى فورد میلیونر مشهور، در این کتاب بحثهائى پیرامون تاریخ یهود در آمریکا، گوشه‏هائى از نفوذ یهود، قربانیان یا جبّاران، آیا یهود امّتى را تشکیل مى‏دهند؟ برنامه‏هاى سیاسى یهود، مقدمه‏اى بر کتاب پروتکلها، چگونه یهود از سلطه خود استفاده مى‏کنند، نفوذ یهود در سیاست آمریکا، بُلشفیکها و صهیونیستها، سیطره یهود بر تآتر و سینما، شراب، قمار، فساد، مشکله بزرگ جهان، مد و جزر در سلطان مالى یهود، سیطره بر روزنامه‏ها، دولت جامعه (یهوذا) و غیره مى‏باشد. یکى از کتابهاى سودمندى است که اخیرا در کشورهاى عربى انتشار یافته است. و این کتاب در سال1921 از طرف شرکت ماشین سازى مشهور (فورد) منتشر گردید و بلافاصله یهود نسخه‏هاى آن را جمع کرده و آتش زدند. فورد پس از تألیف این کتاب آنقدر مورد انتقاد محافل آمریکائى قرار گرفت که بالاخره مجبور شد معذرت نامه‏اى را که روزنامه‏ها از طرف او چاپ کرده بودند امضاء کند، هر نسخه‏اى از این کتاب در آمریکا800 دلار بفروش رسید!

2 ـ (یهود یگانه مشکله جهان)، صفحه19.

3 ـ (یهود یگانه مشکله جهان)، صفحه58.

4 ـ همان مدرک، صفحه22.

5 ـ همان مدرک، صفحه23.

6 ـ همان مدرک، صفحه31.

7 ـ همان مدرک، صفحه33.

8 ـ همان مدرک، صفحه34.

9 ـ (یهود یگانه مشکله جهان)، صفحه109.

10 ـ همان مدرک، صفحه109.

11 ـ همان مدرک صفحه110.

12 ـ همان مدرک، صفحه113.

13 ـ همان مدرک، صفحه116.

14 ـ همان مدرک، صفحه112.

15 ـ همان مدرک، صفحه132.

16 ـ همان مدرک، صفحه136.

17 ـ همان مدرک، صفحه162.

18 ـ همان مدرک، صفحه163.

19 ـ همان مدرک، صفحه184.

20 ـ همان مدرک، صفحه184.

21 ـ همان مدرک، صفحه199.

22 ـ همان مدرک، صفحه203.

 

تاریخچه یهود۴(آرمانهاى غیر انسانى)

 

آرمانهاى غیر انسانى

یگانه آرمان یهود که صراحتا اعلام مى‏شود آن است که یک دولت یهودى جهانى بپا کنند، یعنى همه دنیا را تحت تصرّف خویش در آورند.

این حکومت بنا به گفته خود آنها از اسرائیل سرچشمه خواهد گرفت و پس از غلبه بر (نیل تا فرات) در راه آن گامهاى بزرگترى خواهند برداشت.

به عقیده آنها، اگر از (نیل تا فرات) را بدست بیاورند بقیه مناطق، خواهى نخواهى تسلیم خواهند شد، زیرا این منطقه که با منابع سرشار خود ثروتمندترین مناطق جهان را تشکیل مى‏دهد، گلوى دنیا محسوب مى‏شود و کسى که بتواند بر آن حکومت کند چنان است که بر جهان حکومت داشته است.


تورات مى‏گوید: در آن روز به ابرام (ابراهیم) گفت: این زمین را به نسل تو خواهم داد، از نهر مصر تا نهر بزرگ فرات(1).

تا آنکه خداوند تو و نسل تو باشم... همه زمین‏هاى غربت تو را به تو و نسل تو بر مى‏گردانم... زمین‏هاى کنعان را به ملک ابدى تو خواهم در آورد(2). یهود پروردگار ما در (حوریب) با ما سخن گفت: بس است آنچه در این کوه توقف نمودید، بروید بالاى کوه اموریین جنوب و سواحل دریا و زمین‏هاى کنعان و لبنان تا نهر بزرگ فرات را به تصرّف درآورید. داخل شوید و زمینهائى را که خداوند به آنها قسم یاد کرده که آنها را به ابراهیم و اسحاق و یعقوب و فرزندان آنها بدهد تملّک کنید(3).

یهود براى تحقّق بخشیدن به این نویدها و مژده‏هاى دیگرى که در (تلمود) وارد شده است در مرحله اوّل یک حکومت مخفیانه مرکب از300 یهودى را تشکیل داد و یک نفر را (وارث سلیمان و داود) بعنوان پادشاه آن انتخاب نمود.

این حکومت مخفى در حقیقت صاحب مال، نفوذ و همه کاره اروپا بود(4).

آقاى (ولترراتنو) یهودى در روزنامه خود در تاریخ 25/12/1909 مى‏نویسد: سرنوشت اروپا فقط بدست300 نفر که هریکى رفقاى دیگر خود را بخوبى مى‏شناسد تعیین مى‏گردد. این300 نفر که همه یهودى مى‏باشند، داراى وسائل کافى براى سرنگون ساختن رژیمهاى مخالف هستند.

یهود این حکومت جهانى خود را به یک افعى بسیار بزرگى تشبیه مى‏کنند که از سال70م، براى نابود کردن جهان در حرکت است. دُم این افعى در فلسطین باقى خواهد ماند و سر آن به حرکت خواهد آمد، تا آنکه تمام دنیا خراب شود و در این وقت سر او از این جهانگردى ننگین خود باز گشته و در شهر بیت‏المقدّس زیر پرچم یهود آرام خواهد گرفت.

ولى چون این آرمان کاملاً غیر انسانى، با وجود ادیان و اخلاق، امکان‏پذیر نبوده است، آنها سخت مى‏کوشند تا از اخلاق و دین مفهومى باقى نماند.

خاخام (ریچران) در یکى از سخنرانى‏هاى خود که بر سر قبر (سیمون بن یهوذا) در شهر براغ سال1869م، ایراد کرده و در مجله (کانت مپران) که در تاریخ 1/7/1880م، چاپ شده است، مى‏گوید: پدران گذشته ما هر ساله کنفرانسى بر سر این قبر تشکیل مى‏دادند و این وظیفه ما است که اوّل هر قرن این کنفرانس را تشکیل داده و براى سیطره بر جهان طرح و برنامه‏ریزى بنمائیم.

اکنون هیجده قرن از جنگ یهوذا تا این زمان مى‏گذرد، براى این که خداوند وعده داده است ابراهام قدرت پیدا مى‏کند بر جهان و در این مدّت یهود، اهانتها و جسارتهاى زیادى بخود دیده و چندین بار قتل عام شده، ولى آنها تسلیم نشده و اگر در دنیا پراکنده مى‏باشند علّتش این است که دنیا ملک آنها است.

و اضافه مى‏کند: اینک ملّت ما گامهاى بزرگى را بسوى قله جهان برداشته و هر روز که مى‏گذرد بر قوّت و قدرت و نفوذ ما افزوده مى‏شود. ما خداوند این زمان را که عبارت از طلا است مالک هستیم، همان خداوندى که هارون آن را بصورت گوساله‏اى در آورد و ما آن را پرستش کردیم و اینک بصورت خداوند تمام مردم جهان در آمده است. در آن لحظه که طلاهاى جهان بدست ما در آید وعده‏هاى أبراهام (ابراهیم(ع)) را عملى خواهیم کرد و بر جهان سیطره کاملى خواهیم یافت.



1 ـ سفر پیدایش اصحاح، صفحه15.

2 ـ همان مدرک، صفحه17.

3 ـ تثنیه اصحاح اوّل.

4 ـ (الیهودیة العالمیة)، صفحه135

 

تاریخچه یهود۳(این عقده‏ها ترکیده مى‏شود)

 
 

این عقده‏ها ترکیده مى‏شود             

همیشه عقده‏هاى حقارت واکنشهاى زیان‏آورى داشته است، ولى تاریخ واکنشى بسان واکنشهاى عقده یهود ندیده است، واکنشى که دهها جنگ را بپا کرده است و صدها میلیون انسان را بکشتن داده است.

یهودیها براى جبران آن همه زجرها، محفلها و حزبهاى گوناگونى تشکیل دادند، تا بوسیله آن بتوانند انتقام آن همه فشار و سختگیریهاى مردم را از ملّتهاى ضعیف و ناتوان بگیرند.

الف: اولین محفل آنها که در قرن هفدهم تأسیس شد، محفل (ماسونى) بود که پیروزى‏هاى زیادى را نصیب یهود کرد(1). بطوریکه در اعلامیه‏هاى خود بیان نمودند، سه هدف اساسى را در محافل خود دنبال مى‏کنند.


1 ـ محافظت از یهودیسم در کلّ جهان.

2 ـ نابود کردن سایر ادیان جهان.

3 ـ دمیدن روح کُفر و الحاد، در ملّتها(2).

سرچشمه محفل از بریتانیا بود و در تمام جهان از آنجا شروع شد و به سرپرستى آن:

اولین محفل آنها در پاریس در سال1732 میلادى تأسیس گردید.

و اولین محفل ماسونى در جبل الطارق در سال1727م و در آلمان در سال1733م، در پرتغال در سال1735م، در هلند در سال1745م در سویس در سال1740م، در دانمارک در سال1745م، در ایتالیا در سال1763م، در بلژیک در سال1765م، در شوروى در سال1771م آغاز بکار کرده و تا سال1907م پنجاه محفل علنى تشکیل شد(3).

ب: دومین واکنش آنها تأسیس سازمان (بناى برث) در تاریخ 13/10/1842م بود. این سازمان که در شعله‏ور کردن آتش جنگهاى جهانى اوّل و دوّم سهیم بود(4) از طرف مهاجرین یهود بوجود آمد.

در عهد آیزن هاور رئیس جمهور اسبق آمریکا که خودش رئیس این سازمان بود، آقاى (فلیپ کلولزنیک) را بعنوان رئیس نمایندگان آمریکا در سازمان ملل متحد تعیین کرد.

در حال حاضر این سازمان در آمریکا و کشورهاى اروپائى بطور علنى مشغول فعالیّت است(5).

ج: سومین واکنش آنها، جنبش (صهیونیسم) بود.

هدف این جنبش ارتجاعى و نژادى آن بود که حکومت موهوم و خیالى بنى اسرائیل را باز گرداند و بر خرابه‏هاى مسجدالاقصى (هیکل حضرت سلیمان) را بنا کند(6).

ابتداى این حرکت را مى‏توان سال1816م دانست، گرچه هرتسل (1860 ـ 1904م) براى اولین بار آن را علنى کرده و خیلى‏ها آن را از ابتکارات هرتسل دانسته‏اند.

به عقیده صهیونیستها هر یهودى صهیونى است، ولى لازم نیست که هر صهیونى یهودى باشد، زیرا اسامى اعضاء این حرکت افراد زیادى را نام مى‏برد که هیچ یک آنها یهودى نبوده است، مانند: (چرچیل، ایدن، ترومان، آیزن هاور، کندى و جانسون).

چرچیل در اواخر حیات خود مى‏گفت: من یک صهیونى واقعى هستم و افتخار مى‏کنم(7).

(پُرُتُکلهاى(8) حکماى یهود) از آنِ همین حرکت است. این کتاب خطرناکترین برنامه‏هاى صهیونیها را براى سیطره بر جهان فاش مى‏کند(9).

د: چهارمین واکنش یهود را جمله (ضدّ سامى)(10) تشکیل مى‏دهد، که این دروغ بزرگ سلاح بُرّنده یهود شده است.

یهودیان چگونه از آن استفاده مى‏کنند؟!

دست‏هاى خرابکار یهود بر همه جنگها و کشمکشهاى جهان اثر گذاشته، ولى مگر کسى مى‏تواند آن را فاش کند؟

1 ـ هنگامى که خاندان سلطنتى (ساسون) در سال 1832( إلى) 1864 تجارت مواد مخدر را بدست گرفتند و مردم در این عمل اظهار نارضایتى کردند، یهودیان فریاد زدند (ضدّ سامى).

2 ـ هنگامى که یهود دو جنگ جهانى اوّل و دوّم را برپا کردند، مردم خواستند آنها را مفتضح کنند، فریاد زدند: (ضدّ سامى).

3 ـ هنگامى که دکترهاى یهودى در آمریکا میکروب سرطان را براى آزمایش به چند جوان مسیحى تزریق کردند و مردم خواستند از آن جلوگیرى کنند، فریاد زدند: (ضدّ سامى)(11).

4 ـ هنگامى که میلیونر مشهور آقاى (هنرى فورد) کتاب (یهود، یگانه مشکله جهان) را انتشار داد، آنقدر یهود با سلاح (ضدّ سامى) با او جنگ کردند که بالاخره مجبور شد نامه‏اى که خود یهود نوشته بودند بعنوان معذرت خواهى، او امضاء کند و از آنها پوزش بطلبد(12). (حاییم وایزمن) مىگوید: ما هر کجا برویم سلاح (ضدّ سامى) را با خود حمل خواهیم کرد(13). و یهود این سلاح را در آمریکا، انگلستان و فرانسه بکار برده و نتائج بسیار مفیدى را از آن بدست آورده است.



1 ـ براى توضیح بیشتر بهمین کتاب مراجعه شود.

2 ـ (الماسونیة منشئة ملک اسرائیل)، تألیف محمّد على زعبى، بیروت1956 م.

3 ـ به دائرةالمعارف بریتانیا ماده (فرماسورى) مراجعه شود.

4 ـ (خطرالیهودیة العالمیة على‏الاسلام والمسیحیة)، صفحه154.

5 ـ (الخطر المحیط بالاسلام)، صفحه203.

6 ـ (تاریخ الحرکة الصهیونیة)، تألیف دکتر آلن تایلر.

7 ـ (خطرالیهودیة العالمیة)، صفحه172.

8 ـ قراردادها.

9 ـ (خطرالیهودیة العالمیة)، صفحه150.

10 ـ سام یکى از فرزندان حضرت نوح علیه‏السلام است واز اقوامى که به او منتسب هستند، مانند: اعراب و عبریها را سامى گویند.

11 ـ (خطر الیهودیة العالمیة)، صفحه 174.

12 ـ مقدمه کتاب (خطر الیهودیة العالمیة)، صفحه12.

13 ـ (خطر الیهودیة العالمیة)، صفحه 178.

 

تاریخچه یهود۲(صفات یهود وفشار دولتها)

صفات یهود و فشار دولتها

گوستاولوبون فرانسوى مى‏گوید: اگر ما بخواهیم صفات یهود را در چند کلمه خلاصه کنیم، باید بگوئیم: یهود مانند انسانهائى هستند که تازه از جنگل وارد شهر شده‏اند و همیشه از صفات انسانى بى‏بهره بودند، چرا که همچون پست‏ترین مردم روى زمین زندگى مى‏کنند(1).

بنى اسرائیل همیشه مردمى وحشى، سفاک و بى‏غیرت بوده، حتّى در زمانى که خود آنها بر کشورهاى خود حکومت مى‏کردند، باز هم از سفاکى خود دست بر نداشته‏اند، بى‏پروا وارد جنگ شده و چون از پاى در مى‏آمدند، به یک مشت خیالات غیر انسانى و بى‏اساس پناه مى‏بردند. خلاصه آنکه هیچ فرقى میان یهود و حیوانات نمى‏توان گذاشت(2).

برجسته‏ترین صفات یهود، چنانچه قرآن بیان مى‏کند از قرار ذیل است.


1 ـ قساوت و توحش:

چنانچه خداوند متعال مى‏فرماید: (ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُمْ مِنْ بَعْدِ ذلکْ فَهِىَ کَالْحِجَارَةِ اَوْ أشَدُّ قَسْوَةً وَ إنَّ مِنَ‏الحِجَارةِ لَما یَتَفَجَّرُ مِنْهُ الأنْهارُ وَ اِنَّ مِنْها لَما یَشَّقَّقُ فَیَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ وَ اِنَّ مِنْها لَما یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ)(3) پس با این معجزه بزرگ باز چنان سخت دل شدند که دلهایشان چون سنگ یا سخت‏تر از آن شد چه آنکه از پاره سنگها نهرها بجوشد و برخى دیگر سنگ‏ها بشکافد و باز آبى از آن بیرون آید و پاره‏اى از ترس خدا فرود آیند (اى سنگدلان بترسید که) خدا از کردار شما غافل نیست. و در جاى دیگر مى‏فرماید:

(فَبِما نَقْضِهِمْ میثاقَهُمْ لَعَنّاهُمْ وَ جَعَلْنَا قُلُوبَهُم قَاسِیَةً یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَ نَسُوا حَظّا مِمّا ذُکِّرُوا بِهِ وَلا تَزالُ تَطّلِعُ عَلى خائِنَةٍ مِنْهُمْ اِلاّ قَلیلاً مِنْهُم)(4) پس چون بنى اسرائیل پیمان شکستند آنان را لعنت کردیم ودلهایشان را سخت گردانیدیم (که موعظه در آنها اثر نکرد) کلمات خدا را از جاى خود تغییر مى‏دادند و از بهره آن کلمات که به آنها داده شد در (تورات) نصیب بزرگى را از دست دادند و دائم بر خیانتکارى و نادرستى آن قوم مطّلع مى‏شوى جز قلیلى از آنها که با ایمان و نیکوکارند.

قساوت قلب و سنگدلى آنها را تاریخ در تمام اعصار و قرون خود روشن کرده است.

(کاسیوس) در کتاب78 خود در فصل32 در حوادث سال117 م، مى‏نویسد:... مطابق همین تاریخ یهود در غرب دریاى طرابلس به رهبرى (آندریا) براى کشتن رومیها و یونانیها خروج کرده همه را از دم تیغ گذراندند، سپس خونهایشان را آشامیده، گوشتهایشان را خوردند، سرها و استخوانها را قطعه قطعه کرده و به سگها دادند.

خیلى از ما را هم مجبور کردند که یکدیگر را مثل حیوانات بکشیم. تعداد آن کسانى که در این کشتار به قتل رسیدند به220000 نفر رسید.

و همانند این کشتار را در مصر و قبرس به رهبرى (آرتمیون) تکرار کردند و در این کشتار هم240000 نفر به قتل رسیدند.

در (سافیل) واقع در اسپانیا،138 مسیحى را به یکى از مقابر دور از شهر برده و آنها را با گلوله مجروح و سپس زنده به گور کردند، بطوریکه دستهایشان از قبر بیرون مانده و برخى از اجساد بطور کامل زیر خاک پنهان نشده بود.

البته این قساوت قلب براى یهود، تازگى ندارد و حتّى در همین جنگ اخیر (1967م) مسلمانان و اسرائیل هنگامى که آنها بر بیت‏المقدّس پیروز شدند، به یکى از قریه‏هاى نزدیک شهر حمله برده و مردم بى‏دفاع و بى‏گناه از ترس به مسجد پناه بردند. ولى یهود مگر مسجد مى‏فهمد؟ وقتى همه مردم وارد مسجد شدند هلى‏کوپترها بر فراز مسجد به پرواز در آمده و دهها نفر از مردم بى‏گناه و بى‏دفاع را با مواد منفجره به خون خود آغشته نموده و آتش زدند(5).

2 ـ کشتن انبیاءالله:

قرآن مجید در این باره مى‏فرماید: (وَلَقَدْ اتَیْنا مُوسَى الْکِتابَ وَقَقَّیْنا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ وَ اتَیْنا عیسَى ابْنَ مَرْیَمَ الْبَیِّناتِ وَأیَّدْناهُ بِرُوح الْقُدُسِ أفَکُلَّما جائَکُمْ رَسُولٌ بِما لا تَهْوى اَنْفُسَکُمُ اسْتَکْبَرْتُمْ فَفَریقا کَذَّبْتُمْ وَ فَریقا تَقْتُلُونَ)(6).

و ما به موسى کتاب تورات را عطا کردیم و از پى او پیغمبران را فرستادیم و عیسى(ع) پسر مریم را به ادلّه روشن، حجّتها دادیم و او را به واسطه روح‏القدس اقتدار و توانائى بخشیدیم، آیا هر پیامبرى که بر خلاف هواى نفس شما اوامرى از جانب خدا آورد از امرش سرپیچى کرده از راه حسد گروهى را تکذیب مى‏کنید و گروهى را مى‏کشید؟

همچنین مى‏فرماید: (وَاِذا قیلَ لَهُم امِنُوا بِما أَنْزَلَ اللَّهُ قالوُا نُؤْمِنُ بِما اُنْزِلَ عَلَیْنا وَ یَکْفُرُونَ بِما وَرآءَهُ وَ هُوَ الحَقُّ مُصَدِّقا لِما مَعَهُمْ قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ اَنْبیاءَ اللَّهِ مِنْ قَبْلُ اِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ)(7).

و چون به یهود گفته شد ایمان بیاورید به قرآنى که خدا براى (هدایت بشر) فرستاده، پاسخ دادند که تنها به تورات، چون به ما نازل شده ایمان مى‏آوریم و به غیر تورات کافر مى‏شوند در صورتى که قرآن حقّ است و کتاب آنها را تصدیق مى‏کند، بگو اى پیغمبر اگر شما در دعوى ایمان به تورات راستگو بودید به کدام حکم تورات قبل از این پیغمبران را کشتید؟

و باز قرآن مى‏فرماید: (لَقَدْ اَخَذْنا میثاقَ بَنى اسْرائیلَ وَاَرْسَلْنا اِلَیهِمْ رُسُلا کُلَّما جآئَهُمْ رَسُولٌ بِما لا تَهْوى اَنْفُسُهُمْ فَریقاً کَذَّبُوا وَ فَریقاً یقتُلوُنَ)(8).

از بنى اسرائیل پیمان گرفتیم (که خدا را اطاعت کنند) و پیامبرانى بر آنها فرستادیم (که احکام خدا بیاموزند) هر رسولى آمد چون بر خلاف هواى نفس آنها گفت، گروهى را تکذیب کرده و گروهى را کشتند.

عجیب آنکه کشتن پیامبران آنقدر در بین آنها معمول شده بود که صورت طبیعى به خود گرفته بود، چنانچه در روایات است که یهود مابین طلوع فجر تا طلوع آفتاب70 پیامبر را سر بریدند و سپس دکانهاى خود را باز مى‏کردند مثل اینکه هیچ کارى نکرده‏اند(9).

از جمله پیامبرانى که بدست آنها به قتل رسیدند، یحیى و زکریّا(علیهماالسلام) بودند که فقط بخاطر آنکه آنها را از فحشاء و منکرات منع مى‏کردند مستحق قتل شدند.

چنانچه مى‏خواستند (هارون) جانشین حضرت موسى(ع) را به قتل برسانند. و براى عیسى(ع) چوبه‏هاى دار نصب کردند.

و از همه بزرگتر آنکه پیامبر اسلام(ص) را شهید کردند چنانچه در تواریخ مى‏نویسند: پس از فتح خیبر همسر (سلام بن مشکم) یهودى که ظاهرا اسلام آورده بود طعامى از گوشت ران گوسفند مهیّا کرده، و به خدمت رسول اکرم(ص) فرستاد، پیامبر خدا(ص) که هیچ وقت عادت نداشت غذا را تنها میل کند، (بِشر بن براء) را دعوت کرد بِشر هم دست برده و قطعه‏اى از آن گوشت را خورد و مقدارى از آن را جوید، یک مرتبه لقمه را از دهان انداخته، فریاد زد (به خدا قسم که این گوشت به من خبر مى‏دهد که مسموم است) ولى آن زهر آنقدر قوى بود، که بِشر را در همان جا به قتل رسانیده و پیامبر اکرم (ص) را پس از چند هفته شهید کرد(10).

3 ـ دروغ، افتراء، تحریف:

قرآن مى‏فرماید: (وَدَّتْ طائِفَةٌ مِنْ اَهْلِ الْکِتابِ لَوْ یُضِلُّونَکُمْ وَ ما یُضِلّوُنَ اِلاّ اَنْفُسَهُمْ وَ ما یَشْعُرونَ)(11).

گروهى از اهل کتاب انتظار و آرزوى آن دارند که شما را گمراه کنند، به آرزو نخواهند رسید و این را نمى‏فهمند.

و مى‏فرماید: (یا اَهْلَ الْکِتابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْباطِلِ وَ تَکْتُمُونَ الْحَقَّ وَ اَنْتُمْ تَعْلَمُونَ)(12).

اى اهل کتاب چرا حقّ را به باطل مشبه مى‏سازید تا چراغ حقّ را به باد شبهات خاموش کنید در صورتى که به حقّانیّت آن آگاهید.

(مِنَ الَّذینَ هادُوا یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَ یَقُولُونَ سَمِعْنا وَ عَصَیْنا وَاسْمَعْ غَیْرَ مُسْمَعٍ وَ راعِنا لَیّا بِاَلْسِنَتِهِمْ وَ طَعْناً فِى‏الدّینِ وَلَوْ اَنَّهُمْ قالُوا سَمِعْنا وَ اَطَعنا وَاسْمَعْ وَانْظُرْنا لَکانَ خَیْرا لَهُمْ وَ اَقْوَمَ وَلکِنْ لَعَنَهُمُ‏اللَّهُ بَکُفْرِهِمْ فَلایُؤْمِنُونَ اِلاّ قَلیلاً)(13).

گروهى از یهود کلمات خدا را از جاى خود تغییر داده و مى‏گویند: فرمان خدا را شنیده و از آن سر مى‏پیچیم و (به زبان جسارت با تو خطاب مى‏کنند) مى‏گویند بشنو که کاش شنوا باشى و گویند ما را رعایت کن و گفتار شان زبان بازى و تمسخر به دین است و اگر به احترام مى‏گفتند که ما فرمان حقّ را شنیده و تو را اطاعت کنیم و تو سخن ما بشنو و به حال ما بنگر، آنان را نیکوتر بود و به صواب نزدیکتر. خدا آنها را چون کافر شدند لعنت کرد که به جز اندکى از آنها (لایق رحمت خدا نیستند) ایمان نمى‏آورند.

(... مِنَ‏الَّذینَ هادُوا سَمّاعُونَ لِلْکَذِبِ سَمّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرینَ لَمْ یَأتُوکَ یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَواضِعِهِ...)(14).

و نیز اندوهگین مباش از یهودانى که جاسوسى کنند، سخنان فتنه خیز به جاى کلمات حق تو به آن قومى که از کبر نزد تو نیامدند، مى‏رسانند (مانند یهودان خیبر) (آنها از دشمنى و عناد به اسلام کلمات حقّ را بعد از آنکه به جاى خود مقرّر گشت) به میل خویش تغییر دهند.

4 ـ مکر و خدعه:

این دو صفت دو عصاى ضخیمى است که همیشه یهود در کارهاى خود بر آنها تکیه مى‏کنند. مکر و خدعه در ذات هر یهودى است، در هرکجا و در هرکارى که انجام مى‏دهد با او همراه مى‏باشد.

قرآن مى‏فرماید: (وَ مَکَرُوا وَ مَکَرَاللَّهُ وَاللَّهُ خَیْرُالْمکِرینَ)(15).

یهود با خدا مکر کردند، خدا هم در مقابل با آنها مکر کرد و از همه کس خدا بهتر مکر تواند کرد.

(یا اَیُّهاالرَّسُول لایَحْزُنْکَ الَّذینَ یُسارِعُونَ فِى‏الْکُفْرِ مِنَ‏الَّذینَ قالُوا آمَنّا بِاَفْواهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ...)(16).

اى پیغمبر غمگین از آن مباش که گروهى از آنان که به زبان اظهار ایمان کنند و به دل ایمان نیاورند به راه کفر مى‏شتابند.

5 ـ مال اندوزى و ثروت پرستى:

وقتى که موسى(ع) براى آوردن الواح به کوه طور رفت و سامرى گوساله‏اى از طلا و نقره براى آنها ساخت، از آن روز تا به امروز ثروت بزرگترین معبود یهود است.

هر یهودى سعى مى‏کند مالهاى جهان را تحت اختیار خود در آورد و ازاین راه اختیار دار مردم باشد.

خداوند متعال مى‏فرماید: (وَلَقَدْ جائَکُمْ مُوسى بِالبَیِّناتِ ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَ اَنْتُمْ ظالِمُونَ)(17).

و با آن همه آیات و دلایل روشن که موسى براى شما آشکار نمود باز گوساله‏پرستى اختیار کردید در غیاب او، که مردمى سخت ستمکار بودید.

(وَ تَرى کَثیرا مِنْهُمْ یُسارِعُونَ فِى‏الاِثْمِ وَالْعُدْوانِ وَ اَکْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ ماکانُوا یَعْمَلُونَ)(18).

بسیارى از آنها را بنگرى که در گناه و ستمکارى و خوردن حرام مى‏شتابند، بسیار کار بدى را پیشه خود ساخته‏اند.

6 ـ پیمان شکنى و نقض عهد:

اگر امکان داشت تا پیمان شکنى را مجسّم کنیم... مى‏بایستى به یهود نگاه کرد. چه پیمانها و عهدهائى را که زیر پا نهادند و شرافت انسانیّت را لگدمال نمودند؟

هنگامى که پیامبر اسلام(ص) خندق را حفر کرد و مانع عبور سپاه کفار شد، یهود (بنى قریظه) که هم پیمان رسول الله(ص) بودند یک جلسه اضطرارى تشکیل داده و با خود قرار گذاشتند، که آنها از پشت بر لشکر اسلام حمله کنند و هم از طرف دیگر کفار بر آنها حمله‏ور شوند تا بدین وسیله اسلام را از ریشه نابود سازند، ولى سرانجام لشکر أحزاب شکست خورد و این بار نوبت این قبیله خائن رسید.

پیامبر اکرم(ص) مدّت25 روز آنها را محاصره کرد، تا بالاخره تسلیم شدند.

بعد از آن700 مرد سلحشور را دربند کرده خدمت پیامبر اسلام(ص) آوردند، پیامبر اکرم فرمود: هرکس را که مى‏خواهید انتخاب کنید تا در باره شما قضاوت کند. آنها (سعد بن معاذ) را که قبلا از همان قبیله خیانت کار بود انتخاب کردند، سعد که طبیعت آنها را مى‏دانست أمر کرد، تا تمام مردها را گردن زده و زنهایشان را اسیر کنند. هنگامى که پیامبر خدا(ص) قضاوت سعد را شنید، فرمود: بخدا قسم حکم تو مطابق حکم خدا بود(19).

7 ـ فساد اخلاق:

فساد اخلاق، یکى از وسائل شرافتمندانه پیشرفت یهود است و به قول هیتلر هر دُملى را که انسان بشکافد خواهد دید که میلیونها یهودى داخل آن مشغول فسادند(20).

قرآن مجید مى‏فرماید: (لُعِنَ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ بَنى اِسْرائیلَ على لِسانِ داوُدَ وَ عیسَى ابْنَ مَرْیَمَ ذلِکَ بِما عَصَوْا وَ کانُوا یَعْتَدُونَ کانُوا لا یَتَناهَوْنَ عَنْ مُنْکَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ ما کانُوا یَفْعَلوُنَ)(21).

کافران بنى اسرائیل به زبان داود و عیسى بن مریم مورد لعن و نفرین واقع شدند که نافرمانى حکم خدا کرده و از حکم حقّ سرکشى کردند، آنها هیچگاه از کار زشت خود (با آن همه پند و اندرز رسولان) دست بر نداشتند و آنچه مى‏کنند چقدر زشت و ناشایسته است.

8 ـ ربا خوارى:

قرآن مجید در این باره مى‏فرماید:

(فَبِظُلْمٍ مِنَ‏الَّذینَ هادُوا حَرَّمْنا عَلَیْهِمْ طَیِّباتٍ اُحِلَّتْ لَهُمْ وَ بِصَدّهِمْ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ کَثیرا وَاَخْذِهِمُ الرِّبوا وَقَدْ نُهُوا عَنْهُ وَاَکْلِهِمْ اَمْوالَ النّاسِ بِالْباطِلِ وَ اَعْتَدْنا لِلْکافِرینَ مِنْهُمْ عَذابا اَلیما)(22).

پس به جهت ظلمى که یهود (در باره پیامبران و عیسى(ع) و در حقّ خود) کردند و هم بدین جهت که بسیارى از مردم را از راه خدا منع نمودند، ما نعمتهاى پاکیزه خود را که بر آنان حلال بود، حرام کردیم و از این جهت که ربا مى‏گرفتند، در حالى که از آن نهى شده بودند، نیز از این رو که اموال مردم را به باطل (مانند رشوه و خیانت و سرقت) مى‏خوردند. و ما براى کافران آنها عذابى دردناک مهیّا ساختیم.

این شمه‏اى از صفات رذیله و برجسته یهود است و شاید همین عادات و روشهاى ناپسند بوده که همیشه آنها را تحت فشار دولتها قرار مى‏داد و همین سبب شد که یهود را از بیشترین کشورهاى جهان اخراج کنند.

در سال1290 میلادى یهود، مردم (انگلستان) را بستوه در آورد، در نتیجه (ادوارد) فرمان داد که همه آنها را از کشور انگلستان بیرون کنند و در اعلامیه‏اى که از طرف او منتشر شد آمده بود که: یهود باید قبل از عید قدسین از کشور انگلستان خارج شوند و چنانچه کسى از این تاریخ خارج نشود او را اعدام کرده و به دار آویزان کنند و جسدش را چهار قسمت بنمایند.

در اثر این فرمان، تعداد16000 یهودى که ساکن انگلستان بودند آنجا را ترک کرده و تمام اموال آنها مصادره شد.

پس از این تاریخ مدّت400 سال ورود یهود به انگلستان ممنوع بود، تا آنکه (کرمویل) در سال1657 میلادى تحت شرائطى اجازه داد که وارد کشور انگلستان شوند(23).

در همین سال براى نخستین بار به یهود اجازه داده شد که اوّلین کنیسه خود را در لندن بنا کنند.

و فقط در سال1674 به یهود (آمریکا) که در آن وقت یکى از مستعمرات بریتانیا بود اجازه دادند که علنا عبادت کنند. و در سال1841 اولین روزنامه یهودى در انگلستان منتشر شد.

در کشور فرانسه (لویس اغسطس) یهود را از آن کشور بیرون کرد و تا مدّت20 سال از ورود آنها جلوگیرى نمود. و در عهد (فیلیپ زیبا) براى دومین بار آنها را از فرانسه بیرون کرده و تمام دارائیهاى آنها را مصادره نمود. و در سال1341 میلادى، مردم بر علیه یهود شورش کرده و هزاران یهودى را سر بریدند، این شورش چندین سال ادامه داشت، بطوریکه در سال1394 یک یهودى در کشور فرانسه وجود نداشت.

در سال1492 به آنها اجازه داده شد که وارد فرانسه شوند، ولى تا اواسط قرن شانزدهم به آنها اجازه سکونت در شهر را ندادند(24).

یهود چندین بار در کشور (آلمان) طرد شدند که آخرین مرتبه بدست هیتلر انجام گرفت و مدّت12 سال وحشت‏ناکترین شکنجه‏ها را از طرف نازیها تحمّل کردند.

ما نمى‏دانیم هیتلر روى چه اساسى آنها را نابود کرد، ولى همین قدر مى‏دانیم که یهود ملتى پست و بى‏شرافت است و انسانیّت از دست او زخمهاى زیادى بر تن دارد و آنچه بر سرش آمده کیفر خونریزیهاى او نخواهد بود.

در کشور (اسپانیا) در تاریخ31 مارس سال 1492 (فردیناند) اعلامیه‏اى صادر کرده و در آن از یهود خواست که تا آخر ماه یولیو این کشور را براى همیشه ترک گویند، در اثر این فرمان تعداد500000 یهودى از اسپانیا خارج شدند.

همچنین از کشورهاى (شوروى سابق، لهستان، ایتالیا، روم، بلغارستان، سویس و مجارستان) یهود چندین بار طرد و اخراج شدند.



1 ـ (الیهود فى ‏تاریخ الحضارات الاولى)، ترجمه عادل، قاهره1950.

2 ـ همان مدرک، صفحه58.

3 ـ سوره بقره، آیه74.

4 ـ سوره مائده، آیه13.

5 ـ این خبر در تمام رادیوها و روزنامه‏ها و جرائد آن زمان منتشر شد.

6 ـ سوره بقره، آیه87.

7 ـ سوره بقره، آیه91.

8 ـ سوره مائده، آیه70.

9 ـ قصص الانبیاء.

10 ـ موقف علماءالاسلام من‏الیهود، صفحه29، مکتب اسلام شماره 3، سال9، صفحه162، معروف این است که پیامبر در موقع بیمارى خود چنین مى‏فرماید: این بیمارى از آثار غذاى مسمومى است که آن زن یهودى پس از فتح خیبر براى من آورد. زیرا اگرچه پیامبر اولین لقمه را بیرون انداخت، ولى آن زهر با آب دهان پیامبر کمى مخلوط شد و روى دستگاههاى بدن آن حضرت اثر خود را گذارد.

11 ـ سوره آل عمران، آیه69.

12 ـ سوره آل عمران، آیه71.

13 ـ سوره نساء، آیه46.

14 ـ سوره مائده، آیه41.

15 ـ سوره آل عمران، آیه54.

16 ـ سوره مائده، آیه41.

17 ـ سوره بقره، آیه92.

18 ـ سوره مائده، آیه62.

19 ـ قصص الانبیاء.

20 ـ (تاریخ آلمانیا الهتلریه)، جلد1.

21 ـ سوره مائده، آیه78 و79.

22 ـ سوره نساء، آیه160 و161.

23 ـ مجله (الآداب)، 11/1957، صفحه43.

24 ـ (خَطَر الیهودیة العالمیة على الإسلام والمسیحیة)، صفحه114.

 

تبلیغ خودرو به سبک اسرائیلی

هشتم اکتبر 2010 میلادی یک شهرک نشین صهیونیست که سوار بر خودروی مدل "سوبارو" بود، دو نوجوان فلسطینی را از روی عمد در منطقه "سلوان" زیر گرفت و آنان را به شدت زخمی کرد.
به گزارش شیعه آنلاین به نقل از آزادی نیوز، شرکت خودروسازی "سوبارو" که یک شرکت صهیونیستی است، در جدید ترین کیلیپ تبلیغاتی خود برای جذب مشتری مخاطبان صهیونیست خود می گوید: شما می توان با این خودرو به راحتی فلسطینیان را له کنید و به قتل برسانید.

این کیلیپ تبلیغاتی در ادامه می افزاید: شما اگر سوار بر این خودرو باشید، هیچ کسی نمی تواند جلوی شما را بگیرد.

گفتنی است هشتم اکتبر 2010 میلادی یک شهرک نشین صهیونیست که سوار بر خودروی مدل "سوبارو" بود، دو نوجوان فلسطینی را از روی عمد در منطقه "سلوان" زیر گرفت و آنان را به شدت زخمی کرد.

نیروهای پلیس صهیونیستی بلافاصله آن شهرک نشین را بازداشت کرده اما دو ساعت بعد بدون مجازات او را آزاد کردند.
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 20:40  توسط   | 

همایش ملی شهدای بصیرت

همایش ملی شهدای بصیرت

 

اين‎جا شيعه‎بودن حرام است

 

اين‎جا شيعه‎بودن حرام است

«پاراچنار»، غزه‎اي در همين نزديكي

 در گوشه‎اي از اين دنيا و در منطقه‎اي به نام پاراچنار ممكن است هرلحظه جلوی درِ خانه‎تان يك مين سبز شود و پای‎تان روی آن برود. خارج‎شدن از شهر و سفر به شهري ديگر، هزينه‎اي بَس گزاف به قيمت جان دارد؛ آن‎هم از نوع ازدست‎دادن سر و مُثله شدن. حفظ جان با خودتان است. در پاراچنار گويي جمهوري اسلامي كوچكي شكل گرفته است. مردم اين منطقه خود را فرزندان انقلاب اسلامي مي‎دانند و هروقت نام رهبري می‎آید، چنان منقلب می‎شوند که قابل وصف نیست. اما گويا در پاراچنار دست همه دشمنان شيعيان در يك كاسه است تا مقاومت شيعيان را بشكنند؛ از آمريكا و اسرائيل گرفته تا عربستان و سرويس‎هاي اطلاعاتي بسياري از كشورهاي ديگر.

پاراچنار كجاست؟ «پاراچنار» نام منطقه‎ای است در پاکستان که در محاصره طالبان است و اگر چاره‎ای برای آن اندیشیده نشود، سرنوشتی همچون غزه در انتظار آن‎جاست. در پاراچنار حكم مرگ شيعه را امضا كرده‎اند؛ غافل از آن‎كه شيعه پيوندي ناگسستني با خون دارد. مردم ایران شاید ندانند در نقطه‎ای از جهان، مردمی با سربند «یاحسین» به جهاد می‎روند و دیوارهاي مساجد را با عکس‎های امام (رحمت‎الله‎عليه)، شهید بهشتی، شهید همت، شهيد آويني، شهید مطهری و... تزیین می‎کنند. و مردم ايران شايد ندانند این منطقه در پاکستان به «ایران کوچک» معروف است.

پاراچناري‎ها چگونه با انقلاب آشنا شدند؟ شهيد سيدعارف حسين الحسيني از شاگردان امام خميني (رحمت‎الله‎علیه) بعد از انقلاب اسلامي رهبري شيعيان پاكستان را بر عهده داشت. او در نجف با امام خميني ‎(رحمت‎الله‎عليه) آشنا شد. شهيدحسيني به‎خاطر حضور سرسختانه‎اش در مبارزات عليه رژیم بعث حاکم بر عراق، از این کشور اخراج شد و به قم آمد. اما او در ايران هم دست از مبارزه نكشيد و مشارکتش در مبارزات علیه رژيم پهلوی، موجب اخراجش از ايران شد. سيدعارف حسين الحسيني در سال ۱۳۶۳ با حكم امام (رحمت‎الله‎عليه) به‎عنوان نماینده ايشان در پاکستان منصوب شد و در جایگاه رهبری شیعیان پاکستان قرار گرفت. منشأ انقلابی‎شدن مردم منطقه پاراچنار، اقدامات شهید حسینی است. او سرانجام در ۱۴ مرداد ۱۳۶۷، در شهر پیشاور هدف گلوله قرار گرفت و شهيد شد. پيكرش در روستای «پیوار»، از توابع پاراچنار به خاك سپرده شد كه اكنون مهم‎ترین زیارتگاه شیعیان پاکستان است.

آغاز ماجرا پاراچنار از سال ۲۰۰۷ در محاصره طالبان و هم‎پیمانان بومی آن قرار گرفته است. اوایل اهل‎سنت هیچ مشکلی با طالبان نداشتند، اما بعد از مدتي آن‎ها هم از كارهاي طالبان به ستوه آمدند.

پس از آن‎که طالبان از جنوب به شمال -‎یعنی پاراچنار ‎- منتقل شد، شیعیان تحت فشار قرار گرفتند. طی چندين درگیری، صدها تن از شخصیت‎های

سهيل كريمي با بيان اين‎كه پاراچناري‎ها رهبر ما را رهبر خودشان مي‎دانند و در همه کوچه‎ها و بازار‎هاي‎شان عکس امام (رحمت‎الله‎عليه) و رهبري (مدظله‎العالي) نصب شده، اظهار داشت: بزرگ‎ترين افتخار براي پاکستاني‎ها اين است که ويزا بگيرند و بروند عربستان کار کنند. اما براي پاراچناري‎ها عار است که چنين کاري کنند. بزرگ‎ترين افتخار براي پاراچناري‎ها اين است که بيايند ايران و کار کنند و پول حلال دربياورند

برتر شيعيان توسط طالبان به شهادت رسيدند. اما از آن‎جايي‎ که شیعیان زیر بار سلطه نرفتند، طالبان دسیسه‎هایی را توسط برخي از طرفدارانش به راه انداخت. در آخرين اقدام طالبان، به‎دنبال اهانت وهابیون به مقدسات شیعیان كه در قالب يك راهپیمایی علیه امام حسین (عليه‎السلام) و در تأیید یزید به تاريخ ۱۲ ربیع‎الأول (آوریل ۲۰۰۷) صورت گرفت، شیعیان به نماینده سیاسی دولت مراجعه کرده و خواستار توقف این اقدامات شدند و ضرب‎الأجلي پنج‎روزه را براي پيگيري دولت مشخص كردند. پنج روز بعد كه مصادف هفدهم ربيع‎الأول و روز ولادت حضرت رسول (صلي‎الله‎عليه‎وآله‎وسلم) بود، شيعيان با ملاحظه عدم پيگيري دولت درباره اهانت‎هاي طالبان، دست به تجمع مقابل يكي از مساجد دشمنان زدند و سلفي‎ها كه منتظر چنين فرصتي بودند، از مناره‎هاي مسجد شروع تيراندازي كردند و همچنين شهر را هم خمپاره‎باران كردند. شيعيان هم با مشاهده چنين وضعيتي، به يك‎باره «ياعلي» گفته و آن‎ها را از شهر بيرون كردند.

سهيل کریمی كه سال گذشته براي ساخت مستندي به پاراچنار رفته و سه هفته را در پاراچنار سپري كرده بود، محل جنايت طالبان در حمله مذكور را ديده و می‎گوید: اگر این مناره‎ها را ببینید، متوجه می‎شوید که هیچ دلیلی برای ارتفاع بسيار زياد آن‎ها و نيز وجود دريچه‎هاي آن‎ها نيست. اين مناره‎ها صرفا براي كار نظامي اين‎گونه طراحي شده و حكم يك برج ديده‎باني را دارد.

حتما ادامه مطلب را بخوانید



:. ادامه مطلب .:

 
 

ناتو سياست‌هاي سايبري خود را متحول مي‌كند

 

ناتو در پي ايجاد اصلاحات و تغيير سياست هاي خود در حوزه سايبري و پدافند سايبري است.

سايت "هاست اكسپلود " در گزارشي به قلم "خورخه بنيتز " نوشت، جلسه اي با حضور وزراي دفاع ناتو در تاريخ 8 و 9 ماه ژوئن در بروكسل برگزار شد. از تصميمات اتخاذ شده در اين جلسه مي‌توان به نسخه اصلاح شده سياست ناتو در موضوع پدافند سايبري اشاره كرد.

* دستاوردهاي اين جلسه: گزارشي خلاصه و مطرح شدن 2 سوال

در گزارش اوليه اين جلسه، اطلاعات كمي در ارتباط با اين نسخه اصلاح شده سياست گذاري ارائه داد و اينكه چگونه اين سياست مي‌تواند راهكاري هماهنگ در حوزه پدافند سايبري را براي كشورهاي هم پيمان ايجاد كند؛ راهكاري كه با تمركز برروي روش‌هاي صريح، مشخص و نوين، و براي پيشگيري از تهديدهاي سايبري ترويج شود. اكنون اين حقيقت فاش شده است كه 2 سوال اساسي توسط وزراي شركت كننده در جلسه مطرح شد كه اين سياست را به چالش كشيد: ناتو مي‌خواهد از چه چيزي دفاع كند و برنامه اين سازمان براي اينكار چيست؟

* معاون دبيركل ناتو درخصوص چالش‌هاي امنيتي توضيح مي‌دهد

ايده پدافند سايبري ناتو كه در مارچ 2011 به تصويب اعضا رسيد مبناي گفتگو و سرآغاز توسعه سياسي است. معاون دبيركل "بخش چالش‌هاي امنيتي، "جيمي شيا "خلاصه‌اي از دست آوردهاي اخير ناتو ارائه مي‌دهد: "سياست نوين به ناتو كمك خواهد نمود تا سريع تر و بهتر از شبكه‌هاي كامپيوتري خود محافظت نموده و همياري بهتري در تمام سه حيطه حياتي امنيت سايبري با هم پيمانان و شركاي خود داشته باشد. 3 حيطه مذكور شامل جلوگيري از حملات سايبري، مبارزه و كاهش اثر آنها، مساعدت به كشورهاي آسيب ديده به منظور بازسازي و ترميم سريع سيستم‌هاي اطلاعاتي شان است. سياستي كه دستاوردي عظيم براي ناتوست. "
دبير كل ناتو نيز اظهار داشت: "اگر بگوييم حملات سايبري شكل جديدي از مبارزات ممتد و نرم هستند اغراق نكرده ايم. "

نماد فراماسونری در ایستگاه‌های تازه تاسیس اتوبوس شهر تهران

خبرگزاری فارس: تعدادی نماد فراماسونری در ایستگاه‌های تازه تاسیس اتوبوس شهر تهران نصب شده است.

به گزارش خبرنگار اجتماعی فارس، شهرداری تهران مدتی است تصمیم به تعویض تعدادی از ایستگاه‌های اتوبوس گرفته است. در مسیر خط 4 و 7 بی.آر.تی تعدادی نماد فراماسونری در این ایستگاه‌های تازه تاسیس نصب شده است.

چندی پیش نیز همین نماد در برخی از تابلوهای متروی چهارراه‌ولی‌عصر نصب شده بود که محسن هاشمی مدیر عامل شرکت متروی تهران و حومه در این‌باره گفته بود: نمادهای فراماسونری را از ایستگاه‌های مترو جمع‌آوری می‌کنیم؛ البته این نمادها جمع‌آوری شد.

به گزارش فارس، یک جریان مشکوک فرهنگی در سال‌های اخیر در تکاپوی گسترش پدیده شیطان پرستی برآمده است اما جریان دیگری که وابستگی آن به غرب مشهود است، به نام "فراماسونری " وجود دارد؛ فراماسونری یا "فراموشخانه " که دارای کانون‌های گسترده‌ای در جهان است اما دارای یک سیستم مدیریت فراگیر جهانی نیست ولی بر ارکان دولت‌های جهان و اکثر وجوه زندگی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جوامع، سلطه یافته است و بسیار هم آزادانه عمل می‌کند.

این کانون‌ها ریشه‌ای کهن در اروپای غربی دارد؛ به افرادی که عضو آن باشند "ماسون " و ساختمانی که مرکز فعالیت آنهاست "لژ " می‌گویند. کلمه ماسون به معنای بنّا و فراماسون به معنای بنّای آزاد است.

نحوه ایجاد فراماسونری مشخص نیست و در مورد آن اختلاف نظرهایی وجود دارد ولی قدیمی‌ترین اسناد موجود مرتبط با آنها به سال 1390 میلادی برمی‌گردد و مدارکی موجود است که نشان می‌دهد در اواخر قرن شانزده میلادی لژهای فراماسونری در اسکاتلند وجود داشته‌است.

فراماسونری معمولا به عنوان یک سازمان مخفی شناخته می‌شود ولی فراماسون‌ها معمولا این تعریف را به چالش می‌کشند و سازمان خود را بیشتر یک سازمان خصوصی می‌نامند که تنها بعضی جنبه‌های آن مخفی است.

در کنار دانستن کلیاتی از این مکتب، دانستن برخی از اهداف این مکتب نیز مهم به شمار می‌آید؛ نابودی تمام مظاهر توحید و یکتاپرستی در جهان، به دست گرفتن حکومت و قدرت در تمام کشورها‌ی جهان از طریق شبکه گسترده ماسونی در تمام ممالک دنیا و تخریب مسجد الاقصی و کشف معبد سلیمان و بازسازی آن در ابتدای قرن 21 از جمله اهدافی است که فراماسونری‌ها برای خود تعریف کرده‌اند.

*فراماسونری در ایران
---------------------------

نخستین فراماسونری در ایران به دوران ناصر الدین شاه قاجار برمیگردد ولی در دوره محمدرضا پهلوی به دلیل گسترش روابط سیاسی ایران با غرب به ویژه انگلستان لژهای فراماسونری فراوانی در ایران تأسیس شد و نفوذ فراماسون‌ها در سیاست ایران به شدت گسترش پیدا کرد، هرچند هیچ یک از افراد سرشناس خانواده پهلوی دست کم به طور رسمی عضو هیچ لژ فراماسونری نبودند ولی بسیاری از رجال سیاسی، نخست وزیران، وزیران، نمایندگان مجلسین و فعالان سیاسی از فراماسون‌های سرشناس بودند.

فراموشخانه در ایران توسط گروه‌های چپ گرا، مذهبی بنیاد گرا و ملی گرایان لیبرال به عنوان مأمور مخفی انگلیس و صهیونیسم و در نتیجه عامل تمام بدبختی‌های ایران معرفی می‌شدند و این باعث تعطیل شدن و تحت تعقیب گرفتن اعضای این انجمن‌ها در بعد از انقلاب شد.

*نمادهای فراماسونری‌ها
--------------------------------

"ستاره ی شش گوش " علامت و نماد بحث برانگیز فراماسون‌ها است؛ این علامت در افکار عمومی به عنوان نماد "یهودی ها " شناخته شده است و به آن " ستاره ی داوود " یا " مهر سلیمان " هم می‌گویند ولی در حقیقت این نماد هم جزء نمادهای الحادی بوده که بر اساس تفکرات الحادی مصر باستان ساخته شده است و نماد تعادل طبیعت بین زن و مرد، طبع سرد و گرم، الهه‌های ماه و خورشید و غیره است البته علامت مذکور در مکتب های الحادی دیگر، مانند هندوییسم و دیگر مکتب های شرقی نیز با مفاهیم مشابهی به کار می‌رود.

نکته عجیبی که وجود دارد این است که شیطان پرستان نیز علامت مذکور را قویترین علامت خود می‌دانند و از آن در مراسم شیطانی خود استفاده می‌کنند.

یکی از نمادهایی که در فراماسونری کاربرد فراوان دارد، علامت و نماد "چشم جهان بین " است که به صورت یک هرم و چشم در رأس آن است؛ این نماد مربوط به یکی از خدایان مصر باستان بوده است و روی دلار آمریکا هم وجود دارد.

شکل استفاده در معماری کاربرد زیادی دارد و به شکل هرم با رأس جدا و یا هرم با رأس نورانی نشان داده می‌شود.


عقاید تآمل برانگیز ماسونها

 بسمه الله الرحمن الرحیم

عقاید فراماسونری
 
گروه های مختلف ماسونی بعضاً فلسفه ی عقیدتی متفاوتی دارند؛ اما  با  این حال در لا به لای عقایدشان، می توان مشترکات فراوانی نیز  یافت.  نکته ی  مهمی که وجود دارد این است که فلسفه ی وجودی  بسیاری  از  عقاید  ماسونی  به  طور  کامل شناخته نشده است، اما این به معنای عدم وجود این اعتقادات  نیست.  برای  مثال  شواهد  فراوانی  وجود  دارد  که  نشان  می دهد  اکثر  گروه های ماسونی،  شیطان  را تقدیس می کنند. از جمله: اذعان خود آن ها به تقدیس لوسیفر (یکی از نام های شیطان)  و یا استفاده از علایم بی شماری که اکثر آن ها توسط گروه های شیطان پرست نیز استفاده  می شوند؛  با  این  اوصاف  ما  می توانیم  بفهمیم  که ماسون ها شیطان پرست نیز هستند. اما هنوز نمی دانیم که چه عاملی آنان را  به این تفکر سوق داده است. (البته این نکته تقریباً اثبات شده است  که  ماسون ها  و شیطان پرستان به موجودی به  نام  ابلیس  یا  شیطان  اعتقاد  ندارند،  بلکه آن ها بزرگداشت شیطان را به عنوان نمادی برای مخالفت با ادیان انجام می دهند. در  هر صورت، علت لجاجت بیش از حد آن ها با دین و اصرار  افراطی  آن ها  بر  بزرگداشت شیطان به عنوان نماد ضد دینی، کاملاً روشن نشده  است.)  نکته ی  دیگر  این  که بسیاری از گروه های ماسونی شیطان پرست،  الهه های  ملل  باستان  را  نیز  ارج می نهند. از جمله:
Isis و   Osirisو... که این مطلب کاملاً اثبات شده  است.  اما  ما نمی دانیم که چرا آنان خداوند یکتا را کنار گذاشته و  هم  شیطان  و  هم  الهه های متعدد را بزرگ می دارند؟!
 
با این حال بخشی از عقاید ماسون ها که کاملاً اثبات شده اند، عبارتند از:

* ادعای روشنی بخش (Giver of light) بودن شیطان (Lucifer)
    * بزرگداشت شیطان و نمادهای شیطانی (
Satanism
)
    * اعتقاد به اینکه زن و مرد اولیه، که مقام نیمه خدایی دارند، خالق نسل کره ی زمین هستند نه خداوند یکتا.
    * بزرگداشت الهه های ملل باستان، مانند ایزس، لات و ... و  احترام  به  عقاید جاهلی ملل باستان (
Paganism
).
    * اعتقاد قوی به آداب و رسوم مصر باستان که این مطلب کفرآمیز  و  شرک آمیز بودن عقاید آنها را توأماً نشان می دهد.
    * اعتقاد فراوان به اومانیسم.
    * اعتقاد فراوان به ماتریالیسم (ماده گرایی)  و  عدم  اعتقاد  به  روح  و  مسایل فرامادی.
    * اعتقاد راسخ به سلیمان (
Solomon
) نه به  عنوان نبی بلکه به عنوان پادشاه، جادوگر و ماسون اعظم. نکته ی جالب این که  اکثر یهودیان نیز چنین اعتقادی دارند. آیه ی 102 سوره ی بقره نیز اشاره به  همین  مطلب دارد.

« خداوند نیز در آیه ی 102 سوره ی بقره درباره ی بنی اسراییل می فرماید:

وَاتَّبَعُواْ مَا تَتْلُواْ الشَّیَاطِینُ عَلَى مُلْکِ سُلَیْمَانَ وَمَا کَفَرَ  سُلَیْمَانُ  وَلَـکِنَّ  الشَّیْاطِینَ کَفَرُواْ یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ....... و پیروی کردند از سخنانی که شیاطین در قلمرو سلیمان می خواندند وهرگز سلیمان به خدا  کافر  نگشت  ولیکن  شیاطین  کافر شدند و سحر به مردم می آموختند ......»

کتاب تفسیر نمونه درباره ی آیه ی 102 سوره ی بقره می نویسد:
 
از احـادیـث چـنـیـن بـر مـى آید که در زمان سلیمان پیامبر، گروهى  در  کشور  او  به عمل سحر و جـادوگـرى پرداختند, سلیمان دستور داد تمام  نوشته ها  و  اوراق  آنها را جمع آورى کرده، در محل مخصوصى نگهدارى کنند.
پـس از وفات سلیمان، گروهى آنها را بیرون آورده و شروع به اشاعه  و  تعلیم  سحر کردند؛ بعضى از این  موقعیت  استفاده  کرده  و  گفتند:  سلیمان  اصلاً  پیامبر  نبود، گروهى از بنى اسرائیل هم از آنها تبعیت کردند و  سخت  به  جادوگرى  دل  بستند، تا آنجا که دست از تورات نیز برداشتند.
هـنـگـامى که پیامبراسلام (ص ) ظهور کرد و ضمن آیات قرآن اعلام نمود سلیمان  از پیامبران خدا بوده  است،  بعضى  از  احبار  و  علماى  یهود  گفتند:  از  محمد تعجب نمى کنید که مى گوید سلیمان پیامبر است؟
این گفتار یهود، علاوه بر این که تهمت و افتراى بزرگى  نسبت  به  این  پیامبر  الهى محسوب مى شد، لازمه اش تکفیر سلیمان (ع ) بود.
به هر حال این آیه فصل دیگرى از زشتکاریهاى  یهود  را  معرفى  مى کند  که  پیامبر بزرگ خدا، سلیمان را به سحر و جادوگرى متهم ساختند، مى گوید:  « آنها  از  آنچه شیاطین  در  عصر  سلیمان  بر  مردم  مـى خواندند،  پیروى  کردند : واتبعوا ما  تتلوا الشیاطین  على  ملک  سلیـمان ».  سپس   قرآن   به   دنبال   این   سخن   اضافه مى کند: « سلیمان هرگز کافر نشد : و ماکفر سلیـمان ». او هـرگـز بـه سحر توسل نجست ، و از جادوگرى براى پیشبرد اهداف خود استفاده نکرد، « ولى شیاطین کافر شدند،  و  به مردم  تعلیم  سحر  دادند  :  ولکن  الشیاطین  کفروا  یعلمون   الناس  السحر ».

     * علاقه ی افراطی به علوم طبیعی. تعداد زیادی از برندگان جوایز نوبل و دانشمندان علوم طبیعی، ماسون بوده اند. مانند: الکساندر فلمینگ کاشف پنی سیلین، و ادوارد جنر کاشف  واکسن  آبله. در  این  میان  به  نظر می رسد که علاقه و توجه  افراطی ماسون ها  به  علم، برای پر کردن خلاء ناشی از کنار گذاشتن معنویت انجام می گیرد. البته لازم به ذکر است که در  دین  اسلام هم تأکید زیادی  بر  فراگیری  علم  و  دانش شده  است،  اما  از  مسلمانان خواسته شده  تا  به   صورت  معتدل (نه افراط، نه تفریط)  به  علم بپردازند و از آن به عنوان ابزاری برای رسیدن به خدا استفاده  نمایند. بنابراین در اسلام، علم هدف نیست بلکه یک وسیله است، اما  در  فراماسونری  علم خود یک هدف است.
    * اعتقاد به قدرت برتر در ماسون صاحب درجه 33. گروه های ماسونی 33 مرتبه و 33 درجه دارند. شخصی که به درجه ی 33 می رسد ، قدرت  زیادی  داشته و ماسون اعظم نامیده می شود. این شخص بالاترین مقام لژ را در اختیار دارد.
    * اعتقاد به ساخت معبد سلیمان به عنوان  پایتخت  عقیدتی  در  بیت المقدس (
Jerusalem) قبل از ظهور ضد مسیح (Antichrist) یا فرعون جدید (New Pharaoh
) که منجی شیطانی ماسونهاست.
    * اعتقاد به ظهور ضد مسیح (
Artichrist  = دجال) یا فرعون جدید (New Pharaoh) در ابتدای  (دهه ی اول)   قرن 21  و  شروع  حکومت جهانی شیطانی  توسط  او. (البته  ممکن  است که  Antichrist  مورد  نظر   خود ماسون ها، لزوماً شخص خاصی نباشد؛ بلکه  ممکن  است  Antichrist
  مورد نظر ماسون ها، خود تشکیلات فراماسونری باشد.)

 در هر حال جا دارد که در این قسمت به این نکته اشاره کنیم  که  گروه هایی  مانند فراماسونر ها و شیطان پرستان، از شیطان پرستی به عنوان یک نماد برای مبارزه  با ادیان استفاده می کنند . اعضای این گروه ها در واقع هیچ اعتقاد  قلبی  به  مسایل فرازمینی مانند خدا، فرشتگان،   شیطان  و ...  ندارند  و معتقدند که تنها ماده  وجود  خارجی دارد. (اعتقاد به ماتریالیسم)  اعضای این گروه ها برای نشان دادن دشمنی  خود  با مذاهب، از نماد  (
Baphomet) که مربوط  به  شیطان پرستان باستان  است، استفاده نموده و  از  آن  برای  نشان دادن  بی اعتقادی  خود  به  عالم  آخرت  بهره می جویند. البته لازم به ذکر است که فراماسون ها و شیطان پرستان، خودشان  نیز به این مسأله اعتراف کرده اند.

 

فراماسونری قدرت پوشالی

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

 بسم الله الرحمن الرحیم

                             

 

 فراماسونری قدرت پوشالی:

 بی شک در حوزه مطالعاتی صهیونیزم و فراماسونری بزرگنمایی دشمن یکی از مهمترین آفاتی است که گریبانگیر محققین وپژوهشگران می گردد.

این آسیب در فراماسونری چشمگیر تر و به تبع آن خطر ناک تر است. متاسفانه دلایل متعددی دست به دست هم داده اند تا برخی عزیزان نا خواسته در زمین بازی این حزب شیطانی قرار بگیرند ودرعین داشتن نیتی پاک سربازان پیاده نظام صهیونیزم باشند.

ازعمده ترین دلایل دچار شدن به چنین بیماری  که بنده آن را " توهم قدرت دشمن" می نامم می توان موارد زیر را نام برد:

 1 – نبود منابع صحیح و موثق در حوزه مطالعاتی فراماسونری:

 متاسفانه در این حوزه معیار صحیحی برای تشخیص سره از ناسره وجود ندارد و برخی پژوهشگران  به صرف یافتن چند نشانه و بدون هیچگونه تحلیل بلا فاصله آنرا به فراماسونری و صهیونیزم ارتباط می دهند و چه بسا در مواردی حتی به سود آنها گام بر دارند .

به عنوان نمونه عده ای که البته برخی از آنها مقرض بودند (در بند بعدی به آن اشاره خواهد شد) و عده ای پژوهشگر ساده لوح به صرف کشف سندی  که سید جمال الدین اسد آبادی را فراماسون نشان می داد به آن دامن زدند در حالی که در تحلیلی هوشمندانه تر خود همین سند دروغین بودن آن را نشان می داد و جالبتر اینکه این مسئله برای اولین بار توسط تقی زاده فراماسون تبیین شده بود .

 2 – آمیختگی داده های درست و نادرست:

 تا دهه 80 میلادی نزدیک به پنجاه هزار کتاب و مقاله در باره فراماسونری نگاشته شده بود که به جرات  می توان گفت قریب باتفاق آنها را خود ماسونها به رشته تحریر در آورده بودند.

به عنوان نمونه مهمترین کتاب در زمینه فراماسونری در ایران توسط اسماعیل رائین نگاشته می شود که خود یک ماسون است.

به عبارتی بهتر اگر یک معمای بسیار دشوار را به شما بدهند بالاخره شما و یا شخص دیگری موفق به حل آن خواهید شد اما اگر طراح معما در اثنای سعی شما برای حل آن ، دائما داده های مسئله را تغییر دهد دیگر هرگز قادر به حل آن نخواهید بود، لذا این بهترین حربه فراماسونها برای جلوگیری از آشکار شدن ماهیتشان است.

مرحوم "استفان نایت" در کتاب "برادری" می گوید : در مسیر تحقیقات برای انتشار کتابم در باره نفوذ فراماسونری در دستگاه های بریتانیای کبیر  روزی شخصی با من تماس گرفت و گفت از ماسونهای عالی رتبه لندن است و می خواهد به من اطلاعات ارزشمندی در باره فراماسونری بدهد ، وقتی با وی قرار گذاشتم به من گفت در شبکه فراماسونری اگر شخصی بخواهد از مرتبه 22 به مرتبه 23 ارتقا یابد می بایست بر روی صلیب به نشانه تمسخر آیین حضرت مسیح (ع) مدفوع بکند.

 در ابتدا برای به دست آوردن چنین سوژه ای خیلی خوشحال شدم ولی  پس از انجام تحقیقات بیشتر متوجه شدم این مسئله کذب محض است و می خواهند مرا با داده های غلط گمراه نمایند .(گفتنی است کتاب برادری نوشته استفان نایت به طور وسیع توسط دولت انگلیس از بازار جمع آوری گشت و او 18 ماه پس از چاپ کتابش در سن 33 سالگی کشته شد).

 3 – قدرت پوشالی فراماسونها:

بهترین عبارت قرآنی  که حقیر برای فراماسونری یافتم "شیاطین من الانس"و یا "حزب شیطان" بود که به بهترین وجه گویای ظاهر و باطن این جریان است وهمچنین همه میدانیم که: " ان کید الشیطان کان ضعیفا (براستی که مکر شیطان ضعیف است)" .

اصولا ماهیت شیطان بزرگنمای خود است در حالی که تمامیتش پوچ و حربه هایش کم دوام و زود گذر است و اینگونه است که یاران و اصحاب او در بین انسانها یعنی شبکه فراماسونری نیز  از همین الگو استفاده می کند .

شاید برای نمونه عجیب جلوه کند که دستگاه فراماسونری با وجود موقعیت ممتاز کویر سمنان برای حمله به ایران و آزاد سازی گروگانهای امریکایی  به کویر طبس حمله می کند ، تا به قولی نماد گرایی شیطانی اش را نیز عملی کند (قرار گرفتن کویر طبس در مدار 33 درجه ) گفتنی است عدد 33 از نمادهای اصلی فراماسونری می باشد.

 اما از هردوی اینها مهمتر آن است که نیروه های امریکایی  چه در کویر سمنان بنشینند و چه در طبس و چه در هر جای دیگر این کشور می بایست به اذن الهی با تمام تجهیزاتشان به درک واصل گردند و این قدرت محض است که فقط از آن الله است %

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 15:30  توسط   | 

رد پای فراماسون ها در ایران و جهان +عکس

رد پای فراماسون ها در ایران و جهان +عکس

 

 آرم تقریبا جدید شبکه خبر که در یک لحظه به شکل هرم و چشم جهان بین فراماسونری میشود


------------------------

 شکل بیرونی ساختمان مجلس شورای اسلامی از بالا که به شکل نماد اصلی فراماسونری است و مشهود بودین دیگر نماد ها در این ساختمان از جمله تعداد پنجره ها که 13 عدد میباشد و مجموع ۀن ها 33 عدد!(ممنون از مدیر وبلاگ ماسون یاب).

 

آیا تحلیل فراماسونری به وسیله نمادها موجب تبلیغ آن میشود ؟

 

 نماد های فراماسونری در اطراف حرم امام خمینی(ره) . در این عکس اگر گنبد را نماد اسلام و یا جمهوری اسلامی بدانیم؛ فراماسون ها میخواهند بیان کنند که ما در همه جا حضور داریم در 4 طرفتان !!. البته شکل هرم ها کامل نیست . اما هنگامی که حرم را از دور میبینم شکل هرم به نظر کامل میرسد.

(ضمیمه 1389/09/04)

به خاطر نظر یک زود قضاوت گر مجبورم برای این قسمت توضیحاتی بنویسم تا دیگران دچار این اشتباه نشوند، از آن جا که نظام ما (جمهوری اسلامی ) مقابل نظام سلطه است؛ بنابراین دشمنان سعی میکنند که نظام ما را نابود کنند . و توطیه هایی می کنند؛ یکی از این توطیه ها که البته با غفلت بسیار تمام انجام پذیرفته ساختن اجسامی در اطراف مرقد امام خمینی (ره) است . به گفته افراد سازنده این اجسام خیمه اند که در 4 طرف ساخته شده اند . آخه واقعا چه دیلی داره که اطراف مرقد امام خیمه بسازن ؟ . 

ببینید ما نمیگوییم که افراد سازنده میخواستند توطه کنند، بلکه به هر حال این غفلت صورت پذیرفته و هرم های نا متعارفی در اطراف آن ساخته شد. ببینید دشمن راحت میتونه تبلیغ کنه که ای چه نشسته اید که بنیان گذار شما هم با ماست! چرا که داره نماد های ما رو به کار میبره . ببینید اینان از یه عکس چه استفاده ها که نمیکنن. توطیه دیگر دشمنان اینه که میگن امام ساعت -اگه اشتباه نکنم- 9و 33 دقیقه به ایران اومودن. این در حالیه که امام در زمان دیگری وارد ایران شده اند و اون ها میخوان بگن که چون ایشان با ما هست بنابر این عدد ما رو هم به کار میبره که همون 33 است .

ببینید ما چقدر غافلیم که بنیان گذار جمهوری اسلامیمان را دارند چگونه معرفی میکنند . باور کنید اگر با ساختن چنین وبلاگ هایی از کیان این مرز و بوم که خون ها به خاطر اون ریخته شده و زحمت ها برای آن طی 30 سال کشیده شده، دفاع نکنیم؛ مرگ برای ما بهتر است . 


 


-------------

 آرم یک شرکت تولیدی پوشاک که تغییر یافته علامت اصلی فرماسون است. البته این فقط یک احتمال است.


--------------

نماد چشم در ورژن جدید Google earth .البته این فقط چشم است و چشم و هرم به معنی علامت های ماسون هاست . ولی تقارن چشم و جهان که به معنی چشم جهان بین میشود هم جالب است. 

 :

-----------------------

نمای درون مجلس شورای اسلامی که به شکل هرم درست شده !. تا انجا که میدانیم نقشه این ساختمان قبل از انقلاب توسط (اگر اشتباه نشود)فرانسوی ها طراحی شده ولی عجیبه که با غفلت تمام در دوره انقلابمان ساخته شد. 

---------------------------

 بازار هنر مشهد که به شکل نماد فراماسونری درست شده . هیچ شکی نیست که این نما همان نمای هرم ماسونی است .به راس این نما توجه کنید . اگر در بنایی هرمی شکل راس آن به هر شکلی متفاوت بود آن بنا به احتمال بسیار زیاد ماسونی است . البته این به این معنا نیست که طراحان آن فراماسون بوده اند بلکه فقط بنا، با غفلت به این شکل درآمده است .

---------------------------------

آرم شبکه استانی چهار محال و بختیاری که با تغییراتی به شکل نماد فراماسونری میشود. این فقط یک احتمال است. نه قطعیت . برخی از دوستان میگفتند قسمت اول آرم نماد کوهه قسمت دایره ای نماد خورشید و قسمت آخر هم نماد دریا یا رودخانه. البته همین گونه است اما چرا آخه به شکلی که شبیه نماد ماسون ها شود ؟

------------------

 آرم سایت تابناک که حرف A آن به شکل هرم ماسونی است . جهت گیری های این سایت هم بسیار مشکوک است . تابناک واقعا موجب سرفکندگیست در حوادث بعد از انتخابات در گزارشی از سوی مرکز استراتژیک فکری در آمریکا منتشر شده بود برای این که از تمام اخبار در ایران مطلبع شوید به این سایت مراجعه کنید.

این درحالیست که خبرنگاران نباید تمام اخبار مربوط به کشور را به خاطر مسائل مربوطه درج کنند .جالبه که خبرنگاران غربی دقیقا همین اصل را پیش گرفته اند اما به ما که میرسه میگن آزدی بیان در ایران نیست ! 

.

 

فراماسون چیست، کیست؟

 

 

 فراماسون چیست، کیست؟ فراماسون یعنی یعنی بنای آزاد. ساختمانی که مرکز فعالیت ماسونها باشد لژ می نامند. فراماسونری،یك تشكیلات مخفی است كه در سطحی جهانی‏ و با عمق و دامنه بسیار وسیعی در بسیاری مسائل سیاسی و اقتصادی‏ و فرهنگی دخالت و اعمال نظر می‏نماید و در بسیاری از رویدادهای‏ عمده تاریخ نقش مؤثری داشته و دارد.فراماسونها معمولا اعضاء خود را از بین افراد سرشناس و ذی‏نفوذ جوامع انتخاب می کنند. بزرگترین اهداف گروه ماسونی این است که جامعه را برای حکومت جهانی ضد مسیح(دجال) یا فرعون جدید آماده کنند. سه مركز اصلی فراماسونی(در پاریس،لندن و آمریكا) فرماندهی اصلی همه لژهای تابعه را در كشورها و شهرهای جهان به‏ عهده دارند كه در عین حال نقش سازماندهی و هماهنگی را نیز ایفا می‏كنند. جرج‏ واشنگتن اولین رئیس جمهور آمریكا و بسیاری از رؤسای جمهور دیگر آن كشور تا امروز،ادوارد هفتم پادشاه انگلیس و بسیاری از گردانندگان انقلاب كبیر فرانسه از قبیل منتسكیو و روبسپیر و مارا و دانتون و...و قبل از آنها علماء و هنرمندان در فرانسه مثل مولیر و اصحاب دایرةالمعارف و...و بسیار افراد سرشناس دیگر از اعضاء مشهور فراماسونی هستند. فراماسونری قطعا از اذناب و وابستگان صهیونیسم بین‏الملل و در جهت منافع و مطامع آن است. فراماسون آن ها قابیل ارادت خاصی دارند در حالی که او را سر دسته ی شیطان پرستی می توان نامید. منشا فراماسون ها از مصر باستان است. خطرناكترین جمعیتهای زیرزمینی كه به منظور درهم‏ ریختن اركان اسلام و خدمت به اهداف یهود تشكیل شده،همان‏ تشكیلات ماسونی است. بزرگترین دشمن ماسون ها در جهان ایران است. این مسئله را اینطور می توان توجیه کرد که چون آمریکا کشوری ماسونی است و بزرگترین دشمنش ایران است. لازم به ذکر است بهائیان نیز فراماسون هستند و روابط صمیمانه ای با اسرائیل و یهود دارند. جمعیتهای ماسونی را هدف معینی جز خدمت به صهیونیسم‏ جهانی و تأمین و تسلط آنان بر جهان نیست.محفل ماسونی بریتانیا اهداف خود را در امور ذیل مشخص گردانید:
1-حفاظت كامل از یهودیت کامالا ( دین یهودیت بعد از جنگ های صلیبی دچار انحراف شد. نام این دین، کامالا گذاشته شد. این تفکر جدید کاملا بطور کامل در مسیحیت نفوذ کرد و آنها را نیز تغییر داد. شاید کامالا باعث ایجاد فراماسونی جدید شد.) 2-جنگ با ادیان 3-پراكندن روح‏ الحاد و فكر اباحیت بین ملتها(منظور از اباحیت،آزادی جنسی است‏ بین هر زن و هر مرد)هدف ماسونیسم:با تشكیل این حزب سعی می‏شود سایر ادیان،اخلاق دولتها و ملتها را از جانب یهود ریشه‏كن سازند...ایده‏ اعضاء بر حسب نوشته‏های كتاب«الخطب الاربع»چنین است:عقاید و رموز و اشارات ما به لغت مصری فرعونی است كه به وسیله‏ بنی‏اسرائیل به ما ارث رسیده است...هدف حزب:حزب ماسونی نباید قانع به یك یا دو یا سه دولت باشد؛بلكه سلطه‏اش باید جهان را در بر گیرد و برای نیل به این هدف،اولین مرحله،نابودی ادیان و علماء روحانی است كه از بزرگترین و خطرناكترین دشمنان ما محسوب‏ می‏شوند...باید بزرگترین دشمن بشریت را كه«دین»نام دارد محو و نابود سازیم».افراد حزب ماسونی نباید معتقد به هیچ دینی باشد مگر در صورت ظاهر آن هم برای فریب مردم. در ضمن باید یادآور شد که فراماسون ها نیز برای ورود به اسلام و از بین بردن آن گروه مخصوصی تشکیل داده بودند. این گروه قبل از بعثت پیامبر شروع به فعالیت کرده است. حتی شاید افرادی یهودی که به دنبال پیامبر بودند همین افراد باشند. این افراد درصدد ترور پیامبر بودند. نام این گروه shriner است و به اختصار(A.A.O.N.M.S) نامیده می شوند. از علامت های این گروه « ماه و ستاره » ، « کلاه عثمانی » و « شمشیر عربی » را می توان نام برد.عقاید ماسون ها: 1-بزرگداشت شیطان و نماد های شیطانی 2- زن و مرد اول، خالق نسل انسان ها و مقام نیمه خدایی دارند. 3- اعتقاد به آداب رسوم مصر باستان 4- اعتقاد امونیسم و  ماتریالیسم (ماده گرایی) و عدم اعتقاد به فراماده و روح و فرشته ... 5- خدا را قبول ندارند و برای تعریف خدا این گونه نظر می دهند:« خداوندی که همه چیز را آفریده محققا همان انرژی است.»نماد ها فراماسون:1- چشم جهان بین 2- پرگار گونیا 3- ستاره ی پنج گوش (ستاره ی باهومت) 4- چمچمه و استخوان 5- عدد 666( علامت شیطان پرستان) یا FFF  و عدد 13 و عدد 33  6- ستاره شش گوش( قوی ترین علامت شیطان پرستان )از روسای جمهور آمریکاین که فراماسون بودند می توان نام برد جرج واشینگتون، کلینتون، جانسون، ریگان، جرج بوش پدر و پسر هستند. و سه رئیس جمهوری که به علت مخالفت با فراماسون تدرور  شدند می توان کندی را نام برد.« نظم نوین جهانی» این جمله یکی از اساسی ترین اهداف آمریکا است. این جمله معروف در پایین عکس هرم گیسا نوشته شده است. این جمله با بی حیایی تمام در بیشتر سخنرانی های روئسای جمهور آمریکا مطرح می شود. اما مسئله اینجاست! این جمله به زمان « ویز هابت دوم » (فراماسونی اشراقی) بر می گردد و جمله ی کامل آن چنین است:« نظم نوین جهانی و حکومت آن باید تشکیل گردد آنگاه ضد مسیح بر آن حکومت خواهد کرد.»

، بعضی از نامه های رد و بدل شده بین مقامات اسرائیل و آمریکا شده است حاوی

علامات ماسونی است. شهر ایلات در اسرائیل چندین نماد ماسونی دارد. ساختمان دادگاه عالی اسرائیل دارای علامات ماسونی است دلار آمریکا پر از علامت های صهیونیستی و ماسونی است مثل: عکس جورج واشینگتون، ستاره ی شش گوش و پنچ گوش، حرف ماسون به رمزی درج شده، عقاب 13 پر، چشم جهان بین و اهرام مصر. پرچم آمریکا نیز از این علائم برخور دار است، 13 نوار قرمز. به عدد 33 در جه نیز علاقه ی بیشتری دارند. بیشتر جنگ ها و در گیری ها ی آن ها با کشور های واقع در 33 درجه ی جغرافیایی است؛ ایران، لبنان، سوریه، عراق. جنگ 33 روزه لبنان در مدار 33 درجه. قتل کندی در شهر دالاس در 33 درجه جغرافیایی، انفجار بمب اتمی در شهر هیروشیما و ناکازاکی در 33 درجه ی جغرافیایی.برای اطلاعات بیشتر به سایت هایما زیر مراجعه کنیدwww.alvadossadegh.ir

 

 

فراماسونری در آلمان نازی

عكسهای زیبا و خوشكل فقط در عكس تو عكسعكسهای زیبا و خوشكل فقط در عكس تو عكسعكسهای زیبا و خوشكل فقط در عكس تو عكسعكسهای زیبا و خوشكل فقط در عكس تو عكسعكسهای زیبا و خوشكل فقط در عكس تو عكس

آثار به جا مانده از اداره امنیت رایش نشانگر تعقیب فراماسون‌ها در دوره حکومت حزب نازی بر آلمان است مدارک کتبی که تحت نظر دکتر فرانتس سیکس تهیه می‌شدند در کنار سیاست‌های ضد یهودی، شامل کدهای ضد ماسونی نیز بودند. این مدارک سیاست‌های ایدیولوژیک حکومت نازی را تبیین می‌نمودند. اگر چه آمار دقیقی از قربانیان فراماسون حکومت آلمان نازی در دسترس نیست اما تخمین زده می‌شود که بین ۸۰٬۰۰۰ تا ۲۰۰٬۰۰۰ نفر به جرم عضویت در سازمان‌های فراماسونری جان خود را از دست داده‌اند. زندانیان فراماسون در اردوگاه‌های کار اجباری مخصوص زندانیان سیاسی نگهداری می‌شدند. علامت مشخصه این زندانیان مثلث قرمز رنگی بود که بر روی پیراهن آنها دوخته شده بود.

افشا اسناد همکاری صهیونیست ها با آلمان نازی

بر اساس اسنادی که توسط سایت اطلاع‌رسانی "کامن دریمز common dreams" منتشر شده است، صهیونیست‌ها با نازی‌ها همکاری داشته‌اند اما تامین مالی صهیونیست‌ها توسط نازی‌ها کاملا مشخص نیست.

"کریستوفر سیمپسون " در کتاب خود با نام "ضربه عقب‌نشینی " [Blowback]گفته است که به اسناد ضبط شده‌ای از سازمان پلیس مخفی آلمان (گشتاپو) در زمان حکومت نازی‌ها دست یافته است که نشان دهنده توافقی مخفیانه میان پلیس مخفی آلمان و "هاگانا " [سازمان شبه‌نظامی یهودی بین سال‌های 1920 تا 1948 است که بعدها و با اشغال فلسطین توسط صهیونیست‌ها هسته مرکزی ارتش این رژیم را تشکیل داد]. بر اساس اسناد، پلیس مخفی آلمان دست‌کم تامین مالی یکی از فرماندهان هاگانا را برعهده داشته است. 

این اسناد فاش می‌کند که تحت مقرراتی، به هاگانا این اجازه داده شده بود که اردوگاه‌های آموزشی برای جوانان یهودی در داخل آلمان ایجاد کنند. این جوانان و همچنین دیگر یهودیانی که توسط نازی‌ها از آلمان اخراج شده بودند، تشویق می‌شدند که به فلسطین مهاجرت کنند.

سایت کامن دریمز در ادامه مطلب خود نوشت که یهودیان اروپا مورد خیانت رهبران صهیونیست خود قرار گرفتند. صهیونیست‌ها در هولوکاست همکاری داشتند تا از موضوع سرزمینی برای یهودیان حمایت کنند.

بر اساس گزارش سایت کامن دریمز،‌حتی اگر هیتلری وجود نداشت، صهیونیست‌ها کسی همانند وی ایجاد می‌کردند و چه بسا نیز این کار را انجام داده‌اند.

در سال 1927، از جمعیت 550 هزار نفری یهودیان آلمان، تقریبا 15 هزار نفر خود را صهیونیست‌ می‌دانستند که این تعداد تقریبا 2 درصد جمعیت کل یهودیان آلمان بوده است.

یک تاریخ دان یهودی طی نوشته‌ای اعلام کرده است که بخش عمده‌ای از یهودیان آلمان قاطعانه با صهیونیست‌ها به عنوان دشمنی از درون،‌ مخالف بودند. در هیچ جایی از جهان همچون آلمان مخالفت یهودیان با صهیونیسم گسترده‌تر، اصولی و خشم آلود نبوده است.

ر راستای اداره مهاجرت یهودیان به فلسطین،‌ آلمان‌ها فقط باید خود را با ایدئولوژی ملی‌گرایانه‌ نژادپرستانه‌ای نظیر صهیونیستم مجهز می‌کردند. در واقع "جولیوس استریچر " [یکی از اعضای برجسته نازی‌ها] و دیگر نازی‌ها پذیرفته بودند که ایدئولوژی "نژاد برتر " آنها در یهودیت نمود یافته است.

با استفاده از صهیونیسم و نازیسم، قابلیت ایجاد ارتشی محرمانه، سرویس‌های مخفی و زرادخانه هسته‌ای در اسرائیل به وجود آمده است. آنها همچنین هیکل سلیمان را در بیت‌المقدس بازسازی خواهند کرد.

ادعای هولوکاست، پایانی بر بحث‌های شدید یهودیان درباره اسرائیل بود. با دستاویز قرار دادن آن، این تفکر ایجاد شده بود که یهودیان نمی‌توانند در هیچ جایی به جز سرزمین‌شان، سرزمین اسرائیل، ایمن باشند. بر اساس این دیدگاه،‌یهودیان باید یا در سرزمین ملی یهودیان در فلسطین زندگی کنند یا از آن با تمام قدرت حمایت کنند چون این گزینه برای فرار آنها در شرایط اضطراری است.

به عبارت دیگر، یهودیان توسط نازی‌‌های صهیونیست، احمق شده و تحت فشارهای روحی و روانی شدیدی قرار گرفتند.

سایت کامن دریمز در ادامه مطلب خود و بر اساس مستنداتی که ارائه کرد نوشت که رنج‌های گذشته یهود، ‌درس‌هایی برای امروز دارد. رهبران آنها توسط فراماسون‌ها ربوده شده (صهیونیسم یک قانون فراماسونی است) و در راستای برنامه‌ای بزرگ قربانی شدند.

هولوکاست هشداری برای همه ما به شمار می‌آید که تا زمانی که رهبران دروغین و ادعای دروغین را قبول داشته باشیم، در بردگی باقی خواهیم ماند.

رجا نیوز

 

فراماسونری و مسلمانان

بسیاری از مخالفت‌های مسلمانان ریشه در صهیونیسم‌ستیزی و یهودستیزی دارد. هم‌چنین دسته دیگری از مسلمانان منتقد فراماسونری، «دجال» را به فراماسونری پیوند می‌زنند. بعضی مسلمانان اعتقاد دارند که فراماسونری «منافع یهودیان» را دنبال می‌کند. به عنوان نمونه، ماده ۲۸ میثاق‌نامه حماس عنوان می‌کند که «فراماسونری از صهیونیسم دستور می گیرد».

 

مخالفان در ایران

کتابها و نوشتارهایی در ایران توسط نویسندگان مذهبی، ملی گرایان، رادیکال و بنیادگرایان منتشر شده‌است. این دسته کتابها روش بیان تلخ ضد ماسونری اسماعیل رائین را دنبال می‌کنند که ماسون‌ها را به تمام انواع توطئه‌ها علیه ملت ایران متهم می‌کرد. تم تکراری این کتاب‌ها ارتباط ماسونری به نظریه توطئه جهانی انگلیس-صهیونیسم است. هرچند این کتابها اطلاعات اندکی بر کارهای رایین می‌افزایند. در ایران فراموشخانه توسط گروههای چپ گرا، مذهبی بنیاد گرا و ملی گرایان لیبرال به عنوان مامور مخفی انگلیس و صهیونیسم و در نتیجه عامل تمام بدبختی‌های ایران معرفی می‌شدند و این باعث تعطیل شدن و تحت تعقیب گرفتن اعضای این انجمن‌ها در بعد از انقلاب شد. مرام اشراف منشی و مخفیانه آنها باعث بروز افسانه‌هایی در مورد دست‌های پشت پرده فراماسونها و توهم توطئه در مورد آنها شده بود. در دوران پس از انقلاب کتابها و مقالات زیادی چاپ شد و در آنها فراماسونها مسئول همه گونه توطئه علیه ایران و جوامع اسلامی معرفی شدند.

 

مخالفان فراماسونری و تئوری توطئه

 

عقاید لیبرال جنبش فراماسونری باعث واکنش های مذهبیان و محافظه کاران، گروهای بنیادگرا، مذهبی یان بنیاد گرا و ملی گرایان شده است. ضدیت با نظام کشیشی مسیحیت باعث دشمنی کلیسای کاتولیک روم با فراماسونری شده است. همچنین منشا افسانه ای این جنبش( داستان معمار معبد سلیمان) باعث نفرت گروههای ضد یهود از فراماسونری شده است. حالت مخفی این جنبش و منشا بریتانیایی آن باعث شده است که چنین پنداشته شود که این جنبش ابزار توطئه انگلو-صهیونیست جهانی است. همچنین رژیم های دیکتاتوری مانند نازی ها و کشورهای کمونیستی نیز به سرکوب فراماسونری می پرداختند.


فراماسونری مخالفان و منتقدان بسیاری داشته‌است. بسته به زمان و موقعیت جغرافیایی این گروه‌ها هر یک انگیزه و دلیل‌های متفاوتی داشته‌اند. منتقدان فراماسونری را به سه دسته عمده زیر می‌توان تقسیم بندی کرد:

  • منتفدان مذهبی
  • منتقدان سیاسی
  • انتقادها براساس تئوری‌های توطئه
  • مخالفان مذهبی

فراماسونری در طول حیات خویش متوجه انتقاداتی از جانب نهادهای دینی و ادیان قرار داشته‌است. آنان فراماسونری را بعنوان رقیبی برای دین می‌شناختند و یا فراماسونری را مصداق ارتداد می‌دانستند. فراماسونری از جانب این افراد و نهادها به انواع تئوری‌های توطئه متهم می‌شده‌است. این منتقدین فراماسونری را یک قدرت سری و شیطانی محسوب می‌کردند.

 

فراماسونری در ایران

اولین فراماسونری در ایران به دوران ناصر الدین شاه قاجار برمی گردد. میرزا ملکم‌خان ناظم‌الدوله، نخستین انجمن نوین سیاسی اجتماعی ایران را در سال ۱۲۷۵ یا ۱۲۷۶ قمری بنیان نهاد و آن را فراموشخانه نامید. ریاست افتخاری انجمن که خود با اجازهٔ ناصرالدین‌شاه تأسیس شده بود، با شاه بود و اعضای آن از قشرهای متفاوتی بودند؛ مثلاً هم دانش‌آموختگان دارالفنون از طبقهٔ متوسط شهری بودند و هم کسانی چون شاهزاده جلال‌الدین میرزا.  در دوره محمدرضا پهلوی برخلاف دوران رضاشاه با گسترش روابط سیاسی با غرب به خصوص انگلستان لژهای فراماسونری فراوانی در ایران تاسیس شد و نفوذ فراماسون‌ها در سیاست ایران به شدت گسترش یافت. هرچند هیچ یک از افراد سرشناس خانواده پهلوی دست کم به طور رسمی عضو هیچ لژ فراماسونری نبودند ولی بسیاری از رجال سیاسی، نخست وزیران، وزیران، نمایندگان مجلسین و فعالان سیاسی از فراماسون‌های سرشناس بودند. در ایران فراموشخانه توسط گروههای چپ گرا، مذهبی بنیاد گرا و ملی گرایان لیبرال به عنوان مامور مخفی انگلیس و صهیونیسم و در نتیجه عامل تمام بدبختی‌های ایران معرفی می‌شدند و این باعث تعطیل شدن و تحت تعقیب گرفتن اعضای این انجمن‌ها در بعد از انقلاب شد.

 

نقش ماسونری در انقلابهای مهم معاصر/فعالیت‌های خیریه

نقش ماسونری در انقلابهای مهم معاصر

با شعار «آزادی، برابری، برادری» فراماسون‌ها نقش بزرگی در انقلاب امریکا در سال های ۱۷۷۵-۱۷۸۳بر علیه استعمار انگلیس، در انقلاب کبیر فرانسه در سال ۱۷۸۹ برعلیه نظام اشرافی فرانسه داشتند. آنها حتی نقش پررنگ‌تری در جریان انقلاب مشروطه ایران در سالهای ۱۹۰۵ تا ۱۹۰۹ بر ضد نظام مطلقه سلطنتی و متحدان تزاری آنها داشتند. آموزه های فراماسونری نقش کلیدی در ایدئولوژی انقلاب امریکای جنوبی بر ضد استعمار اسپانیا به رهبری سیمون بولیوار داشت.

فعالیت‌های خیریه

این انجمن بطور گسترده‌ای در فعالیت‌های خیریه و در زمینه خدمات اجتماعی فعال می‌باشد. در حال حاضر پول تنها از اعضای انجمن جمع آوری می‌شود و صرف امور نیکوکارانه می‌شود. فراماسونری به بسیاری از سازمان‌های خیریه غیر ماسونری، نهادهای محلی، ملی و بین المللی خیریه کمک‌های مالی قابل توجهی می‌کند.

 

تاریخچه/سازمان/فعالیت‌ها فراماسونری

تاریخچه

بنوشته Encyclopedia of Occultism and Parapsychology فراماسونری جنبشی سری در قرن هفدهم میلادی بوده است. در بریتانیا فراماسونری ترکیبی از نسخه بریتانیایی گنوستیک تا جنبش روسیکروسین (Rosicrucian)آلمان بوده است. هرچند این جنبش ریشه در آموزه های صنف معمار و ساختمان در قرون وسطی دارد، فرم مدرن فراماسونری ریشه در حالت بازیابی شده و راز آمیز گنوستیک در دوران موسوم به دوران پس از اصلاحات دارد. تاریخ افسانه ای ماسنری بدین سبب ساخته شده است تا از این جنبش در جو عدم تساهل مذهبی بریتانیا در آن دوران بریتانیای کبیر محافظت کند.

بگفته وبگاه فراماسونری منشا و نحوه بوجود آمدن فراماسونری نامشخص است و در مورد آن اختلاف نظر وجود دارد. قدیمی‌ترین اسناد موجود مرتبط به فراماسونری به سال ۱۳۹۰ میلادی برمی گردد. مدارکی موجود است که نشان می‌دهد که در اواخر قرن شانزده میلادی لژهای فراماسونری در اسکاتلند وجود داشته‌است.

سازمان

بطور سنتی فراماسونری مبنایی لیبرال و دموکراتیک داشته است. قانون اساسی اندرسون(1723)، اساسنامه لژ فراماسونری انگلیس که به نوعی قدیمی ترین لژ مدرن فراماسونری است، تساهل مذهبی، وفاداری به نظام حاکم محلی و مدارای سیاسی را از مبانی یک ماسون ایده آل بر می شمارد. ماسون ها به یک قدرت برتر معتقد بودند و کتابی مقدس بسته به مذهب اعضای خود را بکار می بردندو این گروه همچنین سیاست حفط اسرار در مورد مراسم خاص خود داشته اند. لژ اعظم و Grand Orients نهادهای مستقلی هستند که لژ ماسونی در کشور، استان یا منطقه جغرافیایی خاصی را اداره می‌کنند.فراماسونری دارای یک سیستم مدیریت فراگیر جهانی نیست و ارتباط بین فراماسونری‌های مختلف تنها توسط خود دو لژ انجام می‌شود.

فعالیت‌ها

هر چند فراماسونری معمولا به عنوان یک سازمان مخفی شناخته می‌شود، فراماسون‌ها معمولاً این تعریف را به چالش می‌کشند و سازمان خود را بیشتر یک سازمان خصوصی می‌نامند که تنها بعضی جنبه‌های این سازمان مخفی می‌باشد.معمولاً چنین تعبیری بیان می‌شود که در قرن بیست و یکم این سازمان از حالت یک انجمن سری خارج شده‌است و بیشتر «انجمنی با یک سری رازها است.»

دو سمبل پرگار و گونیا همیشه در لژهای فراماسونری وجود دارد. توصیفهای نمادینی برای این دو نشان وجود دارد. مانند: بر فعالیت خود با نیروی تقوا بیافزا". هر چند از آنجایی که مرام فراماسونری دگماتیک نبودن است. هیچ تفسیر رسمی و عمومی برای این نشان وجود ندارد.

آموزه‌های اخلاقی فراماسونری بصورت آئین های نمادین آموزش داده می‌شود. داوطلب در سیستم فراماسونری با گرفتن مدرک‌هایی پیشرفت می‌کند. این مدارک و پیشرفت با کسب دانش وخودشناسی و دانش و درک در مورد رابطه فرد با دیگران و همچنین با نیروی برتر(بسته به درک شخصی داوطب از نیروی برتر). در کنار این آموزه ها، آموزه‌های فلسفی از طریق تحقیق داوطلب و بحث با شیوه‌نامه‌های لژ فراهم می‌آید.

 

فراماسونری

 
نشان فراماسونری، گونیا و پرگار

فراماسونری یا فراموشخانه جمع کانون‌های برادری گسترده‌ای در جهان است. این کانون‌ها ریشه‌های بسیار کهنی در اروپای غربی دارند. فراماسونری دارای یک سیستم مدیریت فراگیر جهانی نیست و ارتباط بین فراماسونری‌های مختلف تنها توسط خود دو لژ انجام می‌شود. واژه فراماسونری احتمالاً از freestone mason گرفته شده. freestone mason در انگلیسی به معنی بنّای آزاد می‌دانند. کسی که عضو فراماسونری است فراماسون یا ماسون نامیده می‌شود، و ساختمانی که مرکز فعالیت ماسون‌هاست لژ نامیده می‌شود.

فراماسونری در ابتدا جنبشی لیبرال بوده است که مبتنی بر باز تولید اندیشه های گنوستیک در دوران پس از اصلاحات در اروپا بوده است. فراماسون ها با شعار «برابری، مساوات، برادری» نقش بزرگی در انقلاب های بزرگ معاصر مانند انقلاب امریکا بر علیه استعمار انگلیس، انقلاب کبیر فرانسه، انقلاب مشروطیت ایران  و جنبش انقلابی بر ضد استعمار اسپانیا در امریکای جنوبی داشته است.

عقاید لیبرال جنبش فراماسونری باعث واکنش های مذهبیان و محافظه کاران، گروه های بنیادگرا، مذهبیون بنیاد گرا و ملی گرایان شده است. همچنین مخالفت با نظام طبقاتی کشیشی مسیحیت، باعث دشمنی کلیسای کاتولیک روم با فراماسونری شده است. این گروه ها فراماسونری را جنبشی الحادی و شیطانی معرفی می کنند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 12:28  توسط   | 

در مورد با ربا

در مورد با ربا

ربا يكي از گناهان كبيره است كه در شرع مقدس اسلامي مورد نهي شديد واقع شده تا آنجا كه ازقول امام جعفرصادق (ع) نقل شده كه فرموده اند « در هم ربا عندالله اشد من سبعين زنيه كلها بذات محرم » ترجمه ؛ يك درهم ربا نزد خدا (از حيث وزرو وبال ) از هفتاد زنا كه با محارم صورت گيرد عظيم ترست . (1)

 يعني گناه  يك درهم ربا بيش از هفتاد بار زنا كردن انسان العياذ بالله با خواهر و مادر خود مي باشد بنابراين كسانيكه در جامعه كنوني اقدام به دادن ربا مي نمايند به عاقبت كار خود فكر كنند در قرآن كريم رباخواري به عنوان جنگ با خدا و رسول اعلام شده است در‌ آيه 278 و 279 سوره بقره باين موضوع اشاره شده است متن آيه شريفه اينچنين است «اي كسانيكه ايمان آورده ايد از خدابترسيد و زيادي ربا مگيريد . اگر به راستي اهل ايمانيد پس اگر ترك ربا نكرديد آگاه باشد كه به جنگ خدا و رسول او برخاسته ايد» قانونگذار ما هم با تأسي از شارع مقدس در ماده 595 قانون مجازات اسلامي هم براي ربا دهنده و هم رباگيرنده و واسطه بين آنها مجازات تعيين نموده است . متن ماده اينچنين است « هر نوع توافق بين دو يا چند نفر تحت هر قراردادي از قبيل بيع ، قرض ، صلح و امثال آن جنسي را با شرط اضافه با همان جنس مكيل و موزون معامله نمايد و يا زائد بر مبلغ پرداختي دريافت نمايد ربا محسوب و جرم شناخته مي شود مرتكبين اعم از ربا دهنده و ربا گيرنده و واسطه بين آنها علاوه بر رد اضافه به صاحب مال به شش ماه تا سه سال حبس و تا 74 ضربه شلاق و نيز معادل مال مورد ربا بعنوان جزاي نقدي محكوم مي گردند »

در تبصره هاي اين ماده در موردي كه صاحب مال معلوم نباشد و نيز شخص مضطر و مواردي كه از شمول اين مقررات خارج است تعيين تكليف شده است اگر صاحب مال معلوم نباشد مال مورد ربا ازمصاديق  مجهول المالك بوده و دراختيار ولي فقيه قرار خواهد گرفت . هر گاه ثابت شود ربادهنده در مقام پرداخت وجه يا مال اضافي مضطر بوده از مجازات مذكور در اين ماده معاف است. يعني اگر كسي ربا ميدهد از روي ناچاري و اضطرار دست باين اقدام زده مثلاً بدهكاربوده اگر بدهي خود را پرداخت نمي كرده بازداشت      مي شده يا بيماري داشته كه نياز به وجه درمان بوده و اگر اين وجه تهيه نمي شده جان او در خطر قرار     مي گرفته بناچار به رباگيرنده مراجعه كرده و وجوهي را از وي با پرداخت ربا اخذ نموده در اين صورت وي قابل تعقيب و مجازات نيست. اگر قرارداد ربا بين پدر و فرزند يا زن و شوهر منعقد شود يا مسلمان از كافر ربا دريافت كند مجازات ربا درمورد آنها قابل اجرا نخواهد بود. در مورد اينكه رسيدگي به جرم ربا در صلاحيت دادگاه انقلاب است يا دادگاه عمومي اداره حقوقي قوه قضائيه در پاسخ به سؤالي در اين مورد طي نظريه شماره 415/7- 19/2/1374 به صلاحيت دادگاه عمومي نظر داده است . با ملاحظه قانون فوق و مراجعه  به متون فقهي معلوم شود كه بطوركلي ربا بر دو نوع است ؛

1-   ربا معامله اي – يكي از دو چيز مثل هم با زياده به مثل ديگر فروخته شود مانند فروختن يك كيلو گندم به دو كيلو آن يا يك كيلو گندم و هزار تومان، يا با زياده حكمي مثلاً يك كيلو گندم نقداً به يك كيلو آن به نسيه البته اين امر اختصاص به بيع نداشته و در تمامي معاملات از قبيل صلح و ماننده آن جاري است و داراي دو شرط است ؛

الف) آنكه عرفاً جنس يكي باشد .

ب ) عوض ومعوض مكيل و موزون باشد – يعني اجناسي باشد كه با كيل كردن فروخته مي شود مثل روغن كه با پيمانه خريد و فروش مي شود. مثلاً گفته مي شود يك حلب روغن ، يا توزين مي شود مثل گندم ،خرما ، كه بصورت كيلوئي فروخته مي شود. (2)

2-   رباي قرضي – آنستكه مالي را قرض بدهد به شرط اينكه وام گيرنده او بيشتر از آنچه كه وام گرفته بپردازد . مثلاً يك ميليون تومان باو قرض ميدهد تا يك ميليون و يكصد هزار تومان از او بگيرد.

 

 

ربا در حقوق جزای ایران

مقدمه
ربا اعم از آنكه داده یا گرفته شود بعلاوه بر حرمت شرعی دارای آثار سوئی بر روابط اقتصادی و تجاری است و باعث ایجاد اخلال در روابط مالی افراد یك جامعه سالم می گردد، بدین ترتیب ضروری است جهت سالم سازی فضای اقتصادی جامعه اخذ یا پرداخت هر گونه ربا یا انجام معاملات ربوی ممنوع باشد.
برمبنای همین رویكرد، مقنن در ماده ۵۹۵ قانون مجازات اسلامی در مقام جرم انگاری ربا و معاملات ربوی برآمده و مقرر داشته: «هر نوع توافق بین دو یا چند نفر تحت هر قراردادی از قبیل بیع، قرض، صلح و امثال آن جنسی را با شرط اضافه با همان جنس مكیل و موزون معامله نماید و یا زاید بر مبلغ پرداختی، دریافت نماید ربا محسوب و جرم شناخته می شود. مرتكبین اعم از ربادهنده، رباگیرنده و واسطه بین آنها علاوه بر رد اضافه به صاحب مال به شش ماه تا سه سال حبس و تا ۷۴ ضربه شلاق و نیز معادل مال مورد ربا به عنوان جزای نقدی محكوم می گردند.
تبصره ۱- در صورت معلوم نبودن صاحب مال، مال مورد ربا از مصادیق اموال مجهول المالك بوده و در اختیار ولی فقیه قرار خواهد گرفت.
تبصره ۲- هرگاه ثابت شود ربادهنده در مقام پرداخت وجه یا مال اضافی مضطر بوده از مجازات مذكور در این ماده معاف خواهد شد.
تبصره ۳- هرگاه قرارداد مذكور بین پدر و فرزند یا زن و شوهر منعقد شود یا مسلمان از كافر ربا دریافت كند مشمول مقررات این ماده نخواهد بود.
بدین ترتیب ملاحظه می گردد كه ربا حسب قوانین كیفری ایران علاوه بر ممنوعیت شرعی دارای وصف جزای نیز می باشد كه ذیلاً به بررسی آن پرداخته می شود.
۱- تعریف ربا و انواع آن
هر چند مقنن در ماده ۵۹۵ تعریف از بزه ربا بعمل نیاورده و تنها به ذكر مصادیق آن اكتفا نموده است؛ اما بند ۱ ماده ۱ قانون نحوه اجرای اصل ۴۹ قانون اساسی (مصوب ۱۷/۵/۱۳۶۳) در تعریف ربا و انواع آن مقرر داشته است:
«ربا بر دو نوع است:
الف – ربای قرضی و آن بهره ای است كه طبق شرط یا بنا بر روال، مقرض از مقترض دریافت نماید.
ب – ربای معاملی و آن زیاده ای است كه یكی از طرفین معامله زائد بر عوض یا معوض از طرف دیگر دریافت كند به شرطی كه عوضین، مكیل یا موزون و عرفاً یا شرعاً از جنس واحد باشند.»
با توجه به تعریف مذكور و انواع آن به نظر می رسد كه ربای موضوع ماده ۵۹۵ قانون مجازات اسلامی نیز اعم از ربای قرضی یا معاملی است چرا كه در صدر ماده مذكور، هم به ربای جنسی در معاملات اشاره شده و هم به ربای قرضی از طریق اخذ مبلغی مازاد بر مبلغ پرداختی از طریق اشاره شده است.
۲- عنصر مادی بزه ربا
مقررات ماده ۵۹۵ ق.م.ا حاكی است كه عنصر ماده بزه ربا ممكن است به سه طریق محقق گردد: ۱- پرداخت ربا ۲- دریافت ربا ۳- وساطت یا معاونت در عملیات ربوی.
از میان عناصر مادی مذكور، دریافت و پرداخت ربا دارای اجزائی است كه عبارتند از: ۱- توافق یا تراضی طرفین ۲- شرط مازاد ۳- قبض و اقباض مازاد.
بدین ترتیب چنانچه توافق طرفین فاقد یكی از اجزاء مذكور در فوق باشد، عمل ارتكابی از عنوان ربا خارج و مشمول مقررات ماده ۵۹۵ نخواهد بود.
۱-۲- توافق یا تراضی طرفین
این جزء از اجزاء عنصر مادی بزه ربا بدین معناست كه برای تحقق این جرم ضروری است كه طرفین در خصوص پرداخت و دریافت زیادتی با یكدیگر توافق و تراضی نمایند؛ به عبارت دیگر عملیات انجام شده زمانی عنوان ربوی به خود می گیرد كه طرفین قرارداد، نسبت به موضوع مورد نظر بصورت صریح یا ضمنی توافق كرده باشند از این رو چنانچه در خاتمه قرارداد مقترض به گونه ای غیر الزامی، مبلغ یا مقداری زائد بر قرض به مقرض پرداخت نماید، چنین عملی تحت عنوان ربا قابل تعقیب و مجازات نبوده و فاقد وصف جزایی خواهد بود.
۲-۲- شرط مازاد (اضافه)
از دیگر اجزاء عنصر مادی بزه ربا شرط پرداخت و اخذ مازاد بصورت مالی است؛ از این رو چنانچه در ضمن توافق یا قراردادی شرط شود كه مقترض علاوه بر پرداخت مبلغ مورد قرض، دختر خویش را نیز به عقد نكاح مقرض درآورد، با توجه به غیر مالی بودن توافق، عمل ارتكابی طرفین ربا محسوب نشده و مشمول مقررات ماده ۵۹۵ ق.م.ا نخواهد بود.
همچنین آنچه در ربای جنسی یا معاملات ربوی شرط می شود باید با جنس موضوع معامله ربوی همجنس، مكیل و موزون باشد.
با این حال به نظر برخی از حقوقدانان، چیزی كه از جنس ربوی می سازند در محاسبه دو جنس در حكم اصل آن است. از این رو، آرد گندم مانند گندم بوده و معاوضه گندم و آرد گندم معاوضه دو همجنس است.
۳-۲- قبض و اقباض مازاد (اضافه)
مستفاد از مقررات ماده ۵۹۵ قانون مجازات اسلامی و كلمات فقها آن است كه صرف توافق یا انجام معامله ربوی، بدون قبض و اقباض عرضین را نمی توان از مصادیق ربا دانست. بلكه با عنایت به مقید به نتیجه بودن جرم موضوع ماده ۵۹۵، بزه ربا زمانی محقق می گردد كه مقترض یا طرف معامله، مازاد موضوع قرض یا معامله را به مقرض یا طرف مقابل پرداخت و به قبض او دهد.
اداره حقوقی قوه قضائیه در این زمینه طی نظریه مشورتی شماره ۱۴۰/۷ – ۱۱/۱/۱۳۸۲ اشعار داشته: «مقررات ماده ۵۹۵ ق.م.ا مخصوص مواردی است كه اگر معامله جنسی مكیل یا موزون با شرط اضافه همان جنس و یا زائد بر مبلغ پرداختی دریافت شود و یا در قرضی بدهكار بیشتر از آنچه قرض كرده است ملزم به پرداخت گردد. به عبارت دیگر نتیجه حاصله از جرم ملاك است؛ بنابراین صرف توافق به اینكه شخصی وجهی را در قبال اخذ وجه اضافی به دیگری بدهد جرم و مشمول آن ماده محسوب نمی شود.»
لذا باید توجه داشت آنچه كه قبض و اقباض آن باعث تحقق جرم ربا می گردد، اضافه ای است كه در معامله ربوی شرط شده است؛ اضافه ای است كه در معامله ربوی شرط شده است؛ از این رو تا زمانی كه این اضافه توسط رباگیرنده قبض نشود بزه ربا نیز محقق نخواهد شد؛ بعنوان مثال در ربای قرضی كه به اقساط پرداخت می شود و معلوم نیست كه كدامیك از اقساط بابت اصل و كدام بابت بهره است، عملیات ربوی با پرداخت تمام اقساط یا لااقل بخشی از اقساط مازاد به اصل وام محقق خواهد شد.
اداره حقوقی قوه قضائیه نیز در این زمینه طی نظریه مشورتی شماره ۴۱۸۸/۷ – ۲۱/۵/۱۳۸۲ اشعار داشته : «با توجه به تعریف ربا در فقه و قانون تا زمانی كه وجه اضافی دریافت نشود ربا محقق نمی گردد.»
همچنین باید توجه داشت كه صرف دریافت سند پرداخت وجه مازاد مانند چك یا سفته یا حواله یا تسلیم مال مازاد بدون اخذ مبلغ یا مال موضوع آن را نمی توان ربا دانست، زیرا تا زمانی كه وجه موضوع چك یا سفته و یا مال موضوع حواله اخذ نشده، مال یا وجهی اضافه دریافت نگردیده تا مبلغ پرداختی مازاد را ربا محسوب نمائیم و عمل مرتكب در چنین مواردی حداكثر شروع به جرم ربا محسوب می گردد كه مع الوصف بواسطه فقدان نص قانونی در خصوص شروع به جرم ربا، نمی توان این میزان از عمل مرتكب را جرم و قابل تعقیب و مجازات دانست.
۳- موضوع جرم
موضوع جرم ربا، مال متعلق به غیر (ربادهنده) است كه بصورت مازاد بر اصل مطالبات طرف در معاملات ربوی مصداق پیدا می كند.
نكته قابل توجه در این خصوص آن است كه در ربای معاملی، الزاماً مال باید متعلق به یكی از طرفین معامله بوده و به نفع طرف مقابل شرط و اخذ شود و الاّ چنانچه مال مورد نظر در شرط اخذ مازاد متعلق به شخص ثالثی بوده یا به نفع شخص ثالثی كه از نظر منافع یا طرفین معامله بیگانه است شرط و اخذ شود، موضوعاً از عنوان ربا خارج خواهد بود. از این رو چنانچه كسی وجوه متعلق به غیر را با شرط دریافت اضافه به دیگری قرض دهد، جرم ربا محقق نخواهد شد و حتی در صورتی كه مالك وجوه، بعداً چنین عقدی را تنفیذ نماید، جرم ربا نسبت به او نیز بواسطه عدم تقارن عنصر مادی و معنوی جرم محقق نخواهد شد.
بعلاوه در صورتیكه ربادهنده، از اموالی كه با دیگران به نحوه اشاعه شریك است قرض ربوی دریافت كند ربا مصداق پیدا نخواهد كرد، چرا كه شخص نمی تواند به خودش ربا دهد و از طرفی جزء جزء مال مشاع متعلق به كلیه شركاء نیز می باشد.
۴- مرتكب جرم
با توجه به عبارت «هر نوع توافق بین دو یا چند نفر» در صدر ماده ۵۹۵ ق.م.ا باید گفت كه از نظر جزایی و قواعد حاكم بر تفسیر قوانین جزائی عبارت «فرد» ظهور در اشخاص حقیقی داشته و لذا معاملات ربوی میان اشخاص حقوقی فاقد خصیصخ مجرمانه تلقی می گردد؛ مع الوصف چنانچه عملیات ربوی میان شخص حقیقی و شخص حقوقی منعقد شده باشد، مسئولیت كیفری صرفاً متوجه شخص حقیقی است.
۵- علل موجهه جرم
با عنایت به مفاد تبصره ۲ و ۳ ماده ۵۹۵ ق.م.ا كه بیانگر اعمال علل موجهه جرم در بزه ربا می باشد، می توان این علل را عبارت از : ۱- اجازه یا حكم قانون و ۲- اضطرار دانست.
۱-۵- اجازه یا حكم قانون: به موجب تبصره ۳ ماده مورد بحث، ربا – اعم از قرضی یا معامله – چنانچه بین پدر و فرزند یا زن و شوهر یا كافر و مسلمان منعقد شده باشد از شمول مقررات این ماده خارج است؛ كه بدین واسطه با عنایت به عدم شمول سایر قوانین جزایی بر ارتكاب چنین عمل، باید عنوان داشت كه مقنن با تبصره مذكور اجازه انجام معاملات ربوی را به اشخاص مذكور در تبصره ۳ این ماده داده است و به حكم قانون كه یكی از علل موجهه جرم محسو می گردد. عمل ارتكابی فاقد وصف مجرمانه تلقی می گردد.
این چنین امری را باید مقتبس از فقه امامیه دانست چرا كه از نظر فقهی، موارد صحت معاملات ربوی توسط فقها بیان گردیده كه عبارتند از: ربای میان پدر و فرزند، زن و شوهر، كافر و مسلمان – به شرط آنكه مسلمان از غیرمسلمان ربا دریافت كند – لذا نه تنها انجام معاملات ربوی فوق مجرمانه محسوب نمی گردد بلكه از نظر حقوقی نیز این معاملات صحیح بوده و باطل و بلااثر محسوب نمی گردد.
در این زمینه شورای نگهبان در نظریه شماره ۹۳۴۸ مورخه ۲۴/۱۰/۱۳۶۶ خود اشعار داشته: «دریافت بهره و خسارت تاخیر تادیه از دولتها و موسسات و شركتها و اشخاص خارجی كه بر حسب مبانی عقیدتی خود دریافت آن را ممنوع نمی دانند شرعاً مجاز است، لذا مطالبه و وصول این گونه وجوه مغایر با قانون اساسی نیست و اصل چهل و سوم و چهل و نهم قانونی اساسی شامل این مورد نمی باشد.»
در خصوص اخذ یا پرداخت ربا بین زن و شوهر نیز باید به این نكته توجه داشت كه اطلاق تبصره ۳ ماده ۵۹۵ ق.م.ا عملیات ربوی میان زن و شوهری كه در قید نكاح منقطع یكدیگر باشند را نیز دربرمیگیرد. با این حال چنین به نظر می رسد كه با توجه به مبنای جرم نبودن معاملات ربوی میان زن و شوهر كه «توارث آنها از یكدیگر» است، نتوان نكاح منقطع را مشمول مقررات این تبصره دانست، لیكن با توجه به اطلاق تبصره مرقوم و لزوم تفسیر به نفع متهم نمی توان این تفسیر را صحیح دانست.
همچنین عملیات یا معاملات ربوی در دوران عده طلاق رجعی با توجه به عدم انقطاع كامل رابطه زوجیت، فاقد وصف جزایی به نظر می رسد.
۲-۵- اضطرار: اگر چه مقنن در تبصره ۲ ماده مرقوم تنها ربادهنده را در مقام اضطرار معاف از تعقیب و مجازات شناخته، لیكن باید توجه داشت كه چنانچه شرایط متشكله اضطرار در رباگیرنده نیز جمع باشد می توان با توجه به مقررات ماده ۵۵ ق.م.ا عمل رباگیرنده را نیز فاقد وصف جزایی دانست.
۱-۲-۵- شرایط تحقق اضطرار در جرم ربا:
در بزه ربا اضطرار در صورتی محقق خواهد شد كه :
اولاً: خطر شدیدی موجود باشد، یعنی جان یا سلامتی ربادهنده یا یكی از افراد تحت تكلفش یا اموال و دارایی شان در معرض خطر و نابودی قرار گرفته باشد.
ثانیاً: ربادهنده عمداً مبادرت به ایجاد چنین وضعیتی نكرده باشد.
ثالثاً: توسل به عملیات ربوی تنها راه حل ممكن باشد.
رابعاً: ربادهنده به مقدار ضرورت اكتفاء كند یعنی به میزانی كه بتواند از مهلكه و وضعیت غیر قابل تحمل نجات .
۶- واسطه معامله ربوی
واسطه معامله ربوی در واقع همان معاون جرم است كه ارتكاب ربا را با وساطت خویش تسهیل می نماید، از این رو فعل واسطه نیز در صورتی جرم است كه با توجه به تئوری استعاریه ای بودن بزه معاونت در حقوق ایران، معامله ربوی بعد از وساطت وی محقق شود و اضافه مشروط نیز بین طرفین جرم ربا رد و بدل گردد.
بر همین منوال چنانچه واسطه بین افرادی وساطت كند كه معاملات ربوی توسط آنها جرم نیست، مانند مسلمان و كافر یا زن و شوهر، در این صورت نیز با توجه به اینكه شروط جرم بودن عمل معاون جرم بودن عمل مباشر است، عمل واسطه را نیز نمی توان جرم و قابل تعقیب و مجازات دانست.
۷- جزای نقدی
مقصود از «جزای نقدی معادل مال مورد ربا» در ماده ۵۹۵ ق.م.ا معادل میزان اضافی دریافتی است نه معادل كلی مالی كه در معامله ربوی رد و بدل شده است، زیرا آنچه كه بر آن «ربا» اطلاق میگردد زیادتی است كه یكی از طرفین معامله ربوی به دیگری پرداخت می كند نه كل مالی كه در معامله ربوی میان طرفین رد و بدل می شود.
۸- دادگاه صالح به رسیدگی
اگر چه بند ۶ ماده ۵ قانون تشكیل دادگاههای عمومی و انقلاب رسیدگی به دعاوی مربوط به اصل ۴۹ قانونی اساسی – كه یكی از آنها ربا است – را در صلاحیت دادگاه انقلاب قرار داده، لیكن باید توجه داشت كه صلاحیت دادگاه انقلاب در این خصوص محدود به تعیین تكلیف ثروتهای نامشروعی است كه از طریق ربا و . . . تحصیل شده و از بابت رسیدگی به جنبه كیفری ربا، دادگاه انقلاب فاقد صلاحیت ذاتی بوده و رسیدگی به این جرایم در دادسراها و دادگاههای عمومی بعمل خواهد آمد.
اداره حقوقی قوه قضائیه در این زمینه طی نظریه مشورتی شماره ۷۱۴۱۵ – ۱۹/۲/۱۳۷۴ اشعار داشته: «آنچه در اصل ۴۹ قانون اساسی و مواد ۳، ۸، ۱۰ و ۱۲ قانون نحوه اجرای اصل ۴۹ قانون اساسی و ماده ۵ قانون تشكیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب ۷۳ مبنی بر صلاحیت دادگاه انقلاب آمده است مربوط به رسیدگی و ثبوت شرعی و ضبط ثروتهای نامشروع است و اساساً فاقد جنبه كیفری می باشد. رسیدگی «جرم ربا و صلاحیت دادگاه عمومی می باشد.»
همچنین در این زمینه می توان به بخشنامه شماره ۱۱۷۵۵۷ مورخه ۷/۵/۱۳۷۴ اشاره نمود.
در این بخشنامه آمده است : «در هشتمین جلسه مسئولان قضایی كشور كه به ریاست حضرت آیت الله یزدی رئیس قوه قضائیه در تاریخ ۲۳/۳/۱۳۷۴ تشكیل گردیده پیرامون بند ۶ ماده ۵ قانون تشكیل دادگاههای عمومی و انقلاب در خصوص تشخیص و تفكیك صلاحیت و اختیارات محاكم عمومی و انقلاب در امور اصل ۴۹ قانون اساسی بحث و بررسی به عمل آمد و به شرح ذیل اظهار نظر شد:
شكایت افراد از ارتكاب ربا، غضب، رشوه، اختلاس، سرقت، قمار و دیگر عناوین مذكور در اصل ۴۹ در محاكم عمومی دادگستری رسیدگی می شود ولی رسیدگی به سرمایه های نامشروع و استرداد ثروتهای ناشی از ارتكاب جرایم یاد شده به بیت المال در صلاحیت دادگاههای عمومی می باشد. مراتب بدین وسیله اعلام

می شود.»

روايات مرتبط با بانكداري بدون ربا

رسول خدا (ص) به حضرت علی علیه السلام فرمودند : 
یا علی زمانی بر این مردم می‌آید که هیچکس از شر ربا در امان نمی‌ماند و اگر هم ربا خوار نباشد قوائی از ربا دامنگیر او خواهد شد. به خدا قسم، ربا در بین این امت مخفی تر و پنهان‌تر است از جای رد پای مورچه در صفا و مروه. بدترین رباها مسخره کردن و کوچک شمردن آبروی مؤمنان است. کسی که ربا را حلال بداند و آنرا بگیرد کافر است و قتلش واجب. مستدرک جلد 2 صفحه 479
  
 
 از امام جعفر صادف علیه السلام روایت است که فرمودند : 
« اَخْبَثُ‌الْمَکاسِبْ کَسْبُ الرً بوا» خبیث ترین و ناپاکترین کسب ها تجارت و معامله ربوی است و باز فرمودند: یک درهم ربا بدتر است در نزد خدا از سی بار زنا کردن آنهم با محارم و این روایت حدود هفت مرتبه در کتاب وسائل الشیعه در باب ربا نقل شده است.
  
 
 پیامبر اکرم (ص) در حدیث 1050 نهج الفصاحه می‌فرمایند : 
اَلْآخِذُ وَالْمُعْطی سَواءٌ فِی الّربا. آنکه ربا می‌دهد و آنکه می‌گیرد در گناه برابرند.
  
 
 پیامبر اکرم (ص) فرمودند :  
کسی که می خواهد خداوند دعایش را مستجاب نماید و غم واندوهش را برطرف نماید، سعی و تلاش کند غم و اندوه اشخاص تنگدست را برطرف نماید.
  
 
 پیامبر اکرم (ص) فرمودند : 
بهترین کارها آنستکه برادر مؤمن خویش را خوشحال سازی یا قرض او را بپردازی. نهج الفصاحه حدیث 386
  
 
 پیامبـر اکرم (ص) فرمودند : 
وقتی خداونـد اراده کند هلاک و نابودی قومی و ملتی را «ظَهَرَ بَیْنَهُمُ الرّبوا» ظاهر می‌شود بین آنها رباخواری.
  
 
 پیامبر اکرم (ص) فرمودند : 
هر مسلمانی مالی را یکبار قرض دهد، مانند اینست که آن مال را دوبار صدقه داده باشد. و باز فرمودند: کسی که به بدهکارش مهلت یا فرصت دهد یا از او صرفنظر کند در سایه رحمت پروردگار قرار خواهد داشت.
  
 
 پیامبر اکرم (ص) فرموده‌اند : 
خدا رشوه ده و رشوه گیر و با آنکه میان آنها واسطه می‌شود لعنت می‌کند. نهج الفصاحه 2230
  
 
پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند : 
تاخیر پرداخت دین، شمه‌ای از ظلم است. نهج الفصاحه حدیث 3116
  
 
 پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند : 
اَحَبًُ الْاَعْمالِ اِلیَ اللهِ مَنْ اَطْعَمَ مِنْ جُوعٍ، اَوْ دَفَعَ عَنْهُ مَغْرَماً، اَوْ کَشَفَ عَنهُ کَرْباً بهترین کارها در پیش خدا آن است که بینوائی را سیر کنند، یا قرض او را بپردازند یا زحمتی را از او دفع نمایند. نهج الفصاحه حدیث 76
  
 
 پیامبر اکرم (ص)‌می‌فرمایند : 
لعنت خدا بر رشوه ده و رشوه گیر باد. نهج الفصاحه 2228
  
 
 پیامبر اکرم (ص)‌می‌فرمایند : 
هر گروهی که ربا میانشان رواج گیرد بقحط مبتلا شوند و هر گروهی که رشوه میانشان رواج گیرد به ترس دچار شوند. نهج الفصاحه 2693
  
 
 پیامبر اکرم در حدیث 1561 نهج الفصاحه می‌فرماید : 
دِرْهَمُ رِباً یَؤکُلُهُ الرَّجُلُ وَ هُوَ یَعْلَمُ، اَشَدُّ عِنَداللهِ مِنْ سِتَّةٍ وَ ثَلاثینَ زَنْیَةً. یک درهم ربا که انسا ن دانسته گیرد در نظر خدا بدتر از سی و شش زنا است.
  
 
 پیامبر اکرم در حدیث 2608 نهج الفصاحه می‌فرمایند : 
ما اَحَدٌ اَکْثَرَ مِنَ الرّبا اِلّا کانَ عاقِبَةِ اَمْرِه اِلی قِلَّةِ. هر که ربا فراوان خورد سرانجام او به فقر انجامد. بدان که ربا حرام است و از گناهان کبیره است و از گناهانی است که خداوند برای رباخوار وعده جهنم داده است و ربا در لسان همه پیامبران و کتب آسمانی حرام می‌باشد.
  
 
 پیامبر اکرم در ضمن حدیثی طولانی فرمود : 
هرکس غم زده‌ای را قرض دهد و در بازستاندن نیکور رفتار کند گناهش بخشیده می‌شود.
  
 
 حضرت امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند : 
قرض دادن را بیشتر از صدقه دادن دوست دارم و نیز حضرت فرمودند: خیر بر چهار قسم است :
1- پرداخت بدهی.
2- عاریه دادن.
3- قرض الحسنه دادن.
4- مهمانی که سنت پیامبر است.
  
 
حضرت امام رضا علیه السلام فرمودند : 
اگر از شخصی طلبکاری و او را در مکه یا حرم یافتی از او مطالبه نکن و بر او سلام هم مکن که از تو خجالت نکشد. بحارالانوار جلد 130 ص 156
  
 
 حضرت علی علیه‌السلام در نهج البلاغه می‌فرمایند :  
کسی که بر خدا توکل کند خدا او را کفایت کند و کسی که از خدا طلب کند و دعا کند، خداوند به او مرحمت می فرماید و کسی که به خداوند قرض الحسنه دهد، حاجاتس برآورده می‌شود.
  
 
 حضرت علی (ع)  
اِذا وَجَدْتَ مِنْ اَهْلِ الفاقَه مَنْ یَحْمَلُ لَکَ زادُکَ اِلی یَوْمِ القِیامه وَ یُوافیکَ بِه غَداً حَیْثُ تَحْتاجُ اِلَیْهِ. وَاغْتَنِمْ مَنِ اسْتَقْرَضَکَ فیها لِغِناک لِیَجْعَلَ فی یَومِ عُسْرَتِک. از سفارشات حضرت علی علیه السلام به فرزند بزرگوارشان حضرت اما محسن علیه السلام: زمانیکه اهل فقر را مشاهده کردی و او از تو تقاضائی کرد، به او مرحمت فرما، و کسی که از تو قرض بخواهد غنیمت شمار تا سرمایه ای باشد برای تو در روز عسرتت (یعنی در روز قیامت).
  
 
 در کتاب نهج البلاغه خطبه 156 حضرت علی علیه السلام می فرمایند :
رسول خدا به من فرمودند: ای علی این مردم پس از من بوسیله ثروتشان مورد آزمایش قرار می‌گیرند.
1- دیندار بودن خود را منتی بر خدا قرار می‌دهند و با اینحال انتظار رحمت الهی را دارند.
2- از قدرت و خشم الهی خود را در امان می‌بینند.
3- حرام او را با شبهات دروغین و هوسهای غافلانه حلال می‌شمارند.
4- شراب را « نبیذ» می‌آشامند.
5- رشوه را به نام هدیه می‌گیرند.
6- ربا را به نام معامله حلال می‌دانند.
  
 
 رسول خدا (ص) فرمودند : 
زمانیکه مرا به آسمانها بردند عده‌ای را دیدم که می‌خواهند از زمین بلند شوند نمی‌توانند، به طوری شکمشان بزرگ شده بود که قادر به نشستن و برخاستن نبودند، به جبرئیل گفتم: اینها چه کسانی هستند جبرئیل عرض کرد:‌اینها ربا خوارانند.
  
 
 رسول خدا فرمودند : 
شبی که مرا به معـراج بردند و به بهشت سیـر دادنـد، بر در بهشت نوشتـه بود: «صدقه به ده برابر و قرض الحسنه هجده برابر» از جبرئیل سوال کردم چرا قرض الحسنه برتر از صدقه است؟ گفت چون قرض گیرنده بخاطر ناداری قرض می‌گیرد، ولی صدقه گیرنده شاید محتاج نباشد.
  
 
 قال رَسُول الله (ص) : 
ما مِنْ عَبْدٍ کانَتْ لَهُ نِیَّةٌ فی اَداءِ دَینِه اِلّا کانَ لَهُ مِنَ اللهِ عَوْنٌ. بنده‌ای که نیت اداء دین خویش را داشته باشد که آنرا نپردازد مانند دزدان در نزد خدا محشور می‌شود. نهج الفصاحه حدیث 2685
  
 
 لعن فرمودند رسول خدا (ص) : 
ربا و خورنده ربا و فروشنده ربا و مشتری ربا، و نویسنده ربا و دو شاهد آنها را.
 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390ساعت 12:22  توسط   | 

هدی صابر مرد بود نه زن!

هدی صابر مرد بود نه زن!

 بالاخره ساعت شنی عمر مرحوم صابر، فعال ملی مذهبی هم به آخر رسید و او هم مثل تمام آدم های دیگری که این روزها با عزت یا بی عزت دارند راهی دیار باقی می شوند، از دار دنیا رفت.

القصه... و از قضا درگذشت مرحوم صابر، از شانس بد ایشان همزمان شده است با اجرای پروژه شوم مصادره اموات جبهه ضد انقلاب که این روزها ضمن معذب کردن روح رفتگان و ایجاد زحمت برای حضرت عزرائیل؛ هر کس و نا کسی که از دار دنیا می رود را به طرفة العینی به نام خود مصادره کرده و در این راه بی انتها از هیچ خباثتی هم فروگذار نیستند.

و البته از شانس خوب کسانیکه همیشه در این پروژه شوم، مورد لعن و نفرین اصحاب ضد انقلاب هستند، این بار مرحوم صابر در شرایطی کاملاً آزمایشگاهی و به دور از هرگونه تنش و پنجه بوکس و زخم و زیلی و البته با عزت!!! مسافر دیار باقی شدند و لذا باید منتظر بود و دید تا ضد انقلاب این بار دیگر چه حیله ای را برای مرگ هدی صابر جفت و جور خواهند کرد.

در همین رابطه شنیده شده که گویا حضرات رایزنی هایی را نیز در این زمینه انجام داده و فعلا پروژه اعتصاب غذای مرحوم صابر را به میانه فرستاده اند تا چه پیش آید و این در حالیستکه که یک نفر هم گویا نبوده که به این عاقلان! دیوانه خانه بگوید که عزیز من اصلاً آمدیم و مرحوم صابر اعتصاب غذا کرده بود. ایشان در کدام بیمارستان بی چشم و رویی بستری بوده اند که پزشکان و پرستاران هم همصدا با ایشان بوده و لقمه های لذیذ غذا را از این پیرمرد بیمار دریغ کرده اند...؟!

و خلاصه اینکه جبهه ضد انقلاب فعلا در بهت و حیرت از با عزت! رفتن یکی یکی انصار و دوستانش به سر می برد و باید منتظر بود و دید تا صبح فردا و در ادامه پروژه مصادره اموات؛ چه بهانه جدیدی را برای مرگ طبیعی هر یک از این آدم ها جفت و جور می کنند.

ضمنا برای اینکه اشتباه شهید ژاله مجددا برای برخی سبزها و رسانه های ضدانقلاب پیش نیاید لازم است تذکر دهیم که "هدی صابر" مرد بوده است نه "زن".

 

اعتراف اپوزیسیون:فرقه سبز به قدرتهای خارجی دخیل بسته/خاتمی بزرگترین مخرب فرقه سبز است/حرکت فتنه گران

یکی از سایت های اپوزیسیون با اشاره به تلاش های فتنه گران طی روزهای اخیر تاکید کرد که تکاپوهای شورای هماهنگی راه سبز امیدهمچنان بر پاشنه قدیمی یعنی آکسیون های نمایشی وتبلیغاتی ونهایتا سترون وپراکنده ساز می چرخد.

 

سایت «ایرام گلوبال» در مقاله ای شرایط فرقه سبز را در شرایط کنونی «صفی پراکنده»،«بی ثبات» و «ناهماهنگ» خواند و با اذعان بر عدم کفایت شورای هماهنگی راه سبز امید نوشت، صدور دستورالعمل ازبالای سر،وبدون درنظرگرفتن توازن قوای واقعی درعمل، اتخاذ جزوه تاکتیک های تکراری این شورا می باشد.
نویسنده این مقاله در ادامه با اشاره به موضع گیری افرادی همچون خاتمی طی روزها و ماه های گذشته آنان را بزرگترین عاملان مخرب بر فرقه سبز عنوان کرده و نوشته است: مواضع کسانی چون محمد خاتمی ومهاجرانی ومزروعی وکدیوروامثال آنها نشان می دهدکه نگرانی آنها ازجنبش بیش ازنگرانی اشان ازحاکمیت است وبهمین دلیل با وقاحت وصراحت بی مانندی باشنیدن بوی کباب-تشدید شکاف های درونی حاکمیت- صراحتا خواهان گفتگووسازش با حاکمیت هستند. وباین ترتیب آن ها عملا بیشترین تأثیرمخرب را برصفوف جنبشی که درطی دوسال گذشته داشته ودارند.
این سایت همچنین تصریح کرد که فرقه سبز به بیرون ازخود جنبش، نخبگان ورهبران وقدرت های خارجی، دخیل بسته و بدین طریق این فرقه را پراکنده و منجمد کرده اند.

 

روح‌الاميني:فتنه‌گران خودخواه شهد حضور گسترده مردم در انتخابات 88 را به كام آنها تلخ كردند

 

دبيركل حزب توسعه و عدالت ايران اسلامي گفت: حوادث فتنه 88 و تلاش‌هاي نابخردانه و خودخواهانه فتنه‌گران، طرح‌هاي پنهان و آشكار دشمنان خارجي و تبليغات و تلاش‌هاي گسترده آنها شهد حضور گسترده و پرشمار مردم را به كام آنها تلخ كرد.

 
عبد‌الحسين روح‌الاميني دبير‌كل حزب توسعه و عدالت ايران اسلامي در گفت‌وگو با فارس با بيان اينكه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، انتخابات يكي از مهمترين جلوه‌هاي شعار استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي بوده است، اظهارداشت: به طور متوسط هر سال در كشور يك انتخابات وجود داشته كه در مقاطع گوناگون حيات سياسي كشور پس از پيروزي انقلاب در سرنوشت كشور نقش مهمي داشته است. 
 
وي بر همين اساس خالق اصلي حماسه‌ها را در همه ادوار عموم مردم كشور ‌دانست كه با شركت و حضور خود در انتخابات صرف نظر از اينكه به چه كساني رأي مي‌دهند، استقلال كشور را تضمين كرده‌اند. 
 
دبير‌كل حزب توسعه و عدالت ايران اسلامي انتخابات 22 خرداد 1388 و حضور 40 ميليوني مردم را يكي از نقاط اوج كشور دانست و يادآورشد: ملت ايران فارغ از تفاوت، اختلاف سليقه‌ و نگرش‌ها در انتخابات شركت كرده و نسبت به دموكراسي‌هاي مطرح جهان بالاترين درصد حضور را داشتند. 
 
وي اضافه‌كرد: گرچه حوادث فتنه 88 و تلاش‌هاي نابخردانه و خودخواهانه فتنه‌گران، طرح‌هاي پنهان و آشكار دشمنان خارجي و تبليغات و تلاش‌هاي گسترده آنها شهد حضور گسترده و پرشمار مردم را به كام آنها تلخ كرد اما آحاد ملت در رويدادهاي دوسال گذشته نشان دادند كه عهد اخوت با هيچ جرياني نبسته‌اند. 
 
روح‌الاميني با تأكيد بر اينكه ملت ايران تداوم انقلاب و راه پرفروغ امام(ره) و رهبري، تحقق آرزوها و آمال شهيدان انقلاب، عزت و آباداني كشور را مد نظر دارند، گفت: مردم جسارت‌ها، بي‌حرمتي‌ها، خودخواهي‌ها و غفلت‌هاي دشمن شادكن و كينه‌هاي قبيله‌اي داخلي و خارجي را برنمي‌تابند. 
 
وي در خاتمه خاطر‌نشان‌كرد: همچون هميشه تاريخ پس از انقلاب، درس بزرگ و فراموش‌نشدني حوادث دو سال گذشته، همراهي مردم و مقام معظم رهبري در جهت پيشرفت و تعالي كشور و حركت به سوي تحقق اهداف عاليه انقلاب است.
 

مخالفان حکومت ایران به دنبال مهاجرت و عیاشی هستند

کاربر سایت دولتی صدای آمریکا: «معترضان ما رپ و هیپی و تکنو هستند که هنوز هیچ کاری نکرده با ماهواره و.. مصاحبه، فرداش مهاجرت و عیاشی و.. اگر قرار باشد صنف بقال ها و پالان دوزان با این روش ها کاری کند بدتر می شود، بهتر نمی شود.»

 

کاربران سایت صدای آمریکا، نسبت به گزارش خبری شبکه تلویزیونی "پی بی اس" آمریکا از زن جوان ایرانی با نام مستعار سمیرا که با استفاده از موزیک رپ مدعی است خاطرات اش از تظاهرات اعتراضی دو سال پیش در فتنه سبز را منعکس می کند، نظرهای جالبی داشتند.

یکی از این کاربران نوشت: «خانوم سمیرا ، معترضان ما رپ و هیپی و تکنو هستند که هنوز هیچ کاری نکرده با ماهواره و.. مصاحبه، فرداش مهاجرت و عیاشی و.. اگر قرار باشد صنف بقال ها و پالان دوزان با این روش ها کاری کند بدتر می شود، بهتر نمی شود .لطفا کنار بایست بگذار همه برای یک رهبر سیاسی عالم و بالغ و با تجربه وارد عمل شوند.»
یکی از کاربران این سایت در مورد قسمتی از شعر این به اصطلاح خواننده که گفته بود "فردا مال ماست، با طلوعی سبز" نوشت: « فردا مال هیچکس نیست بجز سرمایه داری بین المللی که تمام تحرکات مردمی را که بدنبال زندگی انسانی و غیر حیوانی هستند را دارد با اقسام وسایل کنترل میکند. تمام ارزشهای حقیقی را با ارزیابی مادی در معرض افکار عمومی قرار میدهد. کاری میکند که یک فرد از همان دوره بچگی اسیر محصولات تولیدی مسخره سرمایه داری باشد که در آینده فکرش به دنبال حقیقت حیات بشر نرود.»
کاربر دیگری نوشت: «بله شاهین ..هم معترض بود و با شعر سیاسی چیز میز وارد این خیمه شب بازی شد با بی بی سی مصاحبه کرد و .. آخرین کارهای اعتراضیش را هم دیدیم و شنیدیم .. مشکل ما محدودیت روسری و ماهواره و اینترنت نیست ... یعنی اگر سمیرا خانوم محدودیت پوشش نداشت آزاد و سیر و تامین بود؟ معنی آزادی را هم فهمیدیم با این شعر که گفتی لطفا زبان فارسی را خراب نفرمایید.»

 

اصولگرايان تمام تخم‌مرغ‌هايشان را در سبد انتخابات نريزند

 

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: متاسفانه در حال حاضر اصولگرايان تمام تخم‌مرغ‌هاي خود را در سبد انتخابات قرار داده‌اند و دليل اختلاف آنها هم همين موضوع است و تا زماني كه اين طور باشد وحدت در معرض خطر است.

 

محسن رضايي دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام در گفت‎وگوي خود با خبرنگاران فارس به برخي مسايل روز كشور ازجمله جهاد اقتصادي و جريان انحرافي اشاره كرد كه متن اين مصاحبه در ادامه از تظر مخاطبان مي‌گذرد.

* طرح مكتب‌ايراني انحرافي است و با انگيزه تثبيت قدرت بيان شده است

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام به طرح موضوع مكتب ايراني از سوي گروه انحرافي در كشور اشاره كرد و گفت: در طي 100 سال اخير هميشه مباحث ايران‌گرايي به عنوان يك سوژه براي رسيدن به قدرت يا تثبيت قدرت مورد سوء استفاده قرار گرفته است.

وي افزود: قالب افرادي كه بحث ايراني‌گري را در صد سال اخير كشور مطرح كردند به دنبال اين بودند كه دولت خودشان را تحكيم كنند يا اينكه با طرح اين شعارها احساسات مردم را تحريك و در نهايت به قدرت برسند.

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام به برگزاري جشن‌هاي 2500 ساله از سوي رژيم شاهنشاهي اشاره كرد و گفت: اين جشن‌ها براي تحكيم قدرت شاه بود نه براي ابراز افتخارات ايراني‌ها، اين چه افتخاري بود كه شاه ايران به عنوان نماينده كورش به ژاندارم آمريكايي‌ها تبديل شده بود؟ كدام يك از پادشاهان بزرگ ايران آلت دست امپراطوري روم بودند؟ اگر كوروش در زمان جشن‌هاي 2500 ساله زنده بود از اين اقدام خجالت مي‌كشيد.

رضايي با بيان اينكه عدم صداقت و نفاق در رابطه با بحث ايراني‌گري در رفتار شاه وجود داشت، تصريح كرد: ايراني‌‌گري هميشه شعاري بوده كه براي رسيدن به قدرت و حفظ قدرت مطرح شده است و اين عده رفتاري متفاوت با گفتار از خود نشان داده‌اند. طرح مكتب‌ايراني انحرافي است و با انگيزه تثبيت قدرت بيان شده است.

* امام خميني فرمودند ملي‌گراي واقعي آن بسيجي است كه خرمشهر را آزاد كرد

وي شاه مخلوع ايران را در رفتار، نوكر آمريكا دانست و افزود: شاه مخلوع بر خلاف رفتارش ادعا مي‌كرد كه جشن‌هاي 2500 ساله براي بزرگداشت افتخارات ايران برگزار مي‌شود بر اين اساس بايد گفت كه ايراني‌گرايي هميشه مورد سوء استفاده قرار گرفته است.

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام اظهار داشت: امام خميني (ره) فرمودند ملي‌گراي واقعي آن بسيجي است كه خرمشهر را آزاد كرد، مكتب واقعي ايران همان اسلام است و اگر ايران از اسلام جدا شود قطعا شكست مي‌خورد و فرو مي‌پاشد و حتي نمي‌تواند از تماميت ارضي و سرزمين‌هاي خود دفاع كند.هنر ايراني اين بود كه اسلام را با قلب خود پذيرفتند و آن را گسترش دادند؛ اسلام در هند و چين توسط ايراني‌ها گسترش يافته است.

فرمانده اسبق سپاه پاسداران انقلاب اسلامي تاكيد كرد كه ما در طول جنگ، سرزمين‌هايمان را با رمز يا زهرا (س) و يا حسين (ع) آزاد كرديم و اگر امروز ايران باقي مانده است به دليل وجود اسلام در اين كشور است.

وي ادامه داد: در سال اول جنگ بني‌صدر مي‌گفت من مي‌خواهم به سبك اشكانيان بجنگم و زمين بدهم و زمان را بدست آورم ولي زمين‌ها را داد و از زمان بدست آمده نتوانست بهره برداري كند.

رضايي با بيان اينكه هرگاه ايران از اسلام جدا شد ما شكست خورده‌ايم، گفت: مبناي تفكر امام خميني(ره) اين است كه نبايد ايران را از اسلام جدا كرد چرا كه جدا كردن ايران از اسلام باعث آسيب‌هاي جدي به كشور مي‌شود و برخي از كساني كه نغمه جدايي ايران از اسلام را سر داده اند، افرادي قدرت طلب‌اند كه قصد دارند با تحريك احساسات مردم به قدرت برسند.

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام با بيان اينكه طي 2 سال اخير نمونه‌هايي از پرداختن به ايرانيت صرف در كشور مشاهده شد، اظهار داشت: اگر واقعا اين عده ادعا دارند كه طرفدار ايران هستند بهتر است حق ايران را در خليج فارس و درياي خزر احياء كنند.

* مدعيان مكتب ايراني اعتراضي به لشكر‌كشي عربستان به خليج فارس نكردند

وي ادامه داد: بهتر است مدعيان ايراني گري عملا به ايراني بودن خود عمل كنند، نه اينكه با شعار احساسات مردم را تحريك كنند و در داخل نظام درگيري درست كنند و بعد هم روحانيت و رهبري را در مقابله با ايراني‌گري قرار دهند و جبهه‌اي را به نفع خود تشكيل دهند؛ رهبري و روحانيت هيچگاه عليه ايرانيت ملت ايران نبوده‌اند.

رضايي افزود: كساني كه از مكتب ايراني صحبت كردند كوچكترين اعتراضي به لشكر‌كشي عربستان به خليج فارس نكردند.

رضايي اظهار داشت: برخي مي‌گفتند كه اگر دين در مقابله با آزادي قرار گيرد دين شكست خواهد خورد در حالي كه آزادي در متن اسلام بوده و هست و اساسا اين نوع تفكيك‌سازي و ادبيات غلط است. همين خط مشي را امروزه در تفكيك ايرانيت و اسلاميت مي بينيم. آنهم در شرايطي كه جهان اسلام در حال قيام هستند.

وي با بيان اينكه درست كردن ماجراي غير واقعي و تقسيم‌بندي كردن افراد درون اين ماجرا درست نيست، ادامه داد: مسئله ايرانيت در كشور حل شده است و ما در جريان انقلاب مسئله ايرانيت، مليت، اسلاميت و مسائل ديگر را با هم تركيب كرديم؛ هويت ما اسلامي - ايراني است و ما با چنين هويت جديدي مسائل بزرگي را در كشور حل كرديم.

* هويت شناخته شده‌اي داريم

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام با تاكيد بر اين موضوع كه ما هويت شناخته شده‌اي داريم، گفت: نمي‌دانم چرا برخي مي‌خواهند هويت شناخته شده ما را به هم بزنند، معلوم نيست كه برخي افراد از هويت انقلابي ما چه آسيبي ديده‌اند كه مي‌خواهند آن را جابه جا كنند و به همين دليل است كه يك بار از ناحيه آزادي‌خواهي و بار ديگر از ناحيه ايراني‌گري به جنگ با هويت انقلاب مي‌آيند؛ برخي مواقع هم از زاويه تحجر و خرافات به مبارزه با هويت انقلابي ما مي‌آيند در حالي كه هويت اسلامي- ايراني يكي از مهم‌ترين دستاوردهاي انقلاب بود كه در دفاع مقدس تثبيت شد.

رضايي در ادامه به موضوع جهاد اقتصادي اشاره كرد و اظهار داشت: هدف از طرح جهاد اقتصادي اين است كه ايدئولوژي‌هاي غيرانقلابي در اقتصاد كنار گذاشته شود چرا كه اقتصاد ليبرالي يا تكنوكراتي يا سوسياليستي در كشور ما جواب نمي‌دهد بلكه بايد از اقتصاد جهادي بهره گرفت؛ يعني اينكه افراد بايد هويت انقلابي خود را در اقتصاد وارد كنند، چرا كه وقتي افراد هويت انقلابي‌شان را در سياست و دفاع از كشور وارد كردند، مؤثر واقع شد. چرا نبايد هويت اسلامي- ايراني ما وارد اقتصاد شود؟

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: افرادي كه بحث‌هاي انحرافي را مطرح مي‌كنند، با ايدئولوژي انقلاب تقابل ايدئولوژيك دارند و نمي‌خواهند اجازه دهند ايدئولوژي انقلاب از عرصه سياست فراتر رود و وارد اقتصاد، صنعت و عرصه‌هاي ديگر شود، اين افراد مي‌خواهند پس از آنكه از گسترش ايدئولوژي و هويت انقلابي به عرصه‌هاي ديگر جلوگيري كردند سياست را نيز هويت زدايي كنند.

* اصولگرايان رهبر انقلاب را در جبهه انقلاب تنها نگذارند

فرمانده اسبق سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در بخش ديگري از گفت‌وگوي خود با فارس ضمن انتقاد از اصولگرايان كشور اظهار داشت: اصولگرايان از رهبر انقلاب در جبهه سياست و حكومت حمايت مي‌كنند ولي در جبهه انقلاب تلاش لازم را ندارند.

وي با بيان اينكه ادبيات انقلابي رهبري در جامعه بايد تبيين و تشريح شود، گفت: منحصر كردن رهبري به ادبيات سياسي و حكومتي ظلم بزرگي به انقلاب است. لذا بايد گفت كه اصولگرايان كم كم به يك جناح و حزب در حال تبديل شدن هستند در حالي كه اصولگرايي فراتر از يك جناح است.

رضايي تصريح كرد: اصولگراي واقعي بايد امتداد انقلابي امام و رهبري در جامعه باشد، ‌يعني انديشه‌ها، رفتار و گفتمان امام و رهبري را در جامعه انتشار دهد؛ اصولگرايان رهبر انقلاب را در جبهه انقلاب تنها نگذارند.

* اصولگرايان تمام تخم‌مرغ‌هاي خود را در سبد انتخابات قرار داده‌اند؛ با اين وضع، وحدت در معرض خطر است

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: متاسفانه در حال حاضر اصولگرايان تمام تخم‌مرغ‌هاي خود را در سبد انتخابات قرار داده‌اند و دليل اختلاف آنها هم همين موضوع است و تا زماني كه اين طور باشد وحدت در معرض خطر است.

وي اختلافات به وجود آمده در جبهه اصولگرايي در ايام انتخابات را طبيعي دانست و اظهار داشت: دليل اختلافات براي اين است كه اصولگرايان گفتمان انقلابي امام و رهبري را رها مي‌كنند كه يك نمونه آن شيوع بد اخلاقي، تهمت و غيبت در جبهه اصول‌گرايي است كه با آن مبارزه جدي صورت نگرفته است.

* مسئولين دولت در رابطه با سفر به عربستان و دعوت از ملك‌عبداا‌لله رسما تبري بجويند

رضايي در ادامه گفت‌وگوي مشروح خود با خبرنگاران فارس با طرح اين سوال كه دعوت از ملك‌عبدالله اردني در شرايط بيداري اسلامي و يا سفر به عربستان چه معنايي مي‌تواند داشته باشد؟ گفت: ‌حتي اگر اين اقدامات شايعه باشد باز هم مسئولين كشور بايد از آن تبري بجويند و عكس العمل سريع از خود نشان دهند.

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام تاكيد كرد: ورود عربستان به بحرين و لشكركشي در خليج فارس انقلاب ما و نيز امنيت ملي منطقه و ما را تهديد كرده است، عربستان هر چه سريع تر بايد نيروهاي خود را از بحرين خارج كند و به اشغالگري خود پايان دهد و دولت هم نبايد به اين مساله كم توجهي كند. همچنين اين موضوع بايد از طريق مجامع اسلامي و بين المللي پيگيري شود كه در اين رابطه تشكيل جبهه واحدي از ايران، تركيه و عراق در شرايط كنوني مفيد است.

* تحرك جدي از سوي دولت در زمينه جهاد اقتصادي صورت بگيرد

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام ضمن انتقاد از عملكرد دولت در زمينه جهاداقتصادي اظهار داشت: به اعتقاد بنده بايد تحرك جدي از سوي دولت در زمينه جهاد اقتصادي صورت بگيرد ،چرا كه اولين تحرك دولت در جهاد اقتصادي بايد در زمينه اشتغال و توليد باشد.

رضايي گفت: دولت بايد سهم يارانه‌ها از توليد را در ارديبهشت ماه پرداخت مي‌كرد و اگر اين مبلغ در خردادماه پرداخت نشود بسياري از بنگاه‌هاي توليدي ورشكست مي‌شوند و بيكاري افزايش پيدا مي‌كند و اين مسئله در سال جهاد اقصادي زيبنده كشور نيست.

وي همچنين خاطرنشان كرد كه رهبر انقلاب نامگذاري سال جاري به عنوان سال جهاد اقتصادي را به عنوان سرآغاز يك انقلاب عملي در اقتصاد انجام دادند، چرا كه انقلاب سياسي و تئوريك 5 سال است كه در كشور شروع شده است، اما جهاد اقتصادي سرآغاز عملياتي كردن انقلاب در صحنه است، بر اين اساس دولت بايد به جهاد اقتصادي به عنوان واقعه‌اي مهم بنگرد و از آن به عنوان يك فرصت مهم استفاده كند.

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام اظهار داشت: تحركي كه در زمينه جهاد اقتصادي در مجلس و قوه قضائيه شروع شده و همچنين همايش اخيري كه در مجمع تشخيص برگزار شد، به نظر من مي‌تواند گام‌هاي خوبي براي عملياتي كردن جهاد اقتصادي باشد.

رضايي در عين حال گفت كه اگر همه نهادها دست به دست هم بدهند در پايان سال مي‌توانيم كارنامه خوبي در زمينه جهاد اقصادي داشته باشيم.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390ساعت 23:39  توسط   | 

تائيد ائتلاف وزرای هاشمی و خاتمی

 

ملت ایران کارشکنی های اصلاح طلبان وحمایت از جریان فتنه را فراموش نخواهند کرد

 وزرای دولت های سازندگی و اصلاحات با لیست مشترک نمی توانند صاحب کرسی های مجلس شوند

در همین ارتباط دبیر سیاسی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی در واکنش به تدوین لیست مشترک وزرای خاتمی و رفسنجانی برای شرکت در انتخابات آتی مجلس گفت: وزرای خاتمی و رفسنجانی با لیست مشترک نیز نمی توانند کرسی های مجلس را کسب نمایند و با پاسخ منفي مردم روبرو خواهد شد.
مجتبی شاکری در گفتگو با باشگاه خبرنگاران گفت: کارنامه ننگین و سیاه خاتمی و اطرافیانش در جریان فتنه بعد از انتخابات ریاست جمهوری برای امت محرز و آشکار است و مردم بیش از پیش نسبت به جبهه اصلاحات بدبین هستند.
وی تصریح کرد: ملت ایران کارشکنی های اصلاح طلبان در جریان فتنه و سکوت به نوعی حمایت هاشمی و کارگزاران از جریان فتنه را فراموش نخواهند کرد و در برابر ساختار شکنی های آن ها با تمام قوا ایستادگی خواهند کرد و اجازه دخالت به این افراد در انتخابات آتی مجلس را نخواهند داد.
شاکری در پایان خاطرنشان کرد: هم نشینی خاتمی و رفسنجانی با خارج نشینان و اپوزیسیون منجر به حذف صد درصدی آن ها و طرفدارانشان از عرصه سیاسی کشور شده لذا با تدوین لیست مشترک نیز نخواهند توانست کرسی های مجلس را به دست بگیرند.
* ائتلاف غیر قانونی مشارکت و کارگزاران به بن بست می رسد
همچنین،عضو هئیت رئیسه مجلس شورای اسلامی گفت: ائتلاف وزرای خاتمی و هاشمی در قالب احزاب غیر قانونی مشارکت و  کارگزاران می باشد و به طور حتم به بن بست می رسد.
محسن کوهکن نماینده مردم لنجان در مجلس شورای اسلامی با اشاره به ائتلاف نانوشته میان وزرای خاتمی و هاشمی رفسنجانی برای شرکت در انتخابات مجلس نهم گفت: ائتلاف میان وزرای دولت خاتمی و هاشمی و پیوند حزب غیر قانونی مشارکت و کارگزاران با توجه به پیشبرد فعالیت اعضای این دو حزب قطعا راه به جایی نخواهد برد و با شکست مواجه می شود.
وی افزود: اقدمات دو حزب مشارکت و کارگزارن در انتخابات 88 و ارتباطات آن ها با جریان انحرافی وجهه عمومی آن ها در بین مردم را از بین برده لذا آن ها شانسی برای ورود به انتخابات ندارند.
* ارائه لیست مشترک برای وزرای خاتمی و رفسنجانی کارگشا نیست
در ادامه عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین گفت: ارائه لیست مشترک از سوی وزیران دولت اصلاح طلب  و سازندگی در جهت راه یابی به مجلس نهم کارگشا نخواهد بود.
سید مصطفی میریان با بیان اینکه خاتمی و هاشمی از سال 76 تا کنون با یکدیگر ائتلاف داشته اند اظهار داشت: اگر حمایت های کارگزارن سازندگی از جریان اصلاحات نبود اصلاح طلبان در هیچ زمانی نمی توانستند بر مسند مناصب اجرایی کشور قرار گیرند.
وی اذعان داشت: اصلاح طلبان و کارگزاران سازندگی برای دستیابی به کرسی های مجلس نهم و ریاست جمهوری از 3 سال قبل شناسایی گزینه های خود را آغاز کرده اند.
میریان همچنین در ادامه تصریح کرد: ‌اصلاح طلبان و کارگزاران سازندگی برای دستیابی به کرسی های مجلس نهم بودجه هنگفتی را از مدت ها پیش در نظر گرفته اند.
عضو شواری مرکزی جامعه اسلامی مهندسین افزود: مردم با کسب آگاهی و بصیرت در طول انقلاب دیگر اجازه نخواهند داد تا دوباره ساختار شکنان کرسی های مجلس را در اختیار بگیرند لذا ارائه لیست مشترک از سوی کارگزارن و اصلاح طلبان در جهت راه یابی به مجلس نهم کارگشا نخواهد بود.
* وزرای هاشمی و خاتمی در انتخابات شانسی ندارند
در پایان عضو هئیت رئیسه مجلس شورای اسلامی نیز افزود: وزرای هاشمی و خاتمی به دلیل تخطی از ارزش های انقلاب و خط امام در انخابات مجلس نهم شانسی ندارند.
امیدوار رضایی میر قائد نماینده مردم مسجد سلیمان در مجلس شورای اسلامی گفت: ‌ائتلاف میان وزرای دولت هاشمی و خاتمی در راستای شرکت در انتخابات مجلس نهم ناکام خواهد ماند.
وی افزود:تلاش وزرای دولت هاشمی و خاتمی برای تدوین لیست مشترک انتخاباتی بیهوده خواهد بود و هوشیاری مردم آن ها را در انتخابات ناکام خواهدگذاشت.
رضایی تصریح کرد: وزرای دولت خاتمی و هاشمی در قالب احزاب متعددی هم چون مشارکت مجاهدین و کارگزاران از ارزش های انقلاب و خط امام (ره)تخطی کرده اند لذا وجهه خود را در بین عموم مردم از دست داده اند و حضور و موفقیت آن ها در انتخابات غیر ممکن می باشد.

 

از بزن و برقص تا مجلس ترحیم مختلط در یک مجتمع فرهنگی!

 
درحالي كه شرکت کنندگان در این برنامه ها به پايكوبي وشادمانی خاصی! مشغول هستند با الفاظ ركيك و دون شأن ایرانی همديگر را خطاب مي كنند.

در یکی از مجتمع های فرهنگي وابسته به شهرداري كه در محله30متري نيروي هوايي واقع شده است هر شب ضيافت هاي مختلط زن و مرد برگزار مي شود.

درحالي كه شرکت کنندگان در این برنامه ها به پايكوبي وشادمانی خاصی! مشغول هستند با الفاظ ركيك و دون شأن ایرانی همديگر را خطاب مي كنند.
در مجتمع مذکور برنامه هاي ترحیم نیز در شرايطي برگزار مي شود كه قسمت خواهران و برادران با یکدیگر مختلط است .
متاسفانه با توجه به تذکر چند باره برخی از شرکت کنندگان پیرامون این مسئله پاسخ داده شده است که مجوز آن دریافت شده است!
جالب اینجاست که در تبلیغات این مجتمع فرهنگی ورزشی شعار "آنچه خوبان همه دارند ما یکجا داریم" درج شده است .
از مسئولین محترم شهرداری انتظار می رود تا به مسائل فرهنگی خصوصا برخی از کوتاهی هایی که در این مجتم رخ داده نظارت بیشتری داشته باشند .
 

وحشت غرب از سفر جوانان انقلابي مصر به ايران

 

شكل‌گيري جبهه جهاني عليه استكبار؛

وحشت غرب از سفر جوانان انقلابي مصر به ايران


چند روز پيش روزنامه‌ي روزاليوسف مصر خبري منتشر كرد كه به نظر مي‌رسد دوباره سران غرب را به وحشت انداخته است. اين روزنامه خبر از سفر نمایندگاني از مصر به ايران در خرداد ماه داد که به آنها " جوانان انقلاب 25 ژانويه مصر " مي‌گويند تا بدین ترتیب باز هم...


گويا اخبار نگران کننده از مصر برای غربی‌ها و آل سعود تمامی ندارد. به خصوص که مصری‌ها پس از پیروزی مرحله اولیه انقلاب و اخراج مبارک از قدرت، خیلی زود شمشیر انقلاب را به روی صهيونیسم كشيده و گرایش قابل ملاحظه‏ای به سمت ايران و دراز کردن دست دوستی با ایران از خود نشان دادند.

جوّ ایران‌دوستانه‌ي حاکم بر مصر به حدی است که در حال حاضر بسیاری از مقامات مصری برای کسب محبوبیت اظهارات ایران‌دوستانه را جزو اولویت‌های خود در بیان دیدگاه هایشان در سیاست خارجی مصر انقلابی قرار داده اند.

در آخرین اظهارات از این نوع، "عمر موسی" وزیر پیشین امور خارجه مصر در دوره مبارک  که این روزها امیدوار است  فضای لازم برای نامزدی خود در انتخابات ریاست جمهور مصر را فراهم سازد، خواستار گفت‌وگو با ايران شد و بر مخالفت حسنی مبارک دیکتاتور مخلوع مصر با مواضعش در این  زمینه اشاره کرد تا احتمالا خود را از سابقون انقلاب مصر نشان داده باشد.


عمرو موسي در گفت‌وگو با روزنامه‌ي دارالخليج ـ چاپ امارات ـ تصریح کرد:‌ از دهه‌ي نود زماني‌كه وزير امور خارجه بودم از حسني مبارك، رييس جمهور مصر خواستم تا گفت‌وگو با ايران را آغاز كند. در دوره‌ دبيركلي هم در كنفرانس سران در شهر "سرت" ليبي هم اين مساله را مطرح كردم كه او مخالفت كرد.

اما از اين مهم‌تر، چند روز پيش روزنامه‌ي روزاليوسف مصر خبري منتشر كرد كه به نظر مي‌رسد دوباره سران غرب را به وحشت انداخته است. اين روزنامه خبر از سفر نمایندگاني از مصر به ايران در خرداد ماه داد که به آنها " جوانان انقلاب 25 ژانويه مصر " مي‌گويند تا بدین ترتیب باز هم نگرانی مشترک غرب و دیکتاتورهای عربی افزون تر شود.


محيي الدين حلمي الغندور از اعضاي هيات مردمي که به ايران سفر کرد در اين باره به الیوسف گفت: سفر جوانان انقلابي به ايران در راستاي سفر هيات مردمي به ايران و در جريان سوالات مكرر مسئولان ايراني در خصوص اين جوانان و اشتياق براي ديدار با آنها تنظيم شده است.

بر اين اساس، یک مقام آگاه به خبرنگار بولتن‏نیوز گفت: هیات مردمی انقلابیون مصری که هفته پیش به میزبانی صدا و سیما به تهران آمد به سبب ناهماهنگی نتوانست با رهبر انقلاب داشته باشد. اما تلاش‏هایی در دست است تا جوانان انقلاب مصر در سفر خود به تهران بتوانند چنین دیداری با رهبر انقلاب داشته باشند.

بدين ترتيب به نظر مي‌رسد اين موضوع مي‌تواند فصل جديدي از ارتباط و نزديكي بين دو كشور را ايجاد كرده و از آن مهم‌تر باعث نزديكي بيش از پيش انقلابيون و ملت‌هاي منتقد عملكرد سياست‌هاي يك‌سويه‌ي غرب در منطقه و در نهايت ايجاد جبهه‌ي مشترك مبارزه با استكبار خواهد شد.

 

عمق استراتژیک وزارت اطلاعات، نابود كننده فتنۀ سبز

 
قدرت‌نمایی دیگری از سربازان گمنان امام زمان (عج)؛


عمق استراتژیک وزارت اطلاعات، نابود كننده فتنۀ سبز


محسن مخملباف هیچ وقت فکر نمی‌کرد "سردار مدحی" که کنارش نشسته از عوامل نهاد پرتلاش اطلاعات جمهوری اسلامی باشد و دارد در درون دلش به این همه حماقت و ساده‌انگاری او و اپوزيسيون، قاه‌ قاه می‌خندد. نوری زاده که خود را آخر سیاست و دارای یک پشتوانۀ نفوذ کردۀ اطلاعاتی در درون تک‌تک نهادها و سازمان‌ها و حتی خانه‌های مردم جمهوری اسلامی می‌داند، هیچ وقت فکر نمی‌کرد این چنین نابلدی و خامی و بلاهتش جلوی چشمش آویزان شود و...



در ادبیات علوم استراتژِیک، اصطلاحی وجود دارد به نام "عمق استراتژیک". معنی این اصطلاح آن است که هر نیرو یا سرزمینی یکسری مرزهای ظاهری دارد و یکسری مرزهای واقعی. مرزهای ظاهری همان چیزی است که روی کاغذ است و ثابت بوده و مورد پذیرش همه. اما مرزهای واقعی که همان عمق استراتژیک محسوب می‌شود، حدود واقعی قدرت و اعمال نفوذ یک نیرو یا سرزمین است که ممکن است داخل مرزهای ظاهری سایر نیروها و سرزمین‌ها قرار بگیرد و نشان دهندۀ میزان توان و تأثیرگذاری صاحب آن است. به طور مثال، کشور عزیزمان ایران یکسری مرزهای ظاهری دارد که ثابت بوده و مورد پذیرش همه کشورهای جهان است مانند مرزهای آبی شمال و جنوب کشور و مرزهای خاکی بین ایران و افغانستان یا ایران و عراق. اما همین ایران ما، صاحب یکسری مرزهای واقعی یا عمق استراتژیکی است که خیلی فراتر از مرزهای آبی و خاکی کشورمان است و تنها یک قسمتش تا لبنان و مناطق تحت نفوذ حزب‌الله لبنان ادامه پیدا می‌کند. یعنی ایران می‌تواند تا آن مناطق را تحت نفوذ و اعمال قدرت خویش بگیرد و با دشمنانش بر سر آن مرزها و نه مرزهای ظاهری به مقابله بپردازد.

همانطور که اشاره کردیم، عمق استراتژیک تنها مخصوص کشورها نیست و می‌توان افراد یا گروه‌ها را نیز دارای عمق استراتژیک و منطقۀ تحت نفوذ دانست. حال اگر فتنۀ سبز را به عنوان یک گروه اپوزوسیون در نظر بگیریم، این گروه ضالّه نیز دارای یکسری مرزهای ظاهری است و یکسری مرزهای واقعی یا عمق استراتژیک. در مقابل وزارت اطلاعات ما نیز، هم دارای مرزهای ظاهری است و هم عمق استراتژیک. مرزهای ظاهری این نهاد انقلابي، داخل مرزهای سیاسی و آبی-خاکی کشور برومند ماست اما عمق استراتژیک آن را خدا می‌داند که تا کجاها است. به طور مثال وقتی وزیر محترم اطلاعات خبر از وقوع جنبش‌های همچون جنبش‌های بیداری بخش مردمي در عمق خاک‌های ایالات متحدۀ آمریکا می‌دهد، نشان دهندۀ نهایت عمق استراتژیکی است که می‌توان برای یک نهاد در نظر گرفت.

شاید تسامحاً بتوان در روزهای ابتدایی شکل‌گیری فتنۀ سبز به دليل ايكه هنوز ماهيت آن كاملا روشن نشده بود، برای‌شان علاوه بر مرزهای ظاهری، عمق استراتژیکی قائل بود اما خیلی طول نکشید تا این مثلاً مرزهای واقعی، لاغر و لاغرتر شده و این گروه منحرف تنها به مرزهای حقیر ظاهری‌شان که محدود به عده‌ای عقده‌ای و ورشکستۀ سیاسی و دشمنان ذاتی اسلام و انقلاب است، منحصر شود. در مقابل شاهد گسترش روزافزون عمق استراتژیک اطلاعاتی-امنیتی وزارت اطلاعات هستیم به نحوی که در همان روزهای اول و با رخنه به این جریان شیطانی، مانع بروز بسیاری از فجایعی شد که در صورت بروز خدا می‌داند که چه اتفاقاتی می‌افتاد. اگر عمق استراتژیک اطلاعات نبود معلوم نیست راهپیمایی‌های اولیۀ فتنه‌گران که در آن طرح کشتار چند هزار نفری را داشتند به کجا می‌کشید. اگر فراست این سربازان گمنام امام زمان نبود، معلوم نیست سرانجام ریگی‌ها و تروریست‌ها جنوب شرقی کشور به کجا می‌کشید. اما این بار شاهد یک قدرت‌نمایی دیگر از سوی این نهاد پرتلاش هستیم و آن نفوذ سربازان گمنام برای چندمین بار به عمیق‌ترین نقاط هستۀ فتنۀ سبز است:

چند روزی است که شاهد پخش فیلمی از رسانۀ ملی و سایت‌های خبری تحت عنوان "الماسی برای فریب" هستیم. همانطور که خیلی‌ها این فیلم را دیده‌اند و در جریان هستند، فردی به نام "مدحی" که خود را یکی از سرداران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی معرفی می‌کند با نزدیک کردن خود به اصلی‌ترین و سرشناس‌ترین افراد اپوزیسیون خارج نشین و دادن قول همکاری به آنها، نقشه‌ای را طراحی می‌کنند که درقالب آن "سردار مدحی" به همراه بیست هزار نیروی تحت اختیارش می‌بایست کودتایی در ایران انجام داده و زمینه را برای انتقال قدرت در جمهوری اسلامی فراهم آورند. همانطور که قبلاً در سایت‌های مختلف اپوزسیون و ضد انقلاب روی موضوع "مدحی به عنوان فرماندهی از نظام جمهوری اسلامی که به صف مخالفان پیوسته" مانور تبلیغاتی فراوانی شد، در این فیلم می‌بینیم که چه طور رسانه‌های صهیونیستی و اقمارشان دائم بر طبل رسوایی ایران می‌کوبیدند و خیال می‌کردند شکافی در ساخت قدرت جمهوری اسلامی رخ داده و در عاقبت شاهد اضمحلال این نظام هستیم.

اما پخش این فیلم، گویی آب سردی بود بر سر داغ کردۀ دشمنان اسلام و انقلاب. محسن مخملباف هیچ وقت فکر نمی‌کرد "سردار مدحی" که کنارش نشسته از عوامل نهاد پرتلاش اطلاعات جمهوری اسلامی باشد و دارد در درون دلش به این همه حماقت و ساده‌انگاری او و اپوزيسيون، قاه‌ قاه می‌خندد. نوری زاده که خود را آخر سیاست و دارای یک پشتوانۀ نفوذ کردۀ اطلاعاتی در درون تک‌تک نهادها و سازمان‌ها و حتی خانه‌های مردم جمهوری اسلامی می‌داند، هیچ وقت فکر نمی‌کرد این چنین نابلدی و خامی و بلاهتش جلوی چشمش آویزان شود و آن همه ادعا مثل یک دیوار بتنی بر روی سرش هوار شود تا او را تبدیل کند به مضحکۀ امروز عام و خاص ميليون‌ها  مردم. ياد آن حديث معروف افتادم كه می‌فرماید: خدا را شكر كه خداوند دشمنان ما را از احمق‌ها آفريده است.

از همۀ مسائل جالب‌تر، نکتۀ پایانی فیلم "الماسی برای فریب" بود که در آن "سردار مدحی" را به عنوان آخرین نفر نفوذ کرده در درون حلقۀ اول تشکیلات اپوزوسیون خارج نشین معرفی نکرده و خاطر نشان می‌سازد که نیروهای دیگر هم هستند که ستون اطلاعاتی وزارت اطلاعات در این میوۀ نامیمون بوده و در آینده و تدریجاً به معرفی تک تک آنها پرداخته می‌شود.

اما از این مهم‌تر، تأثیری است که پخش این فیلم بر روی جریان اپوزوسیون ‌گذاشت. حس بی‌اعتمادی و شک فزاینده به یکدیگر در درون قلمرو دشمن، اصلی‌ترین نتیجۀ این عملیات است. وقتی همۀ افراد ایشان با این نگاه به هم می‌نگرند که نکند این آدمی که الان دارم با او حرف می‌زنم و کلی اطلاعات محرمانه در اختیارش قرار می‌دهم، از نیروهای نفوذ کردۀ اطلاعات جمهوری اسلامی باشد، چه بلبشویی در خانۀ ویران‌شان اتفاق می‌افتد. اصولاً با این نگاه یا هیچ کاری صورت نمی‌گیرد و یا آنقدر فیلتر و تجزیه تحلیل امنیتی-اطلاعاتی می‌شود که زمان تأثیرگذاری آن عمل از دست می‌رود. و همۀ اینها یعنی اضمحلال دشمنان اسلام و انقلاب. چنان‌كه اخباري كه طي اين چند روز از اردواگاه اپوزيسيون مي‌رسد نيز مؤيد همين مطلب است. سر در گمي، بي اعتمادي، از دست دادن روحيه، ياس و ناميدي همه و همه به شدت گريبانگير آنها شده است.

در نتیجه شاهد این موضوع هستیم که با گسترش هرچه بیشتر عمق استراتژیک اطلاعاتی وزارت اطلاعات در درون خانۀ دشمن، مرزهای سوراخ موش ایشان كوچك و کوچک‌تر شده و با عنایت حق تعالی، شاهد نابودی کامل این مرزهای ظاهری و عنکبوتی خواهیم بود. انشاءالله با افزایش حوزۀ نفوذ وزارت اطلاعات به دورن جزءجزء تصرفات خیالی دشمنان خدا، از اندازۀ آنها کم شده و باید بدانیم تک‌تک ما ایرانی‌ها در یاری رساندن به سربازان گمنام امام زمان (عج) مسئول و مکلفیم. البته همۀ این‌ها نباید باعث غرور ما شود كه سربازان گمنام به خوبي مي‌دانند كه فتنه‌ها عليه انقلاب اسلامي تمامي ندارد و بايد هميشه هوشيار و بيدار بود.

 

درس مختار برای نیروی انتظامی و مسئولان امنیتی

 
درس مختار برای نیروی انتظامی و مسئولان امنیتی


بخش اعظم قسمت شب گذشته مختارنامه به ماجرای ایجاد ناامنی در کوفه گذشت که توسط عمال آل زبیر برای ناکارآمد جلوه دادن حاکم کوفه یعنی مختار برنامه ریزی شده بود.


به گزارش جهان، قتل و غارت و تجاوز به حریم خانواده‌های شیعه کوفه همان اتفاقی است که امروزه در علم جامعه شناسی تعبیر به ایجادنارضایتی عمومی می‌شود و آل زبیر در آن زمان بدون اطلاع از چنین علمی به درستی قلب حکومت مختار را نشانه رفتند.

اما درسی که مختارنامه شب گذشته برای مسئولین امروزی ما، به خصوص مسئولین و موظفین به تامین امنیت داخلی داد و پیامی که داشت این بود که احساس ناامنی و عدم امنیت جانی و مالی در یک جامعه مردم آن را نسبت به نظام حاکمه بدبین کرده و موجب ایجاد احساس نارضایتی عمومی می‌شود.

در بخشی از دیالوگ‌های مختار داشتیم که به واسطه رشوه گیری مامورانش، وی گفت: آیا ما مسئول امنیت جان و مال و ناموس مردم هستیم یا خیر؟ اگر نمی‌توانیم این کار را انجام ...

شاید مصادف شدن پخش این قسمت از مختارنامه با اتفاقاتی که چند روز گذشته برای آمران به معروف افتاد و هم چنین رسانه‌ای شدن تنها بخشی از کم‌کاری‌های نیروی انتظامی در بخش برخورد با زورگیران و متجاوزان به عنف که در ملا عام درپی ربودن ناموس مردم هستند و یک روحانی با گذشتن از جان خود این کم‌کاری را جبران کند خیری باشد که در آن درسی نهفته است

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم خرداد 1390ساعت 13:19  توسط   | 

سلطه اطلاعاتي غرب شكسته شده است

 

 
نماينده مردم تهران در مجلس:
سلطه اطلاعاتي غرب شكسته شده است

نماينده مردم تهران در مجلس گفت: توانمندي سيستم‌هاي اطلاعاتي كشورهاي مستقل به ويژه ايران، سلطه سرويس‌هاي جاسوسي غرب در جهان را شكسته است.


اسماعيل كوثري امروز در اسلامشهر اظهار داشت: طي دوران جنگ سرد، سرويس‌هاي جاسوسي كشورهاي غربي سلطه‌اي غيرانساني و ضد حقوق بشري بر جهان داشتند و در اين ايام جنايات بي‌شماري مرتكب شدند.
وي افزود: جاسوسي از كشورهاي مستقل و نفوذ در سيستم اداري جوامع مختلف به وسيله سرويس‌هاي جاسوسي غرب تا آنجايي پيشرفت كه چند كودتاي ضد مردمي توسط آنها در اقصي نقاط جهان طراحي و اجرا شد.
اين مسئول ادامه داد: سرويس‌هاي جاسوسي اين كشورها، دولت‌هاي مردمي بسياري را ساقط و با استفاده از ابزارهاي اطلاعاتي خود، حكومت‌هاي ديكتاتوري متعددي را بر سر كار گماردند.
كوثري افزود: با پيروزي انقلاب اسلامي و شكست شدن هيمنه پوشالي غرب به ويژه آمريكا، سرويس‌هاي جاسوسي آنها براي اجراي تهاجم فرهنگي طراحي‌هاي جديد را در قالب جنگ نرم به اجرا درآوردند.
وي خاطرنشان كرد: استكباري جهاني و در راس آن رژيم صهيونيستي و آمريكا چند هدف اصلي در مقابله با ملت ايران در دستور كار دارند و در نهايت به دنبال براندازي جمهوري اسلامي هستند.
عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي با اشاره به وقايع ناگوار سال 88 كه توسط فتنه‌گران داخلي و خارجي طراحي و اجرا شد، اظهار داشت: نقش تاثيرگذار سرويس جاسوسي آمريكا و انگليس در اين وقايع به طور كامل ملموس بود و اسناد و مدارك موجود نشان مي‌دهد كه غرب با اجير كردن فتنه‌گران تنها به دنبال براندازي نظام بود.
كوثري افزود: استكبار جهاني در حالي اين فتنه را هدايت مي‌كرد كه از نفوذ سرويس‌هاي اطلاعاتي و امنيتي جمهوري اسلامي در قلب فتنه‌گران و حتي در مرزهاي خود غافل بوده و اسناد جديد منتشر شده نشان مي‌دهد كه سلطه اطلاعاتي آنها شكسته شده است.
وي با اشاره به انتشار مستند الماس فريب كه نشان دهنده نفوذ اطلاعاتي سربازان گمنام امام زمان (عج) در سيستم اطلاعاتي آمريكا است،‌ اظهار داشت: اين مستند دو موضوع مهم را براي جهانيان افشا كرد كه عبارت‌ است از توطئه‌هاي ريز و درشت آمريكا براي مقابله با خواست ملت‌ها و ديگري ضعف و پوسيدگي سيستم اطلاعاتي اين كشور.
كوثري در پايان تاكيد كرد:‌ مستند فوق به صراحت اضمحلال و پوسيدگي نظام استكباري غرب را برملا و افشا كرد.
 
 
سایت بالاترین: «هوش و ذکاوت کاربران معمولی بالاترین صد برابر بیشتر از خبره هایی مانند نوری زاده است.»


سایت بالاترین با اشاره به عدم هوش و ذکاوت نوری زاده در تحلیل خود نوشت:«یک سال پیش باز هم به سناریوی تکراری نوری‌زاده برخوردیم که با آب و تاب خبری دروغ را پخش می کرد که انگار همین الان مجتبی خامنه‌ای از داخل بیت این خبر را به او داده است.»
بالاترین اضافه کرد: «بله عزیزان بعضی‌ از ما دوباره گول حرف‌های بی‌اساس نوری زاده را خوردیم و به "مدحی اطلاعاتی" اعتماد کردیم.»
بالاترین تأکید کرد: «باز جای خوش حالیش باقیست که کاربرهای بالاترین تمام سعی‌ و تلاش خود را برای نشان دادن واقعیت انجام دادند.»
یکی از کاربران این سایت نیز خطاب به نوری زاده آورده است: «نوری‌زاده من به شخصه دیگر به هیچ وجه به تو اعتماد نخواهم کرد.»
گفتنی است، سایت بالاترین با اشاره به افشاگری محمد رضا مدحی از سرداران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مورد اپوزیسیون نوشت: « در آستانه 22 خرداد ماجرای مدحی را بایکوت خبری می کنیم.»
یکی دیگر از کاربران این سایت اضافه کرد: ««ما بچه های جنبش سبز قول می دهیم گندهای خود را بایکوت کنیم.»
گفتنی است محمدرضا مدحی از سرداران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود که پس از برنامه ریزی های دقیق موفق به نفوذ به شبکۀ ضدانقلاب خارج نشین شده و در این نفوذ اطلاعات دقیقی را از نحوۀ عملکرد این شبکه ها، منابع مالی آنان و سرشاخه های ارتباطی آن ها به دست آورد.
مدحی همچنین با برخی مقامات آمریکایی و همچنین نمایندگان سرویس‌های جاسوسی انگلیس و فرانسه دیدارهای متعدد داشت و آنها از وی خواسته بودند که با ایجاد ارتباط گسترده با سران فتنه در داخل کشور و جذب نیرو از بدنه دستگاه‌ها و نهادهای مختلف نظام و ایجاد یک شبکه منسجم پروژه دولت در تبعید و براندازی نظام اسلامی را عملیاتی کند.
علیرضا نوری زاده که عنوان پرطمطراق کارشناس رسانه های اپوزیسیون را یدک می کشد و سعی زیادی کرده تا خود را در جمع ضد انقلاب و فتنه سبز به عنوان مغز سیاسی معرفی کند، مدتی قبل با آب و تاب فراوان از پیوستن یکی از فرماندهان اطلاعاتی جمهوری اسلامی به اپوزیسیون خبر داده و دروغ های زیادی را علیه نظام اسلامی به نقل از او منتشر کرد.
 

نفوذي بعدي كيست؟

 

 

پخش مستند «الماسي براي فريب» كه گوشه هاي نفوذ سيستم اطلاعاتي جمهوري اسلامي در عمق محافل ضدانقلاب مقيم اروپا و آمريكا را به تصوير كشيده، باعث يك زلزله تمام عيار در اين محافل شده است.
اين محافل با حمله شديد به عناصر مرتبط با رضا مدحي طي دو سال گذشته، از خود پرسيده اند نفر بعدي كه به ايران مي گريزد و از اندروني اپوزيسيون خبر مي برد چه كسي خواهد بود؟ رجب مزروعي؟ اردشير امير ارجمند؟ مجتبي واحدي؟ محسن مخملباف يا...؟ آنچه مي خوانيد گزيده اي از اين بازتاب هاست كه در عين حال ابعادي از ضربه وارده به ضد انقلاب را روايت مي كند.
سايت صهيونيستي بالاترين در واكنشي نوشت: رضا مدحي كه خود را به گروه هاي اپوزيسيون نزديك كرده بود، به تازگي سر از تهران درآورده است. او خود را تاجر الماس معرفي كرد و با هدف نزديك شدن به اپوزيسيون، گره جنبش جمع ياران را راه اندازي كرده به افرادي مانند اميرحسين جهانشاهي، نوري زاده، خوانساري، مخملباف، عبدالله مهتدي و دهها نفر ديگر نزديك شده بود. او همچنين تلاش كرده بود تعدادي از روزنامه نگاران را در خارج بخرد.
بالاترين در مطلب ديگري كنترل خود را از دست داده و مي نويسد: كدام خري اين مدحي را جذب كرد؟ بارها به رفقاي دوروبر مي گفتيم جو زده عمل نكنيم تا رو دست نخوريم. واقعا براي برخي دوستان مقيم خارج متأسفيم كه كلي ادعا دارند ولي فقط آبروي اپوزيسيون را مي برند. اي نوري زاده خائن! امروز مي فهميم كه اپوزيسيون خارج واقعا هيچ است.
پايگاه اينترنتي ايران گلوبال نيز در واكنشي قابل تأمل نوشت: «استهزاي فريب خوردگاني كه خام مأمور وزارت اطلاعات شده بودند و مي پنداشتند مشغول برپا ساختن «دولت در تبعيد»اند، زماني براه مي افتد كه در پي همايش سكولارهاي سبز در تورنتو مي رويم تا مقدمات «همايشي ممكن» را براه بياندازيم و اين نخستين باري نيست كه اين آقايان به نام اپوزيسيون ايراني در پروژه سازي هاي خود همه مبارزات و اميد براي دست يازي به آزادي را به سخره مي گيرند سال هاست كه همين مافيا با تسلط اش بر رسانه ها در خيال و روياي بهره وري هاي شخصي، جنبش سياسي اپوزيسيون را بازيچه خود قرار داده اند. وجود اينها چيزي جز توهين به اپوزيسيون نيست».
اين پايگاه ضدانقلابي مي افزايد: امروز با بر ملا شدن چنين گندابي مي توان به عمق فاجعه حضور اين مافيا در زندگي سياسي اپوزيسيون پي برد. مي توان به نقش آفريني شان در رسانه هاي فارسي زبان در تاييد و انكار اين و آن جريان انديشيد و دريافت كه سي و دو سال دكان هاي دونبشه سياست و انديشه چه زخم هايي بر پيكر اپوزيسيون فرود آورده اند. اين رويداد خيانتي بزرگ بود.
اما بخوانيد از پايگاه اينترنتي خودنويس كه مي پرسد پس از غافلگيري اخير، در نوبت بعدي بايد منتظر سورپرايز كدام يك از افراد ديگري بود كه خود را به عنوان اپوزيسيون در اروپا و آمريكا جا زده اند؛ «بر مدحي ها سرزنشي وارد نيست كه آنها براساس مأموريت جمهوري اسلامي، انجام وظيفه مي كنند اما سوالات بسياري درباره مداحان مدحي ها وجود دارد. دو سال است كه فرياد مي زنيم و مي نويسيم اين جماعت كه با چپاول سرمايه هاي مردم ايران در خارج كشور آشيانه گزيده و مدام به نام مردم ايران در رسانه ها و توسط به اصطلاح مفسرين خبري و سياسي تبليغ شده و جنبش سبز را ملك مشاع خويش مي دانند به هيچ عنوان قابل اعتماد نيستند و نبايد به زنده و مرده اين عناصر اعتماد كرد. هرچه ما بيشتر نوشتيم بيشتر متهم به تفرقه گشتيم. بي پرده از آقاي نوري زاده كه مدعي بود با بدنه سپاه ارتباط دارد و مدحي به او اطلاعات مي دهد، مي پرسيم در برابر اين رسوايي چه پاسخي داريد؟ مورد مشكوك مشابه سناريوي كمپين سفارت سبز توسط حيدري كنسول ايران در نروژ است. ارتباط حيدري با جهانشاهي و مدحي چه مي تواند باشد؟»
«خودنويس» اضافه كرد: اينك بايد از آقاي نوري زاده پرسيد كه اين جريان نفوذي تا كجا مي تواند در ميان اپوزيسيون پيش رفته باشد و چه تضميني وجود دارد كه فردا، آقايان اميرارجمند و يا واحدي و مزروعي در صداوسيماي جمهوري اسلامي آفتابي نشوند؟ آيا وقت آن نرسيده است دست وابستگان رژيم همچون مدحي و مداحان آنها و كساني كه سعي در ارتباط گرفتن با آنها براساس منافع شخصي مي نمايند، از ميان اپوزيسيون جنبش سبز كوتاه شود؟
سايت اپوزيسيوني «راديو كوچه» يكي ديگر از رسانه هاي ضدانقلابي بود كه با عصبانيت نوشت: آنچه در الماس فريب مشهود است اينكه بخشي از اپوزيسيون خارج كشور عملكرد بسيار ضعيفي در اين ماجرا داشته و آثار و نتايج بسيار زيانباري را متوجه اپوزيسيون خواهد كرد. با پخش اين فيلم، اطلاعيه اخير وزارت اطلاعات مبني بر دستگيري 30 جاسوس آمريكا و متلاشي كردن يك شبكه پيچيده جاسوسي و خرابكاري وابسته به سازمان سيا معناي بيشتري پيدا مي كند. متاسفانه در اثر سهل انگاري برخي اعضاي اپوزيسيون در همكاري با مدحي و گروه ياران بي شماري از افرادي كه در داخل ريسك همكاري با خارج را پذيرفته بودند، در معرض خطر دستگيري و حتي اعدام قرار گرفته اند. از سوي ديگر فراموش نكنيم كه به قول معروف با «تو زرد از آب درآمدن» فردي كه خودش و گروه خيالي اش دو سال تمام سوژه اپوزيسيون بوده، انتشار خبرها، تحليل ها و اظهارات جعلي و بي اساسش ضربه اي سخت بر پيكر اعتماد به جنبش وارد خواهد آورد كه بازسازي آن كار آساني نخواهد بود. اين اتفاق شايد زنگ خطري را براي كنشگران و مبارزان و اعضاي اپوزيسيون خارج از كشور به صدا درآورده باشد تا به اين راحتي فريب هركسي را نخورده و به قيمت اضافه كردن يك فرد به جمع مخالفان رژيم با آبرو و جان و امنيت مخالفان بي شماري بازي نكنند.
در همين حال سايت بالاترين در نوشته ديگري با نگراني پرسيده است: نوري زاده ادعا مي كرد كه مدحي 13سال منبع او بوده اما حالا همين فرد سرباز گمنام رژيم از آب درآمده است. به راستي چرا و با چه انگيزه اي عليرضا نوري زاده وي را براي اولين بار به عنوان مبارز در رسانه ها به مردم معرفي كرد؟ بعد از عليرضا مدحي چه كسان ديگري به تهران خواهند رفت؟ محسن مخملباف و عليرضا نوري زاده و اميرعباس فخرآور و محمدي؟ كدام يك؟ همين نوري زاده و تلويزيون كانال يك بودند كه مدحي چماقدار رژيم را تطهير مي كردند و او را به عنوان مبارز و... معرفي مي كردند، خود نوري زاده هم از مدتها پيش توسط اربابان مدحي خريداري شده و در زمان شاه هم براي ساواك كار مي كرد، نوري زاده عاشق كاركردن براي سرويس هاي اطلاعاتي است.
اين رسانه وابسته به اپوزيسيون پرسيده است: اين بابارو چه جوري به ايران برگردانده اند؟ نوري زاده آدم شهرت طلبي است كه به هر دست و پازدني است مي خواهد خود را شخص مهمي معرفي كند و اين هم سرانجام كارش.
وبلاگ «يار دبستاني» از همكاران شبكه بالاترين نيز اين گونه نوشته كه؛ آشنايي من با مدحي 7 ماه قبل در يكي از مسنجرها بود. مدحي با كمال صراحت ادعا كرده بود جمهوري اسلامي تا 3 ماه ديگر سقوط خواهد كرد. وقتي اين را گفت ديگر مطمئن شدم كه كلكي در كار اوست(!)
در اين ميان بخوانيد از اميرفرشاد ابراهيمي كه همين چند ماه پيش تهديد كرده بود به ايران بازمي گردد و همه پته اپوزيسيون كلاهبردار را روي آب مي ريزد. او اكنون مي نويسد؛ بسياري از همان ابتدا با ترديد به سخنان مدحي مي نگريستند و بسياري متعجب از اينكه چطور فردي كه به گفته خود از دل نظام آمده، هنوز از گرد راه نرسيده، اين چنين مطرح مي شود و دربستر حوادث ملتهب قرار گرفته است. اما هرچه بود اكنون وي در تهران است.
ابراهيمي مي نويسد: بي شك اولين كساني كه تريبون هاي اطلاع رساني خود را آن هم در حد وسيع و گسترده و مداوم در اختيار اين فرد معلوم الحال گذاشته و از او يك «قهرمان ملي» و «سردار تواب» ساختند بايد پاسخگو باشند. جواب نااميد كردن آنهايي كه ساعتها مي نشستند پاي راديوها و تلويزيونها و برنامه هاي هيجاني وي را مي ديدند و به سقوط جمهوري اسلامي اميدوار مي شدند را چه كسي اكنون بايد بدهد؟
 

دورخيز جريان انحرافي براي انتخابات



 
يك عضو بدنام حلقه انحرافي كه پيش از اين به دلالي در دانشگاه آزاد مي پرداخت، اكنون نقش مشابهي را براي حلقه مذكور ايفا مي كند.
 نامبرده اخيرا با سوء استفاده از برخي ناهماهنگي ها در جريان ادغام وزارتخانه ها و خلأ پيش آمده، از طرف حلقه انحرافي مامور شده تا مديران چند شركت را احضار نموده و با آنها براي نقش آفريني در انتخابات اتمام حجت كند. اين فرد كه ظاهرا پيش از اين قرار بوده با ايرانيان مقيم خارج ارتباط بگيرد، اكنون مديران چند شركت را بدون هيچ وجاهت حقوقي و قانوني احضار كرده و تذكر داده كه اگر به نفع حلقه متبوع وي نتوانند در انتخابات- به شكل منطقه اي و استاني- نقش آفريني كنند، بايد با جايگاه مديريتي خود خداحافظي كنند! وي حتي تهديد كرده كه در صورت عدم تحرك كافي، افراد جايگزين هم مشخص شده اند.
يكي ديگر از افراد موثر در جريان نفوذي نيز كه عمدتا در حوزه صنعت فعاليت مي كند، به رايزني با مديران صنعتي پرداخته و از آنها مي خواهد تمام ظرفيت خود را براي جذب راي به ويژه در شهرهاي كوچك از طريق ارائه تسهيلات به نام فرد مورد حمايت اين جريان به كار بگيرند.
به دليل تغييرات در راس سه وزارتخانه مهم رفاه، صنايع و نفت كه شركتهاي زيرمجموعه زيادي نيز در زيرمجموعه اين وزارتخانه ها قرار دارد، جريان نفوذي با سوء استفاده از اشراف نداشتن سرپرستان وزارتخانه ها، در حال نفوذ دادن مهره هاي وابسته به خود است.
 

ماجرای تعارف مهدی هاشمی به یک بازیگر

علیرضا خمسه می​گوید که کار جدی اش را در زمینه بازیگری​ با تعارفی که مهدی هاشمی به او زده شروع کرده​است. 

وی گفت:«من رشته روانشناسی را انتخاب کرده بودم و در دانشگاه ملی یعنی دانشگاه شهید بهشتی فعلی درس می​خواندم. مهدی هاشمی مربی تئاتر آن دانشگاه بود و گروهی را به عنوان علاقه​مندان تئاتر در آنجا دور هم جمع کرده بود . خب من هم رفتم سمت آن​ها و گفتم می​خواهم با شما کار کنم.»

 خمسه افزود:«حدود سال‌های ۵۳ و ۵۴ بود. در آن گروه گلاب آدینه و مدیا کاشیگر و تعداد دیگری از بچه​ها بودند. مهدی هاشمی از من تست گرفت و به من گفت تو به درد یک گروه دانشجویی نمی​خوری، بیا و توی گروه تئاتر ما (پیاده) که یک گروه حرفه​ای بود، کار کن.»

این بازیگر اظهار داشت:« خب، این تعارف خیلی خوبی بود و همان سال داشتند نمایش «داستانی نه تازه» را کار می​کردند که خانم سوسن تسلیمی هم در آن بازی می​کرد. یک نقش کوچکی هم به من دادند. شاید نقدهایش را هنوز داشته باشم. در آن نقش من هیچ کلامی نداشتم. جوان چلاقی بود که عاشق سوسن تسلیمی بود و همه جا دنبال او راه می​افتاد. هیچ چیزی هم نمی‌گفت، ولی جالب بود خیلی‌‌ها به من می گفتند چقدر خوب بازی می​کنی و من فکر می​کردم من که اصلا بازی نمی​کنم. چون آن وقت‌ها فکر می​کردند بازیگرهای خوب بازیگرهایی هستند که مونولوگ بلند بگویند.»
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم خرداد 1390ساعت 13:16  توسط   | 

آخرین بادکنک توهم می ترکد

آخرین بادکنک توهم می ترکد

 

22 خرداد بلای جان سبزها

 

راهپیمایی 22 خرداد جنبش سبز

 


ما با این چند نفر تظاهرات می کنیم

 

هوش کاربران معمولی ما صد برابر بیشتر از نوری زاده است

سایت بالاترین با اشاره به عدم هوش و ذکاوت نوری زاده در تحلیل خود نوشت:

 «یک سال پیش باز هم به سناریوی تکراری نوری‌زاده برخوردیم که با آب و تاب خبری دروغ را پخش می کرد که انگار همین الان مجتبی خامنه‌ای از داخل بیت این خبر را به او داده است.»

بالاترین اضافه کرد: «بله عزیزان بعضی‌ از ما دوباره گول حرف‌های بی‌اساس نوری زاده را خوردیم و به "مدحی اطلاعاتی" اعتماد کردیم.»
بالاترین تأکید کرد: «باز جای خوش حالیش باقیست که کاربرهای بالاترین تمام سعی‌ و تلاش خود را برای نشان دادن واقعیت انجام دادند.»
یکی از کاربران این سایت نیز خطاب به نوری زاده آورده است: «نوری‌زاده من به شخصه دیگر به هیچ وجه به تو اعتماد نخواهم کرد.»
گفتنی است، سایت بالاترین با اشاره به افشاگری محمد رضا مدحی از سرداران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مورد اپوزیسیون نوشت: « در آستانه 22 خرداد ماجرای مدحی را بایکوت خبری می کنیم.»
یکی دیگر از کاربران این سایت اضافه کرد: ««ما بچه های جنبش سبز قول می دهیم گندهای خود را بایکوت کنیم.»
گفتنی است محمدرضا مدحی از سرداران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود که پس از برنامه ریزی های دقیق موفق به نفوذ به شبکۀ ضدانقلاب خارج نشین شده و در این نفوذ اطلاعات دقیقی را از نحوۀ عملکرد این شبکه ها، منابع مالی آنان و سرشاخه های ارتباطی آن ها به دست آورد.
مدحی همچنین با برخی مقامات آمریکایی و همچنین نمایندگان سرویس‌های جاسوسی انگلیس و فرانسه دیدارهای متعدد داشت و آنها از وی خواسته بودند که با ایجاد ارتباط گسترده با سران فتنه در داخل کشور و جذب نیرو از بدنه دستگاه‌ها و نهادهای مختلف نظام و ایجاد یک شبکه منسجم پروژه دولت در تبعید و براندازی نظام اسلامی را عملیاتی کند.
علیرضا نوری زاده که عنوان پرطمطراق کارشناس رسانه های اپوزیسیون را یدک می کشد و سعی زیادی کرده تا خود را در جمع ضد انقلاب و فتنه سبز به عنوان مغز سیاسی معرفی کند، مدتی قبل با آب و تاب فراوان از پیوستن یکی از فرماندهان اطلاعاتی جمهوری اسلامی به اپوزیسیون خبر داده و دروغ های زیادی را علیه نظام اسلامی به نقل از او منتشر کرد.

 

كلينتون: واشنگتن در حال گفت‌وگو براي انتقال قدرت در ليبي است

 

وزير امور خارجه آمريكا در نشست گروه تماس ليبي در ابوظبي اعلام كرد كه دوران حاكميت "معمر قذافي " به روزهاي پاياني خود رسيده است و واشنگتن در حال گفت‌وگو با برخي مقامات نزديك به قذافي درباره انتقال قدرت در اين كشور است.

 "هيلاري كلينتون " وزير امورخارجه آمريكا در نشست اخير گروه تماس ليبي در امارات عربي متحده اعلام كرد: روزهاي "معمر قذافي " به عنوان رهبر ليبي به شمارش افتاده است.  

وي ادامه داد: ما در تلاش هستيم تا با همكاري با شركاي بين‌المللي خود از طريق سازمان ملل طرحي را براي يك ليبي اجتناب ناپذير پس از قذافي ارائه دهيم.

وزير امورخارجه آمريكا همچنين تأكيد كرد: گفت‌وگوها با افراد نزديك به حاكم ليبي در اين زمينه در جريان است و احتمال انتقال قدرت در ليبي وجود دارد.

كلينتون در ادامه گفت: مباحثات مداوم و بسياري با افراد نزديك به قذافي صورت گرفته است و مطلع هستيم كه اين مباحثات علاوه بر موضوعات ديگر شامل احتمال انتقال قدرت در اين كشور نيز مي‌شود.

وي به جزئيات بيشتر در رابطه با اين گفت‌وگوها اشاره نكرد و تنها اعلام كرد: هنوز مسير مشخصي پيش‌رو نيست.

كلينتون همچنين اعلام كرد: ما آماده هستيم تا مكانيسمي مالي را براي انتقال مبالغ در نظر گرفته شده به شوراي ملي انتقالي [ليبي] ايجاد كنيم.

وي در اين رابطه افزود: در حاليكه واشنگتن كمك‌هاي بشردوستانه خود را به تمام مردم ليبي 26.5 ميليون دلار افزايش مي‌دهد، هنوز هيچ گونه كمك مستقيمي به شوراي ملي انتقالي پيشنهاد نشده است.

در نشست گروه تماس ليبي در ابوظبي اعلام شد كه بيش از 1.3 ميليارد دلار براي حمايت از شوراي ملي انتقالي ليبي كه اصلي‌ترين نهاد نماينده مخالفان اين كشور است، اختصاص مي‌دهد.

 

جريان انحرافي در حدي نيست كه براي نظام خطري به وجود بياورد

آيت‌الله سيد احمد علم الهدي در ديدار اعضاي مجمع نمايندگان خراسان رضوي اظهار داشت: اين جريان در حال حاظر مبتلا به يك انحراف اعتقادي شده و برخلاف مباني اعتقادي‌اش حرف مي‌زند و حتي در حدي نيست كه به عنوان جريان به حساب بيايد.

  امام جمعه مشهد ادامه داد: اين جريان آن طور نيست كه

بخواهدبماند و حتي طوري صحبت مي‌كند كه انحراف بياني‌اش هويدا

است با توجه به اينكه به انبياي الهي هم توهين شده است.

عضو خبرگان رهبري با تاكيد بر سكوت عده‌اي به خاطر مسائل دنيوي در

قضيه جريان انحرافي گفت: كساني هستند كه فساد را مي‌دانند و براي حفظ

دنيا و مقام خود سكوت مي‌كنند، اينان خودشان از اين جريان منحرف‌تر هم هستند.
خطيب جمعه مشهد با اشاره به مسائل حوزه علميه در خراسان رضوي گفت: در حال حاظر در تمام كشور 25 درصد طلاب را استان خراسان رضوي به خود اختصاص داده و 27 هزار نفر را شامل مي‌شود كه اين افتخاري براي ما محسوب است.

 

حکومت پهلوی جاهلترین حکومت تاریخ ایران بود

 
کارشناس شبکه سلطنت طلب پارس ضمن اعتراف به بیچارگی همفکرانش گفت: « جاهلترین حکومت تاریخ ایران، حکومت پهلوی بود.»
مجری شبکه سلطنت طلب پارس از حکومت پهلوی بعنوان جاهلترین حکومت تاریخ ایران یاد کرد.
بهرام مشیری کارشناس و مجری این شبکه در برنامه اختصاصی خود با اشاره به ماهیت افرادی که در حکومت پهلوی فعالیت می کردند، گفت: «یک مشت آدم مسخره را دور هم جمع کرده بودند و حکومت می کردند، نفت می فروختند و مفتخر بودند هواپیمایی خریده اند که غرش آن تا هفتاد کیلومتر می رود.»
وی در توصیف حکومت پهلوی نیز اظهار داشت: «جاهلترین حکومت تاریخ ایران، حکومت گذشته بود که همه ما و خودش را و حکومت شاهنشاهی و تاریخ آن را بیچاره کرد.»
حماسه نیوز به گزارش جام نیوز، این اظهارات هر چند مطلب خاصی نیست و مردم ایران به خوبی از فساد عمیق خاندان رژیم پهلوی آگاه بوده اند اما بیان آن از سوی یکی از نوکران قدیمی این رژیم و از سلطنت طلبان حامی پهلوی جالب است.
 

بی بی سی به دنبال جانشینی برای بن لادن

 
بی بی سی فارسی همچنان به دنبال مطرح کردن ایمن الظواهری به عنوان جانشین بن لادن، در راستای منافع گروهک تروریستی القاعده است.
بی بی سی گزارش داد: «پیام ویدئویی جدیدی از ایمن ظواهری، مرد شماره دو شبکه القاعده روی سایت‌های پیکارجویان قرار گرفته که به مرگ اسامه بن لادن رهبر القاعده اشاره می کند».
بی بی سی افزود: «ایمن ظواهری در این پیام گفته‌است که اسامه بن لادن در مدت زندگی خود آمریکایی‌ها را به وحشت انداخت و این اقدام به‌رغم مرگ او همچنان ادامه خواهد داشت».
وی با اشاره به نحوه دفن رهبر القاعده از دفن بن لادن در دریا انتقاد کرده ‌است.
ایمن ظواهری همچنین در این پیام ویدئویی از مردم پاکستان خواسته که علیه رهبران کشور خود قیام کنند.
گفتنی است، پیشتر هم شبکه بی بی سی فارسی مستندی مفصل از زندگی ایمن الظواهری را منتشر کرده و به معرفی وی پرداخته بود و این رویکرد بی بی سی، افشاگری اخیر ویکی لیکس درمورد ارتباط این شبکه انگلیسی با القاعده را تقویت کرده است.
 

خاطرات هاشمی از فرار بنی صدر

در خاطرات ۱۹ خرداد ۱۳۶۰ آیت الله هاشمی رفسنجانی به موضوع فرار بنی صدر از کشور اشاره شده است.



در خاطرات این روز آمده است: خبری‌ از آماده‌ شدن‌ بنی‌صدر، برای‌ خروج‌ از کشور رسید و گویا در همین‌ رابطه‌، دونفر ازدفتر ایشان‌ بازداشت‌ شده‌اند.

امروز، آقای‌ بنی‌صدر در کرمانشاه‌ مانده‌ و با عشایر سنجابی‌، جلسه‌ محرمانه‌ داشته‌، معلوم‌نیست‌ می‌خواهند چه‌ بکنند.
آخر شب‌، خبری‌ از شهادت‌ جمعی‌ پاسدار و ارتشی‌ در اطراف‌ مهاباد رسید که‌ متأثر شدیم‌. در داخل‌ تهران‌، حزب‌ اللهی‌ها میدان‌ حرکت‌ آشوبگرانه‌ ضدانقلاب‌ و بنی‌صدریان‌ را تنگ‌کرده‌اند و حزب‌ کمونیست‌ و رنجبران‌ و مجاهدین‌ خلق‌ از بنی‌صدر حمایت‌ و دعوت‌ به‌راهپیمایی‌ کرده‌اند. دفتر هماهنگی‌، با تأیید این‌ گروهها، کاری‌ از پیش‌ نبرد و کسی‌ شرکت‌نکرد، جز افرادی‌ از خودشان‌.




وجود شیطان پرستان در جریان انحرافی جدید

 
اساس تفکر فراماسونرها اومانیست است که برگرفته از یونان و مصر باستان است و در فراماسونری هم جریان دارد و این تشکیلات راه افتاد تا با ادیان مقابله کند البته برخی تنها ادیان را نهی می کنند اما می گویند خدا را قبول داریم.

رئیس موسسه مطالعات تاریخی ایران معاصر گفت: در جریان انحرافی جدید سر و کله شیطان پرستان دیده می‌شود و در اعترافات یکی از افرادی که دستگیر شده است این مطلب دیده می‌شود.


موسی فقه حقانی در همایش بررسی "جریان شناسی تاریخ معاصر ایران؛ فراماسونری" که ظهر پنجشنبه در موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) برگزار شد در سخنانی با موضوع تاریخچه فراماسونری گفت: فراماسونری یک تشکیلات نخبه گرا و نهان روش است و کاملا مخفی عمل می‌‌کند و اسرارش را به هیچ وجه افشاء نمی‌‌کند.

وی ادامه داد: این تشکیلات توسط الیگارشی یهود ساخته شد و قصدش این است که سلطه یهود را بر جهان حاکم کند. این جریان صرفا جاسوسی و سیاسی نیست بلکه علاوه برسیاسی و جاسوسی بودن تشکیلاتی فرهنگی نیز هست و بر روی جذب نخبگان تمرکز دارد.

فراماسونرها متأثر از شیطان پرستان هستند

فقه حقانی عنوان کرد: این گروه خود را ادامه تشکیلات صنف بنایان می‌دانند و برخاسته از چند تشکل شیطانی قرون وسطی هستند که می‌خواهند خود را گروهی بی آزار که به دنبال ساختن انسانها است تعبیرو معرفی کنند.

وی افزود: ادعای اینها این است که حضرت آدم اولین فراماسونر است و با کمی تخفیف حضرت سلیمان را به علت ساختن معبد فراماسون می دانند که هیچکدام از اینها سندیت ندارد.

این محقق فراماسون پژوه با بیان اینکه تفکر کابالایی ریشه در مصر باستان دارد اضافه کرد: کابالایست یک رویکرد اومانیستی و دنیاگرایانه نسبت به انسان و جهان دارد.

خالکوبی؛ نماد کابالایی

حقانی ادامه داد: فرقه دیگری که جز کابالا در شکل گیری فراماسون نقش دارد شهسواران معبد است و نمادهای آن خالکوبیهایی است که فوتبالیستهای اروپایی نظیر دیویدبکام و ... انجام می دهند و امروز در برخی از فوتبالیستهای ما نیز نفوذ کرده است.

وی با اشاره به رویکرد شیطان پرستانه این گروهها اظهارداشت: در جریان انحرافی جدید نیز سر و کله شیطان پرستان دیده می شود و در اعترافات یکی از افرادی  نیز که دستگیر شده است این مطلب آمده است.

این استاد دانشگاه تاکید کرد: فراماسونری نه صنفی است نه مربوط به حضرات سلیمان و آدم است بلکه یک جمعیتی است که از درهم آمیختن شرک و شیطان پرستی به وجود آمده که قصد سلطه بر جهان را دارد.

اومانیسم؛ مبنای تفکر فراماسونها

وی افزود: اساس تفکر فراماسونرها اومانیست است که برگرفته از یونان و مصر باستان است و در فراماسونری هم جریان دارد و این تشکیلات راه افتاد تا با ادیان مقابله کند البته برخی تنها ادیان را نهی می کنند اما می گویند خدا را قبول داریم.

فقه حقانی اظهارداشت: یکی از اصول دیگر فراماسونری سکولاریسم است به این معنی که اجازه ندهیم دین و مفاهیم دینی در زندگی و سیاست دخالت کند.

وی ادامه داد: پلورالیسم یکی دیگر از ویژگیهای معرفتی ماسونها است که در آن قرائتهای مختلف به رسمیت شناخته می شود و برتری در میان تفکری وجود ندارد البته به نحوی "دئیسم" را هم ترویج می کنند.

فقه حقانی افزود: دئیست ها معتقدند که خدا ما را آفریده است اما ما با دین کاری نداریم البته در مراحل بالاتر اینها آفرینش را هم منکر می شوند.

عبور از دین در جریان انحرافی وجود دارد

این محقق و نویسنده عنوان کرد: در سخنان رئیس جریان انحرافی هم عبور از دین دیده می شود و می گوید دوره اسلامگرایی روبه پایان است و در جایی می گوید که امام زمان هم بیاید دیگر با زبان دین با مردم دنیا سخن نمی گوید.

وی اظهار داشت: نگاه جهانی از دیگر ویژگیهای فراماسونرها است که در جریان انحرافی جدید هم دیده می شود اساسا فراماسونری با شعار جهان محوری تاسیس شد تا براساس اصولی مانند برادری، برابری و آزادی دنیا را تسخیر کنند.

اولین فراماسونر ایران

استاد تاریخ دانشگاه بااشاره به تاریخچه فراماسونری در ایران اظهارداشت: میرزاحسن خان ایلچی که یهودی بوده و به ظاهر مسلمان می شود اولین فراماسونر ایران بوده و این پدیده یهودی تازه مسلمان شده ضربات زیادی به کشورهای اسلامی وارد کرد.

وی افزود: در حساس ترین مقطع از تاریخ ایران و در دوره فتحعلی شاه قاجار فراماسونرها نفوذ می کنند و این بلاها را بر سر کشور می آورند و بزرگترین خدمت را به سیاستهای استعماری انگلیس می کنند و جلوی حرکت علما را می گیرد.

حقانی اظهارداشت: فراماسونری با توجه به نهان روشی هیچوقت با تابلو و پلاکارد وارد نمی شود ولی وقتی سیطره عمومی پیدا کرد ممکن است بروز داشته باشد اما اساس کار آنها نهان روشی است و در غرب هم به خوبی نمی توان نمادی از آنها را دید.

 

کنسرت رقص در تهران با مجوز وزارت ارشاد

 

 

بر اساس خبر درج شده در یکی از خبرگزاری های کشور، ۱۹ و ۲۰ خردادماه تالار وحدت تهران برگزار کننده دو کنسرت ویژه بانوان است که یکی از این کنسرت ها با هنرنمایی گروه "شیفتگان دل" به سرپرستی خانم"هایده کیشی پور" و با انجام حرکات موزون برگزار می شود.
  "هایده کیشی پور" یکی از مربیان صاحب شهرت کلاس های رقص در تهران است که به تدریس انواع رقص های ایرانی و خارجی در کشور می پردازد. علاوه بر آن گروه رقصنده که به سرپرستی وی و دخترش "هدیه" به انجام حرکات موزون می پردازند، در بسیاری از مراسم و به مناسبت های مختلف شرکت کرده و به تبلیغ فعالیت های این گروه در سراسر تهران اقدام می کنند.

"هایده کیشی پور" که به گفته خود هم دوره و هم کلاس یکی از رقصنده های ایرانی قبل از انقلاب به نام (م.ح) است که در حال حاضر در غرب به سر می برد، کلاس های رقص خود را در نواحی مختلف تهران مانند میرداماد و جردن برگزار و برای هردوره کلاس های خود هزینه های هنگفتی از داوطلبین دریافت می کند. علاوه بر آن برخی از اعضای گروه وی هر از چند گاهی با سفر به یکی از کشورهای خارجی، رقص های جدیدی را آموزش دیده و پس از مراجعت به ایران، این رقص ها را به دختران ایرانی تعلیم می دهند.

نکته جالب توجه در این میان اینست که برخی از ارگان های رسمی کشور در برخی از همایش ها و برنامه های خود که برای بانوان برگزار می کنند با دعوت از گروه"هدیه و هایده کیشی پور" خود به خود برای انجام فعالیت های این گروه تبلیغ می کنند که نمونه آنها افتتاح برخی از پروژه ها در پارک بانوان تهران به همراه هنرنمایی این گروه در میان برخی از مسئولان زن در شهرداری بود.

برگزاری مسابقات رقص در همایش ها، برگزاری شوهای لباس، برگزاری شوهای لوازم آرایش و تربیت دخترانی که شغل آنها رقصندگی است از فعالیت های سرپرست گروهی است که ۱۹ خردادماه در تالاروحدت تهران برنامه اجرا خواهند کرد.

و اما سوال اساسی اینجاست که چرا فردی به راحتی مجوز کنسرت در یکی از معروفترین تالارهای تهران را گرفته و با گروه خود به اجرای برنامه می پردازند؟

گفته شده است که این کنسرت رقص برای حمایت از مردم مستضعف و نیازمند برگزار می شود.بد نیست مسئولین محترم برای علما و مراجع توضیح دهند با کدام حجت شرعی اجازه دادند برای حمایت از مردم ستم دیده! کلاس رقص در پایتخت ایران اسلامی برگزار شود.
 

بالاترین: در آستانه 22 خرداد ماجرای مدحی را بایکوت خبری می کنیم

 

 

سایت بالاترین با اشاره به افشاگری محمد رضا مدحی از سرداران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مورد اپوزیسیون نوشت: « در آستانه 22 خرداد ماجرای مدحی را بایکوت خبری می کنیم.»

 

 در واکنش به افشاگری های سردار مدحی که شب گذشته از شبکه یک سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد: «ما بچه های جنبش سبز قول می دهیم گندهای خود را بایکوت کنیم.
گفتنی است محمدرضا مدحی از سرداران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود که پس از برنامه ریزی های دقیق موفق به نفوذ به شبکۀ ضدانقلاب خارج نشین شده و در این نفوذ اطلاعات دقیقی را از نحوۀ عملکرد این شبکه ها، منابع مالی آنان و سرشاخه های ارتباطی آن ها به دست می آورد.
مدحی همچنین با برخی مقامات آمریکایی و همچنین نمایندگان سرویس‌های جاسوسی انگلیس و فرانسه دیدارهای متعدد داشت و آنها از وی خواسته بودند که با ایجاد ارتباط گسترده با سران فتنه در داخل کشور و جذب نیرو از بدنه دستگاه‌ها و نهادهای مختلف نظام و ایجاد یک شبکه منسجم پروژه دولت در تبعید و براندازی نظام اسلامی را عملیاتی کند.
در مدت زمان حضور مدحی در جمع اپوزسیون، رسانه های ضدانقلاب با جوسازی های مکرر مصاحبه های وی را منتشر می‏کردند.

 

رئيس تيم تروركننده حاج رضوان و شهيد شهرياري بركنار شد

 
 

پس از افشاگری یك روزنامه مصری درباره واحد «كیدون»، یكی از خطرناك‌ترین و وحشی‌ترین تیم‌های ترور در دنیا و افشای طرح آنان برای آشوب و ترور در مصر، رئیس موساد رئیس این تیم ترور را بركنار كرد.

 پس از افشای خبر بسیار محرمانه از عملیات قریب‌الوقوع واحد عملیات ویژه رژیم صهیونیستی (كیدون) در مصر و ایجاد آشوب و ترور شخصیت‌ها با هدف ناكام كردن انقلاب مصر و عدم برگزاری انتخابات در این كشور، سرانجام روزنامه یدیعوت آحارونوت سه‌شنبه 7 ژوئن در خبری از بركناری رئیس كیدون خبر داد.

روزنامه مصری «روز الیوسف» چندی پیش در دو خبر اختصاصی، طبق اخبار محرمانه‌ای كه بدان دست یافته بود، اعلام كرد كه موساد قصد دارد در مصر با ایجاد آشوب گسترده برخی شخصیت‌های مؤثر سیاسی را ترور و وضعیت مصر را بحرانی كند.

روز الیوسف نوشت: انتشار اختصاصی اخباری از تیم عملیات ویژه اسرائیل (كیدون) و طرح موساد برای ایجاد آشوب در مصر در دو هفته گذشته در بركناری رئیس تیم كیدون به عنوان فرمانده یكی از خطرناك‌ترین و وحشی‌ترین تیم‌های ترور در دنیا نقش داشت.

این روزنامه با بیان اینكه هركسی كه رئیس موساد می‌شود باید حتما مدتی فرمانده كیدون بوده باشد، نوشت كه اسرائیل در حال آماده كردن فرمانده بركنار شده كیدون برای ریاست آینده موساد بود.

روز الیوسف افزود: روزنامه یدیعوت آحارونوت روز سه‌شنبه 7 ژوئن خبری منتشر كرد كه رسانه‌ها آن را به دلیل عدم وضوح آن نادیده گرفتند و آن این بود كه این روزنامه در نسخه انگلیسی خود اعلام كرد كه تامیر باردو رئیس موساد فردی جدید را برای تیم كیدون برگزیده است ولی جزئیات آن را منتشر نكرد.

واحد عملیات ویژه كیدون متشكل از تیمی 40 نفره است. 40 عددی دینی و مذكور در تورات اسرائیلی است. مقر این تیم در صحرای نقب است. این واحد عملیاتی، مخصوص عملیات‌های ویژه و ترور در موساد است كه اعضای آن همه عضو موساد و قادر به تكلم به زبان‌های زیادی از جمله عربی هستند. از جمله ماموریت‌های این تیم، ترور و حذف فیزیكی دشمنان اسرائیل در سراسر دنیاست.

* دكتـریـن كیـدون
كمبود نیروی انسانی، احساس ترس دائمی، دكترین امنیتی بازدارندگی، استراتژی نظامی «جنگ پیش‌دستانه»، فقدان «عمق استراتژیك»، دكترین جنگی «جنگ برق‌آسا» و استراتژیكی عملیاتی «ضربت سخت» و دلایلی از این قسم، اسرائیل را به سمت تكیه هرچه بیشتر به نیروهای ویژه سوق داده است.

در چهارچوب دكترین جنگ برق‌آسا و استراتژی «هكه‌كاتش» (به عبری ضربت كوبنده) نیروهای ویژه ارتش صهیونیستی جایگاه ویژه‌ای یافته‌اند. نیروهایی كه برای هرچه دقیق‌تر و صحیح‌تر انجام شدن ضربت كوبنده اسرائیل حكم پیشتازان نبرد و نخبه‌ترین واحد‌های رزمی این رژیم را یافته‌اند. بدین منظور طراحی یك دكترین «عملیات ویژه» و یك استراتژی مخصوص نیروهای ویژه از اواخر دهه پنجاه و اوایل دهه شصت میلادی در دستور كار ارتش صهیونیستی قرار گرفت، یك دكترین منحصر به فرد با توجه به مختصات ژئوپولیتیك، ژئواستراتژیك، نظامی و رزمی رژیم صهیونیستی؛ دكترین «كیدون» (به معنای سرنیزه).

دكترین كیدون ناظر بر این مسئله است كه نیروهای ویژه در حكم سرنیزه ارتش صهیونیستی هستند و همچون یك سرنیزه با رخنه و نفوذ در عمق قلمروی دشمن طی یك حمله سریع و غافلگیر كننده با وارد ساختن ضربه‌ای عمیق و كاری به قلب دشمن آن را از پی درمی‌آورد.

گفته می‌شود ترور محمود المبحوح یكی از فرماندهان ارشد حماس كه سال گذشته در دوبی ترور شد، از عملیات‌های نیروهای كیدون بوده است كه با جعل پاسپورت و جعل هویت و ملیت برخی كشورهای اروپایی حاصل شد.

 

وزير اطلاعات از دستگيري‌و هلاكت هفت تروريست خبر داد

 
 

وزير اطلاعات از دستگيري و هلاكت هفت نفر از اعضاي گروه‌هاي تروريستي كه به دنبال تحركات ايذايي در داخل كشور بودند، خبر داد.

 حجت‌الاسلام والمسلمين مصلحي گفت: با هماهنگي نيروهاي نظامي، انتظامي و اطلاعات در 2 شب گذشته در منطقه كردستان و آذربايجان غربي چهار نفر از اعضاي گروهك‌‌هاي تروريستي دستگير و سه نفر كشته شدند.

وي افزود: اعضاي اين گروه‌ها، كارگران مشغول به كار در جاده‌ها را مورد تعرض قرار داده بودند كه برخي از كارگران دچار نقص عضو شده‌اند.

وزير اطلاعات مقوله تروريست را مقوله‌اي وارداتي از كشورهاي ديگر از جمله غرب و شرق كشور خواند و افزود: با مهندسي طراحي شده در زمينه تسلط و كنترل اطلاعاتي توسط دستگاه‌هاي نظامي، انتظامي و اطلاعات، موفقيت‌هاي چشمگيري در زمينه برخورد با تروريسم به دست آمده است.

مصلحي تاكيد كرد: با وجود سرمايه‌گذاري‌هاي سنگين سرويس‌هاي اطلاعاتي استكبار براي ضربه زدن به جمهوري اسلامي ايران، با تسلط اطلاعاتي مانع دستيابي آنها به اهدافشان شده‌ايم و امنيت خوبي در كشور حاكم شده است.

 

حمله‌اوباش به‌همرزم شهيد همت در ورامين بخاطر نهي از منكر

 

جانباز دوران دفاع مقدس ايوب ملكي از فاتحان فتح‌المبين و همرزم شهيد همت كه بر اثر حملات دو شرور در ورامين زخمي شد، گفت: براي احيا امر به معروف و نهي از منكر و مبارزه با تهاجم فرهنگي تا آخر در سنگرها خواهم ايستاد.

ايوب ملكي در گفت‌وگو با فارس، اظهار داشت: 6 ماه پس از اتمام خدمت مقدس سربازي، جنگ تحميلي صدام عليه مردم كشورمان آغاز شد؛ بنده نيز كه در كارخانه چيت‌سازي كار مي‌كردم از آنجا براي اعزام به جبهه نامنويسي كردم.

وي ادامه داد: بنده به عنوان رزمنده بسيجي از پايگاه مالك اشتر تهران براي گذراندن آموزش‌هاي ويژه به پادگان امام حسين (ع) منتقل شدم سپس با لشكر 84 خرم‌آباد به سرپل ذهاب و بعد دهلران رفتم؛ پس از مدتي به نيروهاي سپاهي در دهلران كه سازمان‌دهي نشده بود، پيوستم.

اين جانباز دوران دفاع مقدس يادآور شد: در مرحله بعدي اعزام به منطقه، از تيپ سيدالشهدا (ع) به دوكوهه رفتم و با تيپ محمد رسول‌الله (ص) به فرماندهي شهيد همت، آشنا شدم؛ براي آغاز عمليات فتح‌المبين حدود 600 نفر بوديم كه آموزش‌هاي سنگيني در آنجا صورت گرفت؛ از خط چهارم به عراق حمله كنيم و توفيق داشتم جزو 600 نفر از خط‌شكنان باشم.

وي بيان كرد: در ادامه حضور در جبهه‌حق عليه باطل، براي اجراي عمليات آزادسازي خرمشهر آماده شديم؛ شهيد همت قبل از عمليات طي سخنراني گفت "در اين عمليات ما تسليحات و تجهيزاتي نداريم؛ سلاح‌هاي ما محدو است و يك تن هست در برابر اين همه فولاد. اما در مقابل ايمان داريم كه بايد با ايمان‌مان با دشمن مبارزه كنيم ".

ملكي افزود: در عمليات "بيت‌المقدس يك " در جاده اهواز ـ خرمشهر، از ناحيه كتف به شدت مجروح شدم؛ بنده را براي مدتي در بيمارستان اصفهان بستري كردند؛ از زماني كه احساس كردم مي‌توانم دستم را كمي حركت دهم، از مسئولان بيمارستان خواهش كردم، بنده را به منطقه برگردانند؛ اقدامي براي اين درخواست صورت نگرفت و شخصاً به اهواز رفتم.

وي اضافه كرد: در حين اجراي عمليات "بيت‌المقدس 2 " به گرداني كه نمي‌شناختم پيوستم و به عنوان راننده آمبولانس به رزمندگان اسلام خدمت كردم؛ پس از كمي بهبودي كتف، با عنوان تك تيرانداز خود را براي آزادسازي خرمشهر آماده كردم و پس از 9 ساعت پياده‌روي، يورش به سمت خرمشهر آغاز شد؛ در درگيري‌ها، گروهي از عراقي‌ها در كمين جا مانده بودند كه از پشت ما را به رگبار بستند و دستم در آن زمان تير خورد و نتوانستم ادامه بدهم؛ بنده را به بيمارستان منتقل كردند و در آنجا خبر آزادسازي خرمشهر را شنيدم.

اين مجروح احيا نهي‌از منكر در جنگ نرم با بيان اينكه در دوران دفاع مقدس جنگيدن با عراقي‌ها راحت‌تر از مواجهه با نيروهاي داخلي خائن و منافقان بود، خاطرنشان كرد: بنده در عمليات مرصاد نيز حضور پيدا كردم؛ دستم توانايي زيادي نداشت و به صورت مستقيم در معركه نبودم اما سلاح‌ها را در منطقه‌اي به نام خانقين سرپل ذهاب آماده مي‌كردم تا اينكه جنگ 8 ساله به پايان رسيد.

وي يادآور شد: بنده تا به امروز در كارهاي فرهنگي و ستاد تبليغات به آموزش نوجوانان و جوانان پرداختم تا آنها با احكام، قرآن و احاديث انس بگيرند اما امروزه كم پرداختن به مسئله فرهنگي در كشور، بي‌حجابي در خيابان‌ها و آزار و اذيت نواميس مردم در خيابان‌ها توسط افراد شرور ما را بسيار زجر مي‌دهد.

ملكي بيان كرد: 17 خرداد ماه جاري، بعد از نماز ظهر از مسجدالمهدي (عج) به منزل برمي‌گشتم كه يك دختر محجبه در حالي كه گريه مي‌كرد، گفت "آقا! مي‌شود از شما درخواست كنم بنده را از اين قسمت عبور دهيد " پرسيدم "اتفاقي افتاده؟ " گفت "يك آقايي مرا اذيت مي‌كند و اكنون پشت ديوار پنهان شده است؛ مي‌خواهم بروم منزل يكي از اقوام " آن دختر را تا منزل اقوام مشايعت كردم و برگشتم تا مسير خود را ادامه دهم.

وي افزود: آن مرد شرور را به واسطه خريد و فروش مواد مخدر مي‌شناختم اما تا آن زمان با وي برخورد نداشتم؛ به او گفتم "پسر خوب! براي چي مزاحم دختر مردم مي‌شوي؟ " بنده را به عنوان داروغه خطاب كرد و حرف‌هاي زشتي زد؛ پس از بي‌احترامي برادرش را نيز صدا زد و او با يك چوب به طرف من آمد؛ در كوچه هم كسي نبود؛ دست راستم مجروح بود و دست چپم را پيچانده بود و طوري با چوب به سرم زد كه بيهوش به زمين افتادم.

اين جانباز دوران دفاع مقدس گفت: به سختي طي تماس با برادرم او را از موضوع مطلع كردم؛ لحظاتي بعد مأموران نيروي انتظامي به محل حادثه آمدند و بنده نيز به بيمارستان منتقل شدم؛ در حال حاضر پرونده اين افراد شرور را پيگيري مي‌كنيم؛ اين افراد شرور مي‌خواهند مهره‌هاي مزاحم را از مسير اهداف پليدشان بردارند و هرگونه خواستند انجام دهند.

وي افزود: هفته گذشته نيز كيف قاپ‌هاي موتوري با سلاح سرد به يك خانم حمله كردند كه خوشبختانه با حضور يكي از افراد كه جانباز هم بود، آن خانم نجات يافت؛ اميدواريم با تدابير مسئولان اين مشكل منطقه مذهبي و انقلابي ورامين حل شود.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم خرداد 1390ساعت 13:5  توسط   | 

بی حجابی دختران‌دانشجو درملأعام+عکس

 

به گزارش مشرق، از سوي گروه گرافيك دانشگاه آزاد قم روز گذشته ۱۷ خرداد نمايشگاه عكسي برگزار شد كه در اين نمايشگاه از عکس‌هاي دانشجويان بي‌حجاب استفاده شده و در معرض ديد دانشجويان پسر نيز قرار گرفت.


دانشجويان دختر رشته گرافيك دانشگاه آزاد قم براي حضور در اين نمايشگاه گرافيک، عكس‌هاي خود را به صورت بي‌حجاب و با پوشش زننده كه برخي از آنها در خوابگاه‌هاي دانشجويي گرفته شده را در اين نمايشگاه در معرض ديد قرار دادند و حتي اين دانشجويان دختر با حضور در اين نمايشگاه در خصوص خواص هنري عکس‌هاي بي‌حجاب خود به حاضران توضيحاتي مي‌دادند. براساس اين گزارش، مسئولان امور دانشجويي و حراست دانشگاه آزاد قم در خصوص برپايي اين نمايشگاه تحركي انجام ندادند كه اين امر موجب نارضايتي و اعتراض دانشجويان اين واحد دانشگاهي شد.

اين در حالي است كه مسئولان دانشگاه آزاد واحد قم در نوع پوشش دانشجويان دختر و پسر اين دانشگاه حساس هستند اما درباره برگزراي اين نمايشگاه كه دختران دانشجو به راحتي تصاوير بي‌حجاب و بعضاً با پوشش‌هاي زننده خود را منتشر كردند اقدامي انجام ندادند.



 

جزئيات نحوه نفوذ دستگاه امنيتي ايران در اپوزيسيون خارج‌نشين و انهدام دولت در تبعيد

يك مقام مسئول در وزارت اطلاعات جزئياتي از نفوذ دستگاه امنيتي كشورمان در كانون اپوزيسيون خارج كشور و فرايند شكست پروژه آمريكايي - صهيونيستي «دولت در تبعيد» را تشريح كرد. 

اين مقام مسئول در حوزه امنيت داخلي وزارت اطلاعات اظهار داشت:‌ پس از آنكه دشمنان در جريان فتنه 88 كه با توجه به بديع بودن متغيرهايش متفاوت‌ترين فتنه در طول عمر جمهوري اسلامي بود موفق به پيشبرد پروژه براندازي نرم جين ‌شارپ نشد اقدامات سخت‌افزارانه در دستور كار قرار دادند.

وي ادامه داد:‌ طراحان ناكام پروژه جنگ نرم از جمله جوزف ناي به اين فكر افتادند كه با توجه به جايگاه اقوام و مذهب در ايران متوسل به اقدامات سخت و عمليات‌هاي خرابكارانه در كشورمان شود.  

اين مقام مسئول در وزارت اطلاعات گفت: بنياد آمريكايي دفاع از دموكراسي (PDD) در يكي از جلسات خود كه 3 ساعت طول كشيد تشكيل«دولت در تبعيد» را تصويب كرد كه مأموريت اجراي اين پروژه به دنيس راس معاون امور خاورميانه اوباما سپرده شد.

وي افزود: تحقق دولت درتبعيد نيازمند چهره‌اي برخوردار از سوابق اجتماعي و مذهبي بود و برهمين اساس سرويس اطلاعاتي آمريكا شناسايي و جذب عناصر مناسب براي رهبري دولت مذكور را در دستور كار قرار داد.

به گفته اين مقام امنيتي در آن ايام محمدرضا مدحي كه داراي وجه سابقه طولاني خدمت در نهادهاي انقلابي بود و در بانكوك به تجارت جواهرات و سنگ‌هاي قيمتي اشتغال داشت، مورد توجه سفارت آمريكا در تايلند قرار گرفت.

«اين فرد خيلي زود از طريق سرويس اطلاعاتي آمريكا براي پيوستن به جريان ضد انقلاب خارج از كشور جذب شد و در سفري به عربستان با مقامات آمريكايي از جمله هيلاري كلينتون وزير امور خارجه اين كشور ديدار كرد.»

مقام مسئول در حوزه امنيت داخلي وزارت اطلاعات گفت: مدحي با پذيرش همكاري با آمريكا و اپوزيسيون خارج نشين و طرح ادعاي سازماندهي هزاران نفر از نيروهاي داخلي جنبشي را تحت عنوان «جمع ياران» تشكيل داد.

وي افزود: او پس از سفر به واشنگتن با هواپيماي اختصاصي و استقرار در ويلايي در حومه اين شهر با جو بايدن ديدار كرد كه در اين ملاقات، معاون رئيس جمهور آمريكا حمايت كامل كشورش از نامبرده را اعلام كرد.

اين مقام امنيتي ادامه داد: در پي موافقت مدحي با همكاري در پروژه دولت در تبعيد دنيس راس كه مأموريت تشكيل اين دولت را داشت پروژه خود را با توجه به ويژگي‌هاي شخصيتي و سوابق همكار جديدش تكميل شده ديد.

به گفته او، مدحي پس از مدتي به فرانسه رفت و در آنجا با اميرحسين جهانشاهي سرمايه‌دار ايراني داراي تابعيت فرانسوي - اسرائيلي كه پدرش از چهره‌هاي نزديك به رژيم پهلوي به ويژه اشرف بود و خود او نيز مسئوليت سازماني موسوم به (موج سبز) را برعهده داشت و 9 سال براي اقدامات براندازانه در سرزمين‌هاي اشغالي دوره ديده بود و همچنين مهرداد خوانساري از عناصر سلطنت‌طلب وابسته به دفتر به اصطلاح مطالعاتي سازمان جاسوسي MI6 انگليس كه پدر وي نيز از ديپلمات‌هاي رژيم شاه بود، ملاقات كرد.

«در اين ديدار خصوصي كه در هتل آتلانتيك پاريس (محل كار جهانشاهي) انجام شد و در همان مكان نيز آغاز همكاري اين 3 نفر در يك كنفرانس مطبوعاتي اعلام شد پروژه تشكيل شوراي رهبري دولت در تبعيد رسماً كليد خورد.»

مقام مسئول در وزارت اطلاعات با يادآوري برگزاري كنفرانسي در جزيره گوادالوپ در ژانويه 1979 (ديماه 1357) با حضور رؤساي 4 قدرت مهم بلوك غرب براي بازگرداندن شاه مخلوع به كشور، گفت كه اين‌ بار اپوزيسيون در نيمه دوم سال گذشته كنفرانسي تحت عنوان گوادالوپ 2 براي همفكري در زمينه براندازي جمهوري اسلامي برگزار كرد.

وي افزود: در اين نشست كه سران تمام جريانات و گروههاي ضدانقلاب از منافقين تا سلطنت‌طلبان و از تجزيه‌طلبان تا جريان فتنه و حتي فرق منحرف اخلاقي و اجتماعي حضور داشتند دولت در تعبيد رسماً اعلام موجوديت كرد.

به گفته اين مقام امنيتي، عبدالله مهتدي رهبر گروهك منحله كومله، حسن شرفي رهبر گروهك منحله دموكرات، عليرضا نوري‌زاده سلطنت‌طلب عضو MI6، رضا حسين‌بُر از رهبران يكي از گروههاي تجزيه‌طلب، محسن مخملباف رابط اپوزيسيون خارج كشور با سران فتنه، جهانشاهي از عناصر سازمان موساد و همچنين مسئول ميز ايران در سازمان جاسوسي فرانسه به نمايندگي از نيكلا ساركوزي رئيس جمهور اين كشور حضور داشتند.

«در اين جلسه راههاي براندازي جمهوري اسلامي از جمله تداوم حيات جريان فتنه از طريق اقدامات آشوبگرانه و اغتشاش و حتي ترور چهره‌هاي منتسب به جريان مذكور در داخل كشور و همچنين نفوذ در ساختارهاي قدرت جمهوري اسلامي از طريق جذب نيرو از مراكز مهم مورد بررسي قرار گرفت و 7 ميليارد دلار آمريكا نيز براي آغاز اين تحركات اختصاص يافت.»

مقام مسئول در حوزه امنيت داخلي وزارت اطلاعات گفت: پس از انتخاب مدحي به رهبري دولت در تبعيد و جهانشاهي به جانشيني وي و ايجاد شوراي 30 نفره براي فعاليت‌هاي اجرايي در حوزه‌هاي سياسي و اقتصادي و رسانه‌اي در حقيقت پروژه مذكور وارد فاز جديدي شد.

وي افزود: يكي از اقدامات صورت گرفته در اين مرحله جذب ديپلمات‌هاي ايراني در خارج كشور بود كه براي آن كمپيني هم تشكيل شد اما با افشاي هويت احمد ملكي ديپلمات ايراني در ايتاليا كه خواهرزاده مهدي كروبي بود اين پروژه با شكست مواجه شد.

به گفته اين مقام امنيتي هنگامي كه قرار شد شوراي رهبري دولت در تبعيد براي مديرت و هدايت عمليات‌هاي خرابكارانه در ايران و براندازي جمهوري اسلامي از طريق كودتاه ظرف يك سال در پادگان سيكلن تلاآويو مستقر شوند، عمليات نجات مدحي توسط سربازان گمنام امام زمان (عج) انجام شد و او به كشور بازگشت.

وي در پايان تأكيد كرد كه امروز بحمدالله با در پيش‌ گرفتن رويكرد تهاجمي وزارت اطلاعات و تعريف امنيت نظام اسلامي در خارج از مرزها و اقدامات مؤثر و هوشمندانه در اين عرصه جمهوري اسلامي در بالاترين سطح ثبات و امنيت قرار دارد.

شب گذشته مستند «الماسي براي فريب» از شبكه اول سيما پخش شد كه روايتي از نفوذ دستگاه اطلاعاتي جمهوري اسلامي در كانون اپوزيسيون خارج‌نشين و اشراف بر تحركات ضد انقلاب و نمايشي از اقتدار سربازارن گمنام امام زمان (عج) در به سخره گرفتن سرويس‌هاي جاسوسي غرب بود.

دشمنان نظام اسلامي در طي 32 سال گذشته همواره با استمداد از اپوزيسيون و به كار گرفتن اقدامات نرم و سخت‌افزارانه تلاش كردند توطئه‌هاي خود را براي براندازي جمهوري اسلامي پيش برند اما پاتك وزارت اطلاعات به توطئه بزرگ دولت در تبعيد كه همه سرويس‌هاي جاسوسي دشمن و ضدانقلاب در لواي آن بودند با اقدامي استراتژيك به تأخير افتاد و فرسايشي شدن آن موجب كاهش نتايج اين طرح آمريكايي - صهيونيستي شد و سپس با نجات الماسي كه براي فريب انديشيده شده بود، نقشه‌اي كه آنها الماس خود مي‌خواندند با الماسي ديگر منهدم شد.



 
 

مستند‌نفوذ وزارت‌اطلاعات در اپوزيسيون خارج‌نشين
مستند‌نفوذ وزارت‌اطلاعات در اپوزيسيون خارج‌نشين

مستند نفوذ محمدرضا مدحي از نيروهاي مرتبط با دستگاه‌هاي امنيتي جمهوري اسلامي ايران در اپوزيسيون خارج نشين امشب از رسانه ملي پخش مي‌شود.

 در پي تصويب طرح تشكيل دولت در تبعيد از سوي بنياد آمريكايي دموكراسي كه بر اساس آن قرار بود مجموعه‌اي از نيروهاي با سابقه اجتماعي و مذهبي با ايجاد شورايي اقدام به عمليات خرابكاري و در نهايت براندازي جمهوري اسلامي كنند، محمدرضا مدحي از ايرانيان مقيم خارج كشور براي اداره اين دولت انتخاب شد.

وي كه پيش از اشتغال به تجارت در خارج از كشور، با دستگاه‌هاي امنيتي جمهوري اسلامي و نهادهاي انقلابي همكاري داشته، با نفوذ در اپوزيسيون خارج كشور و تشكيل گروهي موسوم به "جنبش جمع ياران " با جريانات ضد انقلاب ارتباط گسترده برقرار كرد.

مدحي همچنين با برخي مقامات آمريكايي و همچنين نمايندگان سرويس‌هاي جاسوسي انگليس و فرانسه ديدارهاي متعدد داشت و آنها از وي خواسته بودند كه با ايجاد ارتباط گسترده با سران فتنه در داخل كشور و جذب نيرو از بدنه دستگاه‌ها و نهادهاي مختلف نظام و ايجاد يك شبكه منسجم پروژه دولت در تبعيد و براندازي نظام اسلامي را عملياتي كند.

هنگامي كه قرار شد در راستاي اين پروژه مدحي و شوراي رهبري دولت در تبعيد در پادگاني در تل‌آويو مستقر شوند عمليات نجات وي توسط سربازان گمنام امام زمان انجام شد و مدحي به كشور بازگشت.

امشب مستندي تحت عنوان "الماس فريب " از رسانه ملي پخش مي‌شود كه روايتي كوتاه از پورژه نفوذ و اشراف دستگاه اطلاعاتي جمهوري اسلامي در اپوزيسيون خارج نشين است.



 

بنیاد طراحی لباسهای مناسب هم می‌آید
 
بنیاد طراحی لباسهای مناسب هم می‌آید

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت :‌ بنیادی برای طراحی ،‌تولید و توزیع لباس های مناسب تاسیس می شود که تمام این کارها را انجام دهد. 
 
به گزارش واحد مرکزی خبر سید محمد حسینی افزود: برای ساماندهی پوشش ‌علاوه بر طراحی لباس باید در تولید و توزیع آن نیز وارد شویم.
 
وی در پاسخ به سوالی مبنی بر این که چه اقدامی برای گسترش فرهنگ حجاب و عفاف انجام داده اید گفت:‌ ما باید کار فرهنگی کنیم.
 
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: به همه معاونت هایم تاکید کرده ام که در اثار تولیدی سینمایی، تئاتر،کتاب وهنرهای تجسمی مراقبت کنند بدحجابی ترویج نشود.
 
حسینی افزود : ‌در اقدامی دیگر نیز خواسته ایم مولفان و هنرمندانی که به رواج فرهنگ حجاب و عفاف توجه دارند تشویق شوند تا فرهنگ اصیل اسلامی ایرانی گسترش یابد.
 
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت :‌ فعالیت های سلبی و ایجابی در زمینه حجاب و عفاف باید توامان انجام شود.



 

جزئيات بازداشت دو عضو باقيمانده تيم ترور کومله
جزئيات بازداشت دو عضو باقيمانده تيم ترور کومله

نيروهاي سپاه بيت‌المقدس و سربازان گمنام امام زمان (عج) در اقدامي موثر دو عضو باقيمانده تيم تروريستي وابسته به گروهك منحله كومله را در يكي از روستاهاي شهرستان سروآباد دستگير و اين گروه را به طور كامل متلاشي كردند.

به گزارش روابط عمومي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، اعضاي اين تيم تروريستي شب سيزدهم خردادماه جاري يك بسيجي ساكن روستاي انديمن (هني‌من) كامياران را در مقابل چشمان همسر و فرزندش به شهادت رسانند.

بر اساس اين گزارش اعضاي اين تيم تروريستي وابسته به گروهك منحله كومله دو روز پس از اين جنايت از سوي نيروهاي سپاه كامياران شناسايي شدند. بر اساس اين گزارش در هنگام تلاش براي دستگيري اين تروريستها در يك درگيري، سه تن از تروريستها زخمي شدند و يكي از آنان نيز به هلاكت رسيد.

نيروهاي سپاه و سربازان گمنام امام زمان(عج) همچنين با اشراف كامل اطلاعاتي دو نفر ديگر از اعضاي اين گروه را پس از گذشت دو روز، دستگير كردند.

دو عضو ديگر اين گروهك تروريستي هم كه در سيزدهم خرداد ماه جاري بسيجي شهيد شيرزاد ميداني را در روستاي 'هني‌من' كامياران به شهادت رسانده بودند، ديروز با هوشياري و اقتدار نيروهاي سپاه بيت‌المقدس كردستان و با همكاري اداره كل اطلاعات استان و مردم منطقه، دستگير شدند.

سپاه بيت‌المقدس كردستان اعلام كرد كه عمليات تعقيب و دستگيري اين دو تروريست ساعت 12 و 30 دقيقه ظهر ديروز (سه شنبه) در حوالي روستاهاي بريدر و هرسين از توابع شهرستان سروآباد انجام شد.

در اين عمليات كه باهمكاري خوب اهالي منطقه صورت گرفت، تعداد چهار قبضه سلاح انفرادي و ساير تجهيزات مربوطه نيز از اعضاي اين تيم تروريستي وابسته به استكبار جهاني كشف و ضبط شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم خرداد 1390ساعت 12:35  توسط   | 

به فرزندانمان بیاموزیم :كودكان و نحوه برخورد با افراد ناشناس

 

باید طرز صحیح برخورد با افراد غریبه ای كه ممكن است خطرساز باشند را به فرزندانمان بیاموزیم تا به جای ترس بدانند كه چگونه از خود مراقبت كنند.

گزارشهای تكان دهنده و دردناك در مورد دزدیدن كودكان ممكن است باعث نگرانی شما شود كه آیا فرزندانتان به اندازه كافی محتاط هستند؟ اگرچه بیشتر والدین مرتب به بچه هایشان گوشزد می كنند كه هرگز با شخصی كه او را نمی شناسند جایی نروند، ولی سخنان آنها تا چه اندازه برای فرزندانشان مفید است؟ آیا كودكان ما هنگامی كه با آنها نیستیم حرف هایمان را به یاد می آورند؟ در اینجا، كارشناسان بهترین روش هایی را كه كودكان باید در برابر حفاظت از خود بدانند را توضیح می دهند: 

اولین چیزی را كه باید به خاطر سپرد این است كه كودكان در سنین 6 تا 8 سالگی بی تجربه و كم عقل هستند، البته كارهایشان به اندازه بچه های كوچكتر نسنجیده نیست. آنها نمی توانند تشخیص دهند كه چگونه از خود در مقابل افرادی كه سعی در فریب دادنشان دارند، دفاع كنند. طبق نظر دكتر بیكر نویسنده كتاب «از فرزندانتان دربرابر دزدان و متجاوزان حمایت كنید» : یك راهنمایی ایمنی جامع نظیر «با افراد غریبه صحبت نكن» بسیار سودمند است چون معنی كلمه «غریبه» بر افراد زیادی دلالت می كند. آیا نامه رسان (پستچی) یك غریبه است؟ همچنین دكتر بیكر می گوید: ((والدین نباید فرض كنند كه فرزندانشان می توانند در شناخت افراد از یكدیگر تفاوت قائل شود)).

معمولاً كودكان6 تا 8 ساله در دستور العمل های كلی مشكل دارند. لازم است كه آنها را با حیله هایی كه دزدان استفاده می كنند، آشنا کرد و با نشان دادن جاهایی كه این اتفاق افتاده آنها را آگاه سا خت. به عقیده دكتر بیكر: «اگر شما همراه فرزندتان به پارك می روید و نكات ایمنی را در آن جا به او آموزش می دهید درك این مسائل برای او خیلی ساده تر خواهد شد .

 

در نقش كسی بازی كردن برای كودكان بسیار مفید است، زیرا آنها در این سن از این گونه نقش بازی كردن ها لذت می برند. استفاده از عروسك های خیمه شب بازی یا هر وسیله دیگری كه با آن بتوان فیلمنامه ای را بازسازی كرد كه در آن مهاجمان برای اغفال كردن كودكان استفاده می كنند، بسیار مفید و سودمند است. به عنوان نمونه یك عروسك خیمه شب بازی می خواهد آب نبات یا اسباب بازی به عروسك دیگر بدهد، او جواب منفی داده و به طرف مادرش می دود و موضوع را به او می گوید. یا با «لگوهای بزرگ» ماشینی درست كنید و این ماشین توسط یك راننده درشت هیكل حركت می كند و راننده به طرف كودكی رفته و می گوید كه والدینت بیمار هستند و آنها مرا فرستاده اند تا تو را نزدشان ببرم. نشان دهید كه چگونه یك آدم قوی و درشت می تواند كودكی را كه خیلی نزدیك ماشین است به زور داخل اتومبیل كند. بدون بروز دادن هیچ گونه ترسی در رابطه با این كه چه اتفاقی خواهد افتاد، به كودكان توضیح دهید كه بدون اجازه پدر و مادر سوار ماشین كسی نشوند. این مطالب را هر 3 تا 6 ماه برای فرزندتان تكرار كنید برای این كه آنها در این سن قدرت حافظه بالایی ندارند.

پیتر بنكس، مدیر یكی از مراكز نگهداری كودكان در امریكا تأكید می كند: «این وظیفه ماست كه محیط امنی برای فرزندانمان به وجود آوریم» . با انجام دادن این كار، می توان آزمایش كرد كه آیا فرزندتان از لحاظ عاطفی به اندازه كافی بالغ شده تا وقت های آزادش را دور از چشم و زبان شما در حیاط پشت خانه تان سپری كند؟

اكثر كودكان7 ساله در هنگام تنها قدم زدن در مدرسه به قدر كافی مواظب خود نیستند یا نمی توانند بیرون از مدرسه نیز از خود محافظت كنند.

* به هنگام شنیدن اخبار ترسناك چه واكنش هایی باید نشان داد؟

به نظر می رسد بهترین راه برای شناسایی و تقویت كردن مسائل امنیتی، نشان دادن بدون پرده در مورد كودك ربایی از طریق اخبار سراسری باشد، ولی كارشناسان اخطار می دهند كه این نوع «ترساندن مستقیم و بدون پرده» می تواند باعث كابوس های شبانه و نگرانی های بی مورد شود. حال به شما میگوییم که روش صحیح كدام است و چگونه باید عمل كرد:

- هنگامی كه گزارشاتی در مورد ربودن كودكان از طریق رادیو و تلویزیون در محلی كه فرزندانتان در آنجا قرار دارند، پخش می شود، فوراً آنها را خاموش كنید.

- اگر شما این اخبار را دیدید و باعث آشفتگی خاطرتان شد این موضوع را اصلاً جلوی فرزندتان مطرح نكنید. به عقیده یكی از متخصصان: «كودكان متوجه ترس و اضطرابی كه تحت اختیارتان نیست هم، می شوند».

- اگر فرزندتان این حملات و تجاوزات را از طریق اخبار می بیند یا می شنود و از شما توضیح بیشتری می خواهد، اصلاً وارد جزئیات نشوید. خیلی مختصر توضیح دهید كه به یك كودك حمله می شود و سپس پلیس سر می رسد و آنها، او را دستگیر می كنند.

 

 

شما به كودكتان تأكید كنید كه:

- قبل از اینكه جایی برود، با شما یا شخص دیگری كه سرپرستی او را به عهده دارد، موضوع را در میان گذارد. او باید توضیح دهد كه كجا، چطور و با چه كسی می خواهد برود و چه موقع بازمی گردد. اگر تصمیمش عوض شد، حتما باید به شما بگوید.

- هرگز بدون اجازه شما سوار ماشین هیچ كسی نشود، حتی اگر آن شخص آشنا مثلاً همسایه باشد.

- به هیچ وجه بدون رضایت شما از كسی پول و یا هدیه قبول نكند. اگر فردی قول داد كه برای او كادو بگیرد و یا به او پول بدهد، باید بدون هیچ كم و كاستی موضوع را با شما در میان گذارد.

 

 

مواظب باشند كه هرگز گول خلافكارانی كه با سرهم كردن داستان های متقاعدكننده قصد دزدیدن كودكان را دارند، نخورند. آنها اكثراً می خواهند كه در پیدا كردن آدرس كمكشان كنند.

- به آنها بگوئید كه در این مواقع، آنها را بزنند، برای درخواست كمك فریاد بكشند و حتی اگر احتمال می دهند كه خطر در كمین است فرار كنند.

- فوراً از والدین، سرپرست و یا شخص دیگری كه در كنارش احساس امنیت می كند، كمك بخواهد، به خصوص اگر كه به او گفته باشد كه به كسی چیزی نگوید. افراد مطمئن می توانند معلمانی باشند كه فرزندتان به خوبی آنها را می شناسد، یك پلیس یا یك خانم پیر و مسن (از لحاظ آماری حداقل كسی كه كمترین آسیبی به یك كودك می تواند برساند (.

درست است كه این موضوع خوشایندی نیست، ولی نباید آن را نادیده گرفت، زیرا صحبت كردن درباره ایمنی در مقابل افراد غریبه می تواند از به وجود آمدن بسیاری از داستان های غم انگیز جلوگیری كند. استرنویس كه 5 بچه دارد كه دو تا از آنها «اوستن» 9 ساله و «هلن» 7ساله است. هنگامی كه پدر یكی از همكلاسی های «اوستن» را به جرم مزاحمت دستگیر كرده بودند، از ترس بیهوش شد. «نویس» می گوید: «پس از این ماجرا، من كنار پسرم نشستم و مفصلاً در مورد امنیت صحبت كردم. حداقل حالا، مطمئنم كه اگر فرزندانم متوجه خطر شوند، می دانند كه چه كار باید كنند».

منبع :همشهری

 

آیا کودک افغان، کودک کره خاکی نیست؟

   ۲۰ نوامبر ۱۹۸۹ اجلاس عمومی سازمان ملل کنوانسیون حقوق کودک را تصویب کرد . بر اساس این کنوانسیون تمامی کودکان کره‌ی خاکی از حق حیات برخوردارند و رشد، مصونیت و حضور آنها باید تضمین شود.

 

تاکنون ۱۹۳ کشور (تمام اعضای ملل متحد به جز ایالات متحده امریکا و سومالی) این سند را امضا کرده‌اند و در ۱۴۰ کشور اجرا می‌شود. و به این ترتیب مقبول‌ترین سند حقوق بشر در تاریخ می‌باشد. افغانستان نیز در سال ۱۹۹۴ به این کنوانسیون پیوسته است ولی آِیا تا اکنون تلاش موثری برای حقوق کودک در افغانستان صورت گرفته است؟

کودک بر اساس ماده یک این پیمان به هر انسان کمتر از ۱۸ سال گفته می‌شود. مگر آن که قانون قابل اعمال در مورد کودک سن قانونی کمتری را تعیین کرده باشد.

 

این کنوانسیون شامل ۵۴ ماده و دو پروتکل اختیاری بوده که چهار اصول پایه‌ای آنرا جهت می‌دهد:

  • هیچ کودکی نباید از تبعیض رنج ببرد.
  • زمانی‌که در رابطه با کودکان تصمیم‌گیری می‌شود، باید منافع عالیه آنان در راس قرار گیرد.
  • کودکان حق حیات داشته و باید رشد کنند.
  • کودکان حق دارند آزادانه عقاید و نظرات خود را ابراز کنند و این نظرات در تمامی اموری که به آنها مربوط می‌شود، باید مورد توجه قرار گیرد.

کمیسیون اروپایی در سال ۲۰۰۸، ۲۴ میلیون یورو برای بهبود وضعیت کودکان اختصاص داد که از این جمله، هشت میلیون یورو به کودکان معلول، بی جا شده و کودکانی که از جنگ در افغانستان متاثر شده اند، اختصاص یافته است، این مقدار پول، به مراتب کمتر از هزینه هایست که در عرصه های نظامی و سایر بخشهای غیرنظامی به مصرف می رسد.

و این در حالی است که ما هزاران کودک افغان را در شهر ها و کوچه ها مشغول کارهای شاقه می بینیم.

هزاران کودک برای خوردن نان شبشان می اندیشند و از خوابیدن در پارک های شهر بیم دارند و هیچ ارگانی برای تامین نیازهای اولیه این کودکان وجود ندارد. حتی اگر به این کودکان حمله و یا تجاوزی صورت گیرد کسی نیست که بدنبال آن برود.

نمایندگی سازمان ملل متحد در کابل می گوید کودکان در افغانستان هنوز "شکار تجاوزهای جنسی می شوند و عاملان این تجاوزها به ندرت مورد بازخواست قرار می گیرند."

براساس آماری که کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان منتشر کرده، هم اکنون سی و هشت درصد از کودکان در افغانستان به کارهای شاقه، از جمله کار در کشتزارهای خشخاش اشتغال دارند.

تنها کودکان افغان در داخل کشور نمی باشند که به حقوقشان نمی رسند بلکه کودکان افغان در کشورهای بیگانه نیز به حقوق شان پایمال می گردد.

بسیاری از کودکان افغان به دلیل نداشتن مدارک اقامت در ایران، کشوری که همیشه خودش را برادر خونی افغانستان می داند، نمی توانند درس بخوانند و به کارهای سخت روی می آورند و از تبعیض نژادی رنج می برند.

این حالت در کشورهای اروپایی بگونه ای دیگر رونما می گردد که هزاران کودک افغان در آتن  بدون کدام سرپناه مورد لت و کوب عساکر وکامندوهای کشور یونان قرار می گیرندو صدها کودک بی سرپناه در کنار فاضلاب های کشور ایتالیا شب خود را بسر می رسانند. این وضعیت نیز در کشورهای دیگر اروپایی بصورت خفیف تری نیز دیده می شود.

 

فردا خیلی دیرخواهدبود

اول مهر و عشق مدرسه

نه سقفی بالا سرشان ونه حتّی دیواری دور كلاس كوچكشان!ثروتمندان!داراها!های ...توانمندان جامعه !بشتابید كه فردا خیلی دیرخواهدبود!كف پرازسنگ وكلوخ این كلاس كوچك دلتان را به درد نمی آورد؟

 

این کودک دفتر مشق ندارد + تصاویر

منطقه جنوبي استان كرمان، سال‌هاست كه داغ محروميت بر سينه دارد.

اين منطقه كه از يك سو به هرمزگان و از سوي ديگر به سيستان و بلوچستان محدود شده است، از چنان محروميتي رنج مي‌برد كه گويا بسياري از مسئولان نيز تا قبل از سفر به اين منطقه باور نمي‌كردند كه محروميت و درگير شدن در حصار بي‌تفاوتي و مركز گرايي مسئولان تا اين اندازه مي‌تواند رمق را از دست و پاي چند شهر و روستا ببرد. (اشاره به صحبت‌هاي احمدي نژاد در اولين سفر به جنوب استان كرمان)

اين منطقه اگرچه سالياني است كه آفتابش آتش است و بارانش سيل، اما خاك جيرفت و كهنوج و رودبار جنوب و اسلام‌آباد و قلعه‌گنج و... به مردمان خوب و خونگرمش همواره افتخار كرده است.

راستي مگر مي‌شود اين مردم دريا دل را دوست نداشت. آدم‌هاي مهرباني كه اين همه شهيد در دفاع مقدس هديه كردند و بعد از آن هم اين همه جوانانشان را در راه مبارزه با مواد مخدر و ناامني در جنوب شرق كشور فداي راه ولايت كردند.

مهربان و ساده‌اند و فقط قرار گرفته در كنار بي‌تفاوتي ما و آنهايي كه سفارش پيامبرمان اين است كه بايد به امور تمام مسلمانان فكر كنيد.

مردم جنوب استان من، نه پابرهنه‌اند نه نيازمند كمك و دلسوزي...

مردم خوب جنوب استان من فقط حقشان را به هر دليلي نستانده‌اند.

حقشان در هاي و هوي بسياري از ما گم شده است و شايد بهتر باشد باور كنيم كه برايشان بعد از اين همه سال ديگر شايد اصلا رمقي هم نمانده است كه بخواهند حقوق داده نشده‌شان را استيفا كنند.

مردم خوب استان من حتي با اينكه در دولت اصولگراي نهم و دهم شاهد خدمت‌رساني‌هاي فراواني از سوي دولتيان بودند؛ اما گويا كارهاي نكرده براي آنان هنوز زياد است.

مردم جنوب استان كرمان، هيچ چيزي زيادتر از ديگران نمي‌خواهند.



آنها فقط مساوات مي‌خواهند. آنها هم مثل من و تو مي‌خواهند ديده شوند. مي‌خواهند سالم باشند. آنها هم مثل هر كس ديگري دوست ندارند بچه كوچكشان به دليل بي‌امكاناتي زود به زود مريض شود.

آنها هم مثل ما دلشان مي‌گيرد وقتي مي‌بينند يك كودك ابتدايي‌ترين وسايل مدرسه را هم ندارد و بايد براي نداشتن حتي يك دفتر مشق جلوي معلمش گريه كند.

جنوب استان کرمان اصلا نيازمند دلسوزي نيست. آنطرف‌ها آنقدر مرد پيدا مي‌شود كه كالاهاي لوكس و امكانات گرانقيمت برایش، به پشيزي نيارزد.

جنوب استان کرمان، شهر شهسواري است. همان يلي كه اسير بود اما فرياد "مرگ بر صدام ضد اسلام"اش را به گوش جهان رساند.

جنوب استان شهر يوسف زاده‌ايست كه ۱۶ سال بيشتر نداشت اما با رفقاي كم سن و سالش لطف صدام را هنگام اسارت به صورتش پرت كرد و ميان مرگ و بازگشت به ميهن، گزينه اول را انتخاب كرد و مهر خميني را تا هميشه خريد.

و شهر بامري، بسيجي گمنامي است كه در راه مبارزه با مواد مخدر به شهادت رسيد.

جنوب استان كرمان كه حالا بايد طعم اين همه محروميت را بچشد، كربلاي دلاوران گمنام نيروي انتظامي هم هست. كه اين همه سال، راه را بر اشرار بسته‌اند هر از گاهي يكي‌ يكي شهيد مي‌شوند...

جنوب استان کرمان، با آن همه مردم ساده‌اش، ولي مهمان بزم نامردمي‌ها است.

نيازي به دلسوزي نيست.

این درد و دل فقط به دنبال جستجوي مساوات است كه گويا حق همه‌ بود نه فقط یک عده خاص...؟!
"امروز حسین دفتر نداشت.

حسین دفترت کجاست؟

اجازه: خونه!

بدو بیارش بینم ...؟!

حسین بعد از ساعتی اومد
با چشمای گریون

اجازه !!! اجازه!!!

دفتر ندارم..."


منبع عكس‌ها و قصه حسين از وبلاگ "مهدي بهرامي" ، كه در جنوب استان كرمان به معلمي مشغول است.

آب آشامیدنی سالم، حقی برای همه!

 دسترسی به آب آشامیدنی سالم و بهداشت از این پس یکی از حقوق اساسی انسان ها است.

سازمان ملل متحد، در یک قطع نامه غیر الزام آور با رای موافق ۱۲۲ کشور، رای ممتنع ۴۱ کشور جهان و بدون هیچ رای مخالفی، دسترسی به آب آشامیدنی سالم را یکی از حقوق اساسی انسان دانست.
اکنون میلیون ها نفر در جهان از جمله نزدیک به ۱/۵ میلیون کودک زیر پنج سال هر سال به سبب ابتلا به بیماری های ناشی از دسترسی نداشتن به آب پاکیزه و بهداشت جان خود را از دست می دهند.
قطع نامه سازمان ملل به ۸۸۴ میلیون نفر از مردم دنیا اشاره می کند که بنابر آمارهای سازمان ملل به آب آشامیدنی پاکیزه دسترسی ندارند. در این قطع نامه هم چنین گفته شده که ۲/۶ میلیارد نفر نیز به بهداشت دسترسی ندارند.
سازمان ملل دسترسی به آب پاکیزه و بهداشت را به عنوان پیش زمینه ای برای برخورداری از حق زندگی که یکی از حقوق اساسی انسان ها است دانسته و جامعه جهانی را به تلاش برای فراهم کردن این حق برای همه فراخوانده است.
 ایالات متحده آمریکا، انگلستان، کانادا و استرالیا در میان کشورهایی هستند که به قطع نامه رای ممتنع داده اند. آن ها می گویند که این قطع نامه، به توافق عمومی برای ایجاد قوانین جهانی مربوط به آب که قرار است در شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو به بررسی گذاشته شود، آسیب می رساند.
 

 

حمایت از كودكان در برابر مخاطرات اینترنتی

 



مقدمه
به نظر می‌رسد پدیده جهانی شدن، علیرغم انتقاداتی كه به آن وارد است امری اجتناب‌ناپذیر است. آنچه این اتفاق را حتمی می‌كند، انقلابی است كه در زمینه ارتباطات رخ داده است.
فردی در تانزانیا رئیس اداره‌اش را ترور می‌كند، چند لحظه بعد در اروپا همه خبردار می‌شوند. كودكی در فلسطین كشته می‌شود، بعد از نیم‌ساعت روی خط اینترنت جهانیان خبردار شده، آماده واكنش می‌شوند. معدن طلایی در آفریقا كشف می‌شود، به فاصله چند ساعت ارزش سهام در بازار بورس آمریكا تغییر میكند. عده‌ای میلیونر می‌شوند و برخی از هستی ساقط می‌شوند. كودتایی در كشور كوچكی اتفاق می‌افتد، حتی قبل از استقرار كودتاچیان تمام رسانه‌های بین‌المللی به بحث پیرامون آن می‌پردازند و نقاط مثبت و منفی چنین حادثه‌ای را بررسی می‌كنند.
تصور می‌كنم چند مثال فوق كافی باشد تا به این یقین و باور برسیم كه دیگر محال است كشوری بتواند درون مرزهایش مخفی شده و خود را بی‌نیاز از جهان و جهانیان بداند. كوچكترین اتفاقی كه در نقطه‌ای از جهان رخ می‌دهد می‌تواند در زندگی سایر مردم تأثیر گاه شگفت‌انگیز بگذارد.
به راستی آیا می‌توان از كنار این قضیه به راحتی گذشت و آن را نادیده انگاشت؟ همه مردم جهان سوار بر یك اتوبوس به سوی مقصدی واحد حركت می‌كنند. تفاوت فقط در جایگاه آنان است. اما بدون شك همه به سوی تمدنی كه بالاتر و باارزشتر است در حركت‌اند. اگر در قرن نوزدهم شكستن چند مجسمه در كشوری، امری داخلی به حساب می‌آمد،‌ در قرن بیست‌ویكم این امر مسئله‌ای داخلی نبوده و واكنش بین‌المللی ایجاد می‌كند. اگر زندانی شدن چند نویسنده در صد سال قبل امری كوچك به نظر می‌رسید كه اثرات آن فقط متوجه چند خانواده می‌شد، امروز به بركت انقلابی كه در اطلاع‌رسانی پیش آمده، چنین حادثه‌ای آزاداندیشان سراسر دنیا را تكان داده و باعث چالش‌های بین‌المللی می‌گردد.
انقلابی كه در اطلاع‌رسانی رخ داده مزایا و محاسن بی‌شماری دارد اما فراموش نكنیم كه مسائل و گاه مصیبت‌هایی نیز به دنبال خواهد داشت. بی‌اعتنایی به ارزش‌های فرهنگی باعث بی‌هویت شدن و در نتیجه استحاله فرهنگی می‌شود كه اولین گام در استعمار نو به حساب می‌آید. اگر در قرن نوزدهم برای فتح كشوری احتیاج به لشكركشی و صرف نیروی انسانی و تجهیزات جنگی بود؛ در قرن بیست‌ویكم نیازی به سرباز و جنگ‌افزارها نیست. ساده‌ترین راه، تهی كردن مردم از ارزش‌های فرهنگی و سپس جایگزین كردن عقایدی است كه در نهایت موجب خواهد شد نه تنها در قبال مهاجم، مقاومتی نكنند بلكه حتی به استقبال وی نیز بروند.
به عبارتی دیگر، اینترنت تبدیل به غول افسانه‌ای شده كه اگر در خدمت بشر و اهداف والای او قرار نگیرد می‌تواند بسیار مخرب و ویرانگر باشد و با نقل قول از آقای «مایور» [دبیركل سابق یونسكو] باید بگویم كه بزرگراه‌های اطلاعاتی حامل بدترین و بهترین محتویات هستند.

 

آیا راهی برای كنترل آثار مخرب اینترنت وجود دارد؟
به عبارت دیگر آیا می‌توان بهترین بزرگراه‌های اطلاعاتی را دست‌چین كرده مورد استفاده قرار داد و از ورود بدترین‌ها جلوگیری كرد؟ در پاسخ به این سئوال باید دو جنبة فنی‌مهندسی و حقوقی‌اجتماعی را در نظر گرفت. پس از آن كه از دیدگاه فنی‌مهندسی امكانات كنترل تحقق‌پذیر شد، آنگاه نوبت پاسخ به این پرسش خواهد رسید كه آیا استفاده از امكانات فنی برای كنترل صحیح است یا خیر؟
علت تقدم چنین امری بسیار بدیهی و روشن است. زیرا فن‌آوری وارداتی برای كشورهای غیرصنعتی معمولاً فاقد قسمت نهایی است و به عبارت دیگر آخرین كلید در دست صادركننده باقی می‌ماند. برای مثال یادآور می‌شوم كه مین زمینی برای كشورهای جهان سوم به راحتی و با بهایی نازل قابل تهیه است ـ قیمت هر مین حدود سه دلار است ـ اما خنثی كردن آن احتیاج به دستگاه‌های پیچیده و فن‌آوری پیشرفته‌ای دارد كه موجب می‌شود هزینه خنثی كردن هر مین به بیش از هزار دلار افزایش یابد. اگر كشوری چنین پولی برای خرید دستگاه خنثی‌كننده داشته باشد، تهیه آن به راحتی امكان ندارد و باید از هزار توی قوانین و مقررات و اجازه حكومتی بگذرد. در حالی كه خرید مین احتیاج به هیچ قانون و مقرراتی ندارد و بسیار راحت و ارزان می‌توان آن را از بازار تسلیحات تهیه كرد.
قصد ندارم مین را با اینترنت مقایسه كنم. اما دسترسی به اینترنت با بهایی اندك برای همگان امكان‌پذیر است ولی كنترل آن احتیاج به دانشی دارد كه دور از دسترس است. به عبارتی دیگر، كشورهای پیشرفته صنعتی امكان دادن هر نوع اطلاعات غلط و فاسد را به كشورهای دیگر دارند و این جریان معمولاً یكسویه است و امكان كنترل اطلاعات برای كشورهای مصرف‌كننده تقریباً غیرممكن است.
به هر حال با فرض دستیابی به دانشی كه امكان كنترل بر بزرگراه‌های اطلاعاتی را فراهم سازد باید به پرسش دیگری پاسخ دهیم: آیا استفاده از این امكانات بازدارنده و كنترل‌كننده با جریان آزادی اندیشه‌ها مغایرت دارد؟ باید به آن به عنوان سدی در برابر هجوم به ارزش‌های فرهنگی یك جامعه نگریست یا آن را وسیله‌ای برای سانسور دانست؟
غالب متفكران، اندیشمندان و حقوقدانان به این نتیجه رسیده‌اند كه حمایت از ارزش‌های فرهنگی یك جامعه در برابر هجوم برنامه‌های اینترنت سانسور محسوب نمی‌شود.

ارزش‌های فرهنگی یك جامعه چیست؟
با سئوال مهمتری روبه‌رو هستیم. ارزش‌های فرهنگی یك جامعه چیست؟ آیا باید به هر فرهنگی احترام گذاشت و در حفظ آن كوشید؟ آیا داستان غم‌انگیز ختنه دختران در برخی از جوامع، یك ارزش فرهنگی است و باید مورد حفاظت و پاسداری قرار گیرد؟ آیا ازدواج زودرس دختران در سنین طفولیت، با احترام به بنیاد و كیان خانواده در یك سطح قرار دارد و هر دو باید مورد حمایت قرار گیرند؟ جواب كاملاً مشخص و واضح است كه برخی سنن و آداب غلط در هر جامعه‌ای وجود دارد كه نه تنها نباید مورد حمایت قرار گیرند بلكه امحای آنها مهمترین وظیفه اندیشمندان است و در این راه اینترنت می‌تواند كمك مؤثری باشد. اگر حكومتی با اعمال فشار و با سوءاستفاده از اهرم قوانین و سانسور، مانع آگاهی مردم و در نتیجه، مانع به دور انداختن سنت‌های غلط می‌شود، اینترنت بهترین راه‌حل برای مبارزه با سانسور داخلی است و به آسانی می‌توان اطلاعات صحیح را در اختیار مردم قرار داد. زیرا تیغ سانسور حكومت‌ها در برابر اینترنت كارگر نیست و از همین جا می‌توان پی برد كه جملة «بزرگراه‌های اطلاعاتی حامل بدترین و بهترین محتویات هستند»، چه معنا و مفهوم وسیعی را در بر می‌گیرد.

معیار برای حفظ ارزش‌های فرهنگی چیست؟
مهمترین معیار برای تعیین و تبیین ارزش‌هایی كه باید برای حفظ آنها كوشید، خرد جمعی و وجدان بین‌المللی است. مسلماً عقیده گروهی اندك، ولو حاكم بر سرنوشت كشورشان، نمی‌تواند ارزش‌های بین‌المللی را تفسیر و تبیین كند. خرد جمعی حاكم بر كل جهان كه متجلی در مصوبات سازمان ملل متحد است، معیار برای تعیین ارزشهاست. از این رو آنچه در اعلامیه جهانی حقوق بشر به عنوان حقوق بنیادین و غیرقابل تخطی یك انسان به رسمیت شناخته شده است و میثاق‌ها و قرارهای بین‌المللی كه متعاقب آن صادر شده از جمله قرارداد بین‌المللی حقوق مدنی ـ سیاسی، كنوانسیون بین‌المللی حقوق كودك، كنوانسیون رفع تبعیض از زنان، كنوانسیون منع برده‌فروشی و فحشا و هزاران تصمیم دیگر را كه نشانگر خرد جمعی و وجدان بین‌المللی است، می‌توان نام برد. بنابراین اكنون مشخصاً می‌توان به سئوال طرح شده پاسخ داد. اینترنت نمی‌تواند در خدمت اموری قرار گیرد كه وجدان بشری و خرد جمعی آن را مردود اعلام داشته است و در رأس این امور، سوءاستفاده جنسی از كودكان و زنان، پورنوگرافی و ترویج فحشا قرار دارد.

حمایت بین‌المللی در زمینه جلوگیری از فحشای كودكان
اولین سند بین‌المللی در مورد حقوق كودك به سال 1959 برمی‌گردد. در بیستم نوامبر این سال اعلامیه جهانی حقوق كودك به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسید. طبق اصل نهم این اعلامیه: «كودك باید در برابر هرگونه غفلت، ظلم، شقاوت و استثمار حمایت شود». سی سال بعد یعنی در سال 1989 بر اساس همین اعلامیه و با عنایت به اهمیت همكاری‌های بین‌المللی برای بهبود شرایط زندگی كودكان، كنوانسیون بین‌المللی حقوق كودك به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسید. در اصل 34 كنوانسیون فوق‌الذكر چنین قید شده است: «كشورهای طرف كنوانسیون متقبل می‌شوند كه از كودكان در برابر تمام اشكال سوءاستفاده و استثمارهای جنسی حمایت كنند. بدین منظور كشورهای فوق خصوصاً اقدامات ملی، دو و چند جانبه را برای جلوگیری از موارد زیر به عمل می‌آورند:
الف- تشویق یا وادار كردن كودكان برای درگیری در هر گونه فعالیت جنسی؛
ب- استفاده استثماری از كودكان در فاحشه‌گری یا سایر اعمال غیرقانونی جنسی؛
پ- استفاده استثماری از كودكان در اعمال و مطالب پورنوگرافیك.»
لازم به تذكر است كه مهمترین ویژگی كنوانسیون حقوق كودك، تعداد اعضایی است كه به آن پیوسته‌اند، تاكنون تعداد زیادی از كشورها، كنوانسیون حقوق كودك را پذیرفته و بدان ملحق شده‌اند. هیچ یك از مصوبات سازمان ملل تاكنون به چنین پذیرشی دست نیافته‌اند.
پس از تصویب كنوانسیون، همایش‌ها و گردهمایی‌های بین‌المللی متعددی در زمینه تبیین اصول آن برگزار شد. از جمله می‌توان به گردهمایی جهانی كارشناسی، برای حمایت كودكان در برابر سوءاستفاده جنسی از طریق اینترنت كه در سال 1999 برگزار شد اشاره كرد كه منجر به صدور قطعنامه‌ای شد كه در آن آمده است: «هرچند اینترنت بیشتر توسعه پیدا كند، كودكان بیشتر در معرض محتویات خطرناك آن قرار خواهند گرفت. فعالیت‌های مجرمانه مربوط به فحشای كودكان و پورنوگرافی آنان، كه از طریق اینترنت مورد سوءاستفاده واقع می‌شوند، اكنون از مسائل حاد به شمار می‌رود. اگر چه سودمندی‌های اینترنت از زیان‌های بالقوه آن بیشتر است، در عین‌حال نباید از شناخت خطرات آن، غفلت كرد. در صورتی كه برای مقابله با این خطرات، اقدامی صورت نگیرد، تهدیدهای سنگین آن بر كودكان باقی خواهد ماند و سبب بازداری از كاربرد صحیح اینترنت در آینده خواهند شد.»
نكته بسیار مهم آن است كه چون اینترنت «جهانی» است. لذا قواعد ناظر به آن نیز باید «بین‌المللی» باشد. هیچ كشوری در جهان نمی‌تواند به تنهایی در حفظ ارزش‌هایی كه به میان آمد، موفق باشد و مبارزه با مفاسد اینترنت از جمله ترویج فحشای كودكان، همتی جهانی طلب می‌كند و نیازمند یك رویكرد استراتژیك جهانی و منحصر به فرد و مستلزم ضمانت اجرایی بین‌المللی است.
برای وصول به این هدف باید چند مرحله طی شود:
اول: تهیه مقررات داخلی كشورها در زمینه حمایت از كودكان در قبال سوءاستفاده جنسی از آنان به هر شكل و روش؛
دوم: بررسی مقررات گردآوری شده، توسط متخصصان و حقوقدانان مستقل و شناخته‌شده از سیستم‌های مختلف حقوقی به منظور دستیابی به شیوه و روشی كه با روح كلی حاكم بر مقررات داخلی كشورها همخوانی بیشتری داشته باشد؛
سوم: ارائه یك برنامه عملی برای منع سوءاستفاده جنسی كودكان از طریق اینترنت كه باید همراه با ضمانت اجرایی لازم در حد امكانات قانونی سازمان ملل متحد باشد؛
چهارم: تصویب چنین برنامه‌ای در مجمع عمومی سازمان ملل متحد و دعوت از اعضا برای پیوستن به آن؛ و
پنجم: ایجاد دبیرخانه یا نهادی بین‌المللی كه نظارت دائمی بر اجرای مصوبات را بر عهده گیرد.

قوانین ناظر بر حمایت كودكان در برابر استثمار جنسی در جمهوری اسلامی ایران
طبق اصل 72 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، مجلس شورای اسلامی نمی‌توان قوانینی وضع كند كه با اصول و احكام مذهب رسمی كشور یا قانون اساسی،‌ مغایرت داشته باشد. تشخیص عدم مغایرت بر عهده شورای نگهبان است. شورای نگهبان تشكیل می‌شود از شش نفر فقیه عادل و آگاه به مقتضیات زمان به انتخاب مقام رهبری و شش نفر حقوقدان مسلمان كه به وسیله رئیس قوه قضاییه به مجلس شورای اسلامی معرفی و با رأی مجلس انتخاب می‌شوند.
نظر به این كه زنا به هر شكل و شیوه‌ای در شریعت مقدس اسلام ممنوع و حرام است، لذا قوانین ایران نیز هر نوع عمل منافی عفت را جرم شناخته و برای آن مجازات در نظر گرفته است. قبح این عمل در قوانین به حدی است كه:
اولاً رضایت طرفین در ارتكاب فعل حرام به طور اعم و زنا به طور اخص، تأثیر در كاهش مجازات ندارد. ثانیاً عمل منافی عفت‌، به هر شكل و شیوه‌ای اعم از زنای محصنه، لواط، و... جرم عمومی بوده و گذشت شاكی خصوصی تأثیری در كاهش مجازات ندارد و حال آن كه حتی در قتل عمدی كه بزرگترین گناه بشری و مهمترین جرائم است، رضایت اولیای دم می‌تواند حتی موجب آزادی بدون قید و شرط قاتل گردد. با این اوصاف به خوبی می‌توان ادعا كرد كه سوءاستفاده جنسی از اطفال به هر طریق و شیوه، طبق قوانین ایران جرم بوده و عملی قابل مجازات است.
مهمترین قانونی كه در این ارتباط به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده است در سال 1372 بود كه به موجب آن تولید و تكثیر و توزیع آثار سمعی و بصری مستهجن و مبتذل جرم شناخته شده و مرتكب آن مستوجب كیفر است. استفاده از كودكان برای نگهداری، نمایش، عرضه، فروش و تكثیر نوارهای غیرمجاز، مستهجن و مبتذل از عوامل مشدده بوده و موجب اعمال حداكثر مجازات خواهد شد.
قانون فوق‌الذكر كه «قانون نحوه مجازات اشخاصی كه در امور سمعی و بصری فعالیت‌های غیرمجاز دارند» نامیده می‌شود، صراحتاً ناظر به اینترنت نبوده و از سوی دیگر مانند هر قانون كیفری فقط در داخل مرزهای كشور قابل اجرا است و حال آن كه اینترنت مقوله‌ای بین‌المللی بوده و قوانین كاملتری را طلب می‌كند و بدین‌گونه است كه به مجلس شورای اسلامی پیشنهاد تدوین و تصویب قانونی موافق با سازوكار بین‌المللی اینترنت شده و از جهت بین‌المللی دست نیاز به سوی یونسكو، یونیسف و سایر مجامع بین‌المللی دراز كرده و استدعا داریم از كودكانمان با حفظ احترام به آزادی‌های فردی و اجتماعی در قبال استثمار جنسی نوینی كه از طریق اینترنت در راه است، حمایت كنند.

ضمیمه
برای آشنایی بیشتر با قوانین ایران و درك روح كلی حاكم بر آن شرح قوانینی كه در متن مقاله به آنها اشاره شده است درج می‌شود:

1- از قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1370 و 1375
ماده 63- زنا عبارت است جماع مرد با زنی كه بر او ذاتاً حرام است گرچه در دبر باشد، در غیر موارد وطی به شبهه.
ماده 82- حد زنا در موارد زیر قتل است و فرقی بین جوان و غیرجوان و محصن و غیرمحصن نیست.
الف- زنای با محرام نسبی
ب- زنا با زن پذر كه موجب قتل زانی است
ج-زنای غیرمسلمان با زن مسلمان كه موجب قتل زانی است
د- زنای به عنف و اكراه كه موجب قتل زانی اكراه‌كننده است
ماده 83- حد زنا در موارد زیر رجم است:
الف- زنای مرد محصن، یعنی مردی كه دارای همسر دائمی است و با او در حالی كه عاقل بوده جماع كرده و هر وقت نیز بخواهد می‌تواند با او جماع كند.
ب- زنای زن محصنه با مرد بالغ، زن محصنه زنی است كه دارای شوهر دائمی است و شوهر در حالی كه زن عاقل بوده با او جماع كرده است و امكان جماع با شوهر را نیز داشته باشد.
تبصره- زنای زن محصنه با نابالغ موجب حد تازیانه است.
ماده 88- حد زنای زن یا مردی كه واجد شرایط احصان نباشد صد تازیانه است.
ماده 108- لواط وطی انسان مذكر است چه به صورت دخول باشد یا تفحیذ
ماده 109- فاعل و مفعول لواط هر دو محكوم به حد خواهند شد.
ماده 110- حد لواط در صورت دخول قتل است و كیفیت نوع آن در اختیار حاكم شرع است.
ماده 111- لواط در صورتی موجب قتل می‌شود كه فاعل و مفعول بالغ و عاقل و مختار باشند.
ماده 112- هرگاه مرد بالغ و عاقل با نابالغی لواط كند فاعل كشته می‌شود و مفعول اگر مكره نباشد تا 74 ضربه شلاق تعزیر می‌شود.
ماده 113- هرگاه نابالغی نابالغ دیگر را وطی كند تا 74 ضربه شلاق تعزیر می‌شوند مگر آن كه یك از آنها اكراه شده باشد.
ماده 207- هر گاه مسلمانی كشته شود قاتل قصاص می‌شود و معاون در قتل عمد به سه سال تا 15 سال حبس محكوم می‌شود.
ماده 208- هر كس مرتكب قتل عمد شود و شاكی نداشته یا شاكی داشته ولی از قصاص گذشت كرده باشد و اقدام وی موجب اخلال در نظم جامعه یا خوف شده و یا بیم تجری مرتكب یا دیگران گردد موجب حبس تعزیری از 3 تا 10 سال خواهد بود.
تبصره- در این مورد معاونت در قتل عمد موجب حبس از یك تا پنج سال است.
ماده 619- هر كس در اماكن عمومی یا معابر متعرض یا مزاحم اطفال یا زنان بشود یا با الفاظ و حركات مخالف شئون و حیثیت به آنان توهین نماید به حبس از دو تا شش ماه و تا 74 ضربه شلاق محكوم خواهد شد.
ماده 621- هر كس به قصد مطالبه وجه یا مال یا به قصد انتقام یا به هر منظور دیگر به عنف یا تهدید یا حیله یا به هر نحو دیگر شخصاً یا توسط دیگری شخصی را برباید یا مخفی كند به حبس از پنج تا پانزده سال محكوم خواهد شد. در صورتی كه سن مجنی علیه كمتر از پانزده سال تمام باشد یا ربودن توسط وسایل نقلیه انجام پذیرد یا به مجنی علیه آسیب جسمی یا حیثیتی وارد شود مرتكب به حداكثر مجازات تعیین شده محكوم خواهد شد و در صورت ارتكاب جرایم دیگر به مجازات آن جرم نیز محكوم می‌گردد.
تبصره- مجازات شروع به ربودن سه تا پنج سال حبس است.
ماده 637- هرگاه زن و مردی كه بین آنها علقه زوجیت نباشد، مرتكب روابط نامشروع یا عمل منافی عفت غیر از زنا از قبیل تقبیل یا مضاجعه شوند، به شلاق تا نودونه ضربه محكوم خواهند شد و اگر عمل با عنف و اكراه باشد فقط اكراه‌كننده تعزیر می‌شود.
ماده 638- هر كس علناً در انظار و اماكن عمومی و معابر تظاهر به عمل حرامی نماید علاوه بر كیفر عمل به حبس از ده روز تا دو ماه یا تا 74 ضربه شلاق محكوم می‌گردد و در صورتی كه مرتكب عملی شود كه نفس آن عمل دارای كیفر نمی‌باشد ولی عفت عمومی را جریحه‌دار نماید فقط به حبس از ده روز تا دو ماه یا تا (74) ضربه شلاق محكوم خواهد شد.
تبصره- زنانی كه بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند به حبس از ده روز تا دو ماه و یا از پنجاه‌هزار تا پانصدهزار ریال جزای نقدی محكوم خواهند شد.
ماده 639- افراد زیر به حبس از یك تا ده سال محكوم می‌شوند و در مورد بند «الف» علاوه بر مجازات مقرر، محل مربوطه به طور موقت با نظر دادگاه بسته خواهد شد:
الف- كسی كه مركز فساد و یا فحشا دایر یا اداره كند
ب- كسی كه مردم را به فساد یا فحشا تشویق نموده یا موجبات آن را فراهم نماید
تبصره- هرگاه بر عمل فوق عنوان قوادی صدق نماید علاوه بر مجازات مذكور به حد قوادی نیز محكوم می‌گردد.
ماده 640- اشخاص ذیل به حبس از سه ماه تا یك سال و جزای نقدی از یك میلیون و پانصد هزار ریال تا شش میلیون ریال و تا (74) ضربه شلاق یا به یك یا دو مجازات مذكور محكوم خواهند شد:
1- هر كس نوشته یا طرح، گراور، نقاشی، ‌تصاویر، مطبوعات، اعلانات، علائم،‌ فیلم، نوار سینما و یا به‌طور كلی هر چیز كه عفت و اخلاق عمومی را جریحه‌دار نماید برای تجارت یا توزیع به نمایش و معرض انظار عمومی گذارد یا بسازد یا برای تجارت و توزیع نگاهدارد.
2- هر كس اشیاء مذكور را به منظور اهداف فوق شخصاً یا به وسیله دیگری وارد یا صادر كند و یا به نحوی از انحا متصدی یا واسطه تجارت و یا هر قسم معامله دیگر شود یا از كرایه دادن آنها تحصیل مال نماید.
3- هر كس اشیاء فوق را به نحوی از انحا منتشر نماید یا آنها را به معرض انظار عمومی بگذارد.
4- هر كس برای تشویق به معامله اشیای مذكور در وفق و یا ترویج آن اشیاء به نحوی از انحا اعلان و یا فاعل یكی از اعمال ممنوعه فوق و یا محل به دست آوردن آن را معرفی نماید.
تبصره 1- مفاد این ماده شامل اشیایی نخواهد بود كه با رعایت موازین شرعی و برای مقاصد علمی یا هر مصلحت حلال عقلایی دیگر تهیه یا خرید و فروش و مورد استفاده متعارف علمی قرار می‌گیرد.
تبصره 2- اشیای مذكور ضبط و محو آثار می‌گردد و جهت استفاده لازم به دستگاه دولتی ذی‌ربط تحویل خواهد شد.
ماده 641- هرگاه كسی به وسیله تلفن یا دستگاه‌های مخابراتی دیگر برای اشخاص ایجاد مزاحمت نماید علاوه بر اجرای مقررات خاص شركت مخابرات، مرتكب به حبس از یك تا شش ماه محكوم خواهد شد.

قانون نحوه مجازات اشخاصی كه در امور سمعی و بصری فعالیت‌های غیرمجاز می‌كنند
ماده 1- هر شخصی كه مبادرت به هر گونه اعمالی برای معرفی آثار سمعی و بصری غیرمجاز به جای آثار مجاز نماید و یا موجب تضییع حقوق صاحبان اثر شود، اعم از جعل برچسب رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی الصاق شده بر روی نوار و یا تعویض نوار یا محتوای داخل كاست نوار دارای برچسب و نظایر آن، بر حسب مورد علاوه بر مجازات جعل و پرداخت خسارت وارده در جایی كه تضییع حق موجب خسارت مالی است در صورت مطالبه به صاحبان اثر به جریمه نقدی از دو میلیون ریال تا بیست میلیون ریال محكوم می‌شود.
تبصره- در مرحله تشخیص عمل ارتكابی دادگاه می‌تواند نظر كارشناسی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را ملاك عمل قرار دهد.
ماده 2- هرگونه فعالیت تجاری در زمینه تولید، توزیع، تكثیر و عرضة نوارهای صوتی و تصویری نیاز به اخذ مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دارد. متخلفین از این امر به جریمه نقدی از یك میلیون تا ده میلیون ریال محكوم خواهند شد.
تبصره 1- نیروهای انتظامی موظف‌اند ضمن ممانعت از فعالیت اینگونه افراد و مراكز نسبت به پلمب اینگونه مراكز و دستگیری افراد طبق موازین قضایی اقدام نمایند.
تبصره 2- در خصوص شخصیت‌های حقوقی، بالاترین مقام اجرایی تصمیم‌گیر مسئول خواهد بود.
ماده 3- عوامل تولید، توزیع، تكثیر و دارندگان آثار سمعی و بصری غیرمجاز اعم از این كه عوامل مذكور مجوز فعالیت از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی داشته باشند و یا بدون مجوز باشند با توجه به محتوای محصول بر حسب مورد علاوه بر ابطال مجوز به یكی از مجازات‌های مشروحه ذیل محكوم خواهند شد:
الف- عوامل اصلی تولید، تكثیر، و توزیع عمده آثار سمعی و بصری مستهجن در مرتبه اول به یك تا سه سال حبس و ضبط تجهیزات مربوطه و یكصد میلیون ریال جریمه نقدی و در صورت تكرار به 2 تا 5 سال حبس و ضبط تجهیزات مربوطه و دویست میلیون ریال محكوم خواهد شد و در هر حال چنانچه از مصادیق افساد فی‌ الارض شناخته شود به مجازات آن محكوم می‌گردند.
تبصره 1- عوامل اصلی تولید آثار سمعی و بصری عبارتند از: تهیه‌كننده(سرمایه‌گذار)، كارگردان، فیلمبردار، بازیگران نقش‌های اصلی
تبصره 2- تعداد نوار بیش از «ده نسخه» به عنوان «عمده» تلقی می‌گردد
تبصره 3- سایر عوامل تولید، تكثیر و توزیع موضوع بند «الف» به مجازات شلاق تا 74 ضربه و یا جزای نقدی از یك میلیون تا پنجاه میلیون ریال محكوم می‌شوند.
تبصره 4- تكثیر و توزیع‌كنندگان آثار سمعی و بصری كمتر از ده نسخه(موضوع بند «الف») حسب مورد به جریمه نقدی از یكصدهزار ریال تا یك میلیون ریال یا 30 تا 74 ضربه شلاق محكوم خواهند شد.
تبصره 5- آثار سمعی و بصری «مستهجن» به آثار گفته می‌شود كه محتوای آنها نمایش برهنگی زن و مرد و یا اندام تناسلی و یا نمایش آمیزش جنسی باشد.
ب- تهیه و توزیع و تكثیركنندگان نوارها و دیسكت‌های شو و نمایش‌های مبتذل در مرتبه اول به سه ماه تا یك سال حبس و یا دو میلیون ریال تا ده میلیون ریال جزای نقدی و در مرتبه دوم به تحمل یك سال تا سه سال حبس و یا پنج میلیون ریال تا سی میلیون ریال جزای نقدی و در صورت تكرار به سه تا ده سال حبس و یا ده میلیون ریال تا پنجاه میلیون ریال جزای نقدی و ضبط كلیه تجهیزات مربوطه بنا به مراتب به عنوان تعزیر محكوم می‌شوند.
تبصره 1- آثار سمعی و بصری «مبتذل» به آثاری اطلاق می‌گردد كه دارای صحنه‌ها و صور قبیحه بوده و مضمون مخالف شریعت و اخلاق اسلامی را تبلیغ و نتیجه‌گیری كند.
تبصره 2- دارندگان نوارها و دیسكت‌های متسهجن و مبتذل موضوع این قانون به جزای نقدی از پانصد هزار تا پنج میلیون ریال و نیز ضبط تجهیزات و نوارها محكوم خواهند شد. ضمناً لازم است نوارها و دیسكت‌های مكشوفه امحا گردد.
تبصره 3- استفاده از صغار برای نگهداری،‌ نمایش، عرضه، فروش و تكثیر نوارهای غیرمجاز موضوع این قانون موجب اعمال حداكثر مجازات‌های مقرره برای عامل خواهد بود.
ماده 4- رسیدگی به جرائم مشروحه موضوع این قانون در صلاحیت دادگاه‌های انقلاب است.
ماده 5- كلیه وسایل و تجهیزات مربوطه كه بر اساس این قانون از محكومیت ضبط می‌گردد به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تحویل می‌شود در خصوص وسایل و تجهیزات تحصیل شده از سوی مراجع ذیصلاح در شهرستان‌ها نیز به همین نحو عمل می‌شود.

 

کودک فلسطینی، کودک اسرائیلی، تفاوت در چیست؟

کودک فلسطینی، کودک اسرائیلی، تفاوت در چیست؟
 

یک گزارش تازه نشان می دهد کودکان فلسطینی در شرق بیت المقدس نسبت به همسالان شان در بخش های یهودی نشین شهر، از کمبود فضای آموزشی رنج می برند.

 این گزارش را انجمن حقوق شهروندی در اسرائیل و یک موسسه حقوق بشری در بیت المقدس منتشر کرده اند. در این گزارش تخمین زده شده که مدرسه های بخش شرقی بیت المقدس تقریبا ۱۰۰۰ کلاس درس دارند و این تعداد کفاف دانش آموزان فلسطینی را نمی دهد.

سال های بسیاری است که دولت اسرائیل بیت المقدس که اورشلیم نام دیگر آن است، را پایتخت خود می داند. اما، بخش شرقی این شهر کهن هنوز فلسطینی نشین است.

 مخالفت دولت اسرائیل با سامانه آموزش عربی سبب محروم ماندن دانش آموزان فلسطینی از آموزش با کیفیت و فضای آموزشی کافی و مناسب شده است. حالا هزاران خانواده فلسطینی ناچارند برای فرستادن کودکان شان به مدرسه های خصوصی و آموزش آن ها پول بپردازند. آموزشی که باید به رایگان به دست می آوردند.
سازمان های اسلامی، کلیساها، سازمان ملل و دیگر نهادهای حقوق بشری برای کودکان فلسطینی مدرسه های خصوصی برپا کرده اند. تقریبا نیمی از کودکان فلسطینی ناچارند که به مدرسه های خصوصی بروند.

همه این ها در شرایطی است که در سال ۲۰۰۱، دادگاه عالی اسرائیل وزیر آموزش این کشور و شهردار بیت المقدس را موظف کرد تا برای همه کودکانی که شهروند بیت المقدس هستند، امکانات آموزشی یکسان فراهم کند. اما گزارش جدید خبر از اجرا نشدن کامل این حکم دادگاه دارد.
چندی پیش نیز در گزارشی مشخص شده بود وضعیت آموزشی کودکان فلسطینی ساکن بیت المقدس از کودکان ساکن اردوگاه های لبنان، اردن و سوریه  و کودکان نوار غزه بدتر است.
شهرداری اورشلیم کلاس درس کودکان فلسطینی را در ساختمان های اجاره ای با وضعیتی نامناسب برپا می کند. کلاس ها کوچک و پر جمعیت اند و مدرسه ها اتاقی برای آموزگاران، کتابخانه، آزمایشگاه و فضای بازی ندارند. بسیاری از مدرسه ها حتی امکانات بهداشتی کافی نیز ندارند. تازه برای رسیدن به همین مدرسه ها و بازگشتن به خانه هم، کودکان گاه روزانه  سه یا چهار ساعت باید وقت بگذارند.
براساس بودجه آموزشی شهرداری اورشلیم، برای هر کودک یهودی در دبستان، تقریبا چهار برابر هم سال فلسطینی اش بودجه آموزشی در نظر گرفته می شود. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم خرداد 1390ساعت 14:59  توسط   | 

تنبیه کلامی کودکان به چه صورتی باشد؟

 

یک روانپزشک، روش مورد تایید در تنبیه را روش محروم کردن دانست و افزود: می‌توان کودک را از یک سری امتیازات مثل تماشای برنامه‌های تلویزیونی، رفتن به منزل دوستان یا خرید وسایل خوشحال کننده و… محروم کرد.
دکتر قاسم دستجردی با بیان اینکه در هر خانه‌ یک سری اصول کلی حاکم است که باید از افراط و تفریط از آنها پرهیز شود، اظهار کرد: در تربیت کودک بعضی از خانواده‌ها آزادی کامل و مطلق را به نفع کودک می‌دانند ولی برخی دیگر سیستم استبدادی و قوانین زیاد و خشک بر کودک تحمیل می‌کنند که هر دو روش اشتباه است.
وی ادامه داد: بهتر است در خانواده یک سری اصول کلی و خط قرمزهایی براساس هنجاری‌های آن خانواده وجود داشته باشد. همچنین والدین باید بر روی اصولی که می‌خواهند فرزندشان تربیت شود توافق و ثبات داشته باشند و بین پدر و مادر دوساز ناهمگون زده نشود.
وی با اشاره به اهمیت اصول مذکور در تربیت کودک افزود: همچنین والدین در موقعیت‌های مختلف ثبات داشته باشند. به عبارتی دیگر اگر والدین در یک موردی قانونی بگذارند، نباید بطور دائم برای آن استثناء قائل شوند.
دستجردی روشهای تربیت کودک را به دو دسته تنبیه و تشویق تقسیم کرد و گفت: تنبیه از نظر لغوی به معنی بیدار کردن، آگاهی دادن و آنچه که در ذهن مساوی با ضرب و شتم برخوردهای تند است، می‌باشد.
وی هدف از تنبیه را اصلاح، آگاهی دادن و هدایت کردن عنوان و اضافه کرد: هیچ وقت تنبیه به معنای خشم خود را فروشاندن، تحقیر کردن و اذیت و آزار طرف مقابل نیست و هرجا والدین احساس می‌کنند خود را تخلیه کرده و خشم خود را فرو می‌نشانند، این عمل به معنای تنبیه نیست.
وی با بیان اینکه تنبیه الزاما فیزیکی نیست، گفت: در تربیت کودک اغراق نیست اگر بگوییم تنبیه فیزیکی جایی ندارد و چنانچه بعضی از والدین بخواهند جایی برای تنبیه قائل شوند آن را به عنوان آخرین گام بکار ببرند.
این روانپزشک گفت: تنبیه فیزیکی نباید باعث درد و آسیب به کودک شود و هدف از این تنبیه آن است که پدر و مادر با این روش ناراحتی خود را از رفتار کودک نشان داده و توجه وی را به بدی و زشتی رفتارش جلب کنند که نهایتا می‌تواند در حد یک پشت دستی زدن یا آرام پشت باسن کودک زدن باشد.
وی تنبیه کلامی را شکل دیگری از بروز تنبیه دانست و تصریح کرد: زمانی که کودک رفتاری برخلاف هنجارهای موجود در خانه انجام دهد، پدر و مادر در حد کلامی با گفتن “از آن رفتار شما ناراحت شدم“، “از برخورد شما عصبانی هستم” یا “کار شما کار خوبی نیست” و در کنار آن اخمی کنند، ترش رویی کنند یا موقتا ارتباط عاطفی صمیمانه را کمرنگ کنند و لازم است در زمان انجام کارهای گفته شده، رفتار کودک مورد سرزنش قرار گیرد نه شخصیت وی.
وی با تاکید بر کمتر استفاده کردن از تنبیه فیزیکی توصیه کرد: حتی‌الامکان باید موارد این نوع تنبیه زیاد نباشد؛ چرا که اگر رفتار کودک را دائما سرزنش کرده یا به وی تذکر دهیم، اثر تنبیه کمرنگ می‌شود.
دستجری خطاب به والدین توصیه کرد: از سرزنش شخصیت کودک و نسبت دادن صفات زشت به وی پرهیز کنید، وی را توهین و مسخره نکنید، با کنایه و طعنه با کودک حرف نزنید. همچنین جلوی دیگران بیش از حد از او انتقاد نکنید.
وی در خصوص نکات قابل اهمیت در مورد تنبیه فیزیک و کلامی گفت: تنبیه باید کاملا متناسب با رفتار کودک باشد؛ به طوری که نباید برای رفتاری که خیلی بد نیست تنبیه بدی در نظر بگیریم. همچنین علت تنبیه مشخص باشد و علت آن برای کودک توضیح داده شود. همچنین بین تنبیه و رفتار کودک فاصله زمانی زیادی نباشد.
این روانپزشک آسیب جسمی، افزایش خشونت، پرخاشگری و لجاجت،‌ افت تحصیلی و تا حدودی بهره هوشی، احتمال مشکلات روانپزشکی مانند افسردگی، رفتارهای ضد اجتماعی و وابستگی به مواد را از عوارض تنبیه زیاد کودک عنوان کرد.
وی همچنین افت اعتماد به نفس، ایجاد شخصیتهای منفعل و وابسته و عدم پرورش روحیه قاطعیت در کودک را از دیگر عوارض تنبیه فیزیکی یا کلامی زیاد دانست.
وی گفت: ‌در بعضی از موارد، رفتار منفی کودک را بر روی خود نیاورید که این روش در اوایل شروع آن رفتار کاربرد دارد.
این روانپزشک در پایان یادآور شد: در برخی مواقع بهتر است از روش تشویق استفاده کرد که می‌تواند به شکلهای کلامی، رفتاری و خریدن هدیه و جایزه اعمال شود.

ساختمان آموزشی دبستان قارشی امند از توابع شهرستان مانه و سملقان استان خراسان شمالی تخریب شد.

ساختمان آموزشی دبستان قارشی امند از توابع شهرستان مانه و سملقان استان خراسان شمالی تخریب شد.

 به گزارش ایسنا، به نقل از روابط عمومی سازمان آموزش و پرورش استان، این ساختمان به علت فرسوده بودن و بر اثر بارندگی های اخیر فروریخته است.

 بر اثر تخریب ساختمان آموزشی دبستان قارشی امند دانش آموزان این آموزشگاه از داشتن فضای خشتی و گلی نیز محروم شدند.

 بنا به این گزارش، شهرستان مانه و سملقان دارای ۹۰مدرسه خشتی و گلی و تخریبی است که نیاز به مساعدت ویژه مسوولان و متولیان آموزش و پرورش برای جلوگیری از هرگونه حادثه ناگوار است.

 

تربیت از دیدگاه امام سجاد(ع)

حق فرزند

«واما حق الولدک فتعلم انه منک و مضاف الیک فی عاجل الدنیا بخیره و شره و انک مسئول عما ولیته من حسن الادب و الدلالة علی ربه و المعونة له علی طاعته فیک و فی نفسه فمثاب علی ذالک و معاقب، فافعل فی امره عمل المتزین بحسن اثره علیه فی عاجل الدنیا المعذر الی ربه فیما بینک و بینه بحسن القیام علیه و الاخذ منه و لاقوة الا بالله.» این سخن حاوی نکات مهم تربیتی است که به برخی از آن ها اشاره می شود:
1- فرزند، پاره تن انسان(فتعلم انه منک ...): امام سجاد(ع) در این بخش از سخنانش فرزند را جزئی از وجود انسان و پاره تن او می خواند. بدیهی است که انسان، بطور فطری، خود و اشیا و امور وابسته به خود را دوست دارد، در راه نگهداری اش فداکاری می کند و در مسیر رشد و تعالی اش می کوشد. این حقیقت که فرزند وابسته به انسان جزئی از وجود اوست، مسئولیت سنگین والدین و لزوم عنایت پیوسته به تربیت و رشد فرزندان را یادآوری می کند.

2- فرزندان مایه افتخار یا ذلت والدین(... ومضاف الیک فی عاجل الدنیا بخیره و شره): کودکان پاک و معصومند و سرزمین وجودشان آماده افشاندن هر بذری است. والدین می توانند باغبانانی دلسوز و با تدبیر باشند و دشت حاصل خیز وجود فرزندان شان را به باغستانی سرسبز و بارور تبدیل کنند یا در شمار کشاورزان ناآگاه و بی تجربه جای گرفته، در سرزمین وجود فرزندان شان خارهای آزاردهنده کشت کنند. البته ثمره تلخ و شیرین فرزندان، سرانجام به والدین می رسد. اگر فرزندان نیک باشند، مایه نیکنامی و افتخار والدین می شوند و اگر درست تربیت نشوند، مایه خواری و بدنامی آنان خواهند بود. آری، چه بسیار والدینی که سال ها پیش بدرود حیات گفتند، ولی به سبب فرزندان و یادگاران صالح و شایسته، هم چنان نام شان زنده و یادشان گرامی است و ندای«خدایش بیامرزد» مؤمنان هدیه روح شان است. در مقابل گروهی از والدین، به خاطر فرزندان زشت کردارشان مورد خشم و نفرت دیگران قرار گرفته اند و نفرین مردم پیوسته بدرقه راه شان. بدین جهت امام(ع) در آغاز سخنش می فرماید: «فرزند انسان جزئی از وجود اوست و خیر و شرش با وی گره خورده است.» این هشداری به والدین است که اگر برای تربیت فرزندان شان اهمیت قایل نیستند و اگر آینده فرزندان شان را نمی خواهند، دست کم به نیک نامی خویش بیندیشند.

3- مسئولیت والدین(... وانک مسئول عما ولیته): فرزندان ودیعه های الهی و از بزرگ ترین نعمت های پروردگارند. آنان صفابخش لحظه های زندگی و مایه طراوت، شادابی و آرامش کانون خانواده اند. والدین در برابر این ودیعه ها و نعمت های الهی باید هم سپاسگزار باشند و هم احساس مسئولیت کنند. شکر نعمت فرزند، درست انجام دادن وظیفه بزرگ و سنگین تربیت است. آن ها خواسته یا ناخواسته این مسئولیت بزرگ را بر دوش دارند و ضروری است که، ضمن باور کردن این مسئولیت و اهمیت والایش، جهت انجام دادن درست آن، خود را به ابزار لازم مجهز کنند و با استعانت از خدای منان و عزمی راسخ آن را به انجام رسانند.

4- محورهای مسئولیت: در کلام نورانی امام(ع)، والدین نه تنها مسئول تربیت فرزندان شان شمرده شده اند، بلکه محورهای مسئولیت آنان نیز مشخص شده است. این محورها عبارت است از: 1- ادب نیکو(من حسن الادب) 2- خداشناسی(والدلالة علی ربه) 3- اطاعت خداوند(والمعونة علی طاعته). والدین باید در این سه محور(اخلاق، اعتقادات و پیروی عملی از شرع مقدس) انجام وظیفه کنند. مسئولیت آنان تنها تامین غذا، مسکن و بهداشت جسمانی نیست. آن ها، پیش از آن که مسئول تامین سلامت جسمانی و تامین معیشت فرزندان باشند، مسئولیت تامین سلامت اخلاقی و اعتقادی و عملی آن ها را بر عهده دارند.

5- شیوه ایفای مسئولیت(... فیک و فی نفسه): به نظر می رسد که دو کلمه«فیک و فی نفسه» در کلام حضرت به روش اجرای مسئولیت والدین اشاره می کند. بدین بیان که«فیک» به بعد الگوی عملی والدین و«فی نفسه» به تلاش خود فرزند اشاره دارد که البته آن هم در سایه هدایت و کمک والدین به دست می آید. شیوه الگویی از مؤثرترین و کارآمدترین شیوه های تربیت است و ائمه اطهار: اغلب در تربیت فرزندان شان از این شیوه بهره می بردند؛ یعنی خود الگویی کامل برای فرزندان بودند و با عمل و رفتار خویش آن ها را تربیت می کردند. البته، در کنار پدید آوردن الگوی عملی، باید زمینه را فراهم ساخت تا فرزند، خود نیز تلاش کند؛ در پی سعادت خویش برآید؛ در مسیر تربیت گام بردارد و پیوسته به حمایت والدین وابسته نباشد. در این مرحله، وظیفه والدین هدایت، نظارت و بستر سازی برای تعلیم و تربیت خودجوش است.

6- پاداش و کیفر مسئولیت(... فمثاب علی ذالک و معاقب): مسئولیت داشتن آثاری دارد. اگر به درستی انجام شود؛ فرد سزاوار پاداش و تشویق است؛ و اگر در ایفای آن کوتاهی شود، فرد استحقاق تنبیه و کیفر می یابد. اگر والدین مسئولیت خود را درست انجام دهند، شایسته پاداش الهی می شوند؛ و اگر کوتاهی کنند، کیفر در انتظارشان خواهد بود.

7- نمایاندن آثار اعمال نیک به فرزند(... فاعمل فی امره عمل المتزین بحسن اثره علیه فی عاجل الدنیا): بزرگ جلوه دادن کار نیک فرزند و نشان دادن اثر اعمال نیک کودک به او از اقدامات مؤثر تربیتی شمرده می شود. بزرگ کردن کار خوب فرزند نوعی تشویق معنوی است، سبب ایجاد و تقویت انگیزه می شود و او را برای انجام دادن کارهای بزرگ تر و بهتر آماده می سازد. والدین نباید از کنار کار خوب فرزند، هر چند در نظر آنان کوچک و ناچیز باشد، با بی توجهی بگذرند؛ بلکه بجاست آنان را به خاطر کار خوب تشویق کنند، کردارشان را زینت دهند و بزرگ بنمایانند. افزون بر این، شایسته است آثار کارهای خوب فرزندان شان را برای آنان ترسیم کنند و به زیبایی نمایش دهند؛ چرا که آنان، با دیدن آثار اعمال شان، اعتماد به نفس بیشتر می یابند و خود را برای انجام دادن کارهای بزرگتر توانا می بینند.

8- نظارت بر رفتار فرزند(... بحسن القیام علیه): بی تفاوتی و غفلت از رشد و هدایت فرزند در زندگی آثاری جبران ناپذیر دارد. فرزند انسان نونهالی است که به باغبانی دلسوز و با درایت نیازمند است تا از او مراقبت کند؛ بویژه امروز که در اثر تهاجم فرهنگی زمینه های انحراف نوجوانان و جوانان آماده تر است و دشمنان هدایت و تربیت، برای صید آنان دام های رنگارنگ گسترانیده اند. در این موقعیت، نظارت و مراقبت از فرزندان ضرورت مضاعف یافته، مسئولیت سنگین تر می شود و انجام دادن وظیفه تلاش بیشتر می جوید.

9- بهره گیری از استعدادهای فرزند در تربیت(... والاخذ منه): انسان اشرف مخلوقات است و استعداد رسیدن به رفیع ترین قله های انسانیت را دارد. خداوند استعدادهایی در وجود انسان به ودیعه گذاشت تا در پرتو پرورش صحیح شکوفا شود. علاوه بر استعدادهای فطری و مشترک، که در همه انسان ها وجود دارد، هر فرد نیز از توانایی هایی ویژه برخوردار است که ضروری است در پرتو دقت و نظارت والدین و معلمان و مربیان بخوبی شناسایی و حمایت شود تا به رشد و شکوفایی برسد، در سایه آن، راه طولانی تربیت سریع تر پیموده شود و تربیت فرزند آسان تر انجام گیرد.

10- استمداد از پروردگار در تربیت(... ولا قوة الا بالله): تربیت آسان نیست، بلکه ظریف، دقیق و پیچیده است. انسان ماشین نیست تا به سادگی راه اندازی شود. علم بشر، با همه پیشرفتی که دارد، هنوز در شناخت رموز ابعاد وجودی انسان توفیق کامل نیافته است. بنابراین، در امر ظریف تربیت، همراه با تلاش خستگی ناپذیر و پیوسته، هماره باید از آفریدگار یاری خواست. بدین سبب، امام عارفان و سید ساجدان در پایان این نسخه تربیتی فرموده است: ولاقوة الا بالله.

حق خردسال

«و اما حق الصغیر فرحمته و تثقیفه و تعلیمه و العفو عنه و الستر علیه و الرفق به و المعونة له والستر علی جرائر حداثته فانه سبب للتوبة و المداراة له و ترک مماحکته فانه ادنی لرشده.»
1- مهربانی: کودک روانی لطیف و ظریف دارد؛ روانی که جز مهربانی برنمی تابد. او ظرفیت عتاب و تندی ندارد و زود می رنجد و می گرید. آری، مهربانی ضروری ترین نیاز کودک است. بدین جهت، امام سجاد(ع) آن را اولین حق کودک برمی شمرد و بر حق تربیت و تعلیم مقدم داشت. این بدان معناست که کودک، پیش از نشستن در کلاس تربیت و تعلیم، باید نسیم خوش مهربانی و عطوفت را تجربه کند؛ اقلیم وجودش از بوی خوش مهربانی عطرآگین گردد و حتی آموزش نیز باید در پرتو مهربانی و عطوفت به انجام رسد. جالب آن است که در نسخه شیخ صدوق عبارت«فرحمته فی تعلیمه» به چشم می خورد که تصریح بدین امر است. بدین سان، در می یابیم که آموزش، بویژه در دوره ابتدایی، باید با مهربانی و محبت همراه باشد. این اصلی اساسی و اجتناب ناپذیر است.

2- تربیت کودک(... وتثقیفه): اساسی ترین و ضروری ترین حق فرزند و خردسال تربیت اخلاقی و معنوی اوست. تربیت با اهمیت ترین هدف و بلکه هدف همه تعالیم و معارف اسلامی است. زندگی انسان مسلمان در پرتو تربیت اسلامی معنا پیدا می کند و ارج و ارزش انسان به تربیت معنوی و اخلاقی اوست. وگرنه، به فرموده قرآن، مانند حیوان و بلکه از آن هم پست تر خواهد بود. اهمیت والای تربیت، وظیفه والدین را صد چندان می کند. آنان که در حیات تربیتی فرزندان اولین نقش را بر جای می نهند، نخستین و اساسی ترین وظیفه را نیز به عهده دارند و ضروری است بیش از هر حق دیگری بدین حق اساسی کودک توجه کرده، در انجام دادن درست آن از هیچ کوششی دریغ نکنند.

3- تعلیم و آموزش کودک(... و تعلیمه): از دیگر حقوق مهم فرزند سوادآموزی و فراگیری دانش است. اهمیت سوادآموزی و دانش به توضیح و تاکید نیاز ندارد. پر واضح است، سعادت هر گونه که تفسیر شود، دانش آموختن اولین و اساسی ترین گام رسیدن به آن است. اگر کسی سعادت را صرفا رفاه مادی و آسایش دنیوی معنا کند، دانش آموختن گام نخست در تحصیل آن است و اگر آن را در قرب الهی و بندگی خداوند جستجو کند که حق همین است باز هم دانش و معرفت از مطمئن ترین راه های وصول بدان شمرده می شود. دانش کلید حل بسیاری از مشکلات و ابزار دستیابی به بسیاری از مصالح و منافع مادی و معنوی است. بر والدین، که در برابر سعادت فرزندان شان مسئولند؛ ضروری است تا زمینه تحقق این حق مهم را برایشان فراهم سازند و آنان را از نعمت سواد و دانش بهره مند گردانند.

4- عفو(... والعفو عنه): زمینه خطا و اشتباه در اعمال و رفتار کودک بسیار است. آنان در ابتدای مسیر رشد هستند، نه رشد بدنی کافی یافته اند و نه عقل و تدبیرشان به حد کمال رسیده است. بنابراین، امکان هر نوع لغزش و خطا در رفتار و گفتارشان وجود دارد. والدین و بزرگسالان باید این واقعیت را بپذیرند که کودکان شان انسان های کوچکی بیش نیستند و انتظار بزرگان از آنان داشتن خطاست. پس بجاست که از خطاهای آنان با کرامت و بزرگواری درگذرند و پوزش آنان را براحتی بپذیرند.

5- خطاپوشی و تغافل(والستر علیه ... والستر علی جرائر حداثته فانه سبب للتوبة): چنان که بیان شد، در کودکان و نوجوانان، به خاطر عدم رشد کامل عقلانی، زمینه لغزش بسیار است و اشتباه و تقصیر در اعمال و رفتارشان دور از انتظار نیست. واکنش والدین و بزرگترها، در برابر این لغزش ها، دو نوع است یکی آن که خطاهایشان را سریع به آنان گوشزد کنند، و احیانا به تنبیه و سرزنش آنان بپردازند و دیگر آن که، ضمن داشتن حساسیت و توجه، به روش خطاپوشی و تغافل که روشی درست و اثر بخش است، روی آورند؛ چرا که تغافل از اصول مهم تربیتی است؛ یعنی والدین خود را به غفلت بزنند و چنان وانمود کنند که خطای فرزندشان را ندیده اند. چنان چه والدین چنین رفتاری داشته باشند، امکان پشیمانی و بازگشت از خطا بیشتر است؛ اما اگر کودکان و نوجوانان در مقابل هر خطا و تقصیری با سرزنش و تنبیه والدین رو به رو شوند، احساس مجرم بودن کرده، چنان می اندیشند که دیگر اعتبار و ارزشی نزد والدین و بزرگسالان ندارند. این امر باعث می شود که در مراحل بعد نیز لغزش و خطا برایشان زشت نباشد و ارتکاب آن امری عادی شمرده شود. گذشته از این، سرزنش و تذکرهای پیاپی، بذر لجاجت را در وجود فرزند می افشاند و زمینه پذیرش اندرز را در او نابود می کند. امام زین العابدین(ع) به خاطر اهمیت اصل خطاپوشی و تغافل، این حق را مورد تاکید قرار داده و دو بار آن را بر زبان رانده است. آن بزرگوار فایده و سبب خطا پوشی را نیز بیان کرده، می فرماید: پوشاندن لغزش های دوران کودکی و نوجوانی به بازگشت آنان و پرهیز از خطا و لغزش می انجامد.

6- رفق و ملاطفت با کودک(... والرفق له): روحیه لطیف کودک با اندک تندی و خشم، آزرده می شود. بنابراین، بزرگسالان، بویژه والدین، باید از گل های زندگی خویش با لطافت و نرمی مراقبت کنند؛ با صبر و حوصله در برابر آزارهای کودکانه آنان عطوفت و ملاطفت نشان دهند و جز در موارد استثنایی نگاه تند و چهره خشمگین بدانان نشان ندهند.

7- کودکان فقرای درگاه بزرگسالان(... والمعونة له): کودکان کانون نیازمندی و فقرند. نیازهایشان فراوان و کمبودهایشان نمایان است. آنان در لحظه لحظه کودکی شان به حمایت و مراقبت والدین و بزرگترها نیازمندند. نیازهای جسمانی، نیازهای عاطفی، نیازهای روانی و ... از آنان مسکینانی راستین ساخته است. آن ها جز در پرتو کمک و حمایت بزرگترها و والدین قادر به رشد و تکامل و حتی ادامه حیات نیستند. بنابراین، بر بزرگسالان است که مستمندان درگاه خویش را یاری دهند و در رفع نیازمندی های آنان بکوشند.

8- مدارا با کودک(... والمداراة له): ضرورت مدارا و تحمل رفتارهای ناسنجیده کودکان امری روشن است؛ چرا که آنان در طریق رشد و تکاملند، هنوز درکشان کامل نگشته، خوب و بد کارها را براحتی تشخیص نمی دهند، با آداب اجتماعی آشنا نیستند، ارزش ها و ضد ارزش ها برایشان بی معناست، خواسته ها و انتظاراتشان لباس منطق بر تن نپوشیده است و هم چنان در خیالات و پندارهای کودکانه خویش غوطه ورند. کنجکاوی و انرژی زیادشان اغلب آنان را به انسان های شلوغ و پردردسر مبدل ساخته و اعمال و رفتار ناسنجیده و آزار دهنده را ویژگی طبیعی شان ساخته است. والدین و بزرگسالان باید این موقعیت کودکان را بدرستی درک کرده، با بردباری بسیار خود را برای تحمل کردار نادرست آنان آماده سازند تا از امتحان بزرگ و سخت دوران کودکی فرزندان سربلند برون آیند.

9- ترک لجاجت با کودک(... وترک مماحکته فانه ادنی لرشده): کودکان، به خاطر نداشتن آگاهی لازم و درک کافی، کمبودها و نقص های بسیار دارند. آن ها چه بسا به لجاجت با والدین و بزرگسالان برخاسته، باعث آزار آن ها می شوند. در چنین موقعیتی بزرگترها باید با کودکان مدارا کنند و از لجاجت و مخاصمه با آنان جدا بپرهیزند. طبق سخن امام سجاد(ع) این روش برای رشد و هدایت کودکان مناسب تر است.

 

فقر و گرسنگی میان كودكان هندی

 

کودکان کولی را جدا نکنید!

کودکان کولی را جدا نکنید!

سازمان عفو بین الملل از دولت اسلواکی خواسته تا بلافاصله به جدا کردن کودکان کولی قوم رومانی از کودکان دیگر در سامانه آموزشی این کشور پایان دهد.

به گزارش سازمان عفو بین الملل، در اسلواکی، هزاران کودک کولی رومانی در مدرسه های کودکان عقب مانده ذهنی یا در کلاس هایی جدا از دیگر دانش آموزان درس می خوانند و از آموزش با کیفیت بی بهره اند.
 سازمان عفو بین المللی بر روی کاستی های سامانه آموزشی اسلواکی در نظارت و ممنوع کردن تبعیض انگشت گذاشته است. این سازمان از دولت اسلواکی خواسته تا برای کودکان کولی فرصت های آموزشی برابر با دیگر کودکان فراهم کند تا بتوانند با بهره گرفتن از آموزش، به درافتادن در چرخه فقر و حاشیه نشینی در زندگی آینده خود پایان دهند.
بر اساس آمار گیری سال ۲۰۰۹، قوم کولی رومانی نزدیک به ۱۰ درصد از جمعیت اسلواکی را تشکیل می دهد و این در حالی است که ۶۰ درصد کودکان آن ها در مدرسه های کودکان عقب مانده ذهنی درس می خوانند.

 

موضع گیری های ضد این قوم کولی در میان خانواده ها و کارشناسان آموزشی در اسلواکی سبب شده که کودکان رومانی حتی اگر در مدرسه های عادی درس بخوانند، در کلاس یا محیط جداگانه ای زندانی شوند تا با کودکان دیگر "مخلوط" نشوند.
سازمان عفو بین الملل از اسلواکی خواسته تا نظارت بر ممنوعیت تبعیض را در مدرسه ها بهتر کند و دفترچه های راهنما برای مبارزه با تبعیض منتشر کند. بنا بر خواست سازمان عفو بین الملل، دولت اسلواکی باید همه مدرسه ها را موظف کند تا برای کودکان کولی قوم رومانی مانند همه کودکان دیگر فرصت های آموزشی فراهم کند.
قوم کولی رومانی، قوم بزرگ کوچ نشینی هستند که بیشتر در بخش های شرقی و مرکزی اروپا زندگی می کنند. در برخی از این کشورها، مانند رومانی و اسلواکی، کودکان این قوم از تبعیض در آموزش رنج می برند.
به تازگی دولت فرانسه هم تصمیم گرفته مردم این قوم را که در جنوب این کشور زندگی می کنند از فرانسه اخراج کند. این تصمیم دولت فرانسه با اعتراض از سوی گروه هایی از مردم روبه رو شده است.

 

اسراییل کودکان خانواده‌های مهاجر را اخراج می‌کند!

 
اسراییل کودکان خانواده های مهاجر را اخراج می کند!
دولت اسراییل می خواهد چند صد کودک مهاجر که آن ها راغیر قانونی می نامد از این کشور اخراج کند.

پدر و مادر این کودکان سال ها پیش از کشورهای مختلف به اسراییل مهاجرت کرده اند و در این کشور تشکیل خانواده داده و بچه دار شده اند. اما، دولت اسراییل این کودکان را تنها  به سبب این که  پدر و مادرشان اجازه اقامت دارند، مهاجر قانونی به حساب نمی آورد و می گوید که باید این کشور را ترک کنند.
نتانیاهو نخست وزیر اسراییل می گوید این سیاست جدید برای ایستادگی در برابر ورود سیل مهاجران غیرقانونی به اسراییل و حفظ هویت اسراییلی مردم این کشور اجرا می شود.

بسیاری از این کودکان تاکنون کشور اصلی خود را ندیده اند و به زبان مردم اسراییل حرف می زنند، اما حالا باید دست در دست پدر و مادرشان این کشور را به سوی آینده ای مبهم ترک کنند.
از سوی دیگر منتقدان این سیاست دولت می گویند که فرستادن کودکان  به کشورهای شان ممکن است آن ها را با فقر و نا امنی روبه رو کند. با همه این ها، ماه آینده ۴۰۰ کودک مهاجر به همراه پدر و مادرشان اسراییل را ترک خواهند کرد و شرایط  ۸۰۰ کودک دیگر برای دادن اجازه اقامت به آن ها بررسی می شود. این کودکان درصورتی می توانند در اسراییل بمانند که ۵ سال گذشته را در این کشور گذرانده باشند و در دبستان مشغول به تحصیل باشند.

 
 

كودكان و تحریم

آشنايي با يك شيوه تربيتي
تحريم كودك، اما براي مدتي محدود

از شيوه‌هاي مهم تربيتي، تشويق و تنبيه است. تشويق عامل برانگيزاننده و تنبيه عامل بازدارنده است. شايد تنبيه از نوع بدني يا زباني، به طور موقت رفتار بد كودك را متوقف كند، ولي باعث مي‌شود كودكان باور كنند كه انسان‌هاي بدي هستند و مي‌توانند در آينده بدتر هم بشوند. بنابراين اگر تنبيه خوب و موثر بود، بايد با يك بار جواب مي‌داد؛ در صورتي كه در عمل چنين نيست و برعكس كودك را جدي‌تر و مصرتر به كارهاي بد خود مي‌كند. پس بايد راهبرد و شيوه‌اي ديگر براي فهماندن كار خوب و بد به كودكمان بيابيم؛ راهي كه به كودك بياموزد كه مسوول رفتار خويش است و اين شيوه نتيجه مستقيم رفتار بد اوست.
 در اين راهكار كه بر پايه محروميت موقت كودك در محدوده زماني معيني است، كودك بايد متوجه شود كه اين عمل نتيجه كاري است كه انجام داده و بابت آن تنبيه مي‌شود. براي مثال، بردن كودك به اتاقي كه در آن وسايل بازي و كامپيوتر و... وجود دارد، تنبيه مناسبي به حساب نمي‌آيد. اين شيوه كه اصطلاح تخصصي آن«Time-out»به معناي وقفه يا مهلت تربيتي است، راهي است براي تأديب كودكتان به دليل سوءرفتار يا بدرفتاري، بدون آن كه دست يا صدايتان بالا رود، يعني بدون تنبيه بدني يا فرياد زدن بر سر او.

اين راهكار، محروميت كودكتان را از موارد و چيزهاي خوب در زندگي براي يك محدوده زماني كوچك، و بلافاصله متعاقب بدرفتاري او، در برمي‌گيرد.

براي فهم بهتر اين شيوه مي‌توان از يك شبيه‌سازي استفاده كرد. اين مهلت تربيتي براي كودكان به پنالتي‌هاي استفاده شده براي بازيكنان هاكي شباهت دارد.

وقتي كه يك بازيكن هاكي روي يخ، بدرفتاري مي‌كند و خطا انجام مي‌دهد، بايد براي 2 دقيقه به منطفه پنالتي برود. داور بازي سر او فرياد نمي‌زند، او را تهديد نمي‌كند و ضربه‌اي به او نمي‌زند. او فقط در سوت خود مي‌دمد و به منطقه پنالتي اشاره مي‌كند. در طول زمان پنالتي، بازيكن خاطي، اجازه بازي كردن ندارد و فقط بايد به تماشاي بازي بنشيند. اين زمان، بازيكنان هاكي را بسيار آزار مي‌دهد، زيرا آنها بازي كردن را به تماشا كردن ترجيح مي‌دهند.

هنگام استفاده از اين شيوه‌ براي فرزندتان، اين مقايسه با بازي‌ هاكي را در ذهن‌تان نگاه داريد. بچه‌ها معمولا اين شيوه را دوست ندارند، چون ترجيح مي‌دهند خودشان بازي كنند نه اين كه بچه‌هاي ديگر را در حال بازي كردن ببينند. بنابراين، وقتي شما از شيوه ( Time-outمهلت تربيتي) در واكنش به يك سوءرفتار استفاده مي‌كنيد، يعني فرزندتان را از آنچه دارد انجام مي‌دهد محروم مي‌كنيد و او مجبور به نشستن مي‌شود.

ممكن است سوالات بي‌شماري در روند انجام اين روش براي شما پيش بيايد. در اين نوشتار به برخي از آنها پاسخ خواهيم داد.

اين روش، كجا بايد انجام شود؟

شما مجبور نيستيد كه هر دفعه، همان مكان دفعه قبل را استفاده كنيد. فقط بايد مطمئن شويد مكاني كه انتخاب كرده‌ايد، همواره در دسترس شماست. براي مثال اگر خانه شما 2‌طبقه است، مي‌توانيد يكي از صندلي‌هاي طبقه پايين را به عنوان اين منطقه انتخاب كنيد تا وقتي كه فرزندتان در طبقه بالا مرتكب يك سوءرفتار شد، مجبور شود در منطقه‌اي كه شما در طبقه پايين در نظر گرفته‌ايد، منتظر بماند. فقط بايد مطمئن شويد كه اين ناحيه، ايمن و به دور از اشياي خطرناك است. همچنين امكان ديدن تلويزيون يا سرگرم شدن با اسباب‌بازي براي كودك وجود ندارد.

اين محروميت موقت، چه مدت بايد ادامه داشته باشد و چه محدوده زماني‌اي در اين شيوه مناسب خواهد بود؟

بيشترين زماني كه براي اين روش مي‌توان در نظر گرفت يك دقيقه به ازاي هر سال از سن فرزندتان است. البته در اين يك دقيقه بايد كاملا ساكت و ساكن و به دور از سرگرمي‌ها و علايقش باشد. پس زمان محروميت برحسب سن كودك متفاوت است. اين زمان نبايد آنقدر زياد باشد كه فرصت جبران را از كودك بگيرد و در ازاي هر سال از سن كودك، يك دقيقه اخراج يا محروميت كافي است. براين اساس، براي يك كودك 4 ساله، 4 دقيقه، براي كودك 5 ساله، 5 دقيقه و براي كودك 2 ساله 2 دقيقه تنبيه يا محروميت كافي است. در صورت موثر نبودن يا مقاومت كودك، مي‌توان زمان را كمي، فقط در حدود چند دقيقه افزايش داد. به ياد داشته باشيد كه بچه‌ها اين روش محروميت لحظه‌اي را دوست ندارند و در اين عقيده‌شان هم بسيار سرسخت و راسخ هستند. بنابراين زمان زيادي مي‌برد كه به اين روش تربيتي عادت كنند. اين موضوع صحت دارد؛ بخصوص در ابتداي كار، وقتي كه بچه‌ها هنوز قوانين را نمي‌دانند و باور ندارند كه شما داريد اين روش را براي تأديب آنها به كار مي‌بريد. هر چه شما آرام‌تر باشيد، آنها ناراحت‌تر و آزرده‌تر مي‌شوند. اين مساله در تمام مراحل اين روند جريان خواهد داشت. نظم و تربيت و انضباط به بهترين شيوه عمل خواهد كرد؛ وقتي كه شما آن را در كمال آرامش و با خونسردي اجرا مي‌كنيد.

بنابراين، اين زمان را تا وقتي كه كودك آرام و ساكت نشده شروع نكنيد. اگر فرزندتان در حال گريه كردن است يا كج‌خلقي مي‌كند، تا وقتي كه به اين كار ادامه مي‌دهد، جزو اين زمان حساب نمي‌شود. اگر كودك ساكت شد و شما زمان را آغاز كرديد اما دوباره شروع به گريه يا بداخلاقي كرد، تا وقتي كه دوباره ساكت شود منتظر بمانيد و سپس زمان را شروع كنيد. به او اجازه ترك جايگاهش را در زمان تعيين‌شده، ندهيد مگر اين كه ساكت و آرام باشد. فرزندتان بايد بنشيند و ساكت باشد تا زماني كه وقت خارج شدن از جايگاه فرارسيده باشد و زمانtime-out به اتمام رسيده باشد.

برخي از روان‌شناسان پيشنهاد مي‌كنند كه از تايمر استفاده شود. تايمرها مي‌توانند مفيد باشند اما لازم نيستند. اگر خواستيد از تايمر استفاده كنيد، به ياد داشته باشيد كه تايمر زمان به پايان رسيدن وقفه تربيتي را به والدين يادآوري مي‌كند، نه به بچه‌ها.

چه زماني ساعت سكوت و آرامش به حساب مي‌آيد؟

معمولا زمان آرامش وقتي است كه فرزندتان عصباني يا ناراحت نيست و داد نمي‌زند يا گريه نمي‌كند. شما بايد وقتي در مورد فرزندتان و رفتارهاي او تصميم‌گيري كنيد كه او كاملا آرام و راحت باشد. بعضي از بچه‌ها، وقتي كه در اين محدوده زماني تربيتي قرار مي‌گيرند، كاملا ساكت و آرام مي‌شوند. برخي ديگر برايشان سخت است كه ساكت و آرام بنشينند و صحبت نكنند. بيقراري و صحبت كردن شادمانه، معمولا به عنوان ساكت و آرام بودن تلقي مي‌شود. براي مثال، اگر فرزندتان پس از قرار گرفتن در اين وقفه تربيتي، آواز مي‌خواند يا به نرمي و ملايمت با خودش صحبت مي‌كند، اين به عنوان همان سكوت و آرامش به حساب مي‌آيد. تعدادي ديگر از بچه‌ها در شرايطي، با هق‌هق صحبت مي‌كنند، ولي آرام به شيوه‌اي كه معمولا به دنبال يك كج‌خلقي به وجود مي‌آيد. اين بچه‌ها معمولا سعي مي‌كنند گريه نكنند اما نمي‌توانند و به عبارتي بغض در گلو دارند. در اين شرايط نيز بايد كودك را در حالت سكوت و آرامش در نظر گرفت و او را در وقفه تربيتي قرار داد.

اگر كودك قبل از پايان زمان در نظر گرفته شده صندلي را ترك كرد چه كنيم؟

چيزي نگوييد. به آرامي و به صورت فيزيكي او را به جايگاهش بازگردانيد. براي كودكاني كه در محدوده سني 2 تا 4 سال قرار دارند، انجام حركت‌هاي پيش‌بيني نشده بخصوص در اوايل شروع روش وقفه تربيتي، يك مشكل سخت و ديرينه است.

اين تنها مشكل شما نيست. سعي كنيد آرام بمانيد و كودك را به صندلي بازگردانيد. اگر خسته يا عصباني شديد، از همسرتان يا هر شخص بالغ ديگري كه نزديك به شماست بخواهيد كه به شما ملحق شود و شما را حمايت كند. اگر در اين شرايط كسي نبود كه به كمك شما بيايد و تنها بوديد، باوجود خستگي و عصبانيت، سعي كنيد دوباره با احترام با كودكتان رفتار كنيد. اما وقتي كمك رسيد يا وقتي كه توانايي و نيروي شما دوباره باز گشت، بهتر است اين مرحله را براي يك وقفه تربيتي ديگر بگذاريد.

اگر فرزندتان در جايگاه در نظر گرفته شده نيز بدرفتاري كرد، چه بايد كرد؟

چيزي نگوييد و از هر چيزي كه فقط براي بچه خطرناك نباشد و سبب خرابي وسايل خانه نشود چشم‌پوشي كنيد. بيشترين رفتار بچه‌ها در اين شرايط كوشش براي اين است كه شما را مجبور به واكنش نشان دادن و گفتن چيزي كنند. بنابر اين منتظر چيزهاي غيرمنتظره باشيد، بخصوص اگر يك شخص نق نقو، فريادزن، اخطاردهنده، استدلال‌كننده يا كسي هستيد كه توضيح زيادي براي مسائل مي‌دهد.

منظور از حركات غيرمنتظره اين است كه ممكن است كودك براي جلب نظر شما، آب دهان پرت كند، لباسش را خيس كند، آب دماغش را روي لباس‌هايش بريزد، لباس‌هايش را دربياورد، اشيا را پرت كند، توضيحات غيرمنصفانه‌اي درباره شما يا حتي به شما بگويد كه اصلا شما را دوست ندارد. نگران نباشيد و كنترل خود را از دست ندهيد، چون به محض پايان يافتن وقفه تربيتي كه براي او ايجاد كرده‌ايد آنها دوباره شما را دوست خواهند داشت.

چه موقع بايد از اين روش استفاده كرد؟

ابتدا فقط بايد براي يك يا 2 مشكل رفتاري اين روش را به كار ببريد. پس از اين كه كودك آموخت كه چگونه خود را با اين شيوه منطبق كند و آن را انجام دهد، مي‌توانيد فهرست مشكلات رفتاري را توسعه دهيد. به طور كلي مشكلات رفتاري در 3 گروه مي‌گنجند:

هر چيز خطرناك براي خود كودك يا ديگران؛

مخالفت، مقاومت و عدم قبول رفتارهاي صحيح تعيين شده از جانب والدين؛

رفتارهاي مضر و آزاردهنده و پردردسر

شما مي‌توانيد ابتدا رويه وقفه تربيتي را براي موارد اول و دوم استفاده كنيد و از موارد گروه سوم چشم‌پوشي كنيد. اما اگر نمي‌توانيد از چيزي چشم‌پوشي كنيد، مي‌توانيد موارد گروه اول را به گروه دوم منتقل كنيد و ضمنا يك تبصره هم براي آن صادر كنيد (مثل اين كه در يك ساعت معين حق استفاده از تلويزيون را نيز از كودك سلب كنيد.) اگر كودك با قوانين موافقت نكرد، مي‌توانيد وقفه تربيتي را براي عدم موافقتش به كار بريد. دقت كنيد كه در انجام اين روش و به كارگيري وقفه تربيتي، استوار و ثابت‌قدم باشيد. طبيعي است كه نتوانيد صددرصد استوار و راسخ اين رويه را پيش بريد، چون مدارا كردن در طبيعت و سرشت همه ‌ماست، اما تا آنجا كه مي‌توانيد در اين راه بكوشيد. به طور معمول، روال اين است كه بلافاصله پس از وقوع يك مشكل رفتاري، براي فرزندتان توضيح دهيد كه چه كاري انجام داده و او را به جايگاه تعيين شده براي وقفه تربيتي ببريد (در مورد كودكان بزرگ‌تر،‌آنها را به جايگاه بفرستيد و خودتان آنها را نبريد.) براي مثال؛ اگر فرزندتان در حال انجام كار خطرناكي است كه احتمال آسيب رساندن به خودش وجود دارد، فقط بگوييد: اين كار را نكن در غير اين صورت بايد به جايگاه تعيين شده بروي. اما به ياد داشته باشيد كه اين جمله را به آرامي و فقط يك بار بيان كنيد. در اين مورد استدلال نكنيد يا توضيحات طولاني به فرزندان ندهيد. اگر فرزندتان با رضايت و رغبت به محل تعيين شده نرفت، خودتان او را ببريد. در صورت لزوم مي‌توانيد كمي اجبار به كار بريد. در عين اين كه از توجه بيش از حد به فرزندتان اجتناب مي‌كنيد، از بحث كردن با او، تهديد كردن يا زدن فيزيكي نيز بپرهيزيد.

پس از آن كه زمان به پايان رسيد چه بايد كرد؟

وقتي كه دوره زماني در نظر گرفته شده به پايان رسيد، قبل از اين كه به فرزندتان اجازه دهيد كه از جايش بلند شود، از او بپرسيد كه «آيا براي بلند شدن آماده است؟» ممكن است كودك جواب دهد: بله يا سرش را به علامت تاييد و توافق تكان دهد. پس از آن، اصلا در مورد اين كه چرا او را به جايگاه برديد يا اين كه چه رفتاري از او سرزده بود يا اين كه شما انتظار چه رفتاري را در آينده از او خواهيد داشت، صحبت نكنيد. به عبارت ديگر نق نزنيد و به او غرغر نكنيد. اگر كودك با صدايي عصباني جواب داد نه يا اصلا جواب نداد دوباره زمان وقفه تربيتي را از ابتدا شروع كنيد.

آيا بايد قوانين وقفه تربيتي را براي فرزندم توضيح دهم؟

بله. قبل از استفاده از اين شيوه، بايد قوانين را يك بار براي فرزندتان توضيح دهيد. در يك زماني كه كودك سوءرفتاري از خود نشان نداده است، به زبان ساده برايش توضيح دهيد كه اين روش چگونه است و براي چه مشكلات رفتاري‌اي به كار خواهد رفت و چه مدت طول خواهد كشيد. استفاده از اين رويه را قبل از به كار بستن آن با فرزندتان تمرين كنيد و هنگام تمرين به او يادآوري كنيدكه داريد اين زمان را وانمود مي‌كنيد و به اين ترتيب مطمئن خواهيد شد كه او معني و مفهوم اين شيوه را كاملا درك كرده است.

سخن آخر اين كه به خاطر داشته باشيد كه همه كودكان، زماني شيطان هستند، بنابراين نمي‌توانيد رفتار بد را از بين ببريد. با اين وجود، كارهايي مي‌توانيد انجام دهيد كه به كودك كمك كند تا رفتار بهتري داشته باشد. هنگامي كه كار درستي انجام مي‌دهد، او را تحسين كنيد. اين كار اعتماد به نفس او را افزايش خواهد داد و او را تشويق مي‌كند كه بعدا هم رفتار خوبي داشته باشد. استفاده از جدول جايزه را هم در نظر بگيريد و براي هر كار خوبي كه انجام مي‌دهد يك جايزه تعيين كنيد. اين روش بويژه براي كودكان 4 تا 5 ساله مناسب است. هنگامي كه كودكتان شيطنت مي‌كند به طور واضح به او نشان دهيد كه رفتار او بد است، نه خود او. برخي موارد مادران به كودك خود مي‌گويند كه چون اين رفتار بد را از خود نشان داده‌اي ديگر تو را دوست ندارم. گفتن اين حرف به او فايده‌اي ندارد و فقط عزت نفس او را جريحه‌دار مي‌كند. كتك زدن، فرياد زدن يا تنبيه كردن او، فقط اوضاع را بدتر خواهد كرد. هرگز با زور و پرخاشگري يا از دست دادن كنترل نسبت به او عكس‌العمل نشان ندهيد، چون كودكتان چندان درس عبرت نخواهد گرفت. كودكتان را اين‌گونه تهديد نكنيد كه «بذار بابات بياد...»، چون كودك تصور مي‌كند كه مادر نمي‌داند در خانه چه كاري بايد انجام دهد و ممكن است از حضور پدر در خانه وحشت كند. انجام تنبيه با تاخير، بي‌معني و بي‌فايده خواهد بود. سعي كنيد هنگامي كه سوءرفتاري از فرزندتان مشاهده كرديد، از همان روش وقفه تربيتي استفاده كنيد، بدون اين كه دست يا صدايتان را بالا ببريد. در اين روش، گذر زمان بدون توجه شما، به هردوي‌تان فرصت مي‌دهد تا آرام و ساكت باشيد. لازم نيست اين مدت طولاني باشد. منظور از اين كار اين نيست كه به او اجازه بدهيم سرگرمي ديگري براي خودش پيدا كند، بلكه به خاطر كاري كه انجام داده، بايد از محبت و توجه شما محروم شود. و به همان شيوه‌اي كه ذكر شد براي يك كودك 3 ساله 3 دقيقه و براي يك كودك 4 ساله 4 دقيقه و... كافي است كه در اين وقفه تربيتي قرار گيرد. اگر او را به مدت طولاني در جايگاه تعيين شده نگه داريد، ممكن است از آنجا متنفر شود. بهتر است كودكتان را در همان اتاقي كه خودتان هستيد، نگه داريد اما پشت به او كنيد و كار خودتان را انجام دهيد. مزيت ديگرش اين است كه وقتي با خودش تنها باشد، ممكن است چيزي را خراب كند، اما در حضور شما، نمي‌تواند چنين كاري بكند. البته ممكن است براي جلب توجه شما و وادار كردن شما به واكنش نشان دادن هم كارهايي انجام دهد. خونسرد باشيد و آرامش خود را حفظ كنيد.

اين شيوه را پيش بگيريد، حتما نتيجه خواهيد گرفت.


كودكان در معرض خطر :نبود بهداشت و خطر مرگ زود رس

 

 

 
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم خرداد 1390ساعت 16:40  توسط   | 

حاشیه های سخنرانی رئیس جمهور

حاشیه های سخنرانی رئیس جمهور در مرقد مطهر امام راحل
سخنرانی رئیس جمهور در شب سالگرد ارتحال رهبر فقید انقلاب اسلامی حاشیه‌های جالب و خواندنی داشت.

 مراسم بیست و دومین سالگرد ارتحال امام و سخنرانی رئیس جمهور در این برنامه که شامگاه امشب در حرم مطهر ایشان برگزار شد حاشیه هایی به دنبال داشت که به آنها اشاره می شود.

- مردم دسته دسته از اقصی نقاط کشور اسلامی ایران به مرقد پیر جماران می آمدند تا با آرمانهای بلند امامشان تجدید میثاق کنند.

- قبل از سخنرانی رئیس جمهور آیاتی از کلام الله مجید تلاوت شد، ضمن اینکه ذاکر اهل بیت نیز به مداحی پرداخت و از فراغ بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران سخن گفت.

- قبل از سخنرانی رئیس جمهور مردم با شعارهای "صلی علی محمد یاور رهبر آمد"، "احمدی احمدی خدانگهدار تو"، از وی استقبال کردند.

- جمعیت فشرده مردم در داخل حرم امام در میان سخنان احمدی نژاد بارها تکبیر سر دادند و به این وسیله ارادت خود را به آرمانهای امام راحل نشان دادند.

- رئیس جمهور نیز در پاسخ به اظهار لطف مردم نسبت به خود در جای جای سخنرانی خود عنوان می کرد "من مخلص همه شما هستم"، "من خاک پای همه شما" هستم.

- رئیس جمهور در پایان سخنان خود عنوان کرد: "ای امام عزیز بدان همه ملت ایران متحد و یکدل پشت رهبری عزیز ایستاده اند و آرزوی مستکبران و دنباله های آنان را برای سیطره مجدد بر این سرزمین الهی به همراه خودشان به گور خواهند برد. اندیشه پاکی ساده زیستی خدمتگزاری اخلاص در عمل عشق به انسانها چون ودیعه ای به جای مانده از تو پاس خواهیم داشت و برای ساختن ایران بر پایه جامعه الگو و پیشرفته از پای نخواهیم نشست ای امام مردان ملت تو و یاران تو از همه جای جهان با برافراشتن پرچم عدالت و توحید بر فراز کاخ های مستکبران و استعمارگران راهت را ادامه خواهند داد و لحظه از پای نخواهند نشست."

- مردم در پایان با شعارهای "این همه لشکر آمده، به عشق رهبر آمده"، "ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند"، "مرگ بر ضد ولایت فقیه" و "خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست" احمدی نژاد را بدرقه کردند.

- در این مراسم جمعی از مسئولان نظام از جمله نمایندگان مجلس، وزرا و همچنین معاونین رئیس جمهور از جمله حجت الاسلام میرتاج الدینی معاون پارلمانی وی حضور داشتند.

- علی‌رغم تاکید قبلی مسئولان ستاد برگزاری بیست و دومین سالگرد ارتحال حضرت امام مبنی بر انسجام و برقراری نظم در حمل و نقل و ارائه خدمات به زائران و انتقال آنها به مقاصدشان اما توقف‌های طولانی قطارهای مترو حامل زائران به ویژه در ایستگاه شهر ری موجب سرگردانی آنها در این ایستگاه شده بود.


 

خاطرات خواندني نزديك‏ترين محافظ امام(ره) از تشييع امام (ره)

بعد از اتمام مراسم تكفين، جنازه به سردخانه‏اي كه در آن محيط وجود داشت، منتقل شد و تا صبح روز بعد در آنجا باقي ماند . گاهي اوقات اعضاي دفتر و برادران سپاه، پشت در بسته‏ي سردخانه مي‏رفتند و قرآن مي‏خواندند. 

اشاره:

«حاج حسين سليماني» از جمله محافظان بيت حضرت امام خميني (ره) بود. خاطرات وي كه در سال 1387 از سوي مركز اسناد انقلاب اسلامي منتشر شده است حاوي نكات جالبي از زندگي آن بزرگ‏مرد تاريخ معاصر جهان است. گوشه‏اي از اين خاطرات كه مربوط به روزهاي آخر است در چند قسمت به شما تقديم مي‏شود:

* اقدامات بعد از فوت امام (ره)
ساعت 1:30 نيمه‏شب، قسمت بيروني منزل محقر حضرت امام را كه ملاقات داخلي ، خارجي و خصوصي امام در خلال ساليان متمادي پس از پيروزي انقلاب در آن صورت مي گرفت و مبدا تمام تصميم‏گيري‏ها و هدايتگري‏هاي انقلاب بود، براي تغسيل امام مهيا كردند. اين منزل بي‏آلايش ،همواره، موجب شگفتي مهمانان به خصوص مهمان هاي خارجي را فراهم مي ساخت . وزير امور خارجي شوروي كه به ايران آمده بود متحير شده بود، متحير شده و مدام به در و ديوار منزل نگاه مي كرد كه آيا امام در اينجا ساكن است و تمام بر نامه ريزي هاي كلان نظام را در اينجا مي‏دهد!

براي غسل دادن امام، دو تخت آوردند ؛ يكي براي شست‏وشو و يكي براي كفن كردن. پيكر امام را از بيمارستان اختصاصي امام به روي تخت مخصوص تغسيل انتقال داديم. حدود بيست نفر آنجا جمع بودند حاج احمد آقا بالاي پله ي ورودي ايستادند و گفتند: «همه بروند بيرون تا ما بتوانيم كارمان را انجام دهيم». بعد به من گفتند: «فلاني شما پشت در بايست تا كسي داخل نشود».

تنها آقايان توسلي، صانعي، انصاري كرماني، امام جماراني، سيد حسن آقا (فرزند حاج احمد آقا)، مسيح بروجردي(نوه‏ي حضرت امام) و يكي ، دو تاي ديگر كه در حال حاضر اسم آنان را به خاطرندارم باقي ماندند.

خانواده حضرت امام ونيز آقايان هاشمي و مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي در اين مرحله حضور نداشتند. ظاهراً در حدود ساعت دوازده و يك بعد از نيمه شب آن دو بزرگوار براي برنامه ريزي كارهاي كه عهده‏دار آن بودند ،رفتند . حتي آقايان:مير حسين موسوي و اردبيلي هم آنجا نبودند.تنها برخي از نمايندگان مجلس و اعضاي دفتر امام همچون آقاي ميريان،بهاءالديني ،سيد محمد هاشمي و فراهاني حضور داشتند.

مسؤوليت شست‏وشوي امام با «حاج عيسي» خدمتگزار معروف و زحمتكش امام بود. آقاي توسلي مسئول نيت كردن غسل و مراسم تشريفات مربوط به آن بود . غسل دادن شروع شد و تمام مراحل شرعي و ديني را يك به يك انجام دادند .

در ابتدا قرار نبود از مراحل شست‏وشو فيلم برداري صورت گيرد. ولي در ادامه ي كار آقاي انصاري كرماني صحبتي را با مرحوم حاج سيد احمد آقا انجام دادند و ايشان قبول كردند كه فيلمبرداري صورت گيرد؛ ولي دستگاه فيلمبرداري وقتي آماده شد كه شست‏وشو انجام شده و زمان كفن كردن فرا رسيده بود. دوربين، تنها چند دقيقه از مراسم تكفين را ثبت كرد.

بدن امام را از روي تخت اول به تخت دوم انتقال دادند و كفن‏پيچ كردند. تمام آقايان بالاي سر امام ايستاده بودند و مراسم بستن كفن ها انجام شد .

در لحظات آخر حاج احمد آقا گفتند: «صبر كنيد كه من مي خواهم آخرين ديدارم را با آقا داشته باشم».

بالاي سر امام آمدند و سرشان را به پيشاني امام گذاشتند، و زمزمه‏هايي كردند كه شنيده نمي‏شد و چند ثانيه به همان حال باقي ماندند. طبعا اين صحنه با آنچه كه تلويزيون پخش كرد كه حاج احمد آقا بعد از فوت امام بالاي پيكر امام بودند، فرق دارد . چون ترسيم آن لحظه كار مشكلي است و تن انسان را مي‏لرزاند.

بعد از اتمام مراسم تكفين، افراد كنار بدن امام ايستادند و اين صحنه هم فيلمبرداري شد. بعد از آن جنازه به سردخانه‏اي كه در آن محيط وجود داشت، منتقل شد و تا صبح روز بعد در آنجا باقي ماند . گاهي اوقات اعضاي دفتر و برادران سپاه، پشت در بسته‏ي سردخانه مي‏رفتند و قرآن مي‏خواندند. بدن امام حدود 4 ساعت در يخچال بود.

قبل از اينكه اخبار هفت صبح راديو خبر ارتحال امام را اعلام كند، آقاي انصاري جايگاه شيشه‏اي مخصوص قرار دادن بدن را در مصلاي تهران مهيا كرده بود. اين طرح كه بدن امام در محفظه‏ي شيشه‏اي قرار گيرد تا مردم تا مردم با آن وداع كنند، از حاج احمد آقا و اجرايش با آقاي انصاري بود. به خاطر دارم كه مرحوم حاج احمد آقا ابراز كرد كه ما مايل نيستيم كه پيكر امام، فورا دفن شود و خوب است طوري برنامه بريزيم كه جسم ايشان حدود 24 ساعت در جايي قرار گيرد كه مردم بتوانند بيايند و با ايشان وداع كنند.

ساعت شش صبح به اتفاق آقايان توسلي، صانعي، رسولي ،انصاري، مسيح بروجردي و آقا سيد حسن، جنازه‏ي امام را داخل يك دستگاه ماشين "هايس استيشن " قرار داديم. بنده اسلحه به دست در كنار پيكر امام در ماشين بودم. در اين حال به سمت مصلا حركت كرديم.

آقاي انصاري به عنوان هماهنگ‏كننده در ماشيني در جلو حركت مي كرد و ما هم در پي ايشان مي رفتيم . اعلام شده بود كه پيكر امام چند ساعت قبل از دفن، در مصلا قرار مي گيرد تا مردم با آن توديع كنند . در بين راه مردم عزا دار و سياه پوش را مي ديدم كه دسته دسته به سمت مصلا در حركت اند . هرچه به مصلا نزديك تر مي شديم، به حجم جمعيت افزوده مي شد و ما كند تر مي توانستيم پيش برويم. در نزديكي مصلا راه ها را بسته بودند و ماشين ها را جلو تر راه نمي دادند . داخل محوطه ي مصلا شديم پرده هاي ماشين هايس را پايين كشيده بوديم و داخل ماشين پيدا نبود . از لا به لاي جمعيت مي گذشتيم . ماشين شانه به شانه ي جمعيت حركت مي كرد . مردم شعار مي دادند و به سرو سينه مي زدند و عزاداري مي كردند و خبر نداشتند كه ماشيني كه از كنار آنها مي گذرد، حامل پيكر امام است !

آقاي توسلي و آقاي رسولي در جلوي ماشين نشسته بودند و بنده و آقاي مسيح بروجردي و آقاي سيد حسن درعقب ماشين و كنار جنازه‏ي امام بوديم . راننده ي ماشين «آقاي سيد محمد هاشمي» از برادران سپاهي بود .

مدت زيادي طول كشيد تا مسير را طي كرديم. در داخل مصلا وضعيت بدتر و حجم جمعيت بسيار زياد بود. به جايگاهي كه براي امام تدارك شده بود نزديك شديم . محوطه را به وسيله ي كانتينر حصاركشي كرده بودند و داخل محوطه خلوت بود. به طرف جايگاه مخصوصي كه براي امام در نظر گرفته بودند رفتيم . يخچال و سرد خانه اي با محفظه ي شيشه اي ساخته بودند كه قرار بود پيكر امام را در آن قرار گيرد . يك وسيله ي بالا بر هم قرار بود جنازه ي امام را بالا ببرد و بعد روي دست به داخل محفظه ي شيشه اي برده شود. ساخت يخچال مزبور را ظاهرا به شركت مزبور سفارش داده بودند .ظرف 24 ساعت طرح يخچال را داده بودند و عملي شده بود .

به هر تقديري جنازه را به داخل آن محفظه انتقال داديم و بعد به سمت جماران برگشتيم .

مجددا با حاج سيد احمد خميني از جماران با هلي‏كوپتر به مصلا رفتيم. گفتني است در جماران محوطه‏ي بازي متعلق به نيروي هوايي بود كه براي نشست و برخاست هلي كوپتر در نظر گرفته شده بود. حدود بيست دقيقه با هلي كوپتر از مصلا و مكان استقرار جنازه‏ي امام بازديد كرديم و دوباره به جماران برگشتيم.

* آيت الله گلپايگاني و نماز بر پيكر امام (ره)

براي خواندن نماز بر پيكر امام، مرحوم آيت الله گلپايگاني در گرفته شدند. حاج احمد آقا با آقاي جواد گلپايگاني فرزند آيت الله گلپايگاني هماهنگي هاي لازم را به عمل آوردند. آقا جواد در تلفن ابراز كرده بود: «به چه كيفيت و با چه وسيله اي مي خواهيد آقا (يعني آيت‏الله گلپايگاني) را به تهران ببريد؟ يك وقت خداي نكرده مبادا مشكلي پيش بيايد»! ظاهراً منظورشان مشكل مسائل امنيتي بود و نيز نقص فني وسيله و مانند آن بود. حاج احمد آقا گفته بود: «من ماشين خود امام و محافظ‏ هاي ايشان را براي اين منظور مي‏فرستم. تمام امكانات مهياست و از اين بابت مشكلي نيست».

قرار شد بعد از ظهر روز قبل از اقامه‏ي نماز، بنده به قم بروم و به اتفاق ديگر برادران همراه با محافظ ، آيت الله گلپايگاني را به تهران بياورم. ماشين ضد گلوله‏اي براي اين منظور در نظر گرفته شد كه مخصوص حضرت امام بود و وزارت خارجه در اختيار امام گذاشته بود تا اگر قرار شد مرحوم امام روزي به جايي بروند، از اين وسيله استفاده كنند . هيچگاه هم امام سوار اين ماشين نشدند و معمولا حاج احمد آقا از آن ماشين استفاده مي كردند.

به هر تقدير به قم رفتيم . از پيش بيت آيت الله گلپايگاني خبردار بودند و ايشان در ساعتي از پيش تعيين شده سوار ماشين شدند. در داخل ماشين مرحوم آيت الله گلپايگاني، آيت الله صافي و آقا جواد فرزند آيت الله گلپايگاني بودند در ماشين ديگر هم كه براي اسكورت در نظر گرفته شده بود . نزديكان بيت و اعضاي دفتر آقاي گلپايگاني سوار شدند و به سمت تهران حركت كرديم. در مسير هم مدام با تهران ارتباط مستقيم داشتيم. من رانندگي ماشين را به عهده داشتم و از داخل آينه‏ي جلوي ماشين ديدم كه آقاي گلپايگاني عمامه‏شان را از سر برداشتند و روي صندلي كنار دستشان گذاشتند. در مسير كه مي‏رفتيم، به بيان خاطراتي از حضرت امام پرداختند . يك جا قريب به اين مضموم فرمودند: «ايشان اسلام را احيا كرد. اسلام را در ايران زنده كرد و زحمات زيادي كشيد». در خلال گفتن اين جملات، صدايشان مي لرزيد و مي‏گريستند. معلوم بود كه خيلي به امام ارادت و علاقه دارند.

وقتي كه به جماران رسيديم، منزل آقاي رسولي محلاتي در كنار دفتر و بيت امام براي استراحت آقاي گلپايگاني تدارك ديده بودند. شب را هم در همان جا اقامت كردند.

روز بعد 7 صبح، به اتفاق حاج احمد آقا و مرحوم آيت الله گلپايگاني سوار ماشين شديم و به طرف مصلا حركت كرديم . در ماشين نفر سومي هم نشسته بود كه آيت الله صافي بود. بقيه ـ حتي آقا جواد گلپايگاني - در ماشين‏هاي ديگر در ستون اسكورت بودند .

مسير خاصي را براي حركت ماشين ما آماده كرده بودند كه از همان مسير عبور كرديم تا جايي كه قرار بود نماز در آنجا اقامه شود، پيش رفتيم. جنازه‏ي امام را از قبل از داخل محفظه‏ي شيشه‏اي مخصوص خارج كرده و درون ماشين يخچال‏دار مخصوص قرار داده بودند .

ماشين حامل پيكر امام به نقطه اي از مصلا كه بنا بود در آنجا بر بدن امام نماز خوانده شود، آمد و دقايقي بعد نماز به امامت مرحوم آيت الله گلپايگاني برگزار شد كه صحنه‏ي مربوط به آن را در تلويزيون به نمايش گذاشتند. تمام شخصيت‏ها در اين نماز حاضر بودند. سران برخي از ممالك اسلامي هم به عنوان ميهمان در اين مراسم شركت داشتند. حضرت آيت الله خامنه‏اي رييس جمهور وقت و آقاي هاشمي رييس مجلس شوراي اسلامي نيز در صف اول حاضر بودند .

جمعيت چه در حين نماز و چه بعد از آن هجوم آورد و افراد مايل بودند جلو بيايند و بدن امام را از نزديك ببينند. فشار عجيبي از سوي جمعيت به قسمت‏هاي جلو وارد مي شد . از قبل چند رديف مانع براي كنترل جمعيت تعبيه كرده بودند . از افراد خاصي هم براي حفظ امنيت و حفاظت مراسم دعوت به عمل آورده بودند؛براي مثال از انجمن هاي اسلامي تهران و ستاد ائمه ي جمعه و ستاد بر گزاري مراسم نماز جمعه . هر كدام از اين گروه ها براي حفظ مراسم و كمك به حفاظت سپاه بر نامه هايي داشتند؛ ولي شوق اشتياق مردم به حدي بود كه هيچ كس در بند آداب و ترتيب نبود . به ياد دارم كه اتوبوس ها و كانتكس هاي دو طبقه به عنوان حصار، دور تا دور آن محوطه شانه به شانه ي هم پارك كرده بودند تا هجوم جمعيت را كنترل كند؛ ولي سيل جمعيت را مي ديديم كه از بالاي ماشين ها پايين مي پرند و اصلا هم به فكر ارتفاع سه چهار متري ماشين ها و كانتكس ها نبودند . نمي دانم از آن سو چگونه از اين ارتفاع بالا مي رفتند و از اين سو با كدام جرات پايين مي پريدند ! تنها چيزي كه مسئله را حل مي كرد عشق مردم به امام بود.

در نزديكي جاي كه پيكر امام روي زمين بود هجوم جمعيت بيداد مي كرد. حتي شخصيت هاي درجه يك هم درآن حال در پي آن بودند كه جلو بروند و دستي به پيكر امام بزنند و خود را با آن تبرك كنند . قدري بعد پيكر امام را به ماشين منتقل و از آنجا دور كردند تا در مسيرهاي تعيين شده به سمت بهشت زهرا تشييع كنند. ظاهرا اكثر مردم متوجه ي انتقال پيكر امام نشده و فكر مي كردند كه بدن هنوز همان مكاني است كه براي نماز بر زمين گذاشته اند. لذا هجوم بي وقفه ادامه داشت .

ماشين حامل پيكر امام دور مي شد . از اين دست ماشين ها چند نوع شبيه هم مهيا كرده بودند و قرا ر بود يكي از آنها حامل پيكر امام و بقيه براي رد گم كردن باشد. با اين وصف آن روز موفق به تشييع پيكر امام نشدند .

در آن حال بنده در پي آن بودم كه حاج احمد آقا و آيت الله گلپايگاني را از شلوغي دور كنم. آن دو بزرگوار را به كنار ديواري بردم و نشستيم تا قدري استراحت كنيم. هوا بسيار گرم بود و آقايان از صبح تا آن‏موقع درگير سرو صدا و شلوغي و هجوم جمعيت بودند و حسابي كلافه شده بودند. آقاي محسن رضايي هم در آن شرايط در كنار ما بودند.

قدري آنجا مانديم و ديديم نتيجه‏بخش نيست و هجوم كمتر نمي شود و راه گريز نيست. بنده و برادران سپاه و نيروي حفاظت، دست در دست يكديگر ديوار گوشتي درست كرده و از آقاي گلپايگاني و حاج احمد آقا مراقبت مي كرديم. در اين حال حاج احمد آقا رو كردند به آيت الله گلپايگاني و گفتند: «بهتر است من از يك سمت بروم و شما از سمت ديگر تا از اين مخمصه خلاص شويم». بعد رو كردند به من كه: «حسين آقا! شما كنار آقاي گلپايگاني باشيد و ايشان را از اينجا خارج كنيد و هر جا خواستند ببريد». آقاي محسن رضايي به حاج احمد آقا گفتند: «من هم شما را مي‏برم».

تعدادي از برادران حفاظت، آقاي محسن رضايي و حاج احمد آقا را در بر گرفتند و از يك سو رفتند و طبعاً بخشي از جمعيت كه به سمت احمد آقا هجوم مي آوردند، به سمت حركت ايشان متمايل شدند و فشار روي آيت الله گلپايگاني كاهش يافت . من هم به كمك تني چند از بچه ها حفاظت ،دست ها را به هم حلقه كرديم و آقاي گلپايگاني را در ميان گرفتيم.

در آن گيرو داد معلوم نبود كه آيت الله صافي در كدام سمت و سو است و سيل جمعيت ايشان را به كدام سمت برده است آيت الله گلپايگاني نگران آقاي صافي بودند و گفتند: «اگر ممكن است خبري از ايشان بياوريد كه كجا هستند؟» ما از طريق بي‏سيمي كه در اختيارمان بود كسب خبر كرديم . خبر رسيد كه ايشان به يكي از پاسگاه‏هاي نيروي انتظامي منتقل شده‏اند و آنجا هستند.

در آن حال به آيت الله گلپايگاني عرض كردم بلكه بتوانيم سوار ماشين شويم. فشار جمعيت طبعاً اجازه نمي‏داد كه به ماشين مورد نظر سوار شويم. حتي حاج آقا جواد و حاج آقا باقر ـ فرزندان آيت الله گلپايگاني ـ را لابه‏لاي جمعيت مي‏ديديم و نزديك ما بودند؛ ولي جمعيت انبوهي كه بين ما حايل بود نمي‏گذاشت، با هم تلاقي كنيم . فشار و هجوم جمعيت باعث شد كه چند بار عصاي آيت الله گلپايگاني از دستشان افتاد و كفش‏هايشان از پايشان در آمد و حتي عمامه از سرشان افتاد .

از كنار ديواري كه در جوار آن پناه گرفته بوديم ، چند متر دور شديم و وارد يك محوطه‏ي باز در مصلا شديم . وضع بدتر شد و جمعيت بيشتر به ما و آيت الله گلپايگاني فشار مي آورد .

قدري آن سوتر يك وسيله‏ي نقليه متعلق به كميته‏ي انقلاب اسلامي پارك كرده بود. من به نظرم رسيد كه بهترين كار اين است كه آيت الله گلپايگاني را به آن وسيله برسانيم و سوار كنيم. با هر مكافات و سختي كه بود پيش رفتيم و به ماشين رسيديم. راننده‏ي ماشين معلوم نبود كجاست؟ او را صدا كرديم. قدري بعد راننده پيدا شد و در ماشين را باز كرد. آقاي گلپايگاني را سوار كرديم. ظاهرا آقا جواد هم خود را به ما رساند و سوار شدند.

به راننده ي ماشين گفتيم حركت كند. خودرو كميته با هزار زحمت از جا كنده و از لابه لاي جمعيت خارج شد و خودش را به خيابان رساند. بر خلاف مسير جمعيت، بي‏هدف در عباس آباد تهران و خيابان شهيد بهشتي مي‏رانديم. در آن منطقه دنبال خانه ا ي بودم كه درش باز باشد و آيت الله گلپايگاني در آن نفسي تازه و استراحت كنند. ما هم بلكه برويم ماشين خودمان را بياوريم و آقا را سوار كنيم .

در هيچ خانه‏ي باز نبود به نظر مي‏رسيد كه همه‏ي مردم در خيابان هستند. قدري پيش رفتيم و در نهايت ديديم مقابل خانه‏اي، پيرمردي كه ظاهرا دستش شكسته بود روي صندلي نشسته است و پيرزني هم در كنار اوست. ماشين را در كناري پارك كرديم. آيت الله گلپايگاني را به آن دو كهنسال، معرفي كرديم. با اشتياق و روي گشاده ما را به درون خانه شان راهنمايي كردند. با آنكه برايشان سخت بود، فرشي در حياط پهن كردند. آقاي گلپايگاني روي آن نشستند بعد براي ما شير و هندوانه و آب خنك آوردند و پذيرايي مفصلي كردند. خودشان هم خيلي خوشحال بودند. فرزندان آيت الله گلپايگاني (آقا باقر و آقا جواد) به همراه تني چند از نيروهاي حفاظت كه با ما بودند، نزد آقاي گلپايگاني در آنجا ماندند و بنده دوباره به مصلا بازگشتم تا ماشين ضد گلوله‏ي امام را با خود بياورم. ديگر از ستون اسكورت خبري نبود و همه متفرق شده بودند.

با زحمت بسيار ماشين امام را به منزل محل استقرار آيت الله گلپايگاني آوردم. خدمت شان عرض كردم كه كجا تشريف مي بريد ؟ فرمودند: «قم»!

آقا و همراهانشان را سوار كرديم و حركت كرديم . مسيري را از بيرون تهران انتخاب كرديم. مي‏دانستم كه از تهران و بهشت زهرا بخواهيم عبور كنيم، باز به راه‏بندان و فشار جمعيت مي‏خورديم. چند بار خواستيم از مسير منتهي به ميدان آزادي حركت كنيم ، ولي مشاهده كرديم كه راه بسته است و جمعيت با پاي پياده به سمت بهشت زهرا روان است .

به هر كيفيتي كه بود بعد از ظهر آن روز ـ حدود چهار و پنج ـ به قم رسيديم و آيت الله گلپايگاني را به بيتشان رسانديم .

بعد از آن بنده خودم را سريعاً به تهران برگشتم تا خودم را به مراسم تدفين امام برسانم. نزديكي‏هاي مغرب بود كه به بهشت زهرا رسيدم. يكسره با همان ماشين امام جلو رفتم و تا نزديك‏ترين جايي كه با ماشين مي‏شد رفت ، پيش رفتم. از قبل مي‏دانستم كه چه جايي را براي پارك ماشين ها در نظر گرفته‏اند. پاسداران بيت امام هم در نقاط مختلف حضور داشتند و بنده را مي‏شناختند و راه را برايم باز مي‏كردند. با اين حال متاسفانه وقتي كه به بهشت زهرا رسيده بودم كه مراسم تدفين امام تمام شده بود .
بعد از آن بنده به بيت امام در جماران بازگشتم.

* با احمد آقا بر مزار امام

بعد از تدفين امام، شب‏ها به طور مرتب همراه حاج احمد آقا - كه لباس شخصي به تن مي‏كردند- به بهشت زهرا مي‏آمديم. هنوز محل دفن امام در يك محوطه‏ي باز و بيابان و پر گرد و خاك قرا ر داشت و هيچ آباداني در آن صورت نگرفته بود. با اين حال، مردم در قالب هيئت ها و دسته ها، تا صبح مشغول عزاداري و سينه‏زني بودند.

هر بار كه با حاج احمد آقا به آنجا مي رفتيم ،پنج شش ساعت و تا پاسي از شب بوديم . گاهي اوقات ايشان به محل دفن امام نزديك مي شدند.در اين حال به محافظانشان مي گفتند: «كسي دنبال من نيايد! فقط شما حسين آقا! دورادور مراقب من باشيد».

بعد همراه با مردم كه ايشان را در آن لباس نمي‏شناختند، تا آنجاي كه مي‏توانستند، جلو مي‏رفتند. (گاه تا پنج شش متري مزار امام) گاه از جمعيت فاصله مي‏گرفتند و حدود صد تا دويست متر دورتر از مدفن امام مي‏نشستند و خيره به موقعيت دفن مي نگريستند. اين برنامه تا چهلم حضرت امام ادامه داشت .

بعد از تدفين امام، همسر، دختران و عروسشان روزي يك بار براي زيارت مضجع شريف آن رهبر سفر كرده به صورت ناشناس به بهشت زهرا مي آمدند .

روز رحلت امام تلخ ترين روز عمرمان بود. آن روز و وقتي كه خبر ارتحال امام اعلام شد پيش از آنكه در هجران آن سفركرده بسوزيم كه جانمان بود و همه چيزمان بود؛ همه‏ي ما سخت نگران آينده‏ي انقلاب بوديم. در همين حال هر وقت ياد آن لحظه‏ها مي‏افتيم، تن ما مي لرزد و در آن لحظه در فهم و باور ما براي امام خميني جانشيني وجود نداشت و در آن لحظه در حالي مي بايست مرگ آن روح بلند و مرد الهي و معنوي و روحاني را مي پذيرفتيم كه در اطرافمان دشمنان خارجي انقلاب صف آرايي كرده بودند تا اينكه شب آن روز خبر انتخاب مقام عظماي ولايت مرجعيت مقام معظم رهبري حضرت آيت الله العظمي خامنه‏اي به رهبري جمهوري اسلامي ايران از سوي مجلس خبر گان رهبري آرامشي در دل ها ايجاد كرد و ما را به آينده ي كشور اسلامي مان اميدوارتر كرد.

خوشحاليم كه بعد از رحلت ايشان، رهبري كشور به دست با كفايت مقام معظم رهبري حضرت آيت الله العظمي خامنه اي (مد ظله العالي) سپرده شده. بنده يكي دو سال نيز افتخار خدمتگزاري نزد ايشان را پيدا كردم و بعد به قم انتقال پيدا كردم و اين توفيق از من سلب شد.



 

عشق همه‌ی مظلومان تاریخ را دفن کردیم
در همین لحظه به وسیله‌ی بی سیم به احمدآقا پیغام دادند که «آقای ناطق می‌گوید یک هلی کوپتر بفرستید.» کسی آن جا بود که گفت: «در این شلوغی، هلی کوپتر نمی‌تواند بنشیند.» گفتم: «به احمد آقا بگویید، من تجربه‌ی 12 بهمن را دارم که هلی کوپتر در آن شرایط بین جمعیت نشست.» مدتی طول کشید تا هلی کوپتر بیاید. من هم چنان خود را...

 يكي از كساني كه در ماجراي تدفين حضرت امام حضور داشت و كارها را به جد انجام مي‌داد حجت‌الاسلام و المسلمين ناطق نوري بود. ايشان شرح ماجرا را كه در كتاب خاطرات‌ش كه به همت مركز اسناد انقلاب اسلامي منتشر شده است چنين مي‌گويد:

«زمانی که حضرت امام در بیمارستان بستری شده بودند، چند دفعه‌ای به عیادتشان رفتم تا این که امام به رحمت خدا رفت. دو سه روز، جنازه‌ی ایشان در مصلی بود، روزی که قرار بود امام را تشییع کنند به مسؤولین، از جمله من، کروکی بهشت زهرا را داده بودند که بتوانند وارد شوند. عجیب است، دو حادثه‌ی مهم که هر دو برای من اتفاقی بود؛ یکی حضور در مراسم استقبال امام و دیگری مراسم خاکسپاری ایشان. بعد از این که نماز امام را مرحوم آیت‌الله گلپایگانی خواند و تکبیر آخر نماز تمام شد، جمعیت به سمت جنازه‌ی امام هجوم آوردند. به ذهنم آمد که به آن سمت نروم و خودم هم نمی‌دانم که چه کسی این را به من گفت. با سرعت به طرف بهشت زهرا رفتم، محافظین گفتند: «حاج آقا! کروکی منطقه‌ی بهشت زهرا دست همراهمان نیست»، گفتم: «عیبی ندارد، ما داخل جمعیت می‌رویم.» به بهشت زهرا که رسیدیم، نمی‌دانستیم کجا برویم، داخل جمعیت شدیم. مردم اطراف ماشین ریختند و اظهار ارادت می‌کردند. گفتم بگذارید ما هم با شما منتظر باشیم تا جنازه‌ی امام را بیاورند. در همین منطقه که امام دفن شد، به وسیله‌ی کانتینر، محوطه را محاصره کرده بودند، پاسدارانی که بالای کانتینرها بودند، وقتی مرا داخل جمعیت دیدند، اشاره کردند که بیا بالا. دست مرا گرفتند و به بالا آمدم. در داخل محوطه‌ای که برای دفن امام آماده شده بود، جایگاهی هم برای مهمانان درست کرده بودند که دیدم حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی و جمعی دیگر از آقایان قم آن جا نشسته‌اند.

من هم به عنوان کسی که می‌خواهد در مراسم شرکت کند، پهلوی آقایان نشستم. جمعیت از بالای کانتینر و کانکس به داخل می‌پریدند، دیدم که اوضاع خیلی به هم ریخته است. برای این که نمی‌توانستم این بی نظمی‌ها و بی برنامگی‌ها را ببینم، به اداره کردن آن جا مشغول شدم و با داد و فریاد یک مقداری نظم دادم.

ناگهان دیدیم که هلی کوپتر حامل پیکر مطهر امام و چند هلی کوپتر دیگر آمدند. امام را داخل تابوت گذاشته بودند و یک پارچه سفیدی هم رویش کشیده بودند. پس از آن که دسته‌های تابوت از هلی کوپتر بیرون آمد، جمعیت هجوم آورد، کانتینرها را له کردند و کنار ریختند. مردم تابوت امام را از دست آقای سراج و آْقای انصاری و بقیه‌ی آقایانی که همراه این‌ها بودند گرفتند. آقای سراج گریه کنان به طرف من آمد و گفت: «آقای ناطق جنازه را مردم گرفتند.»

من هم با عصبانیت گفتم: «این طوری جنازه را می‌آوردند؟» آقای انصاری هم در شلوغی رفت بالای کانتینر و می‌خواست با بلندگو مردم را ساکت کند، اصلا هیچ بلندگویی آن جا اثر نمی‌کرد. مردم جنازه را به دست گرفتند، گاهی جنازه در داخل مردم گم می‌شد.

من خیلی عصبانی شدم پاسدارها را صدا زدم و گفتم: «شماها خیلی بی عرضه هستید، سعی کنید و جنازه را از دست مردم بگیرید.» دیدم اصلا این بچه‌ها هم خودشان را باخته‌اند. خلاصه خودم دست به کار شدم، عبا را به سمتی پرت کردم. محافظین و اخویم و فرزندم مصطفی ممانعت می‌کردند که آخر با این همه جمعیت، از دست تو کاری ساخته نیست. خلاصه رفتم جلوی یک ماشین آمبولانس که در آنجا بود و به کمک بچه‌های سپاه با آمبولانس توی جمعیت رفتیم، چون نگران بودم بدن امام از این تابوت زنبقی که هیچ حفاظتی نداشت، زیر دست و پا بیفتد و هتک حرمت بشود.

پس از این که آمبولانس نزدیک جنازه‌ی امام آمد، جنازه را از دست مردم گرفتیم و روی سقف آن گذاشتیم نزدیک قبر آوردیم مردم مجددا ریختند و جنازه را گرفتند و باز اوضاع به هم ریخت. پس از مدتی و در عین ناباوری دیدم تابوت نزدیک کانتینری می‌شد که من در آن بودم و من دستم را دراز کردم و به چوب تابوت رساندم. خداوند در همان لحظه یک نیرویی به من داد و توانستم جنازه را از مردم بگیرم و به طرف کانتینر ببرم. مجددا مردم ریختند، جوانان بی هوش شده بودند و مثل ابر بهاری گریه می‌کردند. جوانی محاسن امام را گرفته بود و از داخل تابوت بالا آورده بود که ببوسد، هر چه می‌زدند روی دستش که ول کند، او رها نمی‌کرد می‌گفت: « همین جا مرا بکشید، من امام را رها نمی‌کنم»، مردم کفن امام را بردند. جالب این که از سینه تا زانوی کفن حفظ شده بود و من عبایم را روی بدن امام انداختم و خودم را روی تابوت انداختم که مردم زیاد شلوغ نکنند. حضرت امام پاسداری داشت به نام آقای «بابایی» که بشدت گریه می‌کرد. آمد که امام را ببوسد، محکم زدم تو صورتش که بعدا از او عذرخواهی کردم.

جمعیت هم چنان فشار می‌آورد به طوری که کانتینر دیگر داشت له می‌شد، یک لحظه همان جا فکر کردم که اگر تابوت روی من له شود و بمیرم بهترین افتخار است و هیج نگران نبودم. در همین لحظه به وسیله‌ی بی سیم به احمدآقا پیغام دادند که «آقای ناطق می‌گوید یک هلی کوپتر بفرستید.» کسی آن جا بود که گفت: «در این شلوغی، هلی کوپتر نمی‌تواند بنشیند.» گفتم: «به احمد آقا بگویید، من تجربه‌ی 12 بهمن را دارم که هلی کوپتر در آن شرایط بین جمعیت نشست.» مدتی طول کشید تا هلی کوپتر بیاید. من هم چنان خود را روی تابوت انداخته بودم و جمعیت هم فشار می‌آورد. خداوند توان عجیبی به من داده بود، هلی کوپتر نزدیک کانتینر در میان جمعیت نشست و آمبولانس بین ما و هلی کوپتر قرار داشت. به آقای سراج گفتم تو به داخل هلی کوپتر برو و خودم نیز روی سقف آمبولانس پریدم و داخل هلی کوپتر رفتم. گفتم: تابوت را هل بدهید، دسته‌ی تابوت را خودم گرفتم، وسط دو تا دسته‌ی تابوت، سر چند نفر گیر کرده بود. هر چه می‌گفتم سرتان را پایین بکشید، فشار جمعیت نمی‌گذاشت، بالاخره با پایم روی سر آن‌ها فشار دادم. یکی رفت پایین، جا باز شد. بقیه هم سرشان را بیرون کشیدند.

آقای فیروزیان، یکی از محافظ‌هایم، خواست به داخل هلی کوپتر بیاید، او را پایین انداختم. یکی دیگر از محافظین، زمانی که هلی کوپتر بلند شد به هلی کوپتر آویزان شده بود و پرت شد. البته هنوز خیلی از زمین فاصله نگرفته بود.

خلاصه با هزار زحمت، هلی کوپتر بلند شد به در منظریه نزدیک جماران نشست. پیغام دادیم آمبولانس آمد و جنازه‌ی امام را به سردخانه بیمارستان جنب بیت امام بردیم. در آن لحظه، عمامه و عبا نداشتم و با قبا وراد حیاط شدم. احمد آقا و بقیه‌ی آقایان نشسته بودند. تا احمد آقا مرا دید، شروع به گریه کردن کرد و گفت:‌ «آقای ناطق، همین صحنه را در روز ورود امام از تو دیدم، بدون عمامه و عبا تو به داد امام رسیدی، امروز هم تو به داد ما رسیدی، اما با یک فرق که آن روز محاسنت مشکی بود، امروز محاسنت سفید است.» خیلی منقلب شدم و نشستم یک مقدار گریه کردم و آرام شدم، گفتند: «حالا باید چه کار کنیم.» احمد آقا گفت: «هر چه آقای ناطق می‌گوید عمل کنید.» گفتم: «حاج احمد آقا، آخر آدم جنازه‌ی امام را در یک تابوت زنبقی می‌گذارد» و سپس گفتم: «سه تا تابوت و سه تا هلی کوپتر می‌خواهیم. داخل یکی امام را می‌گذاریم – دو تای دیگر هم خالی باشد که اگر جمعیت شلوغ کردند آن تابوت‌های خالی را دست مردم می‌دهیم تا مراسم خاکسپاری حضرت امام تمام شود.»

آقای دکتر طباطبایی برادر خانم احمد آقا، که آن موقع شهردار تهران بود، دستور داد سه تا تابوت آوردند. یکی تابوت فلزی و مجهز بود و دو تا هم خالی.

بعد از ظهر خبر دادند که آقای نوری که آن موقع وزیر کشور بود، دستور داده و نیروهای انتظامی آن جا را سامان داده و یک تقسیم کار شده است. جنازه‌ی امام را به بهشت زهرا آوردیم و امکان استفاده از این طرح نشد. منتها خود بچه‌هایی که مسؤول انتظامات بودند، نظم آن جا را به هم زدند. خلاصه تابوت امام را کنار قبر آوردیم. آقای کفاش زاده آمده بود که امام را ببوسد، محکم زدم توی سرش. خودم رفتم داخل قبر و پاها را دو طرف لحد گذاشتم، وقتی آقای حاج آقا رضا اربابی که غسال و دفن کننده‌ی علما است، آمد که تلقین امام را بخواند، من دست‌هایم را به دو طرف قبر گذاشتم تا ایشان تلقین بخواند. جمعیت ریختند، چون داشتند آمال و آرزهای همه‌ی ما را دفن می‌کردند عده زیادی روی دست من غش کردند. به آقای اربابی که داشت مستحبات دفن را انجام می‌داد، گفتم: «آشیخ من دارم می‌میرم بسه دیگه». آخرین کسی که امام را بوسید و بیرون آمد، ایشان بود. خیلی نگران حال ایشان بودم. با زحمت سنگ آوردند و لحد را با کمک آقای «رضا گنجی» که از محافظین است، گذاشتم و عشق همه‌ی ملت ایران و مظلومان تاریخ را دفن کردیم. خیلی سخت گذشت، در اثر ازدحام نمی‌توانستم بیرون بیایم، مردم ریختند خاک قبر امام را به عنوان تبرک بردند، کفش‌هایم هم زیر خاک رفت و هیچ کس هم نبود به دادم برسد. داشتم خفه می‌شدم که با خود گفتم: «تقدیرم این است که با امام بمیرم» در یک لحظه زندگی‌ام را مرور کرده و دیدم که هیچ مشکلی ندارم؛ همین لحظه روزنه‌ای پیدا شد و من از زیر پای جمعیت خودم را نجات دادم، تلویزیون که مراسم را مستقیم پخش می‌کرد، عده‌ای از دوستان داخل قبر رفتنم را دیده بودند ؛ اما بیرون آمدنم را ندیده بودند و نگران شده بودند.

بدون کفش و عبا و عمامه به گوشه‌ای رفتم. شهید صیادشیرازی آمد مرا یک کمی باد زد. با هلی کوپتر به دانشگاه افسری آمدیم و از آن جا هم با اتومبیل و بدون کفش به منزل آمدم. در منزل هیچ کس نبود، بعدا که خانواده آمدند، همسرم آن لباسی که خیلی خاکی بود را به عنوان تبرک برداشت و پنهان کرد...»


 
 

رئيس‌جمهور: متحد و یك دل پشت سر رهبری عزیز و ولایت فقیه ایستاده‌ایم
رئيس‌جمهور: متحد و یك دل پشت سر رهبری عزیز و ولایت فقیه ایستاده‌ایم

سخنرانی رئیس​جمهور دقایقی پیش در مراسم شب سالگرد بیست ودومین ارتحال امام خمینی در حرم امام (ره) با طرح آخرین مواضع احمدی نژاد به پایان رسید.

به گزارش خبرآنلاین، سخنرانی محمود احمدی​نژاد از سوی شبكه​های سیما با تاخیر و غیرمستقیم پخش شد اما رادیو ایران سخنان رئیس جمهور را به طور مستقیم منعكس كرد.

رئیس جمهور با بیان اینكه بیست و دو سال از فراق امام راحل و رحلت امام عزیز می گذرد لیكن امروز نام، یاد و راه او برجسته تر، روشن تر و زنده تر فرا روی جامعه بشری قرار دارد، افزود: ابعاد حركت و انقلاب امام خمینی(ره) هر روز گسترده تر می شود. به رغم صف بندی همه مستكبران و شیاطین عالم و همه شیطنت های آنان، اهداف و آرمانهای امام جهانی می شود.

گزیده سخنان محمود احمدی نژاد به این قرار است:

انسان​ها از هر قوم و مللی به دور از رنگها و سلایق، هر روز با امام احساس اشنایی و علاقه ی بیشتر می كنند و امام خمینی(ره) را از خودشان و خودشان را از امام می دانند.

 
سوال اساسی این است كه علت زنده بودن و عظمت امام خمینی (ره) پس از 22 سال چیست كه اگر بخواهیم به این سوال در یك كلمه پاسخ دهیم باید بگوییم امام انسانی بود كه حقیقت انسانی را شناخت.

امام با اشرافی گری بویژه اشرافی گری مسئولین مخالف بود. امام هرگز اشرافی گری را به رسمیت نشناخت.

برخی استكان چای حاج آقا مصطفی را آب می​كشیدند تا به امام فشار بیاورند.

مهمترین آموزه امام، احیای اندیشه ولایت و امامت است. خداوند متعال برای تحقق عدالت كامل ولایت انسان كامل را به بشریت هدیه كرده است. ولیكن بشریت باید تلاش و مجاهدت كند و به او برسد و ولایت اش را مستقر كند. پایه این ولایت عشق و ماموریت اش اجرای عدالت است. این ولایت از ولایت الهی سرچشمه می گیرد و سلسله مراتب از صادر اول تا امام عصر(عج) ادامه دارد. امام عزیز ما با طرح تئوری ولایت فقیه و استقرار آن راه شناختن و رسیدن به ولایت الهی را ترسیم كرد و جامعه ما را در این مسیر روحانی هدایت كرد. این مهم ترین كار امام است. اما در خدمت شما می خواهم به شرایط امروز جهان اشاره كنم.

بزرگترین طاغوت های تاریخ تنها بر منطقه ای از دینا حاكم بودند. بخشی از مردم را تحت ظلم قرار می دادند. اما به مستكبران امروز نگاه كنید. دایره سلطه آن ها همه دنیا را در بر گرفته است. اگر كشتارهای طول تاریخ مستكبران را جمع بزنید به یك دهم كشتارهای این ها نمی رسد. كدام ملت است كه از آزار و اذیت و توطئه و چپاول این ها در امان باشد.

مع الاسف در برخی از جاها، برخی به اصطلاح عالمان خواسته های مستكبران را به زبان بومی ترجمه كرده و جا می اندازند. امروز شما به كشورهای آفریقایی، آمریكای جنوبی سفر كنید. در اكثر آن ها فقر موج می زند. من به كشورهایی سفر كردم كه از ذخایر معدنی سرشار اند اما در خیابان ها مردم پابرهنه و گرسته اند. فقر، بی سوادی، عدم بهداشت است. در بسیاری از شهرها و روستا ها آب سالم و آشامیدنی نیست. اما هم زمان سرمایه داران آمریكایی و اروپایی تمام آن معادن را غارت می كنند و می برند و حتی یك درصد از آن ها را در اختیار ملت ها قرار نمی دهند.

بحث سیطره دلار بر اقتصادی جهانی مطرح است. بعد از جنگ دوم جهانی قراردادی به نام برتن ورز بسته شد. در این قرارداد كشورها پذیرفته اند كه دلار پول جهانی شود. رابطه تجارت و معادلات بین الملی شود. اما برای جلوگیری از چاپ دلارهای تقلبی دولت آمریكا متعهد شد كه به ازای چاپ دلار طلا ذخیره كند. در سال 71 میلادی دولت آمریكا یك جانبه این قرارداد را زیر پا گذاشت. دولت های متوالی آمریكا كسری بودجه ها، هزینه های لشكركشی خود را با چاپ دلارهای تقلبی و بدون پشتوانه قرار دادند.

امام علی(ع) فرمود در هیچ كجا ثروت انباشته ای نمی بینی مگر اینكه در كنار آن حق تضعیف شده ای از مظلومین ببینی. ما آدم داریم كه دو هزار میلیارد دلار ثروت دارد. از كجا آمده است؟! حاصل غارت ملت ها است. جنگ می كنند ولی خرج اش را از كجا می آورند. پنجاه تومان خرج می كنند و یك كاغذ چاپ می كنند و روی آن می نویستند صد دلار و آن را به كشورهای دیگر می دهد و جنس می خرند.

آنها برای نجات رژیم جعلی صهیونیستی و خودشان، طراحی​هایی چون 11 سپتامبر را انجام دادند و مثل ماجرای هولوكاست اجازه تحقیق درباره آن را نمی​دهند. آنها این بهانه را برای نجات اقتصاد خودشان دارند كه اول افغانستان، بعد عراق و بعد ایران را در دستور كارشان داشتند اما با هوشیاری ملت و رهبری ما شكست خوردند.

هنوز برنامه آمریكا تغییر نكرده است. اوباما هم ماسك حمایت از حقوق ملت​ها را به چهره زده اما هدفش نجات رژیم صهیونیستی و نجات رژیم سرمایه داری است. اما در پایان راه است.

حكومت عدالت وعده همه انبیاء و امام و نقطه آزاد خدایی شدن است كه میعاد همه فطرت ها و جان های الهی و تئوری حقیقت است. این جایگزین تئوری های سرمایه داری و مادی گرایی است.

می خواهیم با امام تجدید بیعت كنیم كه تا آخر و تا آخرین قطره خون از میراث گران قدر امام پاسداری خواهیم كرد و با خوی اشرافیت كه خطر اصلی در درون است مبارزه كنیم. عهد می بنیدم كه از فشار و تهمت وجو سازی های بین المللی نهراسیم و تا آخر پای مطالبات انقلاب می ایستیم.

ای امام بدان كه با همه ملت، متحد و یك دل پشت سر رهبری عزیز و ولایت فقیه ایستاده ایم. ای امام اندیشه پاكی و ساده زیستی را پاس خواهیم داشتو در راه ساختن ایران و بر پایه جامعه​ای الگو و پیشرفته تا آخر از پای نخواهیم نشست.

ای امام همه یاران تو در تمامی جهان برای برافراشتن پرچم عدالت و پرچم لا اله الا الله راهت را ادامه خواهند داد و لحظه ای از پا نخواهند نشست.



 

امام مردي از جنس انبياي الهي بود
رئيس جمهور در مرقد بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران:
امام مردي از جنس انبياي الهي بود

 رئيس جمهور با بيان اينكه امام راحل مردي از جنس انبياي الهي بود، گفت: امام (ره) آمد و انسان‌ها و بشريت را دعوت به راه انبياء كرد.


به گزارش خبرگزاري فارس از جنوب استان تهران، محمود احمدي‌نژاد دقايقي پيش و در آستانه بيست و دومين سالگرد ارتحال امام خميني(ره) در جمع زائران و مجاوران و عاشقان آن عزيز سفر كرده كه از جاي جاي ايران اسلامي در قالب كاروان‌هاي زيارتي راهي حرم مطهر آن امام عظيم‌الشأن شده‌اند، اظهار داشت: در سايه عدالت همه استعدادها فرصت بالندگي پيدا مي‌كند و پس از عدالت است كه عشق و محبت و رحمت در جامعه ايجاد مي‌‌شود.
رئيس جمهور استقرار عدالت را نيازمند دو عامل توحيد و مديريت صالح دانست و گفت: توحيد و انديشه توحيدي و مديريت صالح و عدل دو عامل تحقق استقرار عدالت هستند. و استقرار توحيد هم متوقف در حاكميت صالح و عادل است.
وي با بيان اينكه تحق واقعي عدالت فقط در سايه استقرار انديشه توحيدي تحقق پذير است، عنوان كرد: شرك بزرگترين ظلم است و محال است در سايه ظلم عدالت بوجود بيايد.
احمدي‌نژاد در ادامه مديريت صالح و عادل را مورد اشاره قرار داد و گفت: مديريت انسان بر انديشه و تمايلاتش بايد عادلانه باشد. انساني مي‌تواند الهي شود كه درون خود به يك سري اعتدال رسيده باشد. از نژاد و رنگ و جغرافياي منش خود عبور كرده باشد.
رئيس جمهور اضافه كرد: چنين انساني در اعتدال است و رسيدن به اين نقطه فقط و فقط در سايه انديشه توحيدي است. به همين دليل است كه فرياد نخست پيامبران توحيدي لاالله الا اله‌الله و توحيد است، همه ارزش‌هاي الهي در سايه توحيد است و اين رمز كمال و عدالت است.
وي تاكيد كرد: بدون حاكميت انسان‌هاي صالح و عادل امكان استقرار عدالت در جامعه خوب وجود ندارد. در طول تاريخ همه ظلم‌ها و تحقيرها و فاصله‌ها از ناحيه حاكمان ظالم و فاسد بوده است.
احمدي‌نژاد بيان داشت: همه پيامبران آمده‌اند كه انسان را شكوفا كنند و انسان را از زمين به بالا بكشند و حاكمان صالح بر انسان‌ها حكومت كنند. پيامبران آمدند تا انسان را تا اوج عزت و خود خدا بالا ببرند.
رئيس جمهور با بيان اينكه امام راحل مردي از جنس انبياء الهي بود،‌گفت: امام خميني (ره) كسي بود كه به راه انبياء دعوت مي‌كرد او از قلب تاريخ آمد و انسان‌هاي محروم و بشريت را دعوت به راه انبياء كرد. او احياگر انسانيت انسان‌ها بود. از همه حجاب‌ها عبور كرد و الهي شد.
رئيس جمهور عنوان كرد: امام با نور خدا مي‌ديد و عمل مي‌كرد و جان‌ها را زنده مي‌كرد. وقتي انسان الهي شد در قلب جهانيان نفوذ مي‌كند.
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم خرداد 1390ساعت 9:21  توسط   | 

شرح روايتي از امام باقر‌(ع) در کلام رهبری

 

رهبر معظم انقلاب در بيان شرح روايتي از امام باقر‌(ع) به تبيين صفاي ميان شيعيان پرداختند.

معظم‌له با اشاره به روايت مذکور در کافي ج2 ص174 بيان داشته‌اند: «قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع أَ يَجِي‏ءُ أَحَدُكُمْ إِلَى أَخِيهِ فَيُدْخِلُ يَدَهُ فِي كِيسِهِ فَيَأْخُذُ حَاجَتَهُ فَلَا يَدْفَعُهُ فَقُلْتُ مَا أَعْرِفُ ذَلِكَ فِينَا فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع فَلَا شَيْ‏ءَ إِذاً قُلْتُ فَالْهَلَاكُ إِذاً فَقَالَ إِنَّ الْقَوْمَ لَمْ يُعْطَوْا أَحْلَامَهُمْ بَعْد».

فى الكافى، عن الباقر(عليه‌السّلام)؛ «أيجى‌ء احدكم الى اخيه فيدخل يده فى كيسه فيأخذ حاجته فلا يدفعة». حضرت امام محمد باقر(عليه‌السّلام) از يكى از اصحابشان سؤال مي‌كنند - «كه اين مقدمه ديگر ذكر نشده كه آن صحابى كه بود و چه سؤالي كرده بود و از كجا آمده بود؛ اينها ديگر توى اين روايت نيست» - كه آيا در آنجائى كه شما هستيد، وضعيت اينجورى است كه يكى از شماها دستش را توى جيب برادر دينى‌اش بكند و هر چه كه لازم دارد، از توى جيب او بردارد، او هم ناراحت نشود؟ به اين حد رسيده‌ايد كه جيبتان براى همديگر رايگان باشد؟

مرحوم حرزالدين نقل مي‌كند كه «شيخ خضر» هم عصر مرحوم كاشف‌الغطاء، از علماى بزرگ بود و خيلى مورد توجه مردم قرار داشت. مي‌گويد در روز عيد، مردم نجف و عشاير و آنهايي كه به شيخ خضر علاقه داشتند، منزل او آمدند و هدايايي آوردند - پول آوردند، طلا آوردند - و همين طور جلوى ايشان مي‌گذاشتند و ايشان هم آن پولها و طلاها را جلوى دستش گذاشته بود و همان طور روى هم كوت (انباشته) شده بود. بعد شيخ جعفر كاشف‌الغطاء آمد. (معلوم مي‌شود آن وقتها هنوز شيخ جعفر به مقام رياست نرسيده بود).

ايشان آمد و نشست و چشمش به اين پولها و طلاها افتاد. بعد يواش‌ يواش نزديك ظهر شد و مردم رفتند. شيخ جعفر بلند شد گوشه‌ى عبايش را پهن كرد و اين طلاها و پولها را گوشه‌ى عبايش ريخت و گفت، خداحافظ شما، و رفت! شيخ خضر هم نگاهى كرد و چيزى نگفت؛ كأن لم يكن شيئاً مذكورا!

حالا اين قصه‌اى كه نقل كردم، دنباله هم دارد، كه دنباله‌هايش باز از اين جالبتر هم هست.

به هر حال حضرت سؤال مي‌كنند كه در اموال شخصى، شما اينجور هستيد كه مثلاً قبايتان را آنجا آويزان كرده‌ايد، رفيقتان مى‌آيد دست مي‌كند توى جيب قباى شما و يك مقدار پولى كه لازم دارد، برمي‌دارد و بقيه‌اش را آنجا مي‌گذارد و بعد راه مى‌افتد مي‌رود، به شما هم اصلاً برنخورد و ناراحت نشويد؟ چنين وضعى بين شما هست؟ «فقيل ما اعرف ذلك فينا». آن راوى گفت كه در بين خودمان اينجور، وضعى نيست. «فقال فلا شى‌ء اذاً»؛ فرمود: پس هنوز خبرى نيست، هنوز چيزى نيست.

من اينجا اين حاشيه را اضافه كنم كه اين مربوط به زمان امام باقر(عليه الصّلاة و السّلام) است. در آن زمان، شيعه تدريجاً داشت شكل مي‌گرفت. بعد از حادثه‌ى عاشورا، در ظرف اين 33 سال، 34 سالى كه دوران امام سجاد(عليه الصّلاة و السّلام) بود، تدريجاً و يواش‌يواش مردم جمع مي‌شدند؛ چون بعد از حادثه‌ى عاشورا، آن شدت عملى كه به خرج داده شده بود، شيعه را متفرق كرد؛ بعضى‌ها برگشتند، بعضى‌ها منصرف شدند، بعضى‌ها از ولايت اهل بيت پشيمان شدند؛ هر كسى به يك طرفى رفت. در اين 34 سال، يواش‌يواش مردم جمع شدند.

در زمان امام باقر(عليه الصّلاة و السّلام) مردم بيشتر جمع شدند. مردم تدريجاً در شهرها، در نقاط مختلف، نزديك و دور، جمع مي‌شدند. اين مربوط به آن وقت است كه حضرت مي‌خواهند بگويند، اين كانونهاى تشيع را بايد در سرتاسر دنياى اسلام اينجورى تشكيل دهيد، اينجور با هم باصفا باشيد.

حضرت وقتى فرمودند «فلا شى‌ء» - هنوز هيچ خبرى نيست؛ آنى كه بايد بشود، نشده است - آن طرف ترسيد؛ «قيل فالهلاك اذاً؟». «هلاك» در اينجا و در خيلى جاهاى ديگر به معناى مردن نيست؛ به معناى بدبخت شدن است: يعنى پس ديگر بدبخت شديم آقا؟ ديگر هيچى نيست؟ «فقال انّ القوم لم‌يعطوا احلامهم بعد». «احلام» در اينجا جمع «حلم» است. ماده‌ى «حَلُمَ يَحلُمُ» به معناى حلم ورزيدن است؛ با «حَلَمَ يَحلُمُ» كه به معناى رؤيا و اضغاث احلامى كه در قرآن هست، تفاوت دارد؛ آن از باب نَصَرَ يَنصُرُ است، حَلَمَ يَحلُمُ است؛ اين از باب شَرُفَ يَشرُفُ است؛ حَلُمَ يَحلُمُ. اينجا احلام جمع حلم است. پس هنوز به آن بردبارى و آن ظرفيت لازم نرسيده‌ايد.

بنابراين به معناى هلاك نيست كه بگوئيم نابود شديد، عذاب خدا گريبان شما را گرفت؛نه، به معناى اين است كه هنوز آن ظرفيت لازم را پيدا نكرده‌ايد.



اظهارات سردار نقدی در مورد فرقه منحرف

سردار محمدرضا نقدي در حاشيه نشست با فعالان فرهنگي استان لرستان در جمع خبرنگاران در خرم‌آباد در خصوص جريان انحرافي گفت: جريان انحرافي بي‌ريشه و بدون پايگاه اجتماعي است، از اين رو جرياني نيست كه بسيج براي مقابله با آن برنامه‌ريزي داشته باشد.


 وي افزود: عده‌اي فكر مي‌كنند با اين كارها مي‌توانند به نظام ضربه بزنند اين در حالي است كه نظام به اين موضوعات پوچ و بي‌ارزش اهميت نمي‌دهد.


رئيس سازمان بسيج مستضعفين با اشاره به برنامه‌هاي بسيج در زمينه تقويت بازار صادرات‎محور گفت: با كمك بسيج اصناف، برنامه‌هايي در زمينه آموزش بازرگانان و تجار براي تقويت بازارهاي صادرات‎محور برگزار مي‌كنيم.

سردار نقدي اظهار داشت: سازمان بسيج براي فرهنگ‌سازي مصرف كالاهاي داخلي برنامه‌ريزي كرده است.

رئيس سازمان بسيج مستضعفين كشور گفت: در حال حاضر بازار داخلي از كالاهاي وارداتي اشباع شده كه اگر جلوي اين واردات بي‏رويه را بگيريم، كمك بزرگي به اشتغال كشور مي‌شود، به نحوي كه اگر از هر يك ميليارد دلار واردات به كشور جلوگيري شود، نزديك به ۲۰۰ هزار شغل ايجاد مي‌شود.

سردار نقدي به برنامه‌هاي اين سازمان در زمينه اشتغال‌زايي جوانان اشاره كرد و اظهار داشت: چگونگي شكل دادن به واحدهاي تخصصي كار، آموزش نحوه ايجاد شركت‌هاي تعاوني، چگونگي جذب منابع مالي، مهارت آموزي و ارائه برنامه‌هايي براي كمك به آموزش فني و حرفه‌اي در مناطق روستايي و عشايري از جمله اين برنامه‌ها است.


 

رهبر معظم انقلاب هدايت كننده كشور به سوي كمال است

نماينده ولي فقيه در استان چهارمحال بختياري با بيان اينكه بعد از امام، خداوند نعمت وجود آيت‌الله خامنه‌اي را نصيب ما كرد، گفت: ايشان امروز بخوبي اين كشور را به سوي كمال هدايت مي‌كنند..


 آيت الله محمدرضا ناصري كه 15 سال در نجف و پاريس همراه امام (ره) بوده است به عنوان سخنران پيش از خطبه‌هاي نماز جمعه امروز تهران، با اشاره به روايتي از پيامبر گرامي اسلام به تشريح ابعاد شخصيتي امام خميني (ره) پرداخت.


وي با تاكيد بر اينكه دراين فرصت‌هاي كوتاه نمي‌توان ابعاد شخصي امام(ره) را تشريح كرد، اظهار داشت: امروز مردم جهان و ايران، امام خود را به خوبي مي‌شناسند، اما بايد هر چه بيشتر شخصيت والاي امام را براي نسل‌هاي جديد تبيين كرد.

نماينده ولي فقيه در استان چهارمحال بختياري گفت: در مسير دنيا و حركت استكباري آن اينطور تلقين كرده‌اند كه براي پيشرفت و ترقي بايد متكي به يك قدرت بود، امروز حتي برخي كشورها در اين توهم هستند كه بايد به آمريكا متكي باشند و حتي نهضت‌هاي اسلامي را هم به اين باور رسانده بودند. در نجف با اعضاي برخي از گروه‌هاي مسلمان كه كمابيش يك حركت‌هاي اسلامي را شروع كرده بودند مباحثه و مناظره مي‌كرديم، آنها مي‌گفتند بايد متكي به يكي از قدرت‌ غرب و شرق باشيم.

آيت الله ناصري ادامه داد: امام در برنامه‌هاي نهضت اسلامي و در مسير حق خود، خداوند را تكيه گاه قرار داد و پايه‌هاي تفكر اتكا به شرق و غرب را فرو ريخت. امام هيمنه ابرقدرت‌هاي را شكست، و اتكا به خداوند را جايگزين كرد.

وي ادامه داد: يكي از ويژگي‌هاي امام اين است كه مبدا تمام حركات، مي‌انديشه ها و اعمال خود را از جانب خدا مي دانستند.

امام جمعه شهركرد با بيان اينكه شاقول و ترازو در اعمال امام "خداوند " بود، گفت: امام خوديت و منيت خود را از بين برده بود، به برخي از مبارزان زندان رفته و برخي از مبارزان مي‌گفتند اگر به خاطر من حركت كرده‌ايد، من پاداشي براي شما ندارم، ولي اگر براي خدا حركت كرده‌ايد خداوند شما را اجر و پاداش خواهد داد، همه چيز بايد براي رضاي خدا باشد.

آيت الله ناصري افزود: همه هم و غم‌ امام در نجف اين بود كه نهضت به پيش برود و به پيروزي برسد، امام(ره) به برخي از بزرگان گفتند اگر شما حركت كنيد من دنباله رو شما خواهم بود، چراكه امام دنبال خوديت و منيت و مرجعيت خود نبود، اما چون آنها حركت نكردند، خود امام بر اساس تكليف وارد ميدان شد اما هيچگاه دنبال نام و نشان و مرجعيت نبود.

وي يادآور شد: امام در شهادت حاج آقا مصطفي اجازه نداد درباره او صحبتي شود، اما وقتي اتفاقي براي يكي از مبارزان در جريان نهضت مي‌افتاد، تاكيد داشتند كه حتما به خانواده او رسيدگي و كار او پيگيري شود.

نماينده ولي فقيه در استان چهارمحال بختياري افزود: امام اجازه نمي‌دادند به دليل اينكه مردم ايران در سختي هستند، كولر در گرماي نجف برايشان نصب شود، بنابراين رهبر وقتي حركت خدايي داشت و مسير او الهي شد، اينگونه رفتار مي‌كند. امام (ره) با همه اين سخن‌ها گفتند من از زحمات اين مردم شرمنده‌ام و با همه ايثاگري‌ها اينگونه مردم داري داشتند، در حالي كه عده‌اي به عنوان ابزار براي پيشرفت كاري خود از مردم استفاده مي‌كنند، امام مردم را به عنوان بندگان خدا مي‌نگريست و لذا به همه آنها عشق مي‌ورزيد. حتي امام در برابر اهانت‌هاي برخي نسبت به خود، براي آنها دعا مي‌كرد.

آيت الله ناصري در پايان تاكيد كرد: بعد از امام خداوند، نعمت وجود آيت‌الله خامنه‌اي را به ما داد و تمام رشته‌هاي دشمنان را از هم پاشيد. امام در باره مقام معظم رهبري گفته‌اند كه ايشان لياقت و شايستگي رهبري را دارند. لذا امروز بعد از امام اين كشور پرتلاطم را به سلامت به سوي كمال هدايت مي‌كنند و اين بركت رهبري آيت‌الله خامنه‌اي است.

 

سرزنش جريان انحرافي توسط حاميان فتنه «فرار رو به جلو» است

رئيس شوراي مركزي قرارگاه عمار گفت: نقد و ملامت فعلي جريان فتنه و حاميان آن نسبت به جريان انحرافي «فرار رو به جلو» است و در واقع عزايي است كه در شكل سرور بيان مي‌شود.


 حجت الاسلام مهدي طائب  در خصوص اظهارات و سرزنش اخير حاميان فتنه نسبت به جريان انحرافي، گفت: بنده جريان انحرافي را با جريان اصلاحات يكي مي‌دانم و در واقع آنها دو لب يك قيچي براي سيستم خارجي هستند و ريشه اصلي اين دو به سازمان سيا بازمي‌گردد.


وي بيان داشت: در جريان فتنه عده‌اي به ابزار بودن خود آگاهي داشته و برخي نيز اين موضوع را نمي‌دانستند؛ كساني كه به اين امر واقف بودند امروز در برابر جريان انحرافي نه تنها خيلي اظهارنظر نمي‌كنند بلكه دچار افسردگي شده‌اند چرا آنها چنين انتظاري نداشتند.

* سرزنش جريان انحرافي توسط حاميان فتنه «فرار رو به جلو» است

حجت‌الاسلام طائب در ادامه افزود: اين افراد انتظار داشتند جريان اصولگرايي و احمدي‌نژاد از درون توسط جريان انحرافي به پوسيدگي، شكست و سقوط دچار شود تا از اين طريق عدم توانمندي اصولگرايان را ثابت كنند.

وي تأكيد كرد: بنابراين نقد و ملامت فعلي اين افراد نسبت به جريان انحرافي «فرار رو به جلو» است و در واقع عزايي است كه در شكل سرور بيان مي‌شود.

* حاميان فتنه انتظار داشتند جريان انحرافي در 6 سال گذشته مقابل رهبري مقاومت كند

اين كارشناس مسائل سياسي اضافه كرد: برخي از اين افراد گفته بودند ما انتظار داشتيم جريان انحرافي در مقابل رهبر انقلاب مقاومت كند اما فكر نمي‌كرديم 6 سال طول بكشد بنابراين بايد از‌ آنها پرسيد شما چرا چنين انتظاري داشتيد؟

وي گفت: حاميان فتنه از اول نسبت به جريان انحرافي آگاهي داشتند لذا انتظار آنها اين بود كه عملكرد فعلي جريان انحرافي ابتداي فعاليت دولت اصولگرا انجام شود و موفق هم باشد اما درايت رهبر معظم انقلاب و بصيرت مردم موجب شد جريان انحرافي 6 سال در زمين زدن رئيس جمهور و منحرف كردن وي ناكام بماند.

حجت‌الاسلام طائب بيان داشت: كساني كه در حال حاضر دست به سرزنش جريان انحرافي زده‌اند گمان مي‌كردند رئيس جمهور از مسير منحرف مي‌شود، استعفا مي‌دهد يا مجلس به عدم كفايت وي رأي مي‌دهد و آنها نيز مي توانند با هياهو به ميدان آمده و كانديدا معرفي كنند و حتي شكست اصولگرايان را اعلام كنند.

وي گفت: اين افراد در كمال تعجب ديدند كه هيچ اتفاقي نيفتاد و رئيس جمهور به فعاليت خود ادامه داد لذا مأيوسانه رو به جلو فرار مي‌كنند تا كسي متوجه نشود آنها يك جريان واحد بوده‌اند از اين‌رو نقدهاي مأيوسانه عليه جريان انحرافي ارائه مي‌دهند.

اين كارشناس مسائل سياسي تأكيد كرد: بنابراين حاميان فتنه كه امروز به سرزنش جريان انحرافي مي‌پردازند هم اين جريان را مي‌شناختند و هم با يكديگر همدست بودند.

* نوع فعاليت جريان انحرافي مانند مدل سيستم‌هاي جاسوسي است

وي گفت: سيستم‌ امنيتي بايد ببيند جريان انحرافي به كجا وابسته است؛ هر چند نوع كارهاي آنها نشان مي‌دهد، مدل جريان انحرافي مانند مدل سيستم‌هاي جاسوسي است.

اين كارشناس مسائل سياسي با اشاره به تكذيب هرگونه ارتباط جريان انحرافي با هاشمي رفسنجاني توسط دفتر وي،‌ اظهار داشت: تكذيب كردن اين ارتباط بسيار خوب است و همين امر نشان مي‌دهد كساني كه متوجه كارها هستند شباهت‌ها را پيدا كرده‌اند و با اينكه ارتباط مستقيمي ندارند، نوع اقدامات و اهداف آنها نشانگر نوعي همسويي بين جريان فتنه و جريان انحرافي است.

وي در خاتمه تأكيد كرد: بنده نمي‌گويم آقاي هاشمي با جريان انحرافي ارتباط داشته است چرا كه خود وي با آنها ارتباط ‌گيري نمي‌كند اما بايد ديد كدام حلقه اصلي به مهدي هاشمي كه در انگليس است و جريان انحرافي پناه داده است.

 

 

دستفروشی در نیمه شب

گروه گزارش-دستفروشی خیابانی در نیمه شب به عنوان پدیده ای جدید چند ماهی است که در نقاط مختلف کلانشهر تهران بیش از گذشته رواج یافته است و روز به روز به ویژه با نزدیک شدن به ایام نوروز رونق بیشتری می گیرد. آنها که نمی توانند شغلی مناسب برای تامین حداقل معاش خود بیابند، گاه به دستفروشی روی می آورند اما از آنجا که چندی است روزها اجازه و امکان انجام چنین کاری را نمی یابند، در انتهای شب در مرکزی گرد هم جمع می شوند تا روزی خویش را در شبانگاهان طلب کنند. بیشتر این افراد، جوانانی هستند که برخلاف آمال دوران نوجوانی و تحصیل خود، این شغل را برگزیده و ناخواسته به کسب و کار شبانه آنهم در حاشیه خیابانها کشیده شده اند. از این عده، شماری نیز روزها کاسبی کم رونقی دارند اما برای جبران آن، شبها نیز به فروشندگی اجناس خود در کنار خیابان می پردازند. فعالیت اینگونه افراد که برای تامین معیشت، ناچار شده اند بر خلاف طبیعت زندگی بشر و زندگی اغلب شهروندان، آغوش گرم خانواده را رها کرده و شب هنگام در هوای سرد زمستان به کار دستفروشی در زیر نور کم فروغ چراغ برق خیابانها و میادین روی بیاورند، معمولا از ساعت 22 شب به بعد، یعنی با کاهش نسبی ترافیک آغاز شده و معمولا تا ساعت دو بامداد بطول می انجامد. مرکز اصلی فعالیت چنین دستفروشانی در حال حاضر، میدان نبوت در شرق تهران، آریاشهر در غرب پایتخت، محله رودکی (سلسبیل)، خیابان ستارخان در غرب تهران،  امامزاده حسن (ع) در جنوب و چند نقطه مشابه دیگر به شمار می رود. ایجاد چنین بازارهای شبانه ای در واقع جای بازارهایی را گرفته است که پیش از این، روزهای تعطیل برگزار می شد اما مخالفت شهرداری با تداوم فعالیت بازارهای محلی روزانه، موجب شده است تا بازار شب جای روز را پر کند. خبرنگار ایرنا ساعت 23 و 30 دقیقه یک شب سرد زمستانی در ضلع شرقی میدان نبوت که برخی آن را به نام سابق آن یعنی هفت حوض می خوانند، به سراغ دستفروشانی رفت که شانه به شانه یکدیگر در ابتدای گلبرگ شرقی بساط پهن کرده بودند تا با فروش کالا، درآمدی بدست آورند. در این شب سرد، شهروندانی نیز بودند که بصورت خانوادگی یا به تنهایی در محل اجتماع دستفروشان حاضر شده بودند تا احیانا، به امید یافتن جنسی ارزانتر، خرید خود را در نیمه شب انجام دهند.
چاره ای جز دستفروشی نداریم


اگرچه حتی خود دستفروشان هم معتقدند دستفروشی یکی از شغل های کاذب جامعه شهری به حساب می آید، اما می گویند برای تامین مخارج زندگی خود و خانواده شان، چاره ای جز این کار ندارند. "موسی خاکی" جوانی 24 ساله و اهل روستایی در اطراف مشهد که در حاشیه میدان نبوت با فروش باقالی پخته روزگار می گذراند و شبهای سرد، به کاسبی او رونق بیشتری می دهد، در این باره گفت: "برای اینکه بتوانم پولی برای خانواده ام در شهرستان بفرستم، به این کار مشغول شده ام. من هم دوست دارم این وقت شب در خانه باشم و اینجا سرما را تحمل نکنم اما مجبورم برای کسب درآمد کاری بکنم." بر سر بساط دیگری روی زمین، عروسک های رنگارنگ به چشم می خورد. خرسهای تپل مپل صورتی رنگ با پاپیون، قورباغه هایی با پاهای درازتر از حد تصور و عروسکهایی دیگر. "سعید" 28 ساله،  فروشنده این عروسکهاست. او که ساکن غرب تهران است در مورد علت اشتغال به دستفروشی آن هم در پایان شب و ابتدای بامداد گفت: اگر شغل درست و حسابی داشتم که به این کار نمی پرداختم. با این کار هم به زحمت می توانم اجاره خانه ام را بدهم. او به طنز می گوید:"اگر بخواهم مشکلاتم را بگویم دفترچه تان تمام می شود و کاغذ کم می آورید." بساط گلفروشهایی با گلهای زینتی و مصنوعی، با گلدانهای بلند و ظریف جلب نظر می کنند. یکی از آنها می گوید: "ما سه تا شریک هستیم که از بیکاری و کسادی کسب و کار به این شغل روی آورده ایم." او "امید" نام دارد و متاهل و دارای یک فرزند پسر است. امید توضیح می دهد: "من شاگرد مکانیک بودم اما با دستمزد آن نمی توانستم مخارج زندگی ام را تامین کنم. از طرفی،  توان اجاره کردن مغازه را هم نداشتم، پس از طریق دوستانم وارد کار بساط گلفروشی شدم." حسین 22 ساله، مجرد و دانشجو درباره دلایل دستفروشی خود می گوید، به دلیل بحرانهای اقتصادی جامعه، مشکلات مالی خانواده و عدم توانایی تامین مخارج تحصیلی ام مجبور به این کار شده ام. دانیال، دوست و همکار 29 ساله حسین که ساکن خیابان پیروزی است، صحبتهای او را چنین ادامه می دهد:" دو سه سال است نامزد کرده ام اما نمی توانم هزینه ازدواج را تامین کنم. به این خاطر، به کار دستفروشی در شب پناه آورده ام. شاید اگر کاسبی بهتر شود، دو سه سال دیگر بتوانم دست نامزدم را بگیرم و به خانه ای که انشا»الله اجاره می کنم، ببرم." جوان 21 ساله ای که حاضر نیست اسم کوچکش را هم بگوید، در بازار شبانه میدان هفت حوض،  سی دی فیلم های سینمایی را می فروشد. او در باره انگیزه کار خود گفت:" چه کار دیگری می توانم بکنم. روزها در یک مغازه کار می کنم اما کاسبی و درآمد نیست و مجبورم شبها سی دی بفروشم. مشکل مالی دارم و نمی توانم ازدواج کنم." اما، نکته جالب و عجیب آن است که دستفروشان شب، همه فقط مرد نیستند بلکه در میان آنها، زنانی هم دیده می شوند که در این محل تا پاسی از شب فروشندگی می کنند. سوگل 26 ساله و مجرد یکی از این افراد است. او روزها در یک شرکت خصوصی لوازم آرایشی می فروشد. او می گوید: "من تازه در این شرکت با حقوقی اندک استخدام شده ام و بیمه هم نیستم. زندگی برای کسی که بخواهد روی پای خود بایستد سخت است، هم برای متاهل و هم برای مجرد." این فروشنده می گوید: مشکل اساسی دستفروشان به معضل بیکاری و شرایط اقتصادی کشور بر می گردد و مسوولان بایستی در رفع مشکل بیکاری گامهای اساسی بردارند. با این حال، اغلب بساط داران و دستفروشان از روند رونق کسب شان در شب اظهار نارضایتی کرده و معتقد بودند با وقوع بحران اقتصادی و گذشت زمان، شمار خریداران آنها نیز رو به کاهش گذاشته است. یکی از دستفروشان در این زمینه گفت:"پیشتر کمی وضع فروش مان بهتر بود اما در حال حاضر، کاسبی کساد بوده و تعداد خریداران همانند روز بطور کلی کم است."
دست فروشی معضلی جدید
دست فروشی از جمله معضلات اجتماعی است که در سال های اخیر رشد چشمگیری داشته است .با نگاهی عمیق به این موضوع متوجه استفاده نامحدود افراد دست فروش از فضا هایی چون -مترو به عنوان مکانی برای فروش می شویم. این فعالیت اقتصادی که نوعی بیماری پنهان محسوب می شود با گذشت زمان از سوی شهروندان پذیرفته شده و این پذیرفته شدن تدوام فعالیت دست فروشان را به دنبال دارد.مسلما حضور دست فروشان از سوی کارشناسان نوعی آسیب اجتماعی محسوب می شود که در صورت افزایش خطوط مترو گسترده و پیچیده تر خواهد شد.حسین باهر; جامعه شناس و استاد رفتار شناسی دانشگاه شهید بهشتی درباره حضور دست فروشان می گوید استفاده از فضای مترو نیازمند فرهنگ خاصی است که متاسفانه برخی از شهروندان نسبت به آن بی توجه هستند. این در حالیست که تجمع زیاد افراد در محیطی همچون مترو امکان بروز هرگونه ناهنجاری اخلاقی و فرهنگی را دارد.وی با مقایسه فضای فرهنگی مترو ایران با سایر کشورهای دارای مترو افزود: در دیگر کشورها برای خرید و فروش در مترو فضایی تعبیه شده، اما متاسفانه در کشور ما افراد با حضور در واگن های مترو این فعالیت را انجام می دهند که بدون شک در صورت ادامه این روند علاوه بر بروز هرگونه آسیب اجتماعی بر صنعت توریسم کشورمان نیز تاثیر منفی خواهد داشت.استاد رفتار شناسی دانشگاه شهید بهشتی در پایان به منظور ارتقای سطح فرهنگی شهروندان در استفاده از مترو پیشنهاد کرد تا برای بهبود وضعیت آن از حضور ماموران امنیتی و حراستی برای کنترل دست فروشان استفاده کرد.امان قرائی مقدم آسیب شناس اجتماعی، دست فروشی در مترو را از مشاغل انگلی دانست و اظهار کرد: اقتصاد بیمار، افزایش بیکاری و نیاز به تامین نیازهای اولیه حیات در هر کشوری افراد را به مشاغل کاذبی همچون دست فروشی رهنمون می سازد و این شغل می تواند در هر فضایی پیگیری شود که فضای مترو از این موضوع استثنا نیست.وی معتقد است که نباید به دست فروشی در مترو تنها دیدی منفی داشت چراکه این شغل کاذب با وجود مضر بودنش تاحدودی مانع از بروز آسیب های اجتماعی بیکاری در افراد و جامعه می شود.
 دستفروشی که فرهنگ می فروخت
او یک دستفروش معمولی نبود. درس خوانده بود، به سختی و تا دیر وقت کار می کرد آنهم نه هر کاری، کتاب می فروخت.شاید مواجه شدن با دستفروشان در پایتخت برای همه ما امری عادی شده باشد. همه ما هر روز با یکی دو نفرشان روبرو می شویم. یکی فال یکی گردو می فروشد دیگری بساط "سی-دی" های غیر مجاز دارد و آن یکی سر چهارراه گل و بادکنک می فروشد.بی تفاوت و گاهی با کمی ترحم از کنارشان رد می شویم و دیگر در خاطرمان باقی نمی ماند که چند دقیقه قبل از آنها رد شده ایم، اما همه دستفروش ها یکسان نیستند و حتی ساعتها و روزها بعد از اولین برخورد در ذهن باقی می مانند. وقتی در ازدحام خیابان هایی که همه را با نور خیره کننده نئون های مغازه های لوازم خانگی و صوتی و تصویری و مبل و لباس و رستوران به مصرف بیشتر فرا می خواند، به دستفروشی می رسیم که فرهنگ می فروشد و جنس کالایش کاغذ است و جوهر. لابد کمی مکث می کنیم و درنگی. گفتم با این حساب چقدر درآمد داری؟ خیلی اصرار کردم تا بالاخره گفت حدود هفتصد هشتصد هزار تومان که سهم خودش حدود دویست هزار تومان است. گفتم با این مقدار خرج و دخلت می خواند که گفت هر چه باشد از دزدی بهتر است. ساعت حدود 10/30 شب بود که در هیاهوی جمعیتی که برای خرید و تفریح در این چند روزه تعطیلی به خیابانها سرازیر شده بودند مشتی کتاب که خیلی مرتب کنار خیابان چیده شده بودند توجهم را جلب کرد. با یک نگاه اجمالی می شد فهمید که کتابها از نوع کتابهای کمیابی هستند که کمتر در بازار نشر یافت می شوند و یا شاید دیگر تجدید چاپ نشده اند. از دیوان ایرج میرزا و کتابهای شریعتی تا داستانهای هدایت و چوبک تا رمانهای قدیمی وکتابهای تاریخی و مذهبی و گاهی هم مجلات تاریخ گذشته لاتین. اما همه را منظم چیده بود و روی همه کتابها را با پوشش نایلنی پوشانده بود تا گرد و غبار عبور بی مهابای عابران بر کتابها ننشیند. من هم داشتم مثل بقیه از کنارش رد میشدم که گفتم شاید بد نباشد چند کلمه ای با او صحبت کنم. اولش خیلی محتاط بود و از حرف زدن می ترسید.می ترسید همین کاسبی مختصرش اگر به گوش این و آن برسد تعطیل شود. بالاخره بعد از کلی قول و قرار که با هم گذاشتیم کنار خیابان روی جدول ها نشستیم و گپ زدیم. خیلی تعجب کردم وقتی گفت که مهندس عمران است و از بیکاری مجبور شده کنار خیابان بساط کند. گفت برای کار کردن در رشته تحصیلی اش احتیاج به پول و پارتی دارد و هیچکدام را نداشته است که کارش راه بیافتد. کار جالبی کرده بود و کتابها را حتی اجاره می داد میگفت با این روش تعداد بیشتری می توانند از کتب استفاده کنند. حتی می شد کتاب را بخری و ظرف یک روز پس بیاوری و کتاب دیگری ببری اصلا یک کتابخانه عومی کوچک راه انداخته بود. گفتم با این حساب چقدر درآمد داری؟ خیلی اصرار کردم تا بالاخره گفت حدود هفتصد هشتصد هزار تومان که سهم خودش حدود دویست هزار تومان است. گفتم با این مقدار خرج و دخلت می خواند که گفت هر چه باشد از دزدی بهتر است. گفتم چرا کتاب؟ گفت که نمی تواند خیلی غیر فرهنگی باشد! بعد کم کم درد دلش باز شد و گفت که مستاجر است و به سختی اجاره اش را می پردازد. نمی خواست خیلی وارد حوزه خصوصی زندگی اش شوم.مرتب تاکید می کرد که فایده این صحبتها چیست و وقتی از اثرات مثبتش می گفتم با لحن نا امیدانه ای می خندید. از اینکه نمی تواند مغازه ای اجاره کند و کاسبی کند دل خونی داشت. می گفت اجاره ها آنقدر بالا است که توان پرداخت آن را ندارد. باز گفت که شغلش فرهنگ فروشی نیست و دارد فرهنگ عرضه می کند. وقتی قرار شد با مسئولین چند کلمه ای حرف بزند و بگوید برای او چه کاری باید بکنند گفت که لازم نیست برای او کاری انجام دهند. گفت اگر آنها برای جامعه کار کنند و درست کار کنند مشکلات او هم خود به خود حل خواهد شد. شاید این رویکرد به مشکلات از یک کتابفروش کنار خیابان بعید باشد که هست اما او یک دستفروش معمولی نبود. درس خوانده بود، به سختی و تا دیر وقت کار می کرد آنهم نه هر کاری، کتاب می فروخت. مشتری آمده بود و باید به مشتری می رسید، مقداری چانه زد و بالاخره کمی بالا و پایین کتابی را فروخت و همچنان عابران بی مهابا از کنار ما رد می شدند.

 

کودکان گل فروش رنج‌آورترین صحنه های شهر

رنج‌آورترین صحنه شهرهای ما، تصویر کودکان گلفروشی است که طراوت و شادابی از گل ندارند و تنها به اندازه کسب درآمد از زیبایی گل‌ها بهره می‌برند، سال‌هاست هنگام عبور از جاده های منتهی به بهشت‌زهرابه کودکان گلفروش برمی‌خوریم اما به نظر می‌رسد وضعیت اسفبار این کودکان هنوز زنگ خطرها را برای مسوولان به صدا درنیاورده تا برای رسیدگی به وضعیت آنها در راستای ساماندهی شرایط فعلی، اقدامی هرچند کوچک اما موثر انجام دهند.

 

 

 خیابانهای منتهی به بهشت زهرا، خیابانهایی است که روزهای پنجشنبه و جمعه از ابتدا تا انتها میزبان تعداد زیادی از کودکان۷ ساله تا نوجوانان ۱۷ ساله ایست که درس و مدرسه را رها کرده اند و در کنار جاده آماده فروش گل‌هایی می شوند که صاحبکارانشان به آنها داده اند.هر روز تعداد زیادی از این کودکان را در اطراف خود مشاهده میکنیم که مجبورند خرج زندگی خود و خانواده شان را با کار تامین کنند کودکان گل فروش در جاده های منتهی به بهشت زهرا نیز روزهای آخر هفته با وجود خطرهای فراوان در جاده های شلوغ و مملو از ماشین، مشغول به فروش گل به رهگذران می باشند.
فروشندگان این گل‌ها که معمولا به دلیل وضع بد مالی خانواده ناچارند از راه فروش گل امرار معاش کنند، تمام طول روز زیر آفتاب گرم تابستان و سرمای سخت زمستان به انتظار فروش گل‌هایشان می نشینند و در پایان کار روزانه، خسته از تمام ناملایمات زندگی از مجموع چند‌ ده هزار تومان فروشی که داشته‌اند، تنها مبلغ اندکی به آنها میرسد.
فروش گل‌ها از سر صبح که متقاضی بیشتری برای آنها است و هنوز پژمرده نشده‌اند با بالاترین قیمت شروع می‌شود و اواخر روز به پایین‌ترین قیمت خود می‌رسد. هر چه از درهای اصلی بهشت زهرا دورتر باشند قیمت گل پایین‌تر است. البته از آنجا که قیمت گل‌ها توسط یک نفر تعیین می‌شود، معمولا اختلاف‌قیمت چندانی وجود ندارد.
دیدن کودکان گلفروش جادهای بهشت‌زهرارا شاید بتوان یکی از رنج‌آورترین صحنه ها از آسیب اجتماعی به نام کودکان کار توصیف کرد. کودکانی که با انتخاب اتوبان و جاده های بهشت‌زهرا به عنوان محل کارشان هر روز بارها و بارها با خطر تصادف و حتی مرگ دست و پنجه نرم می‌کنند.

با این حال حضور پررنگ این کودکان در حاشیه جاده بهشت‌زهرا بیانگر این است که علی‌رغم وعده‌های داده شده طرح‌های ساماندهی گلفروش‌های جاده بهشت زهرا هنوز راه به جایی نبرده است و مسوولان این کودکان را به فراموشی سپرده‌اند و در این میان هر یک تلاش می‌کنند با رفع مسوولیت از خود این وظیفه را بر دوش سازمان دیگری بیندازند. در چنین شرایطی است که حضور این کودکان در سطح جاده، مشکلات ترافیکی و افزایش تصادفات در محورهای منتهی به بهشت‌زهرارا به دنبال داشته است، به‌طوری که این امر به معضلی برای مسوولان راهنمایی و رانندگی تبدیل شده است.
متاسفانه از همه بدتر مافیای گل فروشان شکل گرفته در این مناطق است و این کودکان گلفروشی را که در جاده های بهشت زهرامی‌بینیم، اغلب کارگران اجیر شده مافیای گلفروش‌ها هستند که اگر این کودکان برای این افراد کار نکنند نمتوانند در این جاده ها دست فروشی نموده پس باید به کمترین درآمد از این کار قانع باشند با هزاران تحقیر،کتک خوردن و کوچک شدن و... برای افرادی که ار ز این موقعیتها سوء استفاده می کنند،کار نمایند.
افرادی که با سوء استفاده از دلسوزی مردم و شهروندان از این کودکان بیگاری کشیده و این کودکان را به کنار جاده ها روانه می کنند تا حس ترحم و دلسوزی شهروندان را برانگیزند و گل و گلاب مورد نیاز خود را از کودکان گلفروش کنار جاده خریداری کنند، ضمن این‌که متاسفانه در این میان هستند افرادی که ترجیح می‌دهند به جای این‌که مسافتی را تا مرکز فروش گل در داخل بهشت زهراطی کنند، داخل ماشین می نشینند و این کودکان گلفروش خود به نزدشان آمده و بدون اتلاف وقت از آنها گل می خرند و جالب این‌که این کودکان گلفروش و صاحبکاران آنها نیز با اطلاع از همین استقبال مردم از بازاری که دارند، حاضر نیستند گلفروشی در جاده را رها کنند.
آژانس ایران خبر

 

کودکان خیابانی از "زندگی در جنگل شهری" عکس گرفتند!

شهرها در بنگلادش، کشوری در جنوب آسیا، از جمعیت لبریزند. این‌جا و آن‌جا در پیاده روها و ویرانه‌ها، مردمی در چادرها و اقامت‌گا‌های نامرغوب زندگی می‌کنند. این چادرها و اقامت‌گاه‌های خیابانی، خانه هزاران کودک هستند.

کودکان خیابانی از زندگی در جنگل شهری عکس گرفتند!

بسیاری از این کودکان ناچارند هر روز ساعت های بسیاری را کار کنند تا خرج خودشان را دربیاورند. آن‌ها نه تنها از حق خود برای آموزش بی بهره‌اند، گاه محیط کار هم برای‌شان بسیار پرخطر می‌شود.

 

دیدن زندگی کودکان در این شرایط دشوار بود که دو موسسه هنری در بنگلادش را بر آن داشت تا با همکاری یونیسف، به فکربیفتند کاری برای این کودکان بکنند. آن‌ها، یک کارگاه آموزشی عکاسی ۵ روزه برای ۲۰ کودک کار و خیابانی که در داکار پایتخت بنگلادش و یکی دیگر از شهرهای بزرگ این کشور زندگی می‌کنند، و در پوشش برنامه های حمایتی یونیسف هستند، برگزار کردند. آن‌ها به دست هریک از کودکان دوربینی دادند تا از "زندگی در جنگل شهری" عکاسی کنند.

کودکان خیابانی از زندگی در جنگل شهری عکس گرفتند!

از عکس‌هایی که این کودکان با دید خود از شرایط زندگی به دور از آرامش و امنیت خود در شهرهای بزرگ و شلوغ گرفتند، نمایشگاهی برپا شد. نمایشگاهی با نام "زندگی در جنگل شهری".

 

 چادنی اکتر، نوجوان ۱۴ ساله‌ای که در کارگاه شرکت کرده می‌گوید: "من اولش می ترسیدم. درباره عکاسی تقریبا هیچ چیز نمی‌دانستم. اما مربی به ما یاد داد که چطور باید عکس بگیریم و این که یک دوربین چطور کار می‌کند."

 

 حسین ۱۲ ساله هم می‌گوید که: " دوست دارم از کودکانی که در خطر زندگی می کنند عکس بگیرم. بعضی از دوستانم کنار پیاده رو می خوابند. دوست دارم از بچه‌هایی که بطری ها را از روی زمین جمع می کنند یا بارهای سنگین جابه جا می‌کنند عکس بگیرم."

کودکان خیابانی از زندگی در جنگل شهری عکس گرفتند!

دوربین‌ها برای یک هفته در اختیار کودکان بود. آن‌ها نزدیک به ۲۸ هزار عکس گرفتند. عکس‌هایی که هرکدام، نشان‌دهنده بخشی از زندگی شخصی آن‌ها بود. از این میان، ۶۰ عکس برای قرار گرفتن در نمایشگاه برگزیده شدند. مربی‌ها به کودکان کمک کردند تا برای عکس‌های شان یادداشتی بنویسند و به این ترتیب نمایشگاه برپا شد.

 

عکس‌ها در داکار و باریسال شهر بزرگی در بنگلادش به تماشا گذاشته شدند. گاهی به شکل ثابت و گاهی هم به شکل سیار. برگزار کنندگان نمایشگاه‌، عکس ها را در وسیله های نقلیه کوچک و گاری‌ها و قایق‌ها گذاشتند و به محل زندگی خانواده ها و کودکان خیابانی بردند تا آن‌ها هم بتوانند آثاری که کودکانی مانند خود آفریده اند را ببینند و ستایش کنند.

 


رونمایی خاتمی از بخشی از سناریوی خود برای بازگشت به حاکمیت

 

سیدمحمدخاتمی  از رئوس فتنه که این روزها با هدایت و هماهنگی یکی از حامیان پشت پرده فتنه گران به طراحی بازگشت خود به عرصه سیاسی و حاکمیت مشغول است در اظهاراتی که در جمع برخی از یارانش داشته بخشی از سناریوی خود را در این زمینه طرح و بیان کرده است.
خاتمی در محفلی که اساسا برای موضوعی دیگر ومرتبط با برنامه ریزی اصلاحط لبان رادیکال برای التهاب آفرینی نیمه دوم خرداد و روزشمار تحرکات تیرماه فراهم شده بود گفته است :ما باید تلاش کنیم مناسبات خودمان را با حکومت، به قبل ازبرگزاری انتخابات سال 88 برگردانیم.باید بکوشیم پایه های بی اعتمادی را از اطراف خودمان دور کنیم.اگر این اتفاق بیفتد،این امتیاز را خواهیم داشت تا بار دیگر شانس مشارکت در فضای سیاسی کشور را بدست آوریم .
وی همچنین بر ایجاد فضایی برای فراموش کردن اتفاقات فتنه 88 تاکید کرده است: دوران تنش را بایستی فراموش کرد و به جامعه استراحت داد ، من معتقد به آرامش وتفاهم هستم ، می توانیم با حفظ بعضی اصول روی نقاط مشرک همچون قانون اساسی ، امام و.... به تفاهم رسید.
گفتنی است اظهارات خاتمی در حالی صورت می گیرد که وی و جریان متبوعش ضمن حمایت از قانون شکنی و براندازی های فتنه گران هیچ اقدامی در محکومیت حوادثی همچون اهانت به تمثال بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران،شعارهای ساختارشکنانه و در تضاد با اندیشه امام همچون نه غزه نه لبنان؛جانم فدای ایران،آشوب اسرائیلی 25 بهمن 89 و ...صورت نداده و همنوا با فتنه گران موفقیت آنان را آرزو می کردند.
 

ادعاهای جالب ضدانقلاب درباره مرگ هاله سحابی

 

هاله سحابی ساعت هشت و نیم صبح امروز و پیش از تشییع جنازه عزت الله سحابی بر اثر شوک ناشی از درگذشت پدر و سابقه بیماری قند خون، دچار تشنج شد.

وی فوراً به درمانگاه شبانه‌روزی گلندوئک لواسان منتقل شد اما تلاش پزشکان نتیجه نداد و هاله درگذشت.

بنابراین گزارش حضور نیروهای انتظامی در این مراسم کاملاً مشهود بود اما مراسم تشییع با آرامش برگزار شد و به هیچ عنوان شعار سیاسی از سوی تشییع کنندگان شنیده نشد.


با این حال در همان دقایق اولیه، رسانه های ضدانقلاب با انتشار گزارش هایی متفاوت مدعی درگیری و آشوب در این مراسم شدند و به جوسازی درباره درگذشت هاله سحابی پرداختند.

سایت اتاق فکر لندن که با مدیریت محسن کدیور و عطااله مهاجرانی اداره می شود، در خبری جالب از هاله سحابی با عنوان "شهید" یاد کرد و نوشت: "هاله سحابی در مراسم تشییع پدرش در اثر ضرب و شتم عوامل امنیتی جمهوری اسلامی به شهادت رسید."

جرس همچنین نوشته است که ماموران به او "لگد" زده اند.


این سایت در حالی این ادعا را منتشر کرد که دقایقی پیش تر در ادعای بامزه ای عنوان کرده بود که هاله سحابی با "پنجه بکس لباس شخصی ها به شهادت رسیده است". اما با انتشار اصل واقعه ترجیح داد به مخاطبانش تخفیف بدهد و ادعای پنجه بکس را از خبرش حذف کند.

ارگان اینترنتی وزارت خارجه آمریکا هم در ادعایی مشابه نوشت "هاله سحابی بامداد امروز و به گفته برخی از حاضران در مراسم در پی ضرب و شتم نیروهای امنیتی جان باخت."



رادیو فردا در عین حال به نقل از "منابع نزدیک به فعالان ملی مذهبی"، علت مرگ خانم سحابی را "ایست قلبی پس از انتقال به بیمارستان اعلام کرد".

سایت بالاترین هم که ماه هاست از ناکامی در برنامه های دیکته شده رنج می برد، ادعاهای بامزه ای را درباره علت درگذشت دختر آقا سحابی مطرح کرده است.

این سایت "مضروب کردن وی با پنجه بکس"، "در دست داشتن عکس پدرش"، "ضرب و شتم هاله سحابی توسط ماموران" و ... را به عنوان دلایل مرگ هاله سحابی ده ها بار منتشر کرده است.







ادعاهای جالب رسانه های ضدانقلاب در حالی است که یحیی شامخی، فرزند هاله سحابی در گفت‌وگو با سایت گروهک غیرقانونی نهضت آزادی با اشاره به ایست قلبی مادرش در این مراسم، اعلام کرده این ادعا که مادرم با پنجه بوکس مضروب و کشته شده است، واقعیت ندارد.

رسانه های بیگانه و مخالف نظام در عین حال کوشیده اند که بر پایه این اخبار کذب، مخاطبانشان را برای آشوب طلبی تحریک و ترغیب کنند.

این محافل که در اجرای آشوب های دیکته شده در ماه های بهمن و اسفند سال ۸۹ از جمله آشوب موسوم به "سه شنبه های اعتراضی" و القای توهم مجدد به هواداران خود ناکام بوده اند، مدعی اند که اکنون باید یک آشوب فوری راه انداخت. برخی دیگر هم درباره ناآرامی در روزهای آینده سخن گفته اند.
 

چرا ۱۱ دستگاه مسئول درقبال کودکان خیابانی پاسخگو نیستند؟

سرپرست دفتر مداخله و بازتوانی سازمان بهزیستی با اشاره به اینکه ۱۱ دستگاه در قبال کودکان خیابانی و ساماندهی آنها مسئولیت مستقیم دارند گفت: سازمان بهزیستی تنها سازمان مسئول در کودکان خیابانی نیست بلکه ۱۱ دستگاه مسئول درقبال کودکان خیابانی پاسخگو باشند


به گزارش خبرنگار ایلنا فرهاد اقطار امروز در یک نشست خبری در واکنش به اظهارات اخیر مسوولان مدیریت شهری و برخی از رسانه‌ها در مورد کودکان خیابانی و متکدیان سطح شهر در تهران به مصوبه شورای عالی اداری در سال ۷۸ اشاره کرد و یادآور شد: شورای عالی اداری در هشتادو دومین جلسه خود مطابق با یک مصوبه وظایف دستگاه‌های گوناگون را در مورد تکدیان و کودکان خیابانی مشخص کرد که در ادامه در سال ۸۴ نیز موضوع کودکان خیابانی از مصوبه سابق خارج و تحت عنوان ”آیین‌نامه ساماندهی کودکان خیابانی “ مطرح شد.
او در مورد متکدیان سطح شهر افزود: ۱۱ دستگاه در این زمینه مسوولیت دارند و وظیفه اصلی با شهرداری تهران است. در عین حال در میان متکدیان کودک خیابانی وجود ندارد.
سرپرست دفتر مداخله و بازتوانی سازمان بهزیستی کشور با اشاره به اقدامات سازمان بهزیستی در سال ۸۸ در مورد کودکان خیابانی تاکید کرد: بهزیستی در سال ۸۸ و در سطح استان تهران ۶۹ کودک زیر شش سال (۶۱ پسر و ۸ دختر)، کودکان ۶ تا ۱۱ سال ۱۰۳۶ کودک (۹۳۸ پسر و ۹۸ دختر)، کودکان ۱۲ تا ۱۴ سال ۱۳۲۴ نفر (۱۲۰۸ پسر و ۱۱۶ دختر) و کودکان ۱۵ تا ۱۸ سال ۸۶۰ کودک (۷۶۵ پسر و ۷۵ دختر) از سازمان‌های مسوول تحویل گرفته است.
اقطارادامه داد: از ۳۲۸۹ کودک تحویل داده شده در سال گذشته۲۲۶۰ ایرانی و ۱۰۲۹ کودک دیگر (۳۰رصد) غیر ایرانی بوده اند.
او در ارتباط با ارقام و آمارهای سال ۸۹ در استان تهران یادآور شد: ۹۲ نفر مستقیما توسط شهرداری جمع آوری و به مرکز یاسر بهزیستی تحویل داده شد به طوری که شهرداری کودکان را مستقیما به مراکز خود نمی‌برند بلکه به مرکز یاسر بهزیستی تحویل داده اند.
سرپرست دفتر مداخله و بازتوانی سازمان بهزیستی کشور افزود: ۳۷۳نفر تعداد کل‌پذیرش بهزیستی از مراجع اتباع خارجی بوده و ۱۸ نفر نیز از طریق ستاد‌پذیرش هماهنگی نیروی انتظامی با حکم قضایی، ۱۴ نفر از پایانه‌ها ۳ نفر از اروژانس اجتماعی و ۶ نفر نیز خودشان را به مرکز بهزیستی معرفی کردند.
اقطارگفت: اکثر کودکان ولی قهری (پدر یا پدربزرگ) دارند و بهزیستی مشکلات قانونی در برابر این کودکان دارند اما معلوم نیست که چرا تنها سازمان بهزیستی در برابر کودکان خیابانی محامه می‌شوند.
او گفت: مطابق با تصویب نامه هیات وزیران ۱۱ دستگاه به طور مستقیم در قبال کودکان خیابانی مسوولیت دارند و سازمان بهزیستی تنها در این زمینه مسوول نیست به طوری که نیروی انتظامی، ‌دادگستری، شهرداری، وزارت کار، وزارت بهداشت، کمیته امداد، سازمان بیمه، تامین اجتماعی، صداوسیما، هلال احمر، آموزش و پرورش در این زمینه مسوولیت مستقیم دارند.
سرپرست دفتر مداخله و بازتوانی سازمان بهزیستی کشور در ادامه به فقر اطلاع رسانی در زمینه مسائل مرتبط با کودکان خیابانی خاطرنشان کرد: آیا وظیفه اطلاع رسانی نیز با سازمان بهزیستی بوده تا مردم را مجاب کند که به کودکان خیابانی و شبکه‌های آنان کمک نکنند این درحالی است که مردم همچنان به دلیل عدم اطلاع رسانی مسوولان همچنان به این کودکان کمک مالی می‌کنند به طوری که در حال حاضر متاسفانه اغلب کودکان خیابانی بیش از ۸۰۰ هزار تومان درآمد دارند.
اقطاردر ادامه در ارتباط با مسائل بهداشتی کودکان خیابانی یادآور شد: بهزیستی، بهیار، پرستار و پزشک در اختیار ندارند و بحث بهداشتی کودکان خیابانی برعهده سازمان بهزیستی نیست چرا که به بهزیستی پزشک تعقیب نمی‌دهند تا وضعیت بهداشتی کودکان خیابانی کنترل شود.
او افزود: امسال مبلغ ۸۵۰ میلیون تومان برای ساماندهی کودکان خیابانی استان تهران از اعتبارات بهزیستی لحاظ شده است که تا این لحظه ۷۶۵ میلیارد تومان از آن به این امر اختصاص یافته است.

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم خرداد 1390ساعت 16:20  توسط   | 

هاله سحابی به علت ایست قلبی درگذشت

هاله سحابی به علت ایست قلبی درگذشت

هاله سحابی فرزند عرت الله سحابی صبح امروز پیش ازآغاز مراسم تشییع پدرش دچار ایست قلبی شد.

هاله سحابی صبح امروز به علت تاثرشدید از فوت پدرش دچار ایست قلبی شده و پس از انتقال به بیمارستان درگذشت.


 

طرح ساماندهی کودکان کار و خیابان روی زمین مانده است

 

طرح ساماندهی کودکان کار و خیابان روی زمین مانده است
شورای شهر > شورای عالی استان‌ها  - گروه شهری:
رئیس شورای‌عالی استان‌ها با اعلام اینکه طرح ساماندهی کودکان کار و خیابان روی زمین مانده، گفت:

 بیشتر کلا‌نشهرها با این مشکل مواجه هستند و رفع آن نیز تنها برعهده شهرداری نیست و باید بهزیستی، نیروی انتظامی، دادستانی و دادگستری به کمک شهرداری بیایند.مهدی چمران در چهل و پنجمین اجلاس شورای‌عالی استان‌ها با گرامیداشت یاد و خاطره شهدای خرمشهر اظهار داشت: یاد تمام شهدای عملیات بیت‌المقدس که طولانی‌ترین عملیات طی جنگ تحمیلی بود را گرامی می‌داریم. وی با بیان اینکه خرمشهر نقطه عطف پیروزی‌های ما بود، اضافه کرد: به خاطر می‌آوریم در زمان آزادسازی خرمشهر دوستانی از لبنان و فلسطین آمده بودند و آنها نیز تحت‌تأثیر پیروزی ما گفتند که ما هم در لبنان پیروز خواهیم شد و چنین هم شد.

چمران همچنین سالروز میلاد فرزند گرامی پیامبر اسلام (ص) را بر همه آحاد ملت تبریک گفت و افزود: ایشان اسوه و الگوی همه مردم و زنان جهان بوده و خواهند بود. او یک مبارز بود و بیش از همه برای به‌پاداشتن حکومت حق و ولایت مبارزه کرد و به شهادت رسید. وی همچنین سالگشت ولادت امام خمینی(ره) را به همه ملت و مبارزان جهان تبریک گفت و تصریح کرد: راهی که امام آغاز کرد فقط مختص به ایران نبود بلکه تأثیرات آن‌را در آفریقا، آمریکای جنوبی، کشورهای عربی و اروپا نیز می‌بینیم.

در ادامه اجلاس عمومی شورای‌عالی استان‌ها طرح مشارکت و همکاری شهرداری‌ها در برنامه‌های ساماندهی کودکان کار و خیابان مورد بررسی قرار گرفت.مهدی چمران با اشاره به کلیات طرح مشارکت و همکاری شهرداری‌ها در برنامه‌های ساماندهی کودکان کار و خیابان گفت: متأسفانه این طرح روی زمین مانده و بیشتر کلا‌نشهرها با این مشکل مواجه هستند؛ شهردار قاعدتا نمی‌تواند رئیس دادگستری را به جلسه خود دعوت کند و خود نیز رئیس شود و کمیته تشکیل دهد. رئیس شورای‌عالی استان‌ها با اشاره به اینکه شهردار مجری است و این طرح مربوط به شورای شهر است، ادامه داد: پیشنهاد ما این است که محوریت را در شورا ببریم و هماهنگی برای ساماندهی این کودکان از سوی آنها انجام شود.

چمران بیان کرد: ما باید براساس احساس مسئولیت انسانی در مقابل کودکان کار و خیابان و کودکان متکدی طرحی تصویب کنیم که برای تمام شهرداری‌های کشور قابل اجرا باشد. وی خاطرنشان کرد: شوراها باید این افراد را سازماندهی کنند و پس از آن شهرداری به انجام وظایفش بپردازد. کلیات طرح مشارکت و همکاری شهرداری‌ها در برنامه‌های ساماندهی کودکان کار و خیابان امروز تصویب شد.همچنین در جلسه شورای‌عالی استان‌ها، اعضا‌ طرح دوفوریتی محسوب شدن یک دوره عضویت در شورای‌عالی استان‌ها به‌عنوان یک مقطع تحصیلی برای نامزد شدن در انتخابات دور نهم مجلس شورای اسلامی را تصویب کردند.

 

کودکان کار و خیابان در جنوب تهران ساماندهی شدند

 

کودکان  > حقوق  - همشهری آنلاین:
معاون اجتماعی و فرهنگی منطقه 20 تهران اعلام کرد: با راه اندازی مدرسه "دوستدار کودک" در منطقه 20 تاکنون 350 کودک خیابانی در این منطقه تحت پوشش این مرکز قرار گرفته‌اند

به گزارش خبرگزاری مهر، حبیب الله غفوری گفت: منطقه 20 یکی از مناطق جنوبی شهر تهران است که به دلیل حضور حاشیه نشینان، تعداد زیادی کودکان کار که بیشتر آنها از اتباع بیگانه هستند در سطح این منطقه  به چشم می خورد و شهرداری نیز به منظور پیشگیری از آسیبهای اجتماعی شرایط مناسبی را برای راه اندازی اولین مرکز نگهداری کودکان به عنوان مدرسه دوستدار کودک فراهم کرده است.

معاون فرهنگی و اجتماعی شهرداری منطقه 20 با اشاره به اینکه در حال حاضر 350 کودک و خانواده تحت پوشش این مرکز قرار دارند، افزود: در ابتدا تنها 20 کودک در این مرکز حضور داشتند اما با توسعه فعالیتهای آموزشی و فرهنگی تعداد بیشتری از کودکان و خانواده های آنها جذب این مرکز شده اند.

غفوری با بیان اینکه اغلب این کودکان از تحصیل بازمانده اند، برپایی دوره های آموزشی پایه ابتدایی، قرآن، کامپیوتر و مهارتهای زندگی را از جمله خدمات ارائه شده به کودکان عنوان کرد.

وی با اشاره به اینکه تعدادی از خانواده های این کودکان نیز تحت پوشش دوره های آموزشی، مشاوره روانشناسی این مرکز قرار دارند افزود: علاوه بر دوره های آموزشی خدمات پزشکی همچون واکسیناسیون، عرضه اقلام بهداشتی و تامین ملزومات زندگی نیز به آنها ارائه می شود.
 

 

کودکان کار، خیابان و...

 

کودکان کار، خیابان و...
اجتماع > آسیب‌ها  - زهرا رفیعی:
بچه‌های کار فقط آنهایی نیستند که در چهارراه‌ها فال و گل می‌فروشند یا در زباله‌دان‌ها دنبال اشیای ارزشمند می‌گردند و یا اسپند دودکنان از میان ماشین‌ها رد می‌شوند.


بعضی‌ها در خانه‌هایشان میخ صاف می‌کنند و برای هرکیلو، مبلغ کمی می‌گیرند، بعضی‌هایشان هم در یک کارگاه و در شرایط بسیار نامناسب شغلی کیف تعمیر می‌کنند، عروسک سر هم می‌کنند، گلدوزی‌ می‌کنند و... .

بچه‌های کار با خانواده‌هایی که عموما مشاغل کاذب دارند در حومه شهر‌های بزرگ زندگی می‌کنند و وقت تحصیل و توانشان توسط خانواده‌هایشان اشغال می‌شود؛ بنابراین کودکان کار عموما یا سواد ندارند یا مهارت زندگی را نمی‌دانند و همین موضوع آنها را در معرض خطرات بسیاری قرار می‌دهد؛ به راحتی فریب کسانی را می‌خورند که می‌دانند چطور می‌شود از آنها سوءاستفاده کرد. کسی به عروسکی در دست کودکان شک نمی‌کند حتی اگر در آن مواد‌مخدر جاسازی کرده باشند؛ به کیف مدرسه‌شان، مسیری که می‌روند و خانه‌ای که به آن وارد می‌شوند هم شک نمی‌کند. آنها به‌راحتی می‌توانند حاملان مواد‌مخدر باشند و بعد شاید ساقیان آن و بعد هر اتفاق دیگری می‌تواند در انتظارشان باشد.

معصومه دختر 13ساله‌ای است که به‌همراه 3خواهر دیگرش درد‌های مادرشان را شنیدند و تصمیم‌گرفتند با وجود مخالفت‌های مادرشان به سر کار بروند. معصومه کارش را در کارگاه تولیدی لباس شروع کرده است. او در مورد شرایط کارش می‌گوید: آنجا محیط سالمی نداشت. بعضی از کارگرها و صاحبکار شیشه و تریاک مصرف می‌کردند و از ما می‌خواستند که برایشان مواد جا‌به‌جا کنیم. آنها می‌دانستند که ما به پول نیاز داریم. به من می‌گفتند مواد را توی عروسک‌ها می‌گذاریم، کسی هم شک نمی‌کند. برای چی باید این همه کار کنید با پول کم؟ اگر برای ما مواد جابه‌جا کنید چندین برابر حقوقتان پول می‌دهیم.

او با کنایه می‌گوید: آدم‌هایی که معتادند و قاچاق می‌کنند به راحتی پول درمی‌آورند ولی ما برای خرج تحصیل، زندگی و... باید این همه سختی بکشیم. من می‌دانم که برای آنها آینده دیگران اصلا مهم نیست و با همین فروش مواد خانه و ماشین و زندگی توپ می‌توانند داشته باشند.

اسماعیل یکی دیگر از نوجوان‌هایی است که بعد از فوت مادرش با مواد‌مخدر آشنا شده است. او می‌گوید: سال دوم دبیرستان بودم که با یک سری از دوستانم اکیپ درست کردم. آنقدر با هم دوست بودیم که حتی در دعوا هم با هم شرکت می‌کردیم. من با اعتیاد هیچ آشنایی نداشتم و فکر نمی‌کردم که این مواد چه کارها می‌تواند با آدم بکند.

صبح یکی از همان روزهایی که عصبی و ناآرام بودم شنیدم که 2نفر از دوستانم در یکی از مهمانی‌های شبانه با مصرف قرص مرده‌اند. در واقع من و دوتا از دوستانم توانستیم از این مهمانی، سالم بیرون برویم.

اسماعیل در خانواده هفت نفره‌ای بزرگ شده‌است که به گفته خودش با معضلات اجتماعی آشنایی نداشته‌اند. او می‌گوید: من هم نمی‌دانستم که اعتیاد چیست و چه می‌کند. من از زمانی در معرض خطر قرار گرفتم که مادرم فوت کرد. من که آدم آرامی بودم به فردی عصبی و پرخاشگر تبدیل شدم و حتی در مقابل نصیحت پدرم عصبی می‌شدم. هیچ‌چیزی نمی‌توانستم بگویم ولی از درون مثل یک بمب در انتظار انفجار بودم. فقط این نبود؛ هر چه می‌خواندم در ذهنم نمی‌ماند، در نهایت اعصابم به هم می‌ریخت و می‌رفتم پیش رفقایم. آنها نخستین بار به من شیشه را معرفی کردند. آنها می‌گفتند که شیشه باعث می‌شود که یادگیری و حافظه‌ام تقویت شود. فقط شانس آوردم که کسانی را پیدا کردم که به من نشان دهند که می‌توان گفت «نه».

منیره آرزومندی مدیر یکی از مراکز غیردولتی حمایت از کودکان کار در مورد کودکانی که در این مؤسسه رفت‌وآمد می‌کنند، می‌گوید: از آنجایی که کودکان کار زیر 6 سال، کمتر هستند ثبت‌نام از بالای این سن شروع می‌شود. بیشترین فراوانی کودکان کار و خیابان بین 7 تا 13سال است. در این سن دختران بیشتر کارهای دستی مثل گلدوزی و پسران صاف کردن میخ در منزل انجام می‌دهند.

منیره آرزومندی مدیر این مؤسسه حمایتی می‌گوید: اصولا کودکانی که در خیابان کار می‌کنند و محدودیت‌ها و محرومیت‌های زیادی را تجربه می‌کنند به‌دلیل کار در شرایط غیراستاندارد در معرض انواع آسیب‌ها هستند. این محیط عامل خطری است که بچه‌ها را به سمت خطر اعتیاد و پیشنهاد‌هایی برای مصرف و یا حمل مواد سوق می‌دهد. استقرار و فعالیت در شهرری به معنای این نیست که اینجا بیشترین خطر را دارد. اینجا نیز مثل سایر نقاط شهر برای کودکانی که در شرایط نامناسب در کارگاه‌ها و کوچه و خیابان کار می‌کنند اوضاع، یکسان است. آشنایی من با بافت اجتماعی این محل و البته کمک و همکاری شهرداری منطقه از عوامل اصلی انتخاب این محل بود. در مورد موضوع پیشگیری، مکان مسئله‌ تعیین‌کننده‌ای نیست چرا که اعتیاد و مواد‌مخدر برای همه کودکان به یک میزان خطرآفرین است.

وی می‌گوید: استقبال در این محل بسیار چشمگیر است و ظرف 2ماه تعداد مراجعه‌‌کنندگان از 20 نفر به 200 نفر رسیده‌ است. روش کار هم به گلوله برفی مشهور است. هر بچه‌ای که اینجا می‌آید دوستانی با شرایط خود را هم معرفی می‌کند. در واقع بازاریابی اجتماعی را خود بچه‌ها انجام می‌دهند.

برای اجرای برنامه‌های پیشگیرانه در مورد اعتیاد نمی‌توان به‌صورت مستقیم و فقط در مورد اعتیاد حرف زد. نخستین قدم برای آموزش، سواد‌آموزی است. بچه‌های کار و خیابان معمولا یا بی‌سوادند یا کم‌سواد و کسی که سواد نداشته باشد نمی‌توان پیام پیشگیرانه خوبی به او منتقل کرد. او باید سواد پایه‌ای برای خواندن کتاب و بروشور داشته باشد.

در سال‌های اخیر اگر بچه‌های افغان کارت اقامت نداشتند نمی‌توانستند در کلاس‌های درس شرکت کنند. از سال گذشته تا‌کنون 400کودک کار و خیابانی که به مؤسسه مراجعه کرده‌اند در مقطع ابتدایی تا دوم راهنمایی آموزش دیده‌اند که اغلب دانش‌آموزان دختر در مقطع راهنمایی و پسران در مقطع ابتدایی بوده‌اند.

منیره آرزومندی می‌گوید: علاوه بر ثبت‌نام در مقاطع تحصیلی، کلاس‌های مهارت‌های زندگی (10 مهارتی که سازمان بهداشت جهانی عنوان کرده ازجمله کنترل خشم، استرس، عواطف، خشونت، خودآگاهی، همدلی، حل مسئله و...) و آموزش‌های بهداشتی برای کودکان بالای 6 سال دایر شده است. برخی از کلاس‌ها را هم شهرداری منطقه هماهنگ می‌کند.

خدمات دندانپزشکی و بهداشت پوست و موی رایگان از خدماتی است که با هماهنگی خیرین صورت می‌گیرد. برخی از کودکان در پروژه کفالت مؤسسه هستند که ساعات کار بچه‌ها در ازای درس‌خواندن و گرفتن نتیجه مطلوب از خانواده‌ها خریداری می‌شود و بین 30تا60‌هزار تومان متغیر است. این کمک به‌صورت نقد یا کالا در اختیار خانواده گذاشته می‌شود و کم‌کم این فرایند حذف می‌شود. قرار است بچه‌ها توانمند شوند و خودشان خود را هدایت کنند. نگرش کمک و اعانه باید حذف شود و خانواده‌ها بدانند که درس خواندن بچه‌ها به نفع خودشان است. هزینه‌های این مؤسسه با کمک خیرین و پروژه‌هایی که برای سازمان ملل انجام می‌دهیم تأمین می‌شود.

با وجود همه این برنامه‌ها آرزومندی مهم‌ترین تأثیر دور هم جمع شدن بچه‌ها را چیز دیگری می‌داند. او می‌گوید: با شرکت در این کلاس‌ها بچه‌ها صرف‌نظر از آموزش و سواد و... تعاملات اجتماعی سالم را یاد می‌گیرند؛ اینکه کنار هم بنشینند و درس یاد بگیرند و ارتباط سالم برقرار کنند. ممکن است که ما هیچ‌گاه نتوانیم این بچه‌ها را وارد دانشگاه کنیم و یا شرایط اجتماعی‌شان این اجازه را به آنها ندهد که از یک مقطعی بالاتر بروند ولی به‌نظرم اگر بچه‌ها بتوانند ایجاد رابطه سالم را یاد بگیرند ما رسالت خود را انجام داده‌ایم.

او معتقد است مهارت‌های زندگی مقدم بر سواد است و می‌گوید: اگر به بچه‌ها مهارت زندگی را یاد بدهید آنها واکسینه شده‌اند و اگر فرستادیدشان به سربازی، شهر دیگر برای تحصیل یا وارد عرصه زندگی شدند در مقابل هر نوع پیشنهاد مصرف مواد‌مخدر و سیگار مقاومت خواهند کرد. وی با اشاره به عوامل ایجاد خطر اعتیاط در کودکان و نوجوانان در مورد عواملی که آنها را از مواد مخدر باز می‌دارد گفت: مشارکت در امور اجتماعی و دلبستگی به گروه همچنین پیدا کردن هویت جدید اجتماعی آنها را از مصرف مواد باز می‌دارد. منیره آرزومندی می‌گوید:به‌نظر من یکی از اصلی‌ترین مشکلاتی که در جامعه خانواده‌ها در هر سطحی با آن مواجه‌اند این است که خانواده‌ها در مورد آسیب‌های مواد‌مخدر اصلا صحبت نمی‌کنند. اعتیاد و مواد‌مخدر راز نگفته‌ای است.

کودکان اطلاعات درست و غلط را از دوست و آشنا می‌گیرند و چون مسلح به ابزار‌های مقابله نیستند در دانشگاه، سربازی و... دچار مشکل می‌شوند. خانواده‌ها نیز باید همزمان با بچه‌هایشان آموزش‌های پیشگیری از اعتیاد را ببینند هر چند من معتقدم که اگر مشکلات اقتصادی بگذارد، به بازده 100درصدی می‌رسیم. یکی از عوامل گرایش کودکان به مواد‌مخدر گذشته پرمخاطره‌ای است که اغلب این بچه‌ها و والدینشان داشته‌اند. جنگ، زلزله، سیل، مهاجرت‌های طولانی و مکرر و خشونت‌های خیابانی، همه و همه از شرایط بد این کودکان خبر می‌دهد. ما فرصت زیادی برای آموزش کودکان نداریم.

اوضاع معصومه و اسماعیل و چندصد کودک و نوجوانی که به‌صورت اتفاقی جذب این چند تشکل غیردولتی که در پایتخت و حوالی آن کار می‌کنند شده‌اند خوب است. از بچه‌هایی که در مرز‌های شرقی و شهر‌های محروم زندگی می‌کنند چه خبر؟

 

10 نهاد متولی نابسامانی کودکان خیابانی!

 

10 نهاد متولی نابسامانی کودکان خیابانی!
اجتماع > نهادها  - گروه اجتماعی ـ مینا شهنی:
ساماندهی کودکان خیابانی را می‌توان در دسته‌ آرزوهایی جای داد که تنها روی کاغذ نقش می‌بندد و هرازگاهی بازخوانی می‌شود.

اینکه نیمی از کودکان خیابانی در تهران به سر می‌برند و 70 درصدشان خانواده دارند را نمی‌توان به‌عنوان در دست داشتن آمار تقریبا دقیقی از این کودکان دانست و هنوز هیچ‌یک از سازمان‌های مرتبط، آماری از کودکان خیابانی ارائه نداده‌اند.آیین‌نامه ساماندهی کودکان خیابانی، این کودکان را اینگونه تعریف می‌کند: فرد کمتر از 18سال تمام که به‌صورت محدود یا نامحدود در خیابان به سر می‌برد، اعم از کودکی که هنوز با خانواده خود تماس دارد و از سرپناه برخوردار است و یا کودکی که خیابان را خانه خود می‌داند و رابطه او با خانواده به حداقل رسیده و یا اساسا چنین ارتباطی وجود ندارد.

براساس این تعریف و با درنظر گرفتن اینکه تمامی افراد کمتر از 18 سال را در بر می‌گیرد، جمعیت کودکان خیابانی کشور می‌بایست تعداد قابل توجهی باشد.همان آیین‌نامه نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران‌، وزارت دادگستری، وزارت بهداشت‌، درمان و آموزش پزشکی‌، وزارت کار و اموراجتماعی‌، شهرداری، سازمان بیمه خدمات درمانی، سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران‌، جمعیت هلال‌احمر جمهوری اسلامی ایران‌، وزارت آموزش و پرورش‌ و کمیته امداد را مکلف کرده که در امر ساماندهی کودکان خیابانی فعالیت کنند و برای هریک به تفکیک موقعیت شان مسئولیت‌هایی را درنظر گرفته که می‌بایست آن را اجرا کنند.

کارهای بین بخشی

تجربه نشان داده هر مسئولیتی که میان سازمان‌ها و نهادهای گوناگون دولتی تقسیم شود، نتیجه هر چیزی خواهد بود جز به سرانجام رسیدن مسئولیتی که مشخص شده است.
وقتی 10 نهاد و سازمان می‌بایست وظایفی را برای ساماندهی کودکان خیابانی انجام دهند نتیجه آن است که حتی اگر یکی از این نهادها هم بخواهد ماموریتش را انجام دهد با فرض اینکه در نهاد فرض شده تمامی هم و غم مسئولان برای پیش بردن ماموریت شان باشد نهادهای مرتبط باید همکاری مناسبی را داشته باشند در غیراین صورت از یک جایی به بعد باید از خیر انجام مسئولیت گذشت.
حالا تعیین تکلیف وضعیت کودکان خیابانی میان 10 سازمان و نهاد معلق مانده و به تازگی مدیرکل مداخله و بازتوانی سازمان بهزیستی کشور خواهان تشکیل شورای‌عالی ساماندهی کودکان خیابانی شده است.

فرهاد اقطار به ایسنا گفته که ساماندهی کودکان خیابانی امری فرادستگاهی است و سازمان بهزیستی به تنهایی نمی‌تواند کودکان خیابانی را که اتفاقا در فصل‌های گرم سال تعدادشان بیشتر می‌شود، ساماندهی کند و با تشکیل شورای‌عالی ساماندهی کودکان خیابانی بالاترین مقامات دستگاه‌های اجرایی در این امر دخیل می‌شوند که از این نکته می‌توان برای به سرانجام‌رساندن این پروژه استفاده کرد.
به گفته او، در حال حاضر دخیل نبودن وزارت بهداشت در امر ساماندهی کودکان خیابانی مسئله مشهودی است؛ چرا که برخی از این کودکان و نوجوانان معتاد هستند و عده‌ای نیز به‌دلیل ابتلا به بیماری‌های «هپاتیت» و «ایدز» نیازمند مداخله درمانی هستند.

اقطار معتقد است علاوه بر مهاجرپذیر بودن استان تهران از آنجا که فرهنگ مردم تهران امکان کمک‌های نقدی با مبالغ بالا به این کودکان را فراهم می‌کند، بنابراین تعداد کودکان خیابانی تهران از تمامی استان‌های کشور بیشتر است. در واقع او بر این نکته تاکید دارد که درآمد بالای کودکان خیابانی در پایتخت سبب شده تا تعداد این کودکان افزایش یابد و سبب به‌وجود آمدن و شکل‌گیری گروه بزرگی از این نوع کودکان در تهران شود؛ به همین دلیل یکی از وظایف اصلی رسانه‌های جمعی اطلاع‌رسانی به مردم برای متوقف کردن این دسته از کمک‌هاست. بنا بر خبرهای منتشر شده، در حال حاضر شورای ساماندهی کودکان خیابانی در سطح استان‌های کشور تشکیل شده است اما برای دستیابی به نتایج بهتر می‌بایست شاهد تشکیل این شورا در سطح عالی بود.

حل مشکل کودکان خیابانی سال‌هاست که در کشور به یک معضل اصلی تبدیل شده است و با وجود اینکه در بسیاری موارد همایش‌ها، نشست‌ها و گردهمایی‌های تخصصی زیادی با این موضوع برگزار می‌شود که منتهی به اخذ تصمیمات نیز شده است، واقعیت‌های موجود در خیابان‌ها به‌ویژه در پایتخت نشان می‌دهد که کودکان خیابانی کشور همچنان در غفلت مسئولان در گوشه و کنار شهر مشغول کسب درآمدند.

 

من کودک خیابانی نیستم ، اما جایی جز خیابان ندارم.

 


آنچه مي‌خوانيد گزارش خبرنگار اجتماعي ايسنا از چرخه تكراري جمع‌آوري كودكاني است كه سرنوشت‌شان در خيابان‌ها رقم مي‌خورد

همه چيز از خيابان شروع نمي‌شه!

من كودك خياباني نيستم؛ اما جايي جز خيابان ندارم!

همه چيز از خيابان شروع مي‌شه!؟

نه!

همه چيز از خونه شروع شده!؟

نه!

از پول! از نداشتن ! از پدر مادر خوب نداشتن يا اصلا پدر و مادر نداشتن !؟ از محله و جد و آباد يا از فرهنگ و تقدير و قسمت!؟

من مي گم همه چيز از يه باباي بي خيال شروع مي‌شه !

از يه سرنوشت كه از اول توي خيابونا نوشته شده! از فقر و دربه‌دري يه خانواده !

من محمدم ! اينم داداشمه !

بايد مراقبش باشم؛ اما خيلي وقتا مجبور مي‌شم توي خيابون ولش كنم!

من مي‌گم از آدما بدم نمي‌يآد؛ اما آدما هم از من خوششون نمي‌ياد!

مردم به من پول نمي‌دن؛ چون دلشون فقط براي بچه‌هاي كوچولو مي سوزه! منم داداشمو مي‌فرستم جلو!

من مي‌گم اسفند دود كردن هم واسه خودش كاره و‌ براي من كه بابام بالاي سرم نيست، خيلي مهمه! اما اينا رو شماها نمي‌فهميد! شهرداري و بهزيستي هم نمي‌فهمن! همه مي خوان مشكل خودشونو حل كنن و از زير بار مسؤوليت خودشون دربرن، اما هيچ كس نمي‌گه ما توي اين شهر، اين دنيا، كجا قرار بگيريم!

اصلا ما هم سهم داريم !

من مي گم 13 سالمه اما بايد قد بابام با عالم و آدم سر و كله بزنم. كوچيكم؛ اما قد بزرگا بايد بفهمم و به اندازه كافي لات باشم تا بتونم خودم و داداشم رو توي خيابونا جمع و جور كنم!

اما من نمي‌خوام مثل خيلي‌ها توي اين خيابونا گرگ بشم، مي‌خوام مرد بشم!

همه وقتي بچه‌ها توي خيابونا رو مي‌بينن، اول مي پرسن چرا توي خيابوني!؟ بعد مي‌گن مدرسه مي‌ري!؟ بعد كه يك كم دلشون به حالمون سوخت و پول دادن، مي‌گن دوست داشتي كجا بودي؟!

جوابش خيلي سادست، اما اونا مي خوان واسه خاطر دل خودشون اين سوالارو بپرسن!

آخه اگه من يه خانواده درست و حسابي داشتم و يه باباي درست و حسابي چرا مدرسه نمي رفتم !؟

اما شبير مثل بقيه شلوغ نمي‌كنه!

مي‌دونه از اين گرفتن و آزاد كردن‌هاي شهرداري و بهزيستي براش پول در نمي‌ياد ! از اين كه گرفتنش، ناراحته !؟ شرم و حيا از دوربين داره و جلو نمي‌ياد!

از اين كه جوراب مي‌فروخته و كمك باباش بوده پشيمون نيست!

شبير افغانيه !

مهدي تا كلاس چهارم هم درس خونده ، اما بعد توي يه تابستون چون اوستاش كارگر تمام وقت مي‌خواسته و باباش هم پول كار اون رو، ديگه مدرسه نرفته!

اول مدرسه رو تجربه كرده و با دهقان فداكار و چوپان دروغگو و ژاله و كبري توي كتابا آشنا شده، بعد با جوش پلاستيك توي كارگاه و حالا با يه دنيا چيزاي زشت و پردردسر توي خيابونا آشنا مي‌شه! اگر مدرسه بهش وصال نداده و به عنوان يه كودك اتباع خارجي بي‌سواد توي ايران مونده ، حالا توي خيابون‌هاي همين كشور بزرگ مي‌شه و شايد يكي از روزهاي فردا و پس فردا در همين جا هم يكي از قهرمانهاي تلخ حوادث بشه! ! !

مهدي شيطون نيست ، يه بچه است!

اما خيابونا بهش ياد دادن راستشو نگو!

براي همينه كه موقع حرف زدن باهاش بايد حواست به جمله‌ها و حرف‌هاش باشه!

چون خالي زياد مي بنده! ياد گرفته كه براي موندن توي خيابونا بايد دروغ گفت!

به گزارش خبرنگار «شهري» ايسنا، بيشتر از دو سال از اهتمام جدي شهرداري تهران و چند دستگاه متولي مرتبط در جمع‌آوري متكديان و كودكان خياباني مي‌گذرد و درست مثل خيلي از طرح‌هايي كه متولي اصلي‌اش مشخص نيست، وظيفه اصلي اين طرح هر روز به يك سازمان پاس‌كاري مي‌شود و در اين ميان شايد مجموعه‌اي كه بيش از هر بخش ديگري عملكرد عيني در شهر تهران داشته، شهرداري تهران بوده است.

شهرداري تهران به استناد آمار مورد تاييد استانداري تهران در سال 85 و 86 بيش از هفت هزار كودك و بزرگسال متكدي و دست‌فروش را جمع‌آوري و با كمك سازمانهاي مرتبط ساماندهي كرده است، اما بخش قابل توجهي از آنها چندين بار تكرار شده‌اند و باز به خيابانهاي پر پول تهران بازگشته‌اند!

اما در اين ميان شاهد عملكرد ناقص و حتي نصفه و نيمه برخي از دستگاه‌ها هستيم كه به دلايلي كاملا غيرمنطقي از رسيدگي به وضعيت اين متكديان و كودكان خياباني كه در حيطه وظايفشان تعريف شده است سرباز مي زنند!

طبق استدالال سازمان بهزيستي به عنوان يكي از دستگاه‌هاي مسوول، هيچ مصوبه‌اي اين سازمان را موظف به پيگيري شرايط متكديان و بي‌خانمانها نكرده است و اين سازمان فقط در قبال سالمندان، زنان سرپرست خانوار و كودكان كار، مسووليت دارد و كميته‌هايي با اعتبار مالي مشخصي را در نظر گرفته است.

اما بايد پرسيد كه به جز اتباع خارجي و مجرماني كه در بين متكديان و كودكان خياباني وجود دارند، آيا با تعداد قابل توجهي از سالمندان، كودكان و زنان سرپرست خانوار در بين متكديان و كودكان خياباني روبرو نيستيم و آيا اين گروه جزء حيطه مسووليت سازمان بهزيستي تعريف نمي‌شوند!؟ و اگر اين نسبت درست نيست، بهتر است اعلام كنند كه دستگاه متولي كيست تا ما هم از آنها سؤال كنيم!

بچه‌ها را به رديف روي پله‌ها نشانده‌اند تا عكس و خبر از آنها تهيه شود!

گزارشگر صدايش را صاف مي‌كند و دستي در موهايش مي كشد واعلام آمادگي مي‌كند ....

ـ در ادامه طرح جمع‌آوري كودكان كار و خيابان ....

صدا قطع مي‌شود و پسر بچه اعتراض مي‌كند ...

ـ حاجي ما جزوشون نيستيم!

ما خيابوني نيستيم، اما توي خيابون بزرگ شديم ديگه!

به گزارش ايسنا، محمدي ــ مديركل آسيبهاي اجتماعي شهرداري تهران ــ به فعاليت دو ساله شهرداري تهران در جذب و شناسايي كودكان متكدي اشاره مي‌كند و به ايسنا مي‌گويد: در حال حاضر شاهد فعاليت سه مركز شبانه‌روزي، يك اردوگاه و سه گرمخانه در تهران هستيم.

وي افزود : كار جذب و ساماندهي كودكان فرار از سال 83 در تهران آغاز شده است. اين كودكان در پايانه‌ها و راه‌آهن شناسايي و ساماندهي شده‌اند و در سال گذشته بيش از 5 هزار و 600 كودك خياباني كه بخش اعظم آنها كودكان فراري هستند، از سطح شهر تهران جمع‌آوري شده‌اند.

وي در خصوص كودكان كار كه در سطح شهر در حال فعاليت هستند و دست به تكديگري و دستفروشي مي‌زنند هم اظهار كرد : عموما اين افراد اتباع بيگانه هستند و بايد براي جمع‌آوري ساماندهي آنها اقدامات خاصي صورت گيرد.

مديركل آسيبهاي اجتماعي شهرداري تهران در خصوص كودكان متكدي كه با خانواده خود اقدام به اين كار مي‌كنند ، نيز توضيح داد: در دو سال گذشته برخي از اين افراد را جمع‌آوري و با حكم قانوني و توسط شهرداري تهران آنها را رد مرز مي‌كرديم.

وي خاطرنشان كرد : در حال حاضر علي‌رغم فعاليت شهرداري و سازمانهاي ديگر شاهد متكديان و كودكان كار در تهران بوده و براي حل اين مشكل نيازمند همكاري جدي تمام سازمانها هستيم.

به گفته محمدي 70 درصد كودكان كار اتباع بيگانه هستند كه از كشور پاكستان و افغانستان وارد كشور شده‌اند.

محمدي با اشاره به اين كه در چند سال كودكان در حوزه ساماندهي كودكان كار و خيابان، فعاليتهاي مختلفي در شهرداري تهران انجام شده است، گزارش اين عملكرد در مركز منطقه وابسته به يونيسف كه در اردن برگزار شد از سوي شهرداري ارائه شده و بر اساس اين گزارش شهر تهران به عنوان شهر دوستار كودك در دو سال آينده انتخاب شد.

پسر بچه هنوز لنگ خيس رو از روي شيشه ماشين برنداشته كه مامور انتظامي و شهرداري دست كوچولو شو مي‌گيره و مي بردش !

اول يه كم هول مي‌كنه و مي‌ترسه، اما بعد ترس به اشك مي‌شينه و صورتش خيس مي‌شه!

آخر هر چقدر هم توي خيابونا بوده باشه، بازم بچه‌اس ديگه!

هنوز آن قدر بزرگ نشده كه چشماش دلش رو گول بزنه!

درميان كودكان ايراني و افغان و پاكستاني كه هر روز شهرداري از سطح شهر جمع‌آوري مي كنه، مثل بسياري از متكديان بزرگسال، هستند كودكاني كه براي چندمين بار به اين مراكز شهرداري و بهزيستي آورده مي‌شوند و بعد از چند روز بيكار و علاف مي‌شوند و بعد دوباره در همان چهار راه، همان خيابان با همان كار قبلي برمي‌گردند و اين وسط زحمت شهرداري مي‌مونه و بس!

خبرنگار ايسنا، بارها و بارها از زبان كودكان خياباني كه توسط شهرداري جمع‌آوري شده و به بهزيستي منتقل شده‌اند، شنيده كه والدين اصلي يا اجاره‌اي آنها خيلي زود با مبلغي پول آنها را از مراكز بهزيستي بيرون مي‌آورند و به ادعاي آنها بهزيستي ترجيح مي‌دهد اين كودكان هزينه كمتري را براي آنها در برداشته باشد و فقط چند روز آنها را از خيابانها جمع كنند!

بر اساس اين گزارش، مي‌توان اين گونه برداشت كرد كه اگر چه نماي شهرمان اندكي از مناظر زشت و متاثر كننده كودكان خياباني خالي شده، اما اين چرخه ناقص و معلول جز صرف هزينه‌هاي قابل توجه و زحمت ماموران شهرداري، تاثير ديگري ندارد؛ هرچند توقف فعاليت جمع‌آوري توسط شهرداري هم يك فاجعه مي‌تواند باشد.

درعين حال جاي اين سؤال باقي ‌مي‌ماند كه چرا مرزهاي كشور براي ورود آزادانه اتباع غيرمجاز پاكستاني و افغاني همچنان باز است، ولي همه از نيروي انتظامي انتظار دارند اين اتباع را در پايتخت دستگير كند!؟ و يا اين سؤال كه چرا شهرداري زحمت جمع‌آوري را به خود مي‌دهد اما بهزيستي اين كودكان را نگه نمي‌دارد !؟

 

کودکان خیابانی؛ چالش‌ها و راهکارها

 

پدیده کودکان خیابانی یکی از مشکلات آسیب زای اجتماعی است که از دیرباز در سراسر جهان وجود داشته و در سال های اخیر به دلایل گوناگون در کشور ما نیزافزایش یافته است.
پدیده کودکان کودکان خیابانی یکی از مشکلات اسیب زای اجتماعی است که از دیربازدر سراسر جهان وجود داشته و در سال های اخیر به دلایل گوناگون در کشور ما نیز افزایش یافتهاست. درکشور ما نیز این پدیده با ویژگی های دو گانه اش، دیرپایی، گستردگی و ضرورت توجه به ان مطرح گردید . لذااین مقاله بر اساس پژوهشی در ارتباط با وضعیت کودکان خیابانی درشهر تهران انجام شده است.
این پژوهش با استفاده از پرسش نامه محقق ساخته و مصاحبه باکودکان و خانواده های انان ونظر خواهی از صاحب نظران وکارشناسان از طریق روشن دلفی انجام گرفته است.

پژوهش حاضر پنج محور را که از جمله مسائل مهم در زمینه کودکان خیابانی است را مورد بررسی قرار داده است:
۱. کودکان خیابانی چه کسانی هستند؟
۲. چرا توجه به کودکان ضرورت دارد؟
۳. چه عواملی در ایجاد این پدیده موثر است؟
۴. چه اقداماتی دراین زمینه از طرف سازمان های دولتی وغیردولتی وبین المللی انجام شده است؟
۵. چه راهکارهایی برای کاهش این پدیده مناسب است؟

ااینک محورهای پنج گانه را به اختصار مرور می کنیم.

۱.کودکان خیابانی چه کسانی هستند؟
کودکان خیابانی طیف گسترده ای را با شراط متفاوت تشکیل می دهند که تعریف مشخص انها اولین چالش در برابر ماست. براساس تعاریف سازمان های بین المللی (سازمان بهداشت جهانی یونیسف واژانس بین المللی کودکان خیابانی )کودکان خیابانی را می توان بر اساس وضعیت زندگی انها به چهار گروه تقسیم کرد:

  • کودکان بی خانمان که خانه وخانواده ندارندودر خیابان زندگی می کنند .این کودکان را اصطلاحا کاتن می گویند. 
  • کودکانی که دارای خانه وخانواده هستند وبه دلایلی مختلف از خانواده خود جدا شده اند و تنها به صورت گروه های کوچک و گاه زیر پوشش باند های مربوط زندگی می کنند.
  •  کودکانی که قبلا بی خانمان بوده اند اما در حال حاضر در سر پناه ها و مراکز حمایتی نگهداری می شود.
  •  کودکانی که دارای خانواده هستند و با خانواده خود زندگی می کنند. اما به دلایل مختلف وعمدتا فقر خود رادر خیابان می گذارنند. این گروه از کودکان به دو دسته تقسیم می شوند. 

۱.گروهی از آنان در خیابان به کارهای مختلف می پردازند(فرش گل.روزنامه.آدامس .زباله گردی .واکس زنی و...)
این گروه کودکان کار وخیابان را تشکیل می دهند.
۲. گروه دیگر به تنهایی یا همراه پدر ومادر خود به گدایی مشغولند وبرخی از انها در سنین بسیار کم به عنوان ابزار برای تکدی گری مورد سوء استفاده قرار می گیرد. همه این کودکان باتفاوتهایی که با یکدیگر دارند در موارد زیر مشترک اند.

  • بیشترین وقت خود رادر خیابان می گذرنند. 
  • از حقوق اساسی خود (اموزش.تغذیه.بهداشت.امنیت.و...)محرومند. 
  • به علت حضور طولانی در خیابان مشکلات واسیب های فراوانی راتجربه می کنند.

براساس پژوهش انجام شده بیشترین گروه کودکان خیابانی در تهران کودکانی هسنتد که در خانه و خانواده خود زندگی می کنند(۸۳درصد). بیشتر این کودکان به علت فقر به کار وگدایی مشغولند (۷۸درصد کار و۲۱درصد گدایی). دردرجه دوم کودکانی قرار دارند اما به دلایل مختلف از انها جدا شده وتنها با جمع زندگی می کنند. (۱۱درصد)بیشتر این کودکان نیز به کار در خیابان مشغولند.

۲.چرا توجه به کودکان خیابانی ضروری است؟
دومین چالش ضرورت توجه به کودکان خیابانی است که در کشور ما مدتی مورد انکار بوده و اینک به عنوان یک واقعیت پذیرفته شده است.کودکان خیابانی پدیده ای رشد یابنده در جهان ودر کشور ماست. بر اساس امارهای موجود حدود صد میلیون کودک خیابانی در جهان وجود دارد. در کشور ما امار دقیقی از کودکان خیابانی در دست نیست. امارهای رسمی تعداد این کودکان را حدود بیست هزار نفر اعلام کرده است. بهزیستی امارکودکان خیابانی جمع اوری شده در سال ۸۲ را تعداد ۳۰۱۸۸ نفر اعلام کرده است. با توجه به امارهای زیر تعداد کودکان کار و خیابان بسیار فراتر از امار اعلام شده رسمی می باشد.
در سال ۱۳۸۲ بنا به اظهار وزیر اموزش و پرورش ۳۵۰۰۰۰ دانش اموز ترک تحصیل کرده و تعداد ۱۵۰۰۰۰ نفر فرصت ثبت نام پیدا نکرده و از تحصیل بازمانده اند. بدون تردید تعداد زیادی از این افراد کودکان کار و خیابان را تشکیل می دهند. براساس اظهارات مسئولان رسمی دوازده میلیون نفر در فقر مطلق به سر می برند. طبیتا تعدادی از این افراد کودکانی هستند که به کودکان کار وخیابان می پیوندند. با توجه به این امارها پدیده کودکان کار و خیابان در جامعه ما رو به توجه کافی دارند.
 کودکان اسیب پذیرند و قادر به دفاع از خود نیستند و نیاز به حمایت و کمک بزرگسالان دارند کودکان خیابانی به علت شراط خاص زندگی خود اسیب پذیری بیشتری دارند.

مروری کوتاه بر امارهای موجود وسعت اسیب پذیری کودکان را در جهان نشان می دهد.

  • ۱۰۰ میلیون کودک خیابانی در جهان زندگی پر رنجی را می گذرانند. 
  • ۲۵۰ میلیون کودک زیر سن قانونی کار در کشورهای جهان سوم به کار مشغولند. 
  • ۱۵۰ میلیون کودک در جهان از سوء تغذیه رنج می برند. 
  • ۱۰ میلیون کودک زیر ۵ سال هر سال در کشورهای در حال رشد از بیمارهای قابل پیشگیری و درمان جان خود رااز دست می دهند. 
  • بیش ازنیمی از کودکان افریقایی از بیماری های ناشی از الودگی اب و بهداشت رنج می برند. 
  • حدود یک چهارم از هفده میلیون نفر از کسانی که به علت بیماری ایدز فوت کرده اند کودک بوده اند .

آثار زیانبار این اسیب ها تنها به دوران کودکی منحصر نمی شود و تا بزرگسالی نیز ادامه می یابد و جامعه را از وجود انسانهای کار امد و شایسته محروم می سازد.
کودکی دوران حساس رشد و پرورش انسان است و توجه به این سالهای مهم و فراهم ساختن امکانات مناسب به منظور ایجاد زندگی بهتر برای کودکان از وظایف اساسی ماست. طبیتا چنین کودکانی امکان رشد و پیشرفت خود و جامعه را بیشتر فراهم می سازند.

پژوهش انجام شده در مورد پیامدهای زیان بار پدیده کودکان خیابانی نشان میدهد که این کودکان در تمام جنبه های اساسی رشد (رشد جسمی حرکتی عاطفی روانی اجتماعی و ذهنی ) دارای مشکلاتی میباشند . از نظر رشد جسمی حرکتی بین ۶۰ تا ۸۴ در صد کودکان خیابانی با مشکلاتی مانند کم خونی کاهش قد و وزن بیمارهای مربوط به دهان چشم قلب گوارشی پوست وسوءتغذیه روبرو هستند. از نظر رشد ذهنی بین ۱۷ تا ۵۶ درصد انان دارای مشکلاتی مانند بیسوادی مشکلات گفتاری کمبود توجه وتمرکز مشکلات یادگیری وکمبود شناخت محیط پیرامون خود هستند. از نظر رشد عاطفی هیجانی بین ۴۰ تا ۸۹ درصد انان از مشکلاتی مانند احساس کم ارزشی بیقراری و ناارامی انتقام جویی بدبینی افسردگی ترس و ناامنی بحران هویت واضطراب رنج می برند. از نظر رشد اجتماعی بین ۳۷ تا ۸۰ در صد انان مشکلاتی مانند پرخاشگری خشونت ناسازگاری سرقت سوءاستفاده جنسی تخریب تمایل به بزهکاری اعتیاد و خرید وفروش مواد مخدر ومشکل در برقراری ارتباط مناسب با دیگران را دارا هستند.

۳. چه عواملی در ایجاد پدیده کودکان خیابانی موثر است؟
اصولا در ایجاد مشکلات اجتماعی به علت پیچیدگی انها یک عامل موثر نیست بلکه مجموعه ای از عوامل به درجات گوناگون تاثیر کذار است. به طور کلی چهار عامل در ایجاد مسائل اجتماعی موثر است.

  • عوامل اقتصادی مانند فقر بی عدالتی ییکاری فاصله طبقاتی زیاد در جامعه توزیع ناعادلانه ثروت و ..... 
  • عوامل فرهنگی و اجتماعی از جمله ترکیب ساختار وازدیاد جمعیت مهاجرت جنگ تغییر ارزش های اجتماعی و فرهنگی فاصله بین نسل هاو تضاد های اجتماعی و نارسایی وکمبود قوانین حمایتی از کودکان وجود نگرش ها وباورهای نادرست و تبعیض امیز از جمله نگرش به کودک به عنوان منبع درامد خشونت با کودکان نبود سامانهای

حمایت از کودکان و....
عامل خانوادگی مانند خانواده های پر جمعیت گسسته وپر تنش سابقه بزهکاری و اعتیاد در خانواده نا اگاهی والدین از نیازهای مناسب با انها و....
عوامل فردی یا زیستی روانی مانند ویژگی های شخیتی کودکان ظرفیت روانی و توانمندی کودکان در بر خورد با مشکلات زندگی بحران بلوغ و تاثیرات ان و....
این گروه از عوامل خود تحت تاثیر عوامل اقتصادی فرهنگی اجتماعی و خانوادگی قرار دارند.
در پژوهش انجام شده در مورد میزان تاثیر گذاری این عوامل در ایجاد پدیده کودکان خیابانی در کشور ما نشان داده شده که عوامل چهارگانه موثر بوده اند اما در درجه اول عوامل اقتصادی و سپس عوامل خانوادگی به ویژه رفتار نامناسب با گودکان نقش موثری در ایجاد این پدیده دارند.
اکثریت کودکان خیابانی برای کسب در امد و کمک به خیابان می یایند. تاثیر فقر در پیدایش این پدیده نکته مهمی است که در انتخاب راهکارهای مانسب برای کاهش این پدیده باید مورد توجه قرار گیرد.

۴. چه اقداماتی در ارتباط با کودکان خیابانی در کشور ما انجام شده است؟
این اقدامات را که از جمله چالش های موجود در این زمینه است میتوان در سه سطح مورد بررسی قرارداد:
الف. اقدامات انجام شده توسط سازمانهای دولتی:این اقدامات از سال ۷۷ توسط سازمان بهزیستی با همکاری شهرداری وزارت کشور و سازمان مدیریت به شرح زیر انجام شده است.

  • تشکیل ستاد ساماندهی کودکان خیابانی 
  • جمع اوری کودکان خیابانی در تهران 
  • تاسیس مراکزی برای نگهداری کودکان خیابانی همراه با اموزش هایی برای آنان 
  • ایجاد مراکز مداخله در بحران در تهران و استان ها 
  • برگزاری همایش هایی در ارتباط با کودکان خیابانی 
  • ایجاد ارتباط با سازمان های غیردولتی و بین المللی (یونیسف)و برنامه های مشترک با آن‌ها 

ب. اقدامات انجام شده توسط سازمانهای غیردولتی:

  • ایجاد مراکز باز برای آموزش کودکان خیابانی و ارتباط با خانوادهایانان در تهران 
  • انجام پژوهش هایی در ارتباط با کودکان خیابانی 
  • برگزاری همایش کارگاه نمایشگاه در ارتباط با کودکان خیابانی و حساس سازی و اگاهسازی مردم نسبت به این مساله 
  • ارتباط و همکاری با سازمانهای دولتی و یونیسف

ج. اقدامات انجام شده توسط یونیسف :

  • برگزاری کارگاه های اموزشی در ارتباط با کودکان خیابانی 
  • انجام یک پژوهش درمورد کودکان خیابانی 
  • ارتباط با سازمانهای دولتی و اجرای طرح های مشترک با آن‌ها 
  • حمایت های مالی و فنی از اقدامات سازمانهای دولتی از جمله فراهم کردن امکانات سفرهای مطالعاتی بع منظور استفاده از تجربیات سایر کشورها دراین زمینه 
  • ارتباطو همکاری با سازمانهای غیر دولتی

۵. چه راهکارهایی برای کاهش پدیده کودکان خیابانی وجود دارد؟
ارائه راهکارها یکی از چالشهای مهم در ارتباط با کودکان خیابانی است. پیش از بیان راهکارها لازم است به نکات زیر توجه شود:
 تاخیر در انجام اقدامات در ارتباط با کودکان خیابانی. سالها سازمانهای دولتی که مسئول انجام اقدامات در این زمینه بودند وجود کودکان خیابانی رانکارمیکردند. پس از چند سال واقعیت موجود را پذیرفتند و از ان زمان به فکر انجام اقداماتی برای کاهش این پدیده افتادند.
ضرورت ارزشیابی اقدامات انجام شده توسط سازمانهای دولتی غیردولتی و یونیسف به منظور اطلاع دقیق از نتایج این اقدامات و مشکلات موجود و ارائه راهکارهای مناسب .
تاکید برامر پیشگیری به منظور جلوگیری از باز تولید کودکان کاروخیابان.
توجه به عوامل ایجاد کننده پدیده کودکان خیابانی و اولویت های ان واتخاذ راهکارهای مرتبط با آن.
کاهش تمرکز بر کلان شهرها وتوجه به شهرها وروستاها به عنوان منابع باز تولید این کودکان.
تاکید بر توجه به شرایط موجود در جامعه ما پدیده کودکان کار و خیابان را نمیتوان کاملا از بین برد بلکه میتوان ان را کاهش داد وکاهش ان نیز به صورت ضربتی و بااجرای چند طرح بلکه به شکل یک جریان و فرایند در قالب راهکارهای بلند مدت میان مدت وکوتاه مدت عملی خواهد بود. با توجه به این نکات بر اساس پژوهش انجام شده راهکارهای زیر درسه سطح (کلان میانی خرد )و در سه بعد زمانی (بلند مدت میان مدت و کوتاه مدت )ارائه می شود:
راهکارهای بلند مدت در سطح کلان شامل فقرزدایی تامین رفاه و عدالت اجتماعی کاهش تبعیض طبقاتی با توجه به موثر عامل فقر در ایجاد پدیده کودکان خیابانی
توجه به اموزش همگانی به ویژه والدین به منظور تغییر نگرش های نامطلوب نسبت به کودکان و بازسازی فرهنگی جامعه به ویژه اعتیاد و بزهکاری تاکید کاهش مشکلات اجتماعی از جمله افزایش جمعیت مهاجرت بیماری روانی و...
بهدیی است تحقق این روش ها نیاز به برنامه ریزی در سطح کلان جامعه دارد مستلزم تغییراتی در ساختارهای اقتصادی اجتماعی و فرهنگی جامعه است.
راهکارهای میان مدت کوتاه مدت درسطح سازمانهای دولتی و غیردولتی مرتبط با کودکان شامل موارد زیر:
تدوین قوانین حمایتی وبازنگری در برخی از انها در ارتباط با کودکان کار و خیابان
نظارت بر اجرای دقیق قوانین موجود در مورد کودکان از جمله قانون کار پیمان نامه حقوق کودک قانون حمایت از کودکان ونوجوانان و مقاوله نامه ۱۸۲ سازمان بین المللی کار که همه انها به تصویب رسیده است.
ایجاد شبکه یا نظام یکپارچه حمایت از این کودکان به منظور هماهنگی بین سازمانهای دولتی و غیردولتی مرتبط جلوگیری از دوباره کاری و ارائه خدمات مناسب به کودکان

ساماندهی مناسب کودکان کار و خیابان
از سال ۱۳۷۷ تاکنون به دفعات "جمع اوری" کودکان کار و خیابان به عنوان ساماندهی انان انجام گرفته است که جز صرف هزینه و ایجاد مشکلات برای کودکان نتایج مثبتی برای انان نداشته است. ساماندهی درست کودکان کارو خیابان شامل موارد زیر است:
شناسایی کودکان خیابانی و انواع ان از نظر نحوه زندگی برای پاسخگویی به نیازهای مشخص انان. بر اساس پژوهش انجام شده حدود ۸۳ درصد این کودکان با خانواده های خود زندگی میکنند بنابراین "جمع اوری" انها مشکل راحل نمی کند.

  • ارتباط با خانواده های این کودکان انجام حمایت های مالی قانونی اموزشی درمانی مشاوره ای و مددکاری از طریق ارائه خدمات لازم 
  • ایجاد مراکز حمایتی مناسب به صورت باز و ازاد هدفمند و با برنامه جامع اموزشی به منظور حمایت و ارائه خدمات لازم و داوطلبانه به کودکان. تجربه نشان داده که ایجاد مراکز باز برای حضور داوطلبانه کودکان کار و خیابان که از طرف سازمان های غیر دولتی انجام شده است بر عکس مراکزدولتی مورد استقبال فراوان این کودکان و خانواده های انان قرار گرفته است به ویژه که از این طریق می توان به شناسایی انان نیز اقدام کرد.
  • استفاده از مددکاران اجتماعی در همه مراحل ساماندهی برای جذب داوطلبانه به مراکز حمایتی به جای استفاده از نیروی انتظامی برای جلب آنان. 
  • ایجاد سر پناه ها در محل کار و زندگی کودکان کار و خیابان برای مراجعه داوطلبانه کودکانی که با خانواده خود زندگی نمی کنند و نیاز به خدمات گوناگون دارند. 
  • جلوگیری از بدترین اشکال کار کودک در خیابان و سایر اماکن با توجه به پذیرش مقاوله ۱۳۲ سازمان بین المللی کار و نیز قانون کار ایران ساعات طولانی کار در خیابان انواع سوءاستفاده از کودکان کارهایی مانند زباله گردی و.... مغایر با این مقاوله نامه و قوانین مربوط به کار کودکان است.
  • برخوردار کردن کودکان کار و خیابان از بیمه تامین اجتماعی با این امید که با انجام این اقدامات بتوانیم در کاهش پدیده کودکان کار و خیابان گام های موثری برداریم.

 

 

آئين نامه ساماندهي كودكان خياباني تصويب شد


 
چتري براي بچه هاي خيابان
002712.jpg
عكس: مسعود خامسي پور
بنيامين صدر
سن كودكان كار سقف مشخصي ندارد، آنها با توجه به وضعيت خانواده خود در سنين مختلف وارد بازار كار مي شوند و اكثر آنها داراي سن 13 سال به بالا هستند
ساختار اوليه موضوع ساماندهي كودكان خياباني كه از سال 80 به طور جدي در دستور كار دولت، سازمان بهزيستي، شوراي اجتماعي وزارت كشور و ساير نهادهاي مسئول قرار داشت، با كسب تجربه هاي بسيار موثر  به طور گسترده، در شهرهايي كه با معضل كودكان خياباني مواجه هستند، شكل گرفت. تا اينكه سرانجام آئين نامه ساماندهي وضعيت كودكان خياباني در چهار سطح تنظيم و عصر روز 26 تيرماه 84 به تصويب هيات دولت رسيد.
به موجب آئين نامه ساماندهي كودكان خياباني، سازمان بهزيستي كشور به عنوان متولي رسمي موظف شده تا با همكاري و مشاركت شهرداري، انجمن هاي خيريه و تشكل هاي غير دولتي و نيروي انتظامي و با استفاده از مددكاران اجتماعي نسبت به شناسايي، جذب، پذيرش و توانمندسازي كودكان خياباني در تمامي مراكز استان ها اقدام كنند.
براساس اين آئين نامه، در سطح نخست، كودكان خياباني در واحدهاي سيار پذيرش مي شوند و در سطح دوم، واحدهاي نگهداري كننده يا ساماندهي اين كودكان بين 24 ساعت تا 21 روز ايجاد شده و در اين مدت سعي مي شود اين كودكان با كمك كارشناسان و مددكاران اجتماعي به خانواده هاي خود بازگردانده شوند.به گفته محمدرضا واعظ مهدوي، معاون سياستگذاري و برنامه ريزي وزارت رفاه و تامين اجتماعي، چنانچه پس از بررسي شرايط خانوادگي مشخص شد كه آنها به دليل بي سرپرست يا بدسرپرست بودن، امكان بازگشت به خانواده را ندارند، زمينه هاي اقامت اين كودكان از 21 روز تا يك سال در مراكز مختلف فراهم مي شود.
آخرين مرحله آئين نامه ساماندهي كودكان خياباني، بيش از مدت يك سال است كه در پرورشگاه و مراكز نگهداري طولاني مدت كه به صورت شبه خانواده اداره مي شود، صورت خواهد گرفت.
ساماندهي كودكان خياباني
از سويي فردين، مدير امور آسيب هاي اجتماعي شهرداري تهران، چند هفته پيش در گفت وگو با خبرگزاري مهر با اشاره به جمع آوري و ساماندهي بيش از 13 هزار كودك خياباني در سال گذشته گفت كه بازدهي امر ساماندهي كودكان خياباني با ورود شهرداري تهران به اين عرصه، 50 درصد افزايش يافته است.
مدير امور آسيب هاي اجتماعي شهرداري تهران، همچنين از اعلام آمادگي شهرداري تهران براي افزايش تعداد واحدهاي گشت سيار شهرداري تهران، به منظور كنترل هرچه بيشتر مبادي ورودي شهر تهران در بخش كودكان خياباني و نوجوانان فراري در فصل تابستان خبر داد.
در حال حاضر، گشت هاي سيار ويژه جمع آوري كودكان خياباني و نوجوانان فراري شهرداري تهران، -شامل نيروهاي مددكاري شهرداري و نمايندگان سازمان بهزيستي - با استقرار در دفاتر پايانه هاي شرق، غرب، جنوب و راه آهن تردد اين كودكان و نوجوانان را كنترل و پس از شناسايي و جمع آوري، آنها را براي نگهداري دائم يا موقت به بهزيستي ارجاع مي دهند.
بازگشت به خيابان
۵۰ درصد كودكان خياباني پس از ساماندهي،دوباره به خيابان ها بازمي گردند. درصد قابل توجهي از اين كودكان به دليل غير قانوني بودن كار كودكان زير 18 سال، به صورت پنهاني توسط والدين خود براي كار در كارگاه هاي زيرزميني با مبالغ ناچيز به كارفرمايان اجاره داده مي شوند، در حالي كه خود، كمترين دستمزد از اين بيگاري نصيبشان مي شود و اغلب به دليل تحمل سوء رفتار كارفرمايان دچار صدمات شديد جسمي و روحي و رواني مي شوند.
سيدهادي معتمدي، مديركل دفتر امور آسيب ديدگان اجتماعي سازمان بهزيستي معتقد است: درصد قابل توجهي از كودكان به صورت پنهاني توسط والدين خود به كار در كارگاه هاي زيرزميني فرستاده شده و استثمار مي شوند، در حالي كه ما ابزار و امكانات كاملي براي سركشي به اين كارگاه ها و نظارت بر وضعيت سلامت جسمي و روحي اين كودكان را نداريم و تاثير همين رفتارهاي مخرب در زندگي آينده اين كودكان جامعه ما را در آينده نزديك با وضعيت نگران كننده اي مواجه مي سازد.
به دليل كمبود بودجه تخصيص يافته در بخش حمايت از كودكان خياباني و خانواده آنها، در پرداخت همين مقدار اندك مستمري به افراد تحت پوشش نيز محدوديت هايي وجود دارد، در حالي كه قرار بود در صورت موافقت با افزايش بودجه پيشنهادي سازمان بهزيستي، از ابتداي سال آينده علاوه بر افزايش مستمري ها، تعداد قابل توجهي از خانواده هاي كودكان كار و خياباني شناسايي شده و تحت پوشش درآيند، اما تاكنون عدم تخصيص حتي يك ريال بودجه به بخش كودكان خياباني، اجراي برنامه هاي حمايتي را با مشكل مواجه كرده است.
در حال حاضر حدود 20 هزار كودك خياباني در كل كشور وجود دارد.
اجاره كودكان
خانواده هايي هستند كه به دليل فقر مالي، كودكان خود را به افراد سودجو به منظور كار در خيابان ها و پشت چراغ هاي قرمز اجاره مي دهند.
علم الهدايي، معاون امور اجتماعي سازمان بهزيستي در گفت گو با خبرگزاري مهر گفت كه مسئول شناسايي و برخورد با افرادي كه كودكان كار را اجاره مي كنند، نيروي انتظامي و مراجع قضائي هستند، اما چنانچه موضوع از طريق تلفن يا روش هاي ديگري به بهزيستي اطلاع داده شود، از سوي مددكاران پيگيري و رسيدگي مي شود.
در مراكز نگهداري كودكان خياباني بهزيستي، نمونه هايي از اين كودكان وجود دارد كه طي صحبت مددكار با آنها مشخص شده كه خانواده آنها با رضايت و به دليل فقر مالي اقدام به اجاره دادن آنها كرده اند.
اغلب اين كودكان اطلاع دقيقي از محل زندگي فردي كه آنها را اجاره كرده، ندارند، اما در صورت ارائه مشخصات كامل، بهزيستي به نيروي انتظامي اطلاع مي دهد تا نسبت به دستگيري اين افراد، اقدام كنند.
سن كودكان كار خياباني، سقف مشخصي ندارد، آنها با توجه به وضعيت خانواده خود در سنين مختلف وارد بازار كار مي شوند و اكثر آنها داراي سن 13 سال به بالا هستند.
كودكان كار بيشتر در استان هاي تهران و مشهد وجود دارند كه بهزيستي پس از جمع آوري آنها اقدام به برگزاري دوره هاي آموزشي براي حرفه آموزي و توانمندسازي آنها مي كند.
به دليل وجود حرم امام رضا(ع)، متكديان بي خانمان بيشتر به اين استان نقل مكان مي كنند. حدود 10 درصد كل كودكان خياباني كشور در استان خراسان هستند.
در اين ميان خانواده هايي هستند كه تنها به دليل كسب درآمد بيشتر و نه از روي نياز، فرزندان خود را براي كار در خيابان ها به افراد سودجو اجاره مي دهند. اين افراد از سطح فرهنگ پاييني برخوردار هستند و آنها را در قالب متكدي يا نوازنده روانه خيابان ها مي كنند. تعداد كودكان خياباني در مشهد نيز همانند تهران زياد است.
 

کودکان خیابانی در تهران افزایش می‌یابند

 
مدیر کل بهزیستی استان تهران گفت: با توجه له افزایش تردد کودکان خیابانی در فصل گرما برای ساماندهی این افراد نیازمند مشارکت سایر دستگاه ها هستیم.علی محمد قادری در گفت‌وگو با برنا افزود: با توجه به اهمیت رسیدگی به وضعیت کودکان خیابانی برنامه های متنوعی در بهزیستی برای ساماندهی آنها این افراد تهیه شده است .
مدیر کل بهزیستی استان تهران در ادامه تصریح کرد: کودکان خیابانی که کودکان کار را نیز شامل می شود نوعی آسیب اجتماعی است که دستگاه های بسیاری باید در ساماندهی وضعیت آنها مشارکت داشته باشند .وی در ادامه به افزایش تردد کودکان خیابانی در فصل گرما اشاره و خاطر نشان کرد: بر این اساس ساماندهی کودکان خیابانی، کنترل و کاهش آسیب های اجتماعی ناشی از این معضل در دستور کار بهزیستی استان قرار دارد.
این در حالی است که برای برخورد با آسیب اجتماعی ناشی از این امر با توجه به شروع فصل گرما، نیازمند برنامه ریزی و مشارکت سایر دستگاه ها نیز هستیم.قادری با اشاره به برنامه های بهزیستی برای ساماندهی این کودکان اظهار داشت: بهزیستی استان تهران و استانداری برنامه های مشترکی برای ساماندهی کودکان خیابانی، با رویکرد پیشگیری ، مقابله و پیگیری در دست اقدام دارند.
وی همچنین یادآور شد: اثرات برنامه های انجام شده برای کودکان کار و خیابانی مشهود است و پیش بینی می شود با ادامه روند ساماندهی و همکاری سایر سازمان ها و نهادهای مسوول در این خصوص با کاهش این آسیب ها مواجه شویم.
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم خرداد 1390ساعت 20:27  توسط   | 

11خرداد روز امام و جوانان,دانشگاهیان

11خرداد روز امام و جوانان,دانشگاهیان

http://www.up98.org/images/meebk3cdbtw99y8k901.jpg

 

گرامیداشت قیام ۱۵ خرداد و ایام ارتحال

 

گرامیداشت قیام ۱۵ خرداد و ایام ارتحال

بنیانگذارجمهوری اسلامی ضروری است

 

ا


چند اثر در حمایت از کودکان خیابانی

 


 
 
 

 

 

 

 

دخترك گل فروش

 

ژاكت سرخش‏ در فضایى كه تماما خاكسترى بود، از آسمان ابرى گرفته تا اسفالت خیابان، از درختان بى برگ سپیدار و افرا گرفته تا آب دریاچه، مثل ذغال سرخ درون خاكستر جلوه­ی زیبایى داشت.

دست­هایش‏ از سرما كبود شده و دسته گل نرگس‏ صدپرش‏ زیر باران، خیس‏. با عجله راه مى­رفت و به دور و برش‏ توجهى نداشت. مى­خواست آخرین گل­هایش‏ را بفروشد. تا نیم ساعت دیگر مدرسه باز مى­شد و از ایستگاه مركزى مینى بوس‏ ها تا مدرسه بیست دقیقه راه بود. ساعت شش از خانه بیرون آمده بود. كتاب­هایش‏ را نزد واكسى دم ایستگاه گذاشته بود، كه زیر باران خیس‏ نشود. اوایل مارس‏ بود، اما هوا هنوز به پائیز شباهت داشت تا بهار.

میخك فروش‏ كوچولو را دید. از او خیلى خوشش‏ مى­آمد. پسركى بود هفت ساله با چشم­هاى عسلى درشت و موهایى به رنگ كاكل ذرت و با خنده­اى گرم و مهربان و بسیار مودب. دسته هاى سرخ میخك در دستان او با قطره­اى غلطان آب بر گلبرگ­هایشان از اظطراب او لحظه­اى كاست. باز هم پسرك پیش دستى كرده و به او سلام كرد.

 

- كجا؟

- كیزلاى، آخرى را هم اگر بفروشم چهارصد لیر فروختم.

- گفتى قیمت كفش‏ و كیفى كه مى­خواستى چقدر بود؟

- هفت ماه كار كردن.

- صبحانه خوردى؟

- هنوز نه.

- پاى دلمیش­ها مى­بینمت، باهم نون پنیر و چایى مى­خوریم.

- باشه، من یه كم گردو هم دارم.

- می­شه فردا زودتر بیاى؟ قبل از این كه گل­ها رو بیارن به من یك كم دیكته یاد بدى؟ دیروز معلم گفت من شمردنم خوبه، دیكته­ام بد. پسر حاجیه گفت: خب از بس‏ كه یك لیر دو لیر مى­شماره.

- می­آم حتما می­آم.

خانم خریدارى از راه مى­رسد.

- یك دسته گل، میخك نه، نرگس‏ مى­خوام.

- نرگسا پلاسیده است، میخك ببرید خانوم.

- پسرك : نه نرگس‏ نوبره، تازه، آخریش‏ هم هست اونو ببرین.

دخترك گل فروش‏، آخرین دسته­ی گل نرگسش‏ را كه فروخت، تو گالشاى پلاستیكى­اش‏ آب جمع شده بود.

 

 

برگرفته از: «داروگ»، کودکان، شماره­ی هفده، ژوئن 2006

 

خانه ای از جنس حلب - خانه فقیرانه كودك خیابانی

 

 

 

كودكان خیابانی و حمام در پارك

آب بازی -  تابستان آب بازی تابستان

آب بازی تابستانآب بازی تابستان

 

 

 

کودکان خیابانی

 

     برابر برآورد سازمان جهانی دفاع از حقوق بشر در حدود ۱۰۰ میلیون کودک در سراسر جهان در خیابان کار و زندگی می کنند. آنها برای زنده ماندن به کارهای گوناگون از جمله : گدایی ، فروشندکی ( سیگار ـ میوه ، گل و روزنامه و .....) بزه کاری و تن فروشی مشغول هستند.    

کودکان خیابانی یک مسئله جهانی است که به همه ما مربوط می شود. برابر برآورد سازمان جهانی دفاع از حقوق بشر در حدود ۱۰۰ میلیون کودک در سراسر جهان در خیابان کار و زندگی می کنند. آنها برای زنده ماندن به کارهای گوناگون از جمله : گدایی ، فروشندکی ( سیگار ـ میوه ، گل و روزنامه و .....) بزه کاری و تن فروشی مشغول هستند. بخشی از آنها با خانواده هایشان ارتباط دارند و بخش دیگر یا از خانه فرار کرده اند و یا اینکه توسط خانواده به دلیل مشکلات مالی رها شده اند. این کودکان در پارکها ، خرابه ها و یا زیر پلها می خوابند. تعداد زیادی از آنها به مواد مخدر معتاد هستند و گاهی از موادی استفاده می کنند که به آنها آسیب های مغزی ماندگار وارد می کند.


برابر کنوانسیون جهانی خقوق کودک تمامی کشورهایی که آن را امضا کرده اند وظیفه دارند سلامت فیزیکی ، روانی ، اخلاقی و اجتماعی کودکان را تضمین کنند. متاسفانه در بیشتر کشورهای توسعه نیافته با وجود پذیرش کنوانسیون حقوق کودک دولتها در عمل از انجام وظیفه خود شانه خالی می کنند. در بیشتر کشورهای توسعه نیافته نزدیک به نیمی از جمیعت را افراد زیر ۱۸ سال تشکیل می دهند و به دلیل رشد اختلاف طبقاتی و رشد ناموزون اجتماعی خانواده های تهیدست به تدریج به کناره شهر ها رانده می شوند.
تامین یک زندگی حداثل برای روستاییان نیز دشوار می گردد و آنها نیز به سوی شهر ها سرازیر می گردند. در کشورهایی که دچار جنگ داخلی هستند و یا دگرگونیهای طبیعی مانند خشکسالی ، سیل و زلزله امکان زندگی را از آهالی محل آسیب دیده سلب کرده است آنها را به سوی شهر ها روانه می کند. از آنجاکه تعداد فرزندان خانواده ها ی تهیدست معمولا زیاد است و خانواده ها توان پاسخ گویی به نیاز های آموزشی و بهداشتی فرزندانشان را ندارند این کودکان برای تامین نیازهای خود و خانواده از حاشیه شهر ها به سوی شهر ها سرازیر می شوند و زندگی نوین خود را در خیابان آغاز می کنند که آغازی است به مانگاری آنها در خیابان.
در طول ۳۰ سال گذشته فاصله طبقاتی بین ثروتمندان و تهیدستان افزایش یافته است ، پول دار ها پول دار تر و تهیدستان تهیدست تر شده اند.
بسیاری از کشور های توسعه نیافته به کشورهای توسعه یافته بدهکار هستند و برای باز پرداخت بدهی خود مجبور هستند هزینه های خود را کاهش دهند و این کاهش هزینه در نخستین گام در زمیته بهداشت و آموزش انجام می کیرد. کاهش هزینه ها بیشتر ار همه به تهیدستان آسیب می رساند و زندگی را برای آنها دشوار می کند.

● چه کسی کودک خیابانی است؟
توضیح دقیق اینکه چه کسی کودک خیابانی است کار ساده ای نیست. بسیاری از آنها دارای خانواده و مسکن هستند. آنها را نیز باید به عنوان کودک خیابانی در نظر گرفت چرا که خیابان را به عنوان محل کار خود برگزیده اند. زمانی که در باره کودک خیابانی گفتگو می کنیم منظور کودکانی است که در خیابان کار می کنند و یا بی خانمان هستند. تعداد کودکان بی خانمان در اقلیت قرار دارند و تعدادشان را بین ۱۵ ـ ۱۰ در سد از مجموع ۱۰۰ ـ ۸۰ میلیون کودکی است که در خیابان زندگی و یا کار می کنند. تعدادی از کودکان وضعیت دوگانه دارند یعنی اینکه بین خانه و خیابان جابجا می شوند.آنها شبها و روز ها در خیابان هستند ولی با خانه نیز در ارتباط هستند وبه مادر ، خواهران و برادرنشان کمک مالی می کنند.کودکان خیابانی بین ۱۳ ـ ۶ ساله هستند وقتی زندگی در خیابان را آغاز می کنند.

اکثریت کودکان خیابانی را پسران تشکیل می دهند. در بخشی از کشورها تعداد دختران در حال افزایش است. دختران معمولا مورد تجاوز جنسی قرار می کیرند و اغلب کار خود را از دست می دهند به ویژه دخترانی که به عنوان خدمتکار در خانه ها کار می کنند. بیشترین کودکان خیابانی کودکان کار هستند. بخشی از آنها کار های گوناگون دارند . تعدادی از آنها صاحب کار معمولی دارند و بیشتر به عنوان پادو در مغازه ها ، رستورانها ، هتل ها کار می کنند و اغلب توسط صاحب کار حقوقشان پایمال و یا نا دیده گرفته می شود.
پدیده کودکان خیابانی تنها ویژه کشورهای توسعه نیافته نیست بلکه این پدیده را در بعضی از کشورهای اروپایی و امریکای شمالی نیز می توان مشاهده کرد. در طی دهه ۹۰ پدیده کودکان خیابانی در کشورهای سوسیالیستی سابق در اروپای شرقی و روسیه با همان ویژه گی کشورهای توسعه نیافته در حال گسترش است.
● کودکان خیابانی در ایران
در کشور ما آمار رسمی در مورد کودکان خیابانی در دسترس نیست. برابر آمارها و برآوردهای غیر رسمی حدود ۱۰۰۰۰۰۰ ـ ۴۰۰۰۰۰ کودک خیابانی وجود دارد و افزایش آنها در شهر های بزرگ قابل مشاهده و غیر قابل انکار است. برابر بعضی از برآوردها سالیانه حدود ۶۰۰۰۰ کودک خانه خود را ترک می کند. شرایط زیستی کودکان خیابانی در ایران مشابه شزایطی است که کودکان خیابانی در دیگر کشورهای توسعه نیافته دارند.

 

 

2 میلیارد تومان برای كودكان خیابانی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم خرداد 1390ساعت 20:20  توسط   | 

قتل دل‌خراش دختر و پسر خردسال احتمالا توسط والدين

قتل دل‌خراش دختر و پسر خردسال احتمالا توسط والدين

 

 وطن امروز نوشت: هوا تاريك بود، عقربه‌ها نشان مي‌داد ۲۰ دقيقه‌اي تا ساعت ۲۳ شامگاه هشتم اسفند مانده است، كارآگاهان فضاي سبز پارك بوستان لابه‌لاي درختان و شمشادها در حال كار بودند كه ۲ كودك تنها را ديدند. از دور به نظر مي‌رسيد، ۲ بچه روي چمن‌ها دراز كشيده و در حال استراحت هستند، شايد پدر و مادرشان در نزديكي آنها بودند، در روزهايي كه خانواده براي خريد لباس كودكانشان به خيابان‌ها ريخته‌ بودند ابتدا تصور مي‌شد اين خانواده نيز پس از خستگي براي استراحت و تفريح آخر شب به پارك آمده‌اند.

نگاه‌هاي جست‌وجوگرانه كارگران نشان مي‌داد هيچ‌كس در اطراف ۲ كودك نيست و مراقبتي نيز از آنان نمي‌شود. وقتي يكي از كارگران بالاي سر ۲ بچه رفت نمي‌خواست صحنه‌اي را كه ديده، باور كند همان لحظه بغض به گلويش نشست، پاهايش سست شد و روي ۲ زانو افتاد، دوستانش كه از دور وي را مي‌ديدند به تكاپو افتادند.

 

صداي بغض‌آلودي از پشت گوشي به اپراتور پليس ۱۱۰ خبر داد جنايتي دردناك رخ داده است، هنوز دقايقي نگذشته بود كه ماموران كلانتري ۱۵۰ بي‌سيم خود را به محل پيدا شدن اجساد ۲ كودك رساندند. چهره همه ماموران غمگين بود، به چه گناهي ۲ كودك بايد كشته مي‌شدند؟!

وقتي ماجراي ۲ جنايت به اداره ۱۰ پليس آگاهي تهران و بازپرس عموزاد از دادسراي امور جنايي مخابره شد آنان تا سر صحنه نرفته بودند باور نداشتند عمق جنايت تا چه اندازه‌اي باشد. قربانيان يك پسر ۵ ساله و نوزادي ۷ ماهه بودند كه در كنار هم قرار داشتند و خونريزي ناشي از ضربات چاقو آنان را به كام مرگ فرو برده بود. كارآگاهان، همزمان با معاينه اجساد توسط متخصصان پزشكي قانوني به جست‌وجوي لباس‌هاي ۲ كودك اطراف آنان پرداختند تا با به دست آوردن مداركي از مشخصات‌شان و شناسايي خانواده آنها به سرنخي از عاملان اين جنايت فجيع برسند.

در حالي كه پليس با گره كوري مواجه شده بود مشخصات لباس‌هاي ۲ كودك را مورد توجه قرار داد، پسر ۵ ساله شلوار و كاپشن آبي‌رنگ لي – جين –پيراهن سفيدرنگ و كلاه قهوه‌اي به تن داشت و دختر ۷ ماهه لباس زردرنگ و شلوار آبي آسماني بافتني پوشيده بود.

با توجه به نوع لباس‌ها، كارآگاهان احتمالي قوي را پيش روي خود ديدند و اينكه ۲ كودك توسط قاتلي آشنا و بدون ترس از كسي يا اطلاع از توطئه دردناكش، شايد به بهانه بازي در پارك به آنجا كشانده شده‌اند و به خاطر همين لباس گرم به تن داشته‌اند و عامل قتل در خلوتي و تاريكي بين شمشادها آن دو را به طرز هولناكي از پاي درآورده است.

همين تصورات بود كه اشك را به چهره همه اعضاي تيم‌هاي تحقيق نشاند تا اينكه با دستور بازپرس عموزاد و پس از عكسبرداري از اجساد خواهر و برادر خردسال، به پزشكي قانوني انتقال داده شدند.

كارآگاهان جنايي كه هيچ سرنخي از خانواده ۲ كودك نداشتند در نخستين اقدام به بررسي پرونده‌هاي كودكان گمشده‌اي پرداختند كه احتمال مي‌رفت پدر يا مادرشان با نگراني به كلانتري‌ها يا مقرهاي پليسي مراجعه كرده و خواستار رديابي آنان بودند.

هيچ پرونده‌اي وجود نداشت و همين كافي بود كه فرضيه‌اي قوي مبني بر قتل خانوادگي مطرح شود كه در آن مادر يا پدر ۲ بچه خود را به قتل رسانده بودند.

در اين مرحله، كارآگاهان فرضيه‌اي ديگر نيز پيش روي خود مي‌ديدند كه در آن مي‌شد حدس زد كه پدر خانواده به تنهايي در قتل بچه‌هايش دست داشته و مادرش يا از سرنوشت آنها اطلاع ندارد و به خاطر طلاق و جدايي از همسرش در جريان چگونگي زندگي آنان نيست يا اينكه مادر خانواده نيز به قتل رسيده كه بايد به جست‌و‌جوي جسد وي نيز پرداخته شود.

با توجه به اينكه عكس‌هاي جنازه‌هاي اين ۲ كودك تنها سرنخي بود كه مي‌توانست پليس را به روزنه‌ اميدي براي افشاي راز قتل آنان برساند، با دستور بازپرس ويژه قتل اين عكس‌ها براي حذف آثار جراحت به فتوشاپ سپرده شدند و براي انتشار در اختيار روزنامه‌ها قرار گرفتند. اين اقدام با اين انگيزه صورت گرفت تا آشنايان و همسايگان خانواده اين ۲كودك با ديدن عكس‌ها، آنان را شناخته و پليس را با خبر كنند و كارآگاهان بتوانند به رديابي خانواده قربانيان خردسال و شناسايي قاتل دست بزنند.

كساني كه با ديدن عكس اين ۲ كودك بي‌گناه آنان را شناسايي كردند مي‌توانند با تماس به فوريت هاي پليس . پليس را در يافتن قاتل يا قاتلين اين دو كودك ياري رسانند.

 

شکنجه کودک خردسال

شکنجه‌های ناپدری باعث عقب‌ماندگی جسمی و روحی یک کودک شده است. یک کودک ۴ ساله آزار دیده - عکس آرشیوی

کودک 5 ساله‌ای به نام ابوالفضل احکامی، که هم اکنون در بیمارستان بهرامی بستری است، توسط ناپدریش به شدت مورد شکنجه واقع شده است. 

اگر چه ناپدری وی با شکایت مادر این کودک بازداشت شد ولی مدت زیادی در زندان نماند و با وثیقه 50 میلیون تومانی،هم‌اکنون آزاد است.

این کودک که به زودی از بیمارستان مرخص می‌شود، ظاهرا چاره‌ای جز برگشت به همان خانه، با وجود ناپدری ندارد.

طاهره محمود سلطانی، مشاور حقوقی اورژانس اجتماعی بخش كودك آزاری در این خصوص به خبرگزاری فارس گفت: معتقدیم ناپدری و مادر این كودك صلاحیت نگهداری این كودک را ندارند و نمی‌دانیم با توجه به حكم منع تعقیب ناپدری، چه بر سر این كودک خواهد آمد.

وی از مسئولان خواست گواهی عدم صلاحیت پدر و مادر ابوالفضل صادر شود تا او بتواند تحت نظر بهزیستی قرار بگیرد.

 

کودک آزاری در خانواده‌ها

مورد ابوالفضل اولین مورد کودک آزاری کودکان در کشور نیست که خبرش به رسانه‌ها رسیده و به طور یقین آخرین مورد هم نخواهد بود. نگاهی به صفحه کودک آزاری انجمن حمایت از کودکان نشان از موارد زیادی از اذیت و آزار کودکان در خانواده‌ها دارد که برخی از آنها شامل آزار جنسی نیز می‌شود.

برای اولین بار زمانی کودک آزاری کودکان به طور وسیع راه روزنامه‌ها و مجلات پیدا کرد که خبر مرگ آرین گلشنی در سال 1376 منتشر شد.

آرین به دلیل شکنجه‌های پدرش و برادرش در بیمارستان بستری شد و پس از آن درگذشت. او در زمان مرگ 9 ساله بود.

آرین که پس از جدایی پدر و مادرش، حضانتش توسط دادگاه به پدر سپرده شد به دلیل سوختگی‌های ناشی از سیگار و شکستن‌های متعدد استخوان‌هایش جان باخت.

در آن زمان شیرین عبادی، وکالت پرونده او را به دست گرفت و در آن زمان بود که توجه‌ها به سوی قوانین رایج در کشور جلب شد که در زمینه کودک آزاری در درون خانواده تا چه میزان ناکارامد هستند.

یکی دیگر از تکان‌دهنده ترین کودک آزاری‌ها که باعث شد محمود شاهرودی، رییس قوه قضاییه شخصا در آن مورد نظر دهد، مرگ دختر 7 ساله اهوازی بود که پدرش به شک آنکه، دایی دختر به او تجاوز کرده، سر او را برید. البته معاینات پزشکی ثابت کرد که دختر سالم بوده است.

اگر چه شاهرودی عمل وی را فساد فی‌ الارض نامید ولی او پس از چند سال تحمل زندان، آزاد شد. چون بنا به قانون، پدر و یا جد پدری، اولیای دم محسوب می‌شوند، و به دلیل قتل فرزند، قصاص نمی‌شوند.

این دو، نمونه‌های معروفی بودند که به قتل فرزندان منجر شدند. ولی هر روزه خبرها از شکنجه‌های جسمی کودکان توسط والدین در روزنامه‌ها منتشر می‌شود که به بستری شدن آن ها در بیمارستان‌ها منتهی می‌شود.

در اردیبهشت ماه، روزنامه ایران خبرداد، پسر 3 ساله‌ای توسط پدرش با فندک سوزانده شد، چون نتوانست شعر بخواندو یا اعداد را بشمارد.

به گفته یک حقوقدان «طبق قانون مدنی ایران ، تنبیه کودکان توسط والدین باید متعارف باشد اما مرز بین متعارف و غیرمتعارف مشخص نشده است»

افزایش کودک آزاری

بر اساس گزارش «انجمن حمایت از حقوق کودکان»، کودک آزاری جنسی در سال گذشته 3.5 برابر افزایش داشته است.

براساس همین گزارش ها 14.5 درصد از ۲۰۰ مورد کودک آزاری گزارش شده به این واحد، کودک آزاری جنسی بوده که ۷۰ درصد از کودکان آزار دیده دختر بوده اند.

در بهمن سال گذشته نیزمدیر عامل انجمن حمایت از کودک، از افزایش کودک آزاری‌های جنسی سخن گفت.

فرشید یزدانی، طی مصاحبه‌ای با ایسنا، آماری از تعداد کودک آزاری‌های ارایه شده، به این سازمان ارائه داد و گفت: 60 درصد از كودكان آزاردیده، پسر و مابقی دختر بودند.

وی خاطر نشان کرد که 50 درصد یعنی نیمی از این آزارها توسط پدران اطفال، صورت گرفته است.

به گفته وی 40 درصد از آزارها جسمی و 20 درصد از آزارها، آزارهای جنسی بوده است.

کودکانی که مورد آزار جنسی قرار گرفته‌اند بیشتر دختر بوده‌اند که بیشتر آزارها از سوی نزدیکان ‌آن‌ها صورت گرفته است.

در اردیبهشت خبر رسید که مرکزی حمایتی برای کودکان آزار دیده و برای پیشگیری از آزار جنسی کودکان ایجاد شده است.

دکتر شهین علیایی زند از موسسان این مرکز که بعد از ماه‌ها تلاش توانسته است مجوز ایجاد جنین سازمانی را از وزارت کشور به دست بیاورد، معتقد است که «آزار جنسى کودکان و نوجوانان مانند مواد مخدر در کل دنیا در حال سازمان یافتن است و نوع سازمان نیافته آن نیز در داخل خانه ها وجود دارد.»

کودک آزاری چیست؟

کودک آزاری عبارت است از هر گونه فعل یا ترک فعلی که باعث آزار روحی و جسمی و ایجاد آثار ماندگار در وجود یک طفل شود، برخی از این آثار می‌تواند مخفی باشد.

ممانعت از حاضر شدن در کلاس درس، محروم کردن او از غذا، حبس در حمام یا زیر زمین اشکال مخفی از کودک آزاری است.

تنبیه بدنی و تجاوز جنسی به کودک هم از انواع کودک آزاری فیزیکی است که علائم آن قادر به ردیابی است.

بر اساس ماده 19، کنوانسیون حقوق کودک که ایران نیز آن را امضا کرده است. کشورهای عضو برای حمایت از کودکان در برابر خشونتهای جسمی و روانی هر گونه آزار، بی توجهی و سهل‌انگاری باید اقدامات قانونی، اجتماعی و آموزشی لازم را به عمل آورند.

دولتهای امضا کننده پیمان نامه جهانی حقوق کودک موظف شده‌اند که اقدامات لازم برای محافظت از کودکان در برابر استفاده غیر مجاز از مواد مخدر، داروهای روانگردان و قاچاق این مواد را انجام دهند.

 

مادري با گرسنگي دادن، ‌دختر هفت ساله‌اش را كشت!

يك مادر انگليسي آنقدر دختر هفت ساله‌اش را گرسنه نگهداشت تا مرد.
به گزارش ايسنا، «آنجلا گوردون» 36 ساله كه به اتهام ارتكاب عمل غيرانساني عليه دختر هفت ساله‌اش به 15 سال حبس محكوم شده است، به دليل عذاب وجدان دچار اضافه وزن 114 كيلوگرمي شده و از مرگ دخترش به شدت ناراحت است.

بر اساس گزارش رسانه‌هاي انگليس، دختر هفت ساله اين زن كه «خيرا اسحاق» نام داشت، به دليل بي‌توجهي مادر و ناپدري‌اش و گرسنگي عمدي دچار سوء تغذيه شده و در زمان مرگ تنها 15 كيلوگرم وزن داشت، در حالي كه در منزلشان انواع غذاها يافت مي‌شد.

مادري با گرسنگي دادن، ‌دختر هفت ساله‌اش را كشت!

منابع آگاه از قول اين زن يادآور شدند كه اين دختر بچه به شدت به غذا خوردن علاقه داشته و حتي بيش از حد معمول موادغذايي مصرف مي‌كرده است، به طوري كه دوستان و اطرافيانش او را ترك كرده و علاقه‌اي به رفت و آمد با او نداشتند. مادر اين كودك هم براي تنبيه وي او را از خوردن محروم كرده بود.

بر اساس گزارش روزنامه ديلي ميل، «خيرا اسحاق» دختر بچه هفت ساله پيش از مرگش زير دست اين مادر و ناپدري‌اش «جنيد ابوحمزه» بود و به شدت با چوب بامبو مورد ضرب و شتم قرار مي‌گرفت. علاوه بر اين، اين زوج دختر بچه هفت ساله را مجبور مي كردند كه ساعت‌ها با لباس خواب خارج از خانه بماند، بطوري كه اين كودك در زمان مرگ 40 درصد از وزن بدنش را از دست داده بود.
بر اساس اعلام رسانه‌هاي انگليس، ناپدري اين دختر بچه از شيزوفرني رنج مي‌برد، به طوري كه اين دختر به همراه پنج كودك ديگر غذاي خود را در ظرف مخصوص سگ‌ها و در طبقه بالاي منزلشان در منطقه «هندز وورث» در «بيرمنگهام» صرف مي‌كردند. هنگامي كه از اين مرد علت و انگيزه اين كار پرسيده شد، وي تنها جواب داد كه براي ادب كردن و تربيت درست به اين كودكان گرسنگي مي‌داده است،‌به طوري كه وضعيت كودكان ديگر كه هويتشان مشخص نشده است، نيز به شدت وخيم است و آنان بسيار لاغر هستند.

 

چشمان فاطمه كوچولو در انتظار ياري نوع‌دوستان

چشمان فاطمه كوچولو در انتظار ياري نوع‌دوستان

 

زمان براي بازگشت بينايي به چشمان «فاطمه» كوچولو به سرعت مي گذرد و آخرين فرصت «فاطمه» كوچولو در گروي اعزام اين دخترك همداني به كشور روسيه است، سفري كه هزينه تامين آن از توان خانواده اين كودك پنج ساله خارج است.

به گزارش خبرنگار «حوادث» خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، «فاطمه» كوچولو كه در تيرماه سال گذشته شوهرعمه‌اش در يك انتقام‌جويي خانوادگي اقدام به ريختن آهك در چشمانش كرده بود، براي ادامه درمان چندي پيش به همراه پدرش به شيراز رفت.

دكتر غفاريه، پزشك معالج چشمان «فاطمه ـ ك» درباره آخرين وضعيت پزشكي اين دختربچه به خبرنگار ايسنا، گفت: متاسفانه چشم راست «فاطمه» به آب سياه پيشرفته مبتلا شده است و امكان بازگشت بينايي آن وجود ندارد.

 

آخرين شانس «فاطمه» اعزام به مسكو است

چشمان فاطمه كوچولو در انتظار ياري نوع‌دوستان

وي افزود: چشم چپ او نيز در حال سوراخ شدن است و آخرين شانس «فاطمه» اعزام آن به منظور گرفتن قرنيه مصنوعي به مسكو است.

غفاريه ادامه داد: هماهنگي‌هاي لازم با يك مركز پزشكي در روسيه انجام شده است و «فاطمه» براي ادامه درمان بايد به اين مركز فرستاده شود.

وي درباره هزينه‌هاي اين سفر اظهار كرد: برآورد اوليه ما اين است كه «فاطمه » به منظور گذراندن دوره درمان در مرحله اول احتياج به 10 تا 12 هزار دلار پول دارد.

 

 «ايمان مبعلي» بخشي از هزينه مورد نياز براي اعزام اين كودك به روسيه را تقبل كرده است

 

اعزام «فاطمه» بايد پيش از پايان سال جديد صورت گيرد

نويد نامور، فيلمسازي كه اقدام به ساخت فيلم مستند از حادثه دلخراش ريختن آهك در چشمان اين دختربچه كرده است نيز درباره تامين هزينه درمان «فاطمه» به ايسنا گفت: تاكنون «ايمان مبعلي» فوتباليست، بخشي از هزينه مورد نياز براي اعزام اين كودك به روسيه را تقبل كرده است، اما هنوز براي ادامه مسير درمان اين خانواده‌ با مشكل مالي روبرو هستند.

وي با بيان اينكه اعزام اين دختر به كشور روسيه آخرين فرصت باقي‌مانده براي درمان است، افزود: مراحل اعزام فاطمه بايد پيش از پايان سال صورت گيرد كه اميدواريم در يكي دو هفته باقي‌مانده مبلغ مورد نياز از سوي افراد خير براي «فاطمه» تامين شود.

 

 تاريخ رسيدگي به پرونده «فاطمه» كوچولو تجديد شد

هاله سادات‌سري، وكيل «فاطمه» هم درباره روند رسيدگي به پرونده اين دختر5ساله به خبرنگار ايسنا اظهار كرد: بنا بود كه جلسه رسيدگي به اين پرونده در سوم اسفندماه امسال تشكيل شود اما به علت مسائل مربوط به شعبه مورد نظر، تاريخ رسيدگي تجديد شد.

وي با بيان اينكه طول دوره درمان «فاطمه» كه شش‌ماه تعيين شده است، در ارديبهشت‌ماه سال آينده به پايان مي‌رسد، افزود: در حال حاضر متهم اين پرونده در بازداشت بسر مي‌برد.

چشمان «فاطمه» كوچولو در انتظار ياري نوع‌دوستاني است تا هزينه‌هاي عمل در روسيه را تامين كنند در عين حال پيشنهاد مي‌شود يك سازمان و نهاد درماني يا حمايتي به صورت داوطلبانه با مديريت كمك‌هاي اهدايي روند درمان اين كودك را پيگيري كند.

به گزارش ايسنا، حادثه دلخراش ريختن آهك در چشمان «فاطمه» كوچولو در تيرماه سال گذشته در روستايي در شهرستان قروه سنندج رخ داد كه براثر آن دو چشم اين دختر 5/4 ساله دچار عارضه شد به طوري كه تاكنون چندين عمل جراحي از جمله پيوند قرنيه انجام شده است و بنابراعلام پزشك معالج فاطمه آخرين فرصت بازگشت بينايي چشمان «فاطمه» كوچولو در گروي فرستادن اين دختر پنج ساله به كشور روسيه است كه البته بدون تامين هزينه‌هاي مالي امكان پذير نخواهد بود.

گفتگو با كودك 10 ساله آزار دیده(دلم به حال خواهرم می‌سوزد )

altایران اکونومیست: به دنبال آزارهای جسمی پسربچه 10 ساله‌ای از سوی پدر و نامادری‌اش، آنها با دستور قضایی بازپرس شعبه نهم دادسرای ناحیه 2 تهران بازداشت و تحقیقات ویژه از آنان آغاز شده است.

به گزارش «جام‌جم»، 4 مهرماه امسال، مردی همراه پسر 10 ساله‌اش به بازپرسی شعبه نهم دادسرای ناحیه 2 تهران مراجعه و از همسرش به‌خاطر كتك‌ زدن پسر خردسالش شكایت كرد.
مرد شاكی در اظهاراتش به پلیس گفت: من پزشك هستم و یك ساعت قبل، هنگامی كه به محل سكونت خود در یكی از محله‌های شمال غرب تهران بازگشتم، متوجه شدم فرزندم رامتین، از سوی همسرم بشدت كتك خورده و در یكی از اتاق‌های خانه حبس شده است و فقط گریه می‌كند.
پس از این شكایت، بازپرس پرونده از این مرد خواست پسرش را برای ادامه تحقیقات به اتاق بازپرسی انتقال دهد كه مشخص شد آثار جراحت و خراشیدگی روی بدن وی وجود دارد و او با ترس و وحشت به پدرش نگاه می‌كند.
بازپرس پرونده با مشكوك شدن به این موضوع، دوباره به تحقیق از مرد شاكی پرداخت كه وی همسرش نامادری رامتین را مقصر معرفی كرد. به دنبال اظهارات متناقض این مرد، دستور قضایی مبنی بر احضار نامادری صادر شد.
با حضور زن در دادسرا، وی مورد بازجویی قرار گرفت و هرگونه كودك‌آزاری را انكار كرده و شوهرش را در جریان آسیب‌های واردشده به پسر خردسال، گناهكار دانست.
بازپرس پرونده، زمانی كه با اظهارات متناقض این زن و شوهر كه یكدیگر را در مظان اتهام قرار داده بودند، روبه‌رو شد، از پسر خردسال خواست به شرح ماجرا بپردازد.
پسر خردسال راز كودك‌آزاری را برملا كرد
رامتین 10 ساله كه بشدت وحشت كرده بود، به بازپرس رنگ‌آمیز گفت: هر دو نفر آنها دروغ می‌گویند. 3 سال قبل بعد از این‌كه مادرم فوت كرد و پدرم با نامادری‌ام نیلوفر ازدواج كرد آنها اوایل رفتار خوبی با من داشتند، اما از 6 ماه قبل، شروع به كتك زدن من كردند و تهدیدم می‌كردند نباید ماجرای این كتك‌ها را به كسی بگویم، در غیر این صورت، بیشتر مرا كتك خواهند زد. آنها را دوست ندارم و هر روز كابوس‌ می‌بینم. اگر به خانه بازگردم، مرا دوباره كتك خواهند زد. بازپرس پرونده پس از شنیدن اظهارات تكان‌دهنده رامتین، به تحقیق دوباره از نامادری و پدر وی پرداخت كه آنها عاقبت اعتراف كردند كه كودك را مورد آزار قرار داده‌اند.
اعتراف پدر و نامادری
نیلوفر نامادری رامتین در اظهاراتش به بازپرس پرونده گفت: چند سال قبل، پس از جدایی از شوهرم با پدر رامتین كه پزشك است، آشنا شدم و ازدواج كردم و ثمره آن، یك فرزند 18 ماهه دختر است.
من رامتین را بسیار دوست داشتم و به او عشق می‌ورزیدم، اما او هر از گاهی به حرف‌هایم گوش نمی‌داد و بازیگوشی می‌كرد و هر بار كه به شوهرم درخصوص فرزندش اعتراض می‌كردم، با من مشاجره می‌كرد. بنابر این من هم عصبانی می‌شدم و بشدت رامتین را كتك می‌زدم و تهدید می‌كردم كه نباید ماجرای آزار و اذیت‌ها را به پدرش بگوید یا در مدرسه موضوع را برای معلم و دوستانش بازگو كند.
نامادری متهم ادامه داد: بدرفتاری‌های شوهرم بیشتر شده بود؛ به حدی كه تصمیم به جدایی از وی گرفتم. او وقتی از این موضوع آگاه شد، گمان برد كه مانع اصلی ادامه زندگی‌مان، رامتین است. به این ترتیب، فرزندش را كتك می‌زد و من هم كه دل خوشی از این كودك نداشتم، توجهی به اوضاع نمی‌كردم.
به دنبال اظهارات این زن، شوهرش مورد بازجویی قرار گرفت و به آزار و اذیت و كتك زدن پسر 10 ساله‌اش اعتراف كرد.
با اعتراف این زوج به آزار و اذیت كودك خردسال از 7 ماه قبل، آنها با قرار قانونی بازداشت شدند و برای بررسی سلامت روانی به پزشكی‌قانونی انتقال یافتند.

گفتگو با كودك 10 ساله
خبرنگار ما گفتگویی با رامتین كودك آسیب‌دیده داشته است كه در پی می‌آید.
در خانه چه كسانی تو را آزار می‌دادند؟
نامادری و پدرم. انگار در زندگی آنها اضافی هستم. آنها هر دفعه به دلیلی مرا كتك می‌زدند. مامان نیلوفر هر مرتبه كه شیطنت می‌كردم، مرا بشدت با مشت و لگد كتك می‌زد و با دندان كمر و پهلویم را گاز می‌گرفت و تهدید می‌كرد اگر ماجرا را با دوستان و حتی با مادربزرگم در میان بگذارم، مرا بشدت كتك می‌زند و به منزل راه نمی‌دهد. اوایل بابا از من حمایت می‌كرد، اما بعد خودش هم مثل نیلوفر مرا كتك می‌زد.آنها هر مرتبه با هم دعوا می‌كردند، من بیشتر كتك می‌خوردم، حتی یك روز نیلوفر نامادری به خاطر این‌كه آشغال بستنی را در بالكن آپارتمان انداخته بودم، بشدت كتكم زد و پایم لیز خورد و سرم محكم به زمین خورد و گوشم هم بشدت آسیب دید.
نامادری روزی 2 بار مرا كتك می‌زد، اما من به خاطر این‌كه خواهركوچولویم را دوست داشتم، از آزار و اذیت‌های او و پدرم با هیچ‌كس حرف نمی‌زدم. آخرین مرتبه هم پس از این‌كه از سفر به تهران بازمی‌گشتیم، داخل خودرو با پدرم دعوا كرد و پس از آن‌كه بابا خودرو را متوقف كرد، نیلوفر به جان من افتاد و بشدت كتكم زد تا این‌كه به كمك چند زن و مرد رهگذر نجات یافتم. آنها از 7 ماه قبل، به من اجازه نمی‌دادند خانواده‌ مادرم و حتی اقوام پدرم را ببینم. بیشتر اوقات در اتاق خود زندانی بودم و اجازه نداشتم با بچه‌های كوچه بازی كنم و به دیدن مادربزرگم بروم.
چه آرزویی داری؟
دوست دارم زودتر خوب شوم تا دوباره مدرسه بروم و بتوانم باز هم دوستانم را ببینم. از بابا و مامان نیلوفر می‌ترسم و نمی‌خواهم كنار آنها باشم، اما دلم به حال خواهر كوچولویم می‌سوزد. نمی‌خواهم آنها زندان بروند. می‌ترسم سرنوشت خواهرم بدتر از من شود.
این گزارش حاكی است، پس از تحقیقات مقدماتی، پدر و نامادری كودك 10‌ساله با قرار قانونی بازداشت شدند و تحقیقات تكمیلی از آنها ادامه دارد.

 

4 كودك خردسال زیر ضربات والدین

 



دختر 4 ساله به دفعات كتك‌خورده بود



تیم پزشكی هنگام بررسی وضعیت این كودك، متوجه شدند روی دست و پا و صورتش آثار كبودی و سوختگی و روی دندان‌های او آثار شكستگی وجود دارد و این كودك بارها شكنجه شده است.

با مشخص شدن این موضوع، ماموران به تحقیق از والدین كودك آسیب‌دیده پرداختند كه آنها اظهارات متناقضی را بیان كرده و هرگونه شكنجه سكینه 4 ساله را انكار كردند.

در حالی كه این زوج معتاد همچنان كودك‌آزاری را انكار می‌كردند، ماموران به تحقیق از 3 فرزند دیگر آنها پرداختند كه معلوم شد، آنها هم از سوی والدین معتاد خود مورد كودك‌آزاری قرار گرفته‌اند.

4 كودك در دام والدین سنگدل

یكی از این كودكان در اظهاراتش به پلیس گفت: پدر و مادرم معتاد هستند. آنها هر وقت موفق به تهیه مواد مخدر نمی‌شدند، من و سه خواهر و برادر دیگرم را بشدت كتك می‌زدند و با سیخ دست و پاهایمان را می‌سوزاندند و تهدید می‌كردند، اگر ماجرا را به همسایه‌ها یا اقوام اطلاع دهیم، دوباره ما را شكنجه خواهند كرد و بناچار از ترس جانمان و كتك نخوردن سكوت می‌كردیم. والدینمان برای ترساندن ما، خواهر كوچكمان (سكینه)‌ را بارها شكنجه می‌دادند.

وی ادامه داد: پدر و مادرمان ما را مجبور می‌كردند هرازگاهی از قاچاقچیان موادمخدر برای آنها تریاك بخریم و اگر به خواسته آنها عمل نمی‌كردیم، خواهر كوچكمان سكینه را كتك می‌زدند و بناچار برای نجات جان او از قاچاقچیان برای آنها موادمخدر می‌خریدیم.

شكنجه خواهر در مقابل دیدگان بچه‌ها

این كودك در ادامه اظهاراتش به پلیس گفت: والدین معتادمان به التماس‌های ما توجه نمی‌كردند و بارها ما را كتك می‌زدند. خواهر كوچك‌ترم علاقه بسیاری به مادرمان داشت؛ ولی او حاضر به پذیرش او نبود و وی را كتك می‌زد و هرازگاهی هم موادمخدر به او می‌داد تا خواهرم آرام بگیرد و صدای ناله و گریه‌هایش را همسایه‌ها نشنوند.

وی تاكید كرد: دیگر نمی‌خواهیم نزد آنها بازگردیم، دیدن دوباره آنها یعنی دوباره كتك خوردن و شكنجه شدن.

ماموران به تحقیق از خواهر و برادر دیگر وی پرداختند كه آنها هم گفته‌های برادر خود را تایید كردند. بنابراین گزارش، با ثبت اظهارات این كودكان، تحقیقات ویژه‌ای از زوج معتاد آغاز شده است تا ابعاد مختلف این پرونده مشخص شود.

 

 

 

افزایش کودک‌آزاری و کار کودکان در ایران

كودك آزاری . آزار جسمیبسیاری از نهادهای غیردولتی حامی حقوق کودکان اعتقاد دارند کودک‌آزاری در سال‌های اخیر افزایش چشمگیر و نگران‌کننده‌ای داشته است. کارشناسان تشدید فقر و بحران‌های خانوادگی را از عوامل اصلی این روند صعودی عنوان می‌کنند. بنابر آماری که انجمن حمایت از حقوق کودکان منتشر کرده کودک‌آزاری در سال ۸۶ به نسبت سال پیش از آن ۳ و نیم درصد افزایش داشته است. این آمار با توجه به مراجعه به این انجمن تهیه شده و نمایانگر واقعیت و وضعیت کلی جامعه نیست. به گفته‌ی سعید مدنی یکی از کارشناسان آسیب‌های اجتماعی «در مطالعه‌‌ای که در سال ۸۰ در تهران انجام شده ۳۱ درصد دانش ‌آموزان راهنمایی به نوعی دچار آ‍زار جنسی شده بودند.» مطالعات مشابهی در شهرستان‌های دیگر از درصد بالاتری از انواع آزارها خبر می‌دهند. با این همه صاحب‌نظران معتقدند در کنار ملاحظات فرهنگی و سنتی، که مانع از گزارش همه‌ی موارد کودک‌آزاری می‌شود، در ایران برنامه‌ای منظم و روشمند برای گزارش‌دهی و جمع‌آوری اطلاعات در این زمینه وجود ندارد. بررسی‌ها نشان می‌دهد آزار در میان کودکان خیابانی و کار بسیار بیشتر است، و آمار رو به رشد این کودکان در ایران می‌تواند تاییدی بر افزایش کودک‌آزاری باشد. مدیر عامل انجمن حمایت از کودکان سی و یکم تیر ماه اعلام می‌کند در سال ۷۵، ده درصد از کودکان بین ۱۰ تا ۱۸ سال مشغول کار بوده‌اند اما مطابق آمار سال ۸۵ این تعداد به ۱۲ و ۷ دهم درصد رسیده که یک میلیون و ۶۶۰ هزار کودک را شامل می‌شود. فرشید یزدانی به ایسنا می‌گوید با توجه به آمار جمعیت و تعداد دانش آموزان هم اکنون بیش از سه میلیون و۶۰۰ هزار کودک خارج از چرخه‌ی تحصل قرار دارند. تعداد کودکان کار و خیابانی دقیقا مشخص نیست و نهادهای مسئول نه تنها آمار تشکل‌های غیر دولتی را قبول ندارند که در مورد آمار یکدیگر نیز تردید نشان می‌دهند. سازمان بهزیستی گزارش می‌دهد در سال جاری تعداد کودکان خیابانی شناسایی شده در تهران به نسبت سال پیش دو برابر شده است. 

 

پذیرش رسمی نامگذاری روزی برای کودکان به سال ۱۹۵۴ باز می‌گردد. سازمان ملل در نهمین مجمع عمومی خود پیشنهاد ایالات متحده را که دو سال پیش ارائه شده بود به تصویب رساند و به کشورهای عضو توصیه کرد روزی را مطابق با سنت‌ها و اعتقادات خود به نام کودک بنامند. بسیاری از کشورها روزی در میانه‌ی تابستان را برای این منظور برگزیده‌اند، و آلمان امروز، بیستم سپتامبر را. به این مناسب نگاهی می‌کنیم به وضعیت ایران، که کودک‌آزاری و کار کودکان در سال‌های اخیر در آن افزایش داشته است. روز کودک در ایران هفدهم مهرماه جشن گرفته می‌شود.

یونیسف از سال ۲۰۰۲ میلادی برنامه‌ای پنج ساله را آغاز کرد که شعار آن «جهانی شایسته‌ی کودکان» بود. سال گذشته عبارت «جهان بدون خشونت» به این شعار افزوده شد تا توجه به آزار کودکان و خشونت‌های جسمی و جنسی علیه آنان بیشتر جلب شود. یونیسف حدود نیم قرن پیش کنوانسیون حقوق کودک را تدوین و به کشورهای عضو سازمان ملل ارائه کرد. جمهوری اسلامی اسفند ماه ۱۳۷۲ به این این پیمان پیوست و شورای نگهبان و مجلس، آن را به‌صورت مشروط تصویب کردند. ایران این حق را برای خود محفوظ نگه داشته که مفادی از این پیمان را که با قوانین جاری کشور همخوان نیست رعایت نکند. از این مفاد یکی به آزادی بیان و انتخاب مذهب مربوط است و دیگری به ممنوعیت اعدام کودکان زیر ۱۸ سال.

قوانین، سد راه حقوق

شواهد و آمار نشان می‌دهد در ۱۴ سالی که از پیوستن جمهوری اسلامی به کنوانسیون یونیسف می‌گذرد وضعیت کودکان در ایران چندان بهتر نشده است. کارشناسان معتقدند، در کنار مسائل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، یکی از موانع رعایت حقوق کودکان عدم تغییر و به‌روز نشدن قوانین جاری کشور در این زمینه است. مطابق قانونی که همچنان در جمهوری اسلامی اعتبار دارد پدریا جد پدری ولی کودک به شمار می‌روند و تعقیب قضایی آنها در صورت صدمه زدن به فرزندانشان تقریبا ناممکن است. پدر مجاز است فرزندان خود را به منظور تربیت تنبیه کند. قوانین جاری می‌گویند این تنبیه نباید از آنچه «حدود تادیب» خوانده می‌شود فراتر رود، اما تعریف دقیق این حدود ارائه نشده است.

رشد کودک‌آزاری

بسیاری از نهادهای غیردولتی حامی حقوق کودکان اعتقاد دارند کودک‌آزاری در سال‌های اخیر افزایش چشمگیر و نگران‌کننده‌ای داشته است. کارشناسان تشدید فقر و بحران‌های خانوادگی را از عوامل اصلی این روند صعودی عنوان می‌کنند. بنابر آماری که انجمن حمایت از حقوق کودکان منتشر کرده کودک‌آزاری در سال ۸۶ به نسبت سال پیش از آن ۳ و نیم درصد افزایش داشته است.

این آمار با توجه به مراجعه به این انجمن تهیه شده و نمایانگر واقعیت و وضعیت کلی جامعه نیست. به گفته‌ی سعید مدنی یکی از کارشناسان آسیب‌های اجتماعی «در مطالعه‌‌ای که در سال ۸۰ در تهران انجام شده ۳۱ درصد دانش ‌آموزان راهنمایی به نوعی دچار آ‍زار جنسی شده بودند.» مطالعات مشابهی در شهرستان‌های دیگر از درصد بالاتری از انواع آزارها خبر می‌دهند. با این همه صاحب‌نظران معتقدند در کنار ملاحظات فرهنگی و سنتی، که مانع از گزارش همه‌ی موارد کودک‌آزاری می‌شود، در ایران برنامه‌ای منظم و روشمند برای گزارش‌دهی و جمع‌آوری اطلاعات در این زمینه وجود ندارد.

کودکان خیابانی

بررسی‌ها نشان می‌دهد آزار در میان کودکان خیابانی و کار بسیار بیشتر است، و آمار رو به رشد این کودکان در ایران می‌تواند تاییدی بر افزایش کودک‌آزاری باشد. مدیر عامل انجمن حمایت از کودکان سی و یکم تیر ماه اعلام می‌کند در سال ۷۵، ده درصد از کودکان بین ۱۰ تا ۱۸ سال مشغول کار بوده‌اند اما مطابق آمار سال ۸۵ این تعداد به ۱۲ و ۷ دهم درصد رسیده که یک میلیون و ۶۶۰ هزار کودک را شامل می‌شود. فرشید یزدانی به ایسنا می‌گوید با توجه به آمار جمعیت و تعداد دانش آموزان هم اکنون بیش از سه میلیون و۶۰۰ هزار کودک خارج از چرخه‌ی تحصل قرار دارند. تعداد کودکان کار و خیابانی دقیقا مشخص نیست و نهادهای مسئول نه تنها آمار تشکل‌های غیر دولتی را قبول ندارند که در مورد آمار یکدیگر نیز تردید نشان می‌دهند.

سازمان بهزیستی گزارش می‌دهد در سال جاری تعداد کودکان خیابانی شناسایی شده در تهران به نسبت سال پیش دو برابر شده. حسن عماری، معاون اداره‌ی کل آسیب‌های اجتماعی شهرداری تهران، با اشاره به این که تا کنون حدود ۷ هزار کودک کار خیابانی شناسایی شده‌اند، ۲۷ شهریور ماه، به برنانیوز می‌گوید، «آماری که سازمان بهزیستی ارائه داده ۲۰ هزار کودک کار خیابانی در تهران است که ما نمی‌دانیم این آمار را برچه اساسی به دست آورده‌اند.»

کودکان کار

یونیسف فروردین امسال تعداد کودکان خیابانی در ایران را بین ۴۰۰ هزار تا یک میلیون نفر برآورد کرده است. مطابق آمار رسمی این تعداد در کل کشور از ۲۰۰ هزار نفر تجاوز نمی‌کند. گذشته از تمایل مسئولان به کوچک نشان دادن ابعاد کار کودکان، یکی از مشکلات مهم در این زمینه به ابهام در تعریف کودک و کار مربوط است. به گفته‌ی مدیر عامل انجمن حمایت از حقوق کودکان، در ایران بیش از ۹۰۰ هزار دختر خانه‌دار وجود دارند که با تعریف یونیسف کودک محسوب می‌شوند. یزدانی می‌گوید با افزودن این تعداد به کودکان کار، تعداد آنها از  دو و نیم میلیون فراتر می‌رود.

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم خرداد 1390ساعت 17:35  توسط   | 

150 میلیون دختر و 73 میلیون پسر زیر 18 سال در دنیا مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفته‌اند

150 میلیون دختر و 73 میلیون پسر زیر 18 سال در دنیا مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفته‌اند

150

بر اساس آمارهای رسمی بین‌المللی؛  218 میلیون كودك كار در جهان وجود دارد
150 میلیون دختر و 73 میلیون پسر زیر 18 سال در دنیا مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفته‌اند

 

مساله كودك‌آزاری یا به عبارتی خشونت علیه كودكان به یكی از معضلات اصلی این قشر در دنیا تبدیل شده است. كودكان، موجوداتی دوست داشتنی هستند كه هزینه و توقعاتی مانند ما آدم بزرگ‌ها ندارند. به دلیل ساده بودنشان مورد توجه قرار گرفته و اكثرا خواستنی هستند. اما همین ساده بودن این موجودات بی‌آزار در جامعه انسانی باعث شده تا مورد سوءا‌ستفاده و آزار و اذیت قرار گرفته و بیش از دیگران مورد خشونت قرار بگیرند.

 به گزارش «سرویس اجتماعی» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، تعریف صندوق حمایت از كودكان سازمان ملل متحد، «یونیسف»، از خشونت علیه كودكان بدین ترتیب است كه خشونت، اعمال زور و قدرت علیه كودكان است و می‌تواند در مدرسه، موسسات نگهداری از كودكان نظیر یتیم خانه‌ها و یا در خیابان‌ها، در محل كار، در دارالتادیب‌ها و یا در منازل صورت بگیرد.

 

 بر این اساس، خشونت علیه كودكان به گونه‌های جسمی، روحی و روانی و جنسی تقسیم می‌شود كه هر سه گونه تاثیرات نامطلوبی بر كودك گذاشته و به جزیی جدایی‌ناپذیر از وی تبدیل می‌شود.

به همین دلیل در جامعه امروز كه روابط انسانی به یك مقوله پیچیده و گره خورده در آن تبدیل شده و به هزار تویی كه انتهایی برای آن وجود ندارد، بدل شده است، مساله خشونت علیه كودكان به یك امر قابل اعتنا بدل شده و انجمن‌ها و سازمان‌های بین‌المللی نظیر یونیسف از قدرت و نفوذ خود استفاده كرده و با تمهیدات خاصی از اعمال خشونت علیه كودكان تا حد زیادی جلوگیری به عمل آورده‌اند.

با این حال، هنوز هم در گوشه و كنار این كره خاكی، آدم‌های سودجویی زندگی می‌كنند كه در خفا و پنهان به این كار دست می‌زنند.

بر اساس گزارش‌های نمایندگان صندوق حمایت از كودكان سازمان ملل متحد، بسیاری از كودك‌آزاری‌ها یا به عبارتی خشونت علیه كودكان در نقاط مختلف دنیا پنهان می‌ماند؛ چرا كه كودكان به دلایل مختلفی نظیر ترس یا مجازات شدن توسط افرادی كه از آن‌ها سوء‌استفاده می‌كنند، گزارش نمی‌دهند. از طرفی هم، افرادی كه از كودكان به دلایل مختلف سوء‌استفاده می‌كنند، آن‌ها را طوری از تنبیه شدن و یا عقوبت گزارش خشونت می‌ترسانند كه این كودكان بخت‌برگشته اگر هم بخواهند روزی گزارش دهند یا نزد كسی شكایت ببرند، نتوانند این كار را انجام دهند.

خشونت و كودك آزاری در جوامعی كه كودك در آن رشد می‌كند، وجود دارد و به همین دلیل است كه كودك با این مساله بزرگ می‌شود؛ چرا كه خشونت بخشی از جامعه است. هنگامی ‌كه كودك‌آزاری در جامعه‌ای و در بخش‌های مختلف آن ریشه دواند، هیچ انجمن و سازمانی نمی‌تواند به راحتی ریشه آن را بخشكاند و نابود كند و اگر كودك از این محیط به دور نماند، در بزرگسالی به كارهای ناخوشایند نظیر ورود به گروه‌های قاچاق مواد مخدر، گروه‌های گانگستری و یا انزواطلبی روی می‌آورد.

بر اساس گزارش صندوق حمایت از كودكان سازمان ملل متحد، كودك آزاری و خشونت علیه كودكان بر رشد و بالندگی كودك نیز اثرگذار است. علاوه بر این، كودك آزاری بر سلامت، میزان یادگیری یا كارهای مثبت دیگر نظیر شركت در انجام فعالیت‌های گروهی یك كودك آزار دیده تاثیر می‌گذارد.

خشونت علیه كودكان در اغلب مواقع باعث می‌شود، كودك از خانه خود بگریزد و این عامل خود باعث می‌شود تا كودك در معرض خطرهایی كه نمی‌داند چیست، قرار بگیرد. علاوه بر این، كودك آزاری اعتماد به نفس یك كودك را از وی می‌گیرد و باعث شود تا او در آینده نتواند به خوبی از عهده تشكیل خانواده‌ و تربیت فرزندانش برآید. كودكانی كه در معرض كودك آزاری قرار گرفته‌اند، بیش از سایر كودكان افسرده شده و احتمال این كه دست به خودكشی بزنند، در آن‌ها بسیار زیاد است.

بر اساس آمارهای رسمی منتشر شده از سوی سازمان بهداشت جهانی، 40 میلیون كودك زیر 15 سال در سراسر جهان از كودك آزاری و خشونت‌های فیزیكی، روانی و جنسی رنج برده و نیازمند مراقبت‌های بهداشتی و اجتماعی هستند، به طوری ‌كه بر اساس یك تحقیق آماری صورت گرفته در مصر، مشخص شد كه 37 درصد كودكان در این كشور توسط والدینشان كتك می‌خورند و مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرند و 26 درصد دیگر نیز به این دلیل دچار جراحاتی نظیر شكستگی در قسمت‌های مختلف بدن، به كما رفتن و یا دچار معلولیت‌های ذهنی و جسمی می‌شوند.

در این بررسی آماری همچنین آمده است كه 36 درصد مادران هندی در شش ماهه اول زندگی كودكانشان، آن‌ها را با اجسام تیز و برنده مورد كودك‌آزاری قرار داده یا به عبارتی تنبیه می‌كنند. 10 درصد هم كودكان خود را كتك می‌زنند، 29 درصد موهای آن‌ها را به چنگ گرفته و بر روی زمین می‌كشند. 28 درصد از مادران هندی نیز با پا به سر و صورت كودكان خود می‌كوبند و سه درصد هم با ریختن فلفل قرمز بر روی زبان كودكان خود، آن‌ها را تنبیه می‌كنند.

بر اساس یك بررسی و پژوهش صورت گرفته توسط صندوق حمایت از كودكان سازمان ملل متحد در سال 1995 میلادی، مشخص شد كه پنج درصد از والدین آمریكایی كودكان خود را با استفاده از اشیاء تیز، داغ و یا اسلحه تهدید و تنبیه می‌كنند.

علاوه بر این، بر اساس یك بررسی آماری كه اخیرا توسط پژوهشگران یونیسف در آفریقای جنوبی انجام شده است، مشخص شد كه 21 هزار كودك كه اكثرا كمتر از 9 ماه داشتند، توسط افراد مختلف نظیر والدین، بستگان و دوستان مورد سوء‌استفاده قرار گرفته است. این در حالیست كه در این گزارش آمده است كه از 36 كودك یك نفر مورد سوء‌استفاده جنسی قرار گرفته‌اند.

همچنین بر اساس مطالعات صورت گرفته توسط سازمان ملل متحد كه در سطح جهان در سال 2006 میلادی انجام شد، مشخص شد كه 53 هزار كودك در سال 2002 میلادی به قتل رسیده‌اند. 20 تا 65 درصد از كودكان در سنین مدرسه به صورت زبانی یا فیزیكی مورد اذیت و آزار قرار گرفته و 150 میلیون دختر و 73 میلیون پسر زیر 18 سال در كشورهای مختلف جهان مورد سوء‌استفاده جنسی قرار گرفته‌اند.

این در حالیست كه در گزارش مذكور آمده است كه بین 100 تا 140 میلیون دختر در سطح جهان به دلیل وقوع خشونت‌های جنسی علیه كودكان و كودك آزاری به بیماری‌های مقاربتی به ویژه ایدز دچار شدند.

بر اساس این گزارش، 218 میلیون كودك در سطح جهان به كارهای سخت گمارده شده و جزو كودكان كار قرار داشتند كه از این میان 126 میلیون كودك در انجام كارهای پرخطر نظیر كار در معادن به كار گرفته شده‌اند.

یك میلیون و 800 هزار كودك در تهیه فیلم‌های «هرزه‌نگاری» به كار گرفته شده و یك میلیون و 200 هزار كودك نیز قربانی قاچاق كودكان شدند.

با این حال،‌ اگر چه خشونت علیه كودكان یا كودك آزاری به یك موضوع همه‌گیر و در سطح جهان بدل شده، اما اكثر كودكان به دلیل نداشتن امنیت و یا نبودن مراجع قانونی كه از آن‌ها را حمایت كند، خشونت‌های جنسی، جسمی و روحی را گزارش نمی‌دهند.

 

سن و جنسیت كودكان در كودك آزاری علیه آن‌ها نقش بسیار مهمی ایفا می‌كند

 

سن و جنسیت كودك نیز در كودك آزاری نقش بسیار مهمی ایفا می‌كند، به طوری ‌كه كودكان در سنین پایین‌تر بیشتر در معرض خشونت جسمی قرار گرفته و نوجوانان اگر دختر باشند، در معرض خشونت جنسی و یا تهیه فیلم‌های هرزه‌نگاری و اگر پسر باشند بیشتر مورد خشونت جسمی قرار می‌گیرند.

سطح درآمد، میزان تحصیلات و اعتقادات دینی خانواده‌ها نیز از عوامل دیگر خشونت و كودك‌آزاری علیه كودكان در جوامع مختلف به شمار می‌رود.

همچنین برخی از كودكان مانند كودكان معلول، كودكان در خانواده‌های فقیر و یا كودكان در خانواده‌های مهاجر بیشتر از سایر همسالان خود مورد سوء‌استفاده‌های مختلف و كودك‌آزاری قرار می‌گیرند. این در حالیست كه در گزارشات نمایندگان صندوق حمایت از كودكان سازمان ملل متحد آمده است كه خشونت علیه كودكان در سنین رشد، باعث به وجود آمدن بیماری‌های مقاربتی و نارسایی در اعضای حیاتی بدن نظیر ریه، قلب و كبد شده و از نظر روحی و روانی كودك را پرخاشگر كرده و در درازمدت سبب بروز نا‌هنجاری‌های اجتماعی می‌شود.

علاوه بر این، در گزارشات روانشناسان سلامت یونیسف آمده است كه اكثر كودكانی كه مورد خشونت قرار گرفته‌اند در بزرگسالی به عضوی ناخوشایند برای جامعه خود و سایرین تبدیل می‌شوند.

 

خواب ابدي پسر كوچولوي ‌قرباني كودك‌آزاري، پس از نجات چند بيمار

خواب ابدي پسر كوچولوي ‌قرباني كودك‌آزاري، پس از نجات چند بيمارخواب ابدي پسر كوچولوي ‌قرباني كودك‌آزاري، پس از نجات چند بيمار

روزهاي اول كه هنوز مادر «دانيال» مستقل نشده بود، چند بار به اميد اين‌كه «دانيال» گوشي را بردارد به خانه آنها تلفن زدم اما موفق نشدم با پسرم صحبت كنم.. .

اعضای بدن پسر بچه ای كه قربانی كودك آزاری شده، پس از پیوند به چند بیمار در آستانه مرگ ، زندگی های دوباره بخشید.شامگاه چهارشنبه – هشتم اردیبهشت – پزشكان پس از آزمایشات و معاینات تخصصی، مرگ مغزی «دانیال»، هفت ساله را تأیید كرده و با رضایت پدر و پدربزرگش «كبد»، «كلیه ها» و «لوزالمعده» او به بیماران نیازمند اهدا شد.این در حالی بود كه قبل از عمل پیوند اعضا، متخصصان پزشكی قانونی با حضور در بیمارستان به بررسی آثار و صدمات وارد شده به قربانی كودك آزاری پرداختند.پدر «دانیال» به خبرنگار ما گفت: شش سال از بدترین روزهای عمرم را سپری كردم. به هر جا كه احتمال می دادم «دانیال» را آنجا ببینم سر زدم اما همسر سابقم به هیچ عنوان اجازه نمی داد پسرم را ببینم. روزهای اول كه هنوز مادر «دانیال» مستقل نشده بود، چند بار به امید این كه «دانیال» گوشی را بردارد به خانه آنها تلفن زدم اما موفق نشدم با پسرم صحبت كنم. امیدوار بودم تا چند ماه دیگر حضانتش به من سپرده شود اما هیچ وقت نتوانستم به او برسم. روزی كه در بیمارستان گفتند «دانیال» مرگ مغزی شده نتوانستم با اهدای اعضای بدنش موافقت كنم اما پس از شنیدن حرف های آرامبخش پدرم قبول كردم.هر چند زندگی دانیال خیلی كوتاه و پر درد و رنج بود اما مرگش به چند بیمار زندگی بخشید و حالا هم مطمئنم روحش در آرامش ابدی خواهد بود. او ادامه داد: «صبح جمعه كه برای تحویل گرفتن پیكر پسرم به پزشكی قانونی رفتیم به ما گفتند دریچه های قلبش قابل پیوند است كه با رضایت من دریچه های قلب هم برداشته و به بیماران دیگر پیوند زده شد.»تحقیقات جنایی در اداره آگاهیهمزمان با مرگ مغزی كودك هفت ساله ، پرونده او برای رسیدگی در اختیار كارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت.مأموران در نخستین گام به تحقیق از مادر «دانیال» پرداختند كه وی در بازجویی ها گفت: «مرگ دانیال ناخواسته بود. من هیچ وقت او را شكنجه نكردم. آثار كبودی روی بدنش هم به خاطر افتادن او از روی پله های ساختمان است. روز حادثه ناخواسته ضربه ای به صورتش زدم كه سرش به دیوار خورد و بعد هم بیهوش شد.»پیگیری انجمن دفاع از حقوق كودكانهمزمان با چاپ خبر مرگ تلخ پسر بچه هفت ساله در روزنامه ایران انجمن دفاع از حقوق كودكان نیز اعلام كرد با استخدام وكیلی رایگان برای پدر «دانیال» پیگیری های لازم برای دفاع از حقوق پسربچه را آغاز می نمایند.گزارش پروندهبر اساس محتویات پرونده، عصر یكشنبه ـ پنجم اردیبهشت ـ پیكر نیمه جان «دانیال» هفت ساله به بیمارستانی در شمال شرق تهران انتقال یافت. پزشكان پس از معاینه پسربچه اعلام كردند او دچار مرگ مغزی شده و با توجه به آثار روی بدنش، موضوع را به پلیس اطلاع دادند. پس از حضور مأموران كلانتری 136 فرجام در بیمارستان مشخص شد پدر و مادر دانیال شش سال قبل به خاطر اختلافات خانوادگی از هم جدا شده و دادگاه تا سن هفت سالگی، حضانت پسربچه را به مادرش سپرده بود.تحقیق از همسایه ها هم نشان داد آنها چند بار صدای گریه و التماس های دانیال را شنیده اند.همچنین در ادامه بررسی ها مأموران دریافتند از چند ماه قبل مرد میانسالی به خانه دانیال و مادرشرفت و آمد داشته كه روز حادثه او نیز در خانه آنها بوده است. مادر پسربچه پس از دستگیری، در بازجویی ها مدعی شده، این مرد همسر دومش است كه هم اكنون تحقیقات ویژه جنایی در این باره ادامه دارد.

 
 

معتاد كردن 15 كودك ربوده شده

جام جم آنلاین: زوجی كه با ربودن كودكان خردسال آنها را معتاد و سپس وادار به گدایی می‌كردند ، دستگیر شدند.

 

امیراسماعیل رضوانفر، دادیار شعبه 4 دادسرای جنایی با اشاره به این خبر به «جام‌جم» گفت: در یكی از روزهای اسفند سال گذشته والدین یك پسربچه 12 ساله با حضور در دادسرای جنایی با ارائه شكایتی عنوان كردند، فرزند آنها كه دچار لكنت زبان است، وقتی به قصد خرید، خانه را ترك كرده، به یكباره مفقود شده و تلاش برای یافتن او بی‌نتیجه مانده است.

 

دستور قضایی

دادیار جنایی افزود: به دنبال این شكایت دستور قضایی برای پیگیری و تحقیق در این زمینه صادر شد اما خبری از پسربچه 12 ساله نشد.

2 روز پیش - كه 9 ماه از طرح این شكایت می‌گذشت - والدین این كودك بار دیگر با مراجعه به دادسرای جنایی عنوان كردند، یكی از بستگانمان حوالی جاده ساوه فرزند گمشده ما را كه در حال تكدیگری بوده، مشاهده و او را به نام صدا می‌كند، اما حمید (كودك گمشده)‌ با شنیدن نام خود، از محل متواری می‌شود.

كشف مخفیگاه

والدین كودك گفتند: پس از فرار فرزندمان، فردی ‌كه او را دیده بود، به تعقیب وی پرداخته و متوجه می‌شود او در منطقه مسكونی واقع در بیابان‌های اطراف جاده ساوه، وارد خانه‌ای شده است.

پس از ارائه این شكایت، ماموران پلیس آگاهی با نیابت قضایی، از طریق نشانی‌هایی كه والدین كودك گمشده در اختیارشان قرار داده بودند، وارد مخفیگاه این كودك شده و در این محل با 15 كودك دیگر نیز مواجه می‌شوند.

به گفته دادیار شعبه 14 دادسرای جنایی، با تحقیق و بررسی در محل مشخص شد یك زن و مرد معتاد، این كودكان را در این محل نگهداری و آنها را وادار به تكدی‌گری می‌كنند.

ادامه تحقیقات مشخص كرد این كودكان پس از انتقال به محل، به موادمخدر صنعتی از نوع كراك آلوده شده و به همین دلیل قادر به ترك محل نبوده‌اند و آنها هر روز هنگام غروب پس از تكدی‌گری در شهر، پول‌های حاصل از گدایی را در اختیار زوج معتاد قرار می‌دهند.

بازداشت دو متهم

رضوانفر گفت: با بازداشت زوج متهم كودكان حاضر در محل نیز با دستور قضایی، در اختیار بهزیستی قرار گرفتند تا درخصوص والدین آنها، تحقیقات لازم انجام شود.

دادیار دادسرای جنایی اضافه كرد: متاسفانه این كودكان در شرایط بسیار بدی نگهداری می‌شدند و براساس اظهارات آنها، اگر از طریق تكدی‌گری پولی به دست نمی‌آوردند، علاوه بر ضرب و شتم، شرایط بسیار بدی برای آنها رقم می‌خورد.

به گفته رضوانفر، در حال حاضر فرضیه‌های متعددی در این ارتباط وجود دارد از جمله این كه احتمالا افراد دیگری نیز در ربودن كودكان و كشاندن آنها به دام اعتیاد نقش داشته‌اند كه در این ارتباط نیز دستور ویژه قضایی صادر شده و ماموران تحقیقات گسترده خود را برای شناسایی هویت كودكان و والدین آنها آغاز كرده‌اند.

 

حقایقی تلخ درباره کودک آزاری

 

اعتیاد به مواد مخدر، طلاق، انحطاط اخلاقی، اعتیاد به مشروبات الكلی، مشاجرات و درگیری‌‌های شدید خانوادگی و... در خانواده‌های این قبیل کودکان مشهود بوده است.

نرخ كودک آزاری‌های جنسی در ایران طی سال 86 نسبت به سال 85، 5/3 درصد رشد نشان می دهد که 5/14 درصد از 200 مورد كودك آزاری گزارشی، جنسی بوده و 70 درصد از كودكان آزار دیده، دختران بوده‌اند.

 

به گزارش شفاف، بنا بر گزارشی که توسط یک نهاد بین‌المللی و وزارت بهداشت تهیه شده نرخ كودک آزاریهای جنسی در ایران طی سال 86 نسبت به سال 85، 5/3 درصد رشد نشان می دهد. به طوری که 5/14 درصد از 200 مورد كودك آزاری گزارشی شده، كودك آزاریهای جنسی بوده که 70 درصد از كودكان آزاردیده، دختران بوده اند.

به گزارش شفاف، حدود 57 درصد از آزارگران جنسی كودكان آزار دیده، پدران آنها بوده‌اند. مابقی آزارگران را ناپدری، دوست پدر، دوست برادر، مربی باشگاه ورزشی و معلم ورزش مدرسه تشكیل داده‌اند که طیف سنی این كودكان عمدتا شش تا هجده سال هستند.

اعتیاد به مواد مخدر، طلاق، انحطاط اخلاقی، اعتیاد به مشروبات الكلی، مشاجرات و درگیری‌‌های شدید خانوادگی و... در خانواده‌های این قبیل کودکان مشهود بوده است.

متأسفانه 75 ‬درصد كودک آزاریها توسط خود والدین صورت می‌‌گیرد و تنها ‪ 25‬درصد آن توسط افراد دیگر جامعه و عوامل خارجی اتفاق می‌افتد. این كودک ‌آزاری‌ها توسط والدین به علت نداشتن آگاهی و ضعف نگرش والدین بوده و در بیشتر موارد از روی عمد نیست، ولی متأسفانه نشانه غفلت از كودكان بوده و خسارت جبران ‌ناپذیری در پی دارد.

تحقیقات نشان داده كه آن دسته از والدین که بیشترین تماس را با كودكان خود داشته و وقت بیشتری را با آنها می‌‌گذرانند، بیشتر اقدام به اذیت و آزار ناخواسته فرزندان خود می‌‌كنند.

درباره كودك آزاری و برخی قوانین مربوط به آن

درباره كودك آزاری و برخی قوانین مربوط به آن
دست و پای شكسته قانون برای حمایت از كودكان
كودكان قربانیان اصلی درگیری‌های خانوادگی هستند. اغلب والدین با بروز اولین اختلاف‌های خانوادگی از كودك به عنوان ابزاری برای آزار و اذیت طرف مقابل خود استفاده می‌كنند و با ادامه درگیری، كودك را به ابزاری برای طلاق گرفتن، وادار كردن همسر به قبول طلاق و وادار كردن همسر به بخشش كلیه حق و حقوقش تبدیل می‌كنند. یكی از مشكلاتی كه ممكن است در هر خانواده‌ای و در خصوص مساله حقوق كودكان پیش بیاید، بحث كودك‌آزاری است. این مساله موضوعی است كه در این قسمت از سلسله مطالب حقوق خانواده مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است.

دنیای اینترنت این روزها امكان خوبی برای جستجو در اختیار همه كاربران قرار می‌دهد و با قرار دادن هر عبارت و نامی در یكی از موتورهای جستجو، با حجم فراوانی از مطالب درباره آن موضوع خاص مواجه می‌شویم. با جستجوی عبارت كودك آزاری در اینترنت، یكی از دایره‌المعارف‌ها چنین تعریفی را از این مساله به ما ارائه می‌كند: كودك آزاری عبارت است از هر گونه فعل یا ترك فعلی كه باعث آزار روحی و جسمی و ایجاد آثار ماندگار در وجود یك كودك شود. برخی از این آثار می‌تواند مخفی باشد. ممانعت از حاضر شدن در كلاس درس، محروم كردن او از غذا، حبس در حمام یا زیرزمین اشكال مخفی كودك آزاری است. تنبیه بدنی و تجاوز جنسی به كودك هم از انواع كودك‌آزاری فیزیكی است.

شاید شما تصور كنید كه در ادامه ارائه چنین تعریفی از كودك آزاری، قرار است در این مطلب به ارائه راهكارهایی برای مقابله با هر یك از شیوه‌های كودك آزاری و نیز معرفی میزان مجازات هر یك از این جرایم پرداخته شود. شاید تصور كنید به همان اندازه كه در قانون برای وصول مهریه، دریافت نفقه، طلاق و دیگر جرایم خانوادگی راه‌حل‌هایی وجود دارد، برای این مساله نیز راه حل‌های حقوقی و انواع و اقسام شكایت‌ها و ریزه‌كاری‌ها در قانون وجود دارد اما گفتگوی ما با سید عقیل حسینی مدقق، وكیل پایه یك و مشاور حقوقی این مساله را مشخص می‌كند كه برخورد با عمل كودك آزاری كه گاهی از سوی پدر، مادر، ناپدری، نامادری و دیگر اعضای خانواده ممكن است صورت بگیرد، بر خلاف مسائل خانوادگی تابع قوانین مستقل و مجزایی نیست. حسینی مدقق می‌گوید: در تاریخ حقوقی ما بحثی به نام كودك آزاری وجود ندارد و «ولی» كودك حق دارد به قصد تربیت، كودك را كتك بزند و این مساله در مورد همسر نیز صدق می‌كند.

 

به گفته این وكیل دادگستری مدتی قبل برای برخود با مساله كودك آزاری طرحی به مجلس شورای اسلامی پیشنهاد شد كه این طرح در مجلس رای آورد و تصویب شد، اما با ایرادهایی كه شورای نگهبان نسبت به آن وارد كرد، تصویب نهایی نشد. این شورا از نظر فقهی به این طرح ایراد گرفته بود و ظاهرا آن را خلاف فقه دانسته بود. به همین دلیل در حال حاضر قانونی مشخص برای برخورد با مساله كودك آزاری وجود ندارد. البته اگر آزار و اذیت كودك از ناحیه پدر، به فوت كودك منجر شود یا وضعیت كودك آنقدر شدید باشد كه به صدمات جدی جسمانی و روحی بینجامد، تنها ضمانت اجرایی موجود پرداخت دیه است كه به اولیای دم كودك  به غیر از پدر  تعلق می‌گیرد و جز این مجازات دیگری در انتظار پدری كه فرزند خود را حتی به قتل رسانده نیست، مگر این‌كه قاضی بخواهد پدر را تعذیر كند.

كودك آزاران ایمن نیستند؟

نكته مهم در این زمینه این است كه هرچند قوانین مشخصی برای برخورد با افرادی كه اقدام به كودك آزاری می‌كنند وجود ندارد اما طبق گفته حسینی مدقق، می‌توان با افرادی كه اقدام به چنین عمل شنیعی می‌كنند در قالب دیگر قوانین برخورد كرد و با جستجو در متون قانونی، ماده‌ها و تبصره‌هایی را برای برخورد با افراد مجرم در این زمینه جستجو كرد. اگر فرد كودك آزار غیر از پدر باشد، این مساله در قالب شكایت «ضرب و شتم و ایراد صدمه» در قالب قوانین عام قابل بررسی است اما قانونی برای برخورد با پدر به عنوان ولی قهری كودك وجود ندارد. در ماده‌های 59 و 109 قانون مدنی این نكته بیان شده كه اگر تنبیه كودك از جانب پدر متعارف باشد، این مساله ایرادی ندارد، طبق همین ماده 59 قانون مجازات اسلامی، اقدامات والدین و اولیاء قانونی و سرپرستان صغار و مهجورین كه به منظور تادیب یا حفاظت كودك انجام شود، مشروط به این‌كه اقدامات مذكور در حد متعارف تادیب و محافظت باشد ایرادی ندارد اما نكته جالب از نظر این وكیل دادگستری این است كه قانون درباره زمانی كه تنبیه نامتعارف باشد سكوت كرده است و این خلاء وجود دارد كه اگر تنبیه در حد متعارف نباشد، آیا می‌توان به مواد دیگر قانون مراجعه كرد و مثل كسی كه فرد ناشناسی را مورد ضرب و شتم قرار داده، با پدر برخورد كرد؟ مدقق معتقد است از این ماده قانونی می‌توان در دادگاه‌ها استفاده كرد، اما این ماده كفایت نمی‌كند. زیرا هر قانونی ویژگی‌هایی دارد. مثلا این‌كه آثار مستقیم دارد، قابل اجراست و اعمال آن نیز به فرهنگ سازی منجر می‌شود. از طرفی سیستم قضایی صرفا برای اجرای قانون كاربرد ندارد و هدف غایی و حرفه‌ای یك سیستم حقوقی، اجرای عدالت و حفظ نظم جامعه است و قانون هم مهم‌ترین وسیله ایجاد نظم است؛ اما قانونی كه در آن با پدری كه كودك خود را ضرب و شتم كند مانند دیگر افراد برخورد كند قطعا نمی‌تواند ایجاد فرهنگ كند و باعث قبح كودك آزاری شود. تنها كاركرد این ماده قانونی هم این است كه در صورتی كه تنبیه فراتر از حد متعارف و مورد نیاز برای تربیت باشد، مشمول مقررات عام قرار می‌گیرد در صورتی كه كودك آزاری باید تعریف قانونی داشته باشد، جرم باشد و با آن به طور خاص برخورد شود؛ زیرا ممكن است آسیبی كه یك بزرگسال در یك درگیری فیزیكی می‌بیند قابل رفع باشد؛ اما این آسیب در كودك باقی می‌ماند و باعث بروز مشكلات فراوانی برای او می‌شود.

كودكان آسیب دیده چه كنند؟

وقتی این سوال را با این وكیل دادگستری در میان می‌گذارم می‌گوید: یك بحث قانونی وجود دارد كه در قوانین ما چه چیزی نوشته شده است، یك بحث هم این است كه در عمل چه می‌شود كرد؟ از نظر قوانین ایران برخی جرایم با شكایت شاكی شروع می‌شود و برخی دیگر به هر نحوی كه مجری قانون از آن مطلع شود، قابل پیگیری است. به نظر من ضرب و شتم از مواردی است كه تا شاكی خصوصی وجود نداشته باشد نمی‌توان درباره آن اقدام كرد اما اگر این جرم در مورد یك كودك اتفاق بیفتد، ضرب و شتم او دیگر شامل این قانون نمی‌شود و منطقی است كه دادستان و دیگر مجریان قانون و دادسرا یا نیروی انتظامی به عنوان ضابط قانون بلافاصله از اطلاع موضوع، این مساله را پیگیری كنند؛ زیرا كودك در موقعیتی نیست كه بتواند از كسی شكایت كند. از طرفی ولی او نیز شكایتی نخواهد كرد؛ چون او بزهكار است.

 مساله كودك‌آزاری در ایران جز در موارد خاص مطرح نمیشود اما این مساله به معنی عدم پیگیری آن از سوی افراد آسیب دیده نیست

آیا افرادی كه از موضوع آزار و اذیت كودكی در میان اعضای خانواده، همسایه‌ها و دوستان مطلع می‌شوند می‌توانند چنین موضوعی را گزارش كنند؟ به اعتقاد مدقق، اگر فردی از چنین مساله‌ای باخبر شد، می‌تواند برای عمل به وظیفه شهروندی خود این موضوع را به نیروی انتظامی یا دادسرای حوزه‌ای كه این عمل در آن انجام شده اطلاع دهد. البته درخصوص گزارش وقوع جرم، ارائه شكایت یا گزارش، قیدی مبنی بر كتبی بودن این مساله وجود ندارد، اما رویه قاطع دستگاه قضایی این است كه به گزارش یا شكایت شفاهی ترتیب اثر نمی‌دهند و برای پیگیری آن نیز مشكلاتی وجود دارد و پیگیری آن به سختی خواهد بود، اما در صورت ارائه موضوع به صورت مكتوب، با ثبت‌نامه و طی‌كردن دیگر مراحل امكان پیگیری آن راحت‌تر است. ممكن است برخی افراد در زمینه مخفی ماندن یا افشای احتمالی این گزارش و تبعاتی كه برای آنها به دنبال دارد نگران باشند، اما در صورتی كه گزارش صحیح باشد و پس از آن نیز احضار كودك و ولی او صحت این ادعا را ثابت كند، مشكل خاصی وجود نخواهد داشت ولی در صورت نادرست بودن این مساله شامل عنوان مجرمانه افترا می‌شود. البته اثبات افترا نیز طبق گفته‌های مدقق اركانی دارد و در صورتی به دردسر برای شخص گزارش‌دهنده می‌شود كه وی در گزارش خود یكی از عناوین مجرمانه در نظام حقوقی را به پدر فرضی كودك نسبت دهد، عملی كه نسبت داده شده است جرم باشد، سوء‌‌نیت داشته باشد و جرم نسبت داده شده هم اثبات نشود و اگر آزار و اذیت كودك از سوی والدین او اثبات شد، دیگر شكایتی متوجه فرد گزارش‌دهنده نیست.

با طرح شكایت در دادسرا ممكن است فردی كه كودك خود را آزار كرده، ادعا كند هدف او از این كار تربیت كودك بوده است. به اعتقاد مدقق، در چنین مواردی دادیار یا مامور نیروی انتظامی می‌تواند با بررسی حالت متعارف تنبیه صحت این ادعا را بررسی می‌كند و در این مسیر به چند نكته توجه كند. اول این‌كه به آنچه در زمینه تنبیه رایج و معقول است، توجه كند. ممكن است در شهر یا شهرستانی حدود متعارف تنبیه كودك یك چیز باشد و این مساله در پایتخت چیز دیگری باشد. از طرفی قوانین همیشه قابل تفسیر است و بهتر است مجری قانون تفسیری را برگزیند كه مطابق عدالت باشد و به اعتلای فرهنگ جامعه كمك كند. مجری قانون می‌تواند از نظر متخصص هم در این زمینه استفاده كند و با معرفی كودك به روان شناس خانواده، میزان تاثیر تنبیه در روحیه كودك را بررسی كند و ببیند آیا این تنبیه آثار مثبت داشته یا منفی؟ اگر تنبیه مثبت بود، بهتر است مجازاتی در كار نباشد و اگر تاثیر منفی داشت بهتر است روال قانونی در پیش گرفته شود.

هرچند طبق گفته‌های مدقق متاسفانه مساله كودك‌آزاری در ایران جز در موارد خاص مطرح نمی‌شود اما این مساله به معنی عدم پیگیری آن از سوی افراد آسیب دیده نیست. در این زمینه مراكز حمایتی همچون بهزیستی و دفتر پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی هم وجود دارند كه قاعدتا باید به كودكان آسیب دیده در این زمینه كمك كنند. اما مساله مهمی كه در این میان می‌توان از آن استفاده كرد، بحث حضانت است كه شاید بتوان با طرح چنین دادخواستی در دادگاه از مرجع قضایی تقاضا كرد تا در این باره تصمیم‌گیری كند و حضانت كودك را به مرجعی قانونی و صاحب صلاحیت واگذار كند كه این مرجع قانونی می‌تواند جایی مانند بهزیستی باشد. چنین درخواستی می‌تواند در قالب پیشگیری از وقوع جرم نیز مطرح شود كه البته رسیدگی مرجع قانونی به آن فقط در موارد بسیار خاص صورت می‌گیرد و اگر تنبیه كودك خفیف باشد و كودك آزاری از سوی خانواده یك رویه نباشد، پدر و مادر با مشاوره و راهنمایی، هدایت و متنبه خواهند شد و در این شرایط بهتر است كودك در آغوش خانواده تربیت شود؛ زیرا جدایی او از خانواده تبعات دیگری نیز دارد كه مثبت نیست.

مجازاتی هم كه از نظر قانونی برای ولی كودك در نظر گرفته می‌شود، بیشتر جزای نقدی است و ممكن است شلاق هم جزو این مجازات‌ها قرار گیرد. مجازات حبس كمتر از 3 ماه و دیه هم ممكن است شامل حال فرد مجرم شود. البته تعیین دقیق این مجازات‌ها به نوع كودك آزاری و ضرب و جرح بستگی دارد. اگر ضرب و جرح به شكستگی عضوی و یا از كار افتادن عضو و زوال عقل منجر شود هر یك از اینها احكام خاص خود را خواهد داشت و در صورت تقاضای فرد آسیب‌دیده  كودك  دیه هم به او پرداخت خواهد شد.

 

رنج هاي دخترك قالي باف

دخترك طرح گلخون را بر دار قالى مى بافت و از سرنوشت و زندگى پر از غم خود با زمزمه شكايت مى كرد.
زمانى كه اين دختر ۱۳ ساله كه به علت شكنجه هاى پدرش با جراحت بسيار در بيمارستان شهداى تبريز بسترى شد، پليس با دستور قضايى پدر او را دستگير كرد.

وقتى چند تن از اهالى يكى از مناطق تبريز متوجه دخترك بدحالى شدند كه در خيابان سرگردان بود، او را به كلانترى ۱۵ بردند و با كمك مأموران اين دختر بلافاصله به بيمارستان شهداى تبريز منتقل شد.

پزشكان و پرستاران با توجه به بدحال بودن دخترك، بلافاصله او را تحت مداوا قرار دادند. بررسى هاى تخصصى پزشكان روشن كرد دخترك از ناحيه دو پا و دست چپ دچار شكستگى شده و جاى شيئى داغ در دستان او ديده مى شود. با توجه به كبودى در ناحيه چشم اين دختر بود كه مسؤولان بيمارستان احتمال دادند با يك موضوع كودك آزارى روبرو هستند.



دخترك پس از مدارا وقتى حالش رو به بهبودى گذاشت، در مورد علت كبودى، سوختگى و شكستگى هاى بدنش گفت: پدرم هرچند وقت يك بار من، برادر و يا خواهرم را به شدت تنبيه مى كند و ما به كتكهاى او عادت كرده ايم.

درحالى كه اشك در چشمان دخترك حلقه زده بود، گفت: من تنها تا كلاس چهارم ابتدايى توانستم به مدرسه بروم و بعد از آن پدرم مرا مجبور كرد كه در خانه بمانم و همراه با مادرم و خواهرم ثريا قاليبافى كنم.

وى گفت: اسم من سميرا است و ۱۳ سال دارم. از ۸ سالگى مادرم به اصرار پدرم به من قاليبافى ياد داد و من از آن به بعد براى تأمين مخارج خانه قالى مى بافم. پدرم ابتدا جوشكارى مى كرد، بعد در خانه قالى مى بافت و حالا چند سالى است كه اصلاً كار نمى كند، من و ثريا و مادرم قالى مى بافيم و او با فروش قالى ها مخارج زندگى را مى دهد.

سميرا گفت: اين شكستگى ها و كبودى ها به اين خاطر است كه چند «رج» از يك قالى را اشتباه بافته بودم و پدرم وقتى به خانه آمد و متوجه اين اشتباه من شد، شروع به كتك زدن من كرد.

اين دختر ۱۳ ساله قاليباف گفت: وقتى پدرم ما را كتك مى زد، مادرم گوشه اى از اتاق مى رفت و با ناراحتى تنها گريه مى كرد. پدرم حتى مادرم را هم مى زند. مادرم از پدرم خيلى مى ترسد، به همين خاطر نمى تواند جلوى آزارهايى را كه او نسبت به ما وارد مى كند، بگيرد.

با اطلاعاتى كه اين دختر جوان در اختيار مأموران قرار داد و با توجه به دستور قاضى جوبندى ـ رئيس شعبه ۵۰ دادگاه عمومى تبريز ـ مأموران اقدامات خود را براى دستگيرى پدر سميرا آغاز كردند.

آنان پس از حضور در آدرسى كه سميرا از محل زندگى شان در اختيار آنان قرار داده بود، پى بردند پدر سميرا به همراه خانواده اش چند ساعت پيش خانه استيجارى خود را ترك كرده و به محل ديگرى نقل مكان كرده اند.

درحالى كه تحقيقات براى دستگيرى اين مرد فرارى آغاز شده بود، قاضى جوبندى با توجه به اتمام عملهاى جراحى و مداواى سميرا طى حكمى سرپرستى «سميرا» را به بهزيستى واگذار كرد.

مأموران اداره آگاهى تبريز موفق شدند پس از دو هفته تحقيقات، محل سكونت پدر سميرا را شناسايى و وى را دستگير كنند.

اين مرد به همراه همسرش پس از انجام بازجويى هاى مقدماتى به دستور قاضى جوبندى تا روز محاكمه روانه بازداشتگاه شدند.

قاضى شعبه ۵۰ دادگاه عمومى تبريز طى حكم ديگرى، خواهر و برادر سميرا، ثريا ـ ۱۴ ساله ـ به همراه حسين ـ ۷ ساله ـ را نيز به بهزيستى انتقال داد.

 

*** گفت و گو با سميرا:

سميرا آرام به دستان كوچك خود نگاه مى كند. در گودى كبود چشمانش كه خيره مى شوم، به اين فكر مى كنم كه دخترك هنرمند چگونه گلخون مى بافت و چگونه غم سنگين ظلمهاى پدر را در سينه كوچكش سربسته نگاه مى داشت. فكر مى كنم كه تار و پود زندگى دخترك را به چه رنگى بافته اند كه خودش مى گويد:

ـ يادم نيست از چند سالگى كتك خورده ام. فقط از آن زمان كه به يادم مى آيد، كتكهاى پدرم در نظرم مى آيد.

** چه رنگى را در قالى بيشتر از رنگهاى ديگر دوست دارى؟

سميرا لبخندى مى زند و مى گويد: آبى، آبى را خيلى دوست دارم.

** چه آرزويى دارى؟

كمى فكر مى كند و مى گويد: دوست دارم اينجا در مجتمع توانبخشى شهيد فياض بخش پيش دوستانم بمانم. دلم مى خواهد درس بخوانم. دلم نمى خواهد به آن خانه برگردم.

 

** سميرا مى دانى چه روزى و چه ماهى متولد شده اى؟

از ميان بغضى كه راه گلويش را چنگ زده، مى گويد: پدرم هيچ وقت حتى در قاليبافى مرا تشويق نكرد. هيچ وقت كسى براى من تولد نگرفت. هيچ وقت نفهميدم كه چه روز و چه ماهى به دنيا آمده ام. من تنها بايد قالى مى بافتم و كتك مى خوردم.....

اشك از چشمانش سرازير مي شود.... سكوت مي كند و ديگر هيچ نمي گويد. مي نشينم تا به سكوتش گوش فرا دهم....

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم خرداد 1390ساعت 17:30  توسط   | 

قتل فجیع دختربچه 7 ساله پس از آزار جنسی

قتل فجیع دختربچه 7 ساله پس از آزار جنسی

 

جوان 22ساله‌اي كه پس از شكنجه دختري 7ساله در مشهد او را به طرز فجيعي كشته بود، بزودي محاكمه مي‌شود.

اين جوان 22ساله چند روز قبل از ارتكاب جنايت از يكي از استان‌هاي جنوبي كشور براي كار به مشهد آمده بود و در يك كارگاه توليدي واقع در حاشيه شهر مشهد كار مي‌كرد. قاتل در چند روز نخست كاري‌اش متوجه دختر دانش‌آموزي شد كه از مقابل كارگاه عبور مي‌كرد و به مدرسه مي‌رفت. جوان 22ساله كه افكار پليدي را در سر مي‌پروراند با ديدن دختربچه، نقشه سوءاستفاده از وي را در ذهن خودش طراحي كرد و ظهر روز بيست و سوم آذرماه با نيت شيطاني خود، دخترك را به بهانه‌اي به داخل ساختماني مخروبه كشاند و جلوي دهان او را محكم گرفت.

در اين لحظه جوان شيطان‌صفت با توسل به زور دختربچه را شكنجه كرد و بخاطر ترس از اينكه دختر هفت ساله وي را شناخته است، طعمه خود را به طرز فجيعي به قتل رساند.

قاتل بي‌رحم سپس جسد غرق به خون دخترك را داخل زمين‌هاي كشاورزي جاده مشهد- كلات رها كرد و به سركار خود برگشت. خانواده اين دختر معصوم كه از ناپديد شدن او نگران شده بودند، مفقود‌شدن فرزندشان را به پليس اطلاع دادند.



24 ساعت بعد

يكي از اهالي مشهد در تماس با فوريت‌هاي پليسي110 گفت كه جسد غرق به خون دختربچه‌يي را در كنار جاده مشاهده كرده است. در پي اين گزارش، ماموران كلانتري خلق‌آباد مشهد براي بررسي موضوع به محل اعزام شدند و جسد خون‌آلود دخترك را داخل گودالي در پشت پمپ‌ بنزين جاده مشهد- كلات كشف كردند. با كشف اين جسد، به دستور علي‌اكبر صفاييان، بازپرس ويژه قتل تلاش براي احراز هويت مقتول آغاز شد و باتوجه به اينكه مفقودي، دختربچه‌يي در همان منطقه اعلام شده بود، موضوع به اطلاع اين خانواده رسيد و جسد مورد شناسايي والدين كودك قرار گرفت. اين درحالي است كه معاينات لازم در پزشكي قانوني حاكي از آن بود كه كودك هفت ساله قبل از مرگ، مورد آزار و اذيت جنسي قرار گرفته است.

دستگيري 8 مظنون به قتل

رييس پليس‌ آگاهي خراسان رضوي گفت: با معاينه دقيق نشانه‌ها و اثراتي كه از رد كفش قاتل و خون‌هاي ريخته شده روي زمين در محل جنايت به جا مانده بود، كارآگاهان مبارزه با جرايم جنايي هشت نفر را به عنوان مظنون دستگير كردند اما اين افراد كه قاتل نيز يكي از آنان بود منكر ارتكاب هرگونه عمل خلاف و جرمي شده و بنابه حكم قضايي تمامي آنها آزاد شدند. اگرچه بطور كاملا نامحسوس تحت كنترل قرار گرفتند و از آنان خواسته شد تا روشن شدن نتايج آزمايشات پزشكي قانوني، از مشهد خارج نشوند.

سرهنگ حسين بيدمشكي افزود: مظنون اصلي پرونده با وحشت از اينكه پليس حقيقت را دريابد مشهد را به مقصد شهرستان فردوس ترك كرد، اما تيم‌هاي كنترل نامحسوس پليس همچنان او را تحت نظر داشتند. اين مقام انتظامي گفت: متهم پس از گذشت 21روز درحالي كه نمي‌توانست خود را از چنگ عذاب وجدان نجات دهد با مراجعه به پاسگاه انتظامي باغستان پليس فردوس در اظهاراتي متناقض بيان داشت كه دختربچه‌يي را در حوالي مشهد به قتل رسانده است.

وي خاطرنشان كرد: در پي اين اعترافات، موضوع به پليس آگاهي استان اعلام و كارآگاهان مبارزه با جرايم جنايي با اخذ نيابت قضايي به شهرستان فردوس اعزام شده و متهم را به مشهد انتقال دادند.

سرهنگ بيدمشكي افزود: جوان 22ساله‌ پس از مشخص شدن نتيجه كالبدشكافي مبني بر تاييد تجاوز به دختر بچه و قتل او به وسيله ضربه اي سخت، در مقابل مقام قضايي، صراحتا به قتل اعتراف كرد. هم‌اكنون متهم براي انجام آزمايشات تشخيص سلامت رواني به پزشكي قانوني انتقال يافته است.

اعترافات هولناك عامل جنايت

جوان 22ساله در بازجويي‌هاي به عمل آمده گفت: اهل يكي از شهرهاي جنوبي هستم و تا كلاس دوم دبيرستان درس خوانده‌ام. من براي كار به مشهد آمدم و در كارگاهي مشغول كار شدم. چند روزي بود كه دخترك را مي‌ديدم تا اينكه روز قبل از حادثه به بهانه گرفتن شيلنگ آب به در خانه آنها رفتم و او را از نزديك ديدم. با ديدن اين دختربچه وسوسه شدم تا نياز جنسي‌ام را با سوءاستفاده از او برطرف كنم به همين خاطر ظهر روز بعد، زماني كه دخترك از مدرسه به خانه برمي‌گشت، صدايش كردم و به بهانه اينكه بيا شيلنگ را بگير او را به داخل ساختماني مخروبه كشاندم.

قاتل 22ساله افزود: من جلوي دهان دختربچه را گرفتم و با زور او را مورد آزار و اذيت قرار دادم. بعد از آنكه به نيت پليد خود رسيدم دختربچه درحالي كه حالش بد بود و گريه مي‌كرد چند ثانيه به چشمانم خيره شد. با اين تصور كه او مرا شناخته است او را كشتم. من كه اصلا نمي‌فهميدم چه كار مي‌كنم جسد دخترك را به كنار جاده كشاندم و داخل گودالي انداختم و فرار كردم.

عامل جنايت درحالي كه بشدت دچار عذاب وجدان و احساس پشيماني و ندامت شده بود و دستانش مي‌لرزيد با صدايي لرزان گفت: در اين مدت از خواب و خوراك افتاده بودم و به هر كجا نگاه مي‌كردم چهره دختر بي‌گناه يادم مي‌آمد. من خيلي عذاب كشيدم و وجدانم ناراحت بود بالاخره خودم را از كابوس و وحشت نجات دادم و حقيقت را گفتم اگرچه ديگر راهي براي بازگشت نمانده است. به گزارش «ملت ما»، ‌بازپرس پروند كيفرخواست متهم را به اتهام قتل عمد و آزار و اذيت دختربچه صادر كرد و بزودي اين متهم در دادگاه كيفري استان خراسان رضوي محاكمه خواهد شد.

 

انواع و اقسام كودك آزاری

 

تصاویری غم انگیز از كودك آزاری

 

 

نگاهی به دلایل شیوع کودک آزاری در جامعه...

در طرح غربالگری و جمع آوری معتادان از سوی سازمان بهزیستی، گزارشی مبنی بر وقوع یک کودک آزاری در منطقه ای از مشهد به پلیس اعلام شد.

ماجرا از این قرار است که پدری کودک 8 ساله اش را بشدت مورد ضرب و شتم قرار داده و بر اثر کتک های شدید، چندین نقطه از اعضای بدن کودک و همچنین جمجمه او دچار شکستگی شده بود. به هر طرف بدن کودک که نگاه می کردی، جز آثار کبودی، خونمردگی، سوختگی، گازگرفتگی و زخم های شدید نمی دیدی. متاسفانه بر اثر این کتک ها و اذیت ها، نه تنها عوارض ظاهری و جسمی فراوان در این کودک ایجاد شده، بلکه از نظر روحی و روانی نیز دچار اختلالات فراوان شده است، حتی مادربزرگ، عمه و سایر اقوام پدری کودک نیز که با او مرتبط بوده اند نه تنها از پسربچه 8 ساله حمایت نکرده اند، بلکه وی را مورد ضرب و شتم قرار داده اند. 

این پسر، فرزند طلاق بود که پس از طلاق به پدر سپرده شد. پدر از ابتدای پذیرش سرپرستی کودک، در خانه را به روی او می بسته و او را به فروش مواد مخدر از زیر در خانه مجبور می کرده و هر زمان که تعللی در کارش به وجود می آمده، تا سرحد مرگ او را کتک می زده است.

کودک آزاری عبارتست از هر نوع ضرب و شتم یا جراحت فیزیکی، روانی یا تحقیر کودک تا 18 سال که تاثیر ماندگاری بر وضعیت بدن یا روان او برجای بگذارد. برخی از این آثار می تواند مخفی باشد؛ مانند ممانعت از حاضر شدن در کلاس درس، محروم کردن از غذا، حبس در حمام یا زیرزمین.

● کودک آزاری را می توان به 4 نوع تقسیم کرد:

1) کودک آزاری جسمی، شامل آزار و کتک زدن به کودکان به گونه ای که اثر آن بر بدن کودک بر جا بماند و در مواردی هم به مرگ و نقص عضو منجر شود.

2) کودک آزاری جنسی شامل استفاده از بچه ها به قصد لذت جنسی به هر شکل ممکن

3) کودک آزاری عاطفی یا روانی شامل تحقیر کودک، طوری که به عزت نفس او خلل وارد کند یا اعتماد به نفس او را پایین آورد؛ مثل مقایسه با دیگران و سرکوفت زدن، ایجاد احساس خجالت، تحقیر نزد دیگران بخصوص سایر کودکان، مطرح کردن نقاط ضعف و دادن لقب های ناراحت کننده مانند دست و پا چلفتی و ... 4) غفلت عبارت است از ناتوانی یا برآورده نکردن ارادی نیازهای کودک اعم از نیازهای جسمی و بدنی مثل تهیه خوراک و پوشاک مناسب یا نیازهای روانی کودک مثل اجازه بازی ندادن به وی.

● آزار یا تنبیه

کودک آزاری مربوط به طبقه خاصی نمی شود و فقر فرهنگی به اندازه فقر اقتصادی می تواند در ایجاد آن خطرآفرین باشد، به نحوی که مساله کودک آزاری در بین افراد تحصیلکرده و با بضاعت مالی خوب هم دیده می شود.

در این میان باید توجه داشت که کودک آزاری با تنبیه بدنی متفاوت است. والدین با تنبیه به کودک می فهمانند که رفتار خود را اصلاح کند، اما به علت ناآگاهی و همچنین نقص قانون بسیاری از پدر و مادران به بهانه تنبیه، کودکان خود را در معرض آسیب های جدی روحی و روانی قرار می دهند.

● علل بروز کودک آزاری

عدم آگاهی والدین از حقوق کودک و احترام به شخصیت این انسان های کوچک در شکل گیری حوادث کودک آزاری دخیل هستند، عدم ارایه آموزش های لازم قبل و بعد از ازدواج، نبودن فیلترهایی به منظور تعیین صلاحیت والدین در به وجود آوردن و نگهداری فرزند نیز از جمله مواردی است که در برنامه های فرهنگی، آموزشی و تربیتی دستگاه ها نادیده گرفته شده و موجبات کودک آزاری را فراهم کرده است. همچنین ناهنجاری های اجتماعی از قبیل فقر، کمبود امکانات زندگی، اعتیاد، محیط خانوادگی، بیکاری و طلاق خانواده را به انواع آسیب های اجتماعی مبتلا کرده است تا آنجا که نه تنها از زندگی احساس لذت و رضایت نکرده بلکه در حالت درماندگی، نوک پیکان سرخوردگی و وحشت را به سوی کودک نشانه می روند که در اشکال کتک زدن، پرت کردن، به کارهای سخت گرفتن، لگد زدن، داغ کردن و ... بروز پیدا می کند به طوری 15 درصد کودکان هنگام تنبیه بدنی از سوی والدین دچار جراحت و مصدومیت می شوند. از طرف دیگر کودک تک والد، فرزند خوانده، دارای ناپدری و نامادری، کودکان نارس که تغذیه و پرستاری از آنها دشوارتر بوده و مراقبت از آنها زمان بیشتری می طلبد، کودکان دچار ناهنجاری بخصوص عقب ماندگی ذهنی و دارای نقایص جسمی که به دلایل غیرطبیعی بودن آنها مهر و محبت در والدین ایجاد نکرده و مادر از داشتن کودک ناراضی است در کنار کودکانی که زیاد گریه می کنند یا آنهایی که بیش از سایر همسالانشان در معرض آسیب دیدگی هستند همچنین کودکانی که ناآرام و پر زحمتند و به سختی تربیت می شوند همگی در معرض تهدیدات کودک آزاری از سوی والدینشان قرار دارند.

برخی از والدین نیز به دلیل وجود مشکلات اقتصادی و گاه ضعف شخصیت دچار ناتوانی در حل مسایل خویش شده و کانون خانواده را به جهنمی برای کودک تبدیل می کنند، آنان خواسته یا ناخواسته ناکامی ها، خشونت ها و زورگویی هایی را که از دوران طفولیت و جوانی تجربه کرده اند، عینا به کودکان که کوچک ترین قدرت دفاعی ندارند، منتقل می کنند.

بنابراین می توان گفت: به همان نسبت که والدین سالم از لحاظ روانی و آگاهی، موجب شکوفایی و نمو هر چه بهتر کودک می شوند به همان نسبت والدین ناآگاه و دارای فقر فرهنگی و مادی به منزله سمی برای کودک به شمار می روند. در این میان کودکان طلاق در صدر خطرپذیری این آزارها هستند.

● عواقب کودک آزاری

کودکان در تاریخ 3000 ساله بشر همیشه به نوعی از انحا مورد آزار قرار می گرفته اند، آزاری که بخش عمده آن از سوی والدین متعصب و خرافی در گذشته با زنده به گور کردن دختران تجلی می یافت و امروز به بهانه تادیب، اصلاح و تنبیه.

در کودک آزاری تنها صدمات فیزیکی مطرح نیست، بلکه آسیب های روانی آن، آثاری به مراتب طولانی تر و عمیق تر دارد و از این رو تمامی کودکانی که تحت آزار شدید والدین بوده اند، باید تحت درمان قرار بگیرند تا فشارها و آسیب های عاطفی و روانی که در شرایط مختلف تحمل کرده اند جبران و برطرف شود و چنانچه قربانی کودک آزاری شناسایی یا جنبه های آسیب روانی جدی گرفته نشود کودک آزار دیده در آینده به فردی ضد اجتماعی تبدیل شده و در صدد انتقامجویی برمی آید. همچنین یکی از نکات برجسته در خانواده های کودکان آزار دیده انتقال خشونت از نسلی به نسل دیگر است. به این ترتیب کودکی که تحت آزار و اذیت والدین قرار می گیرد به وسیله سازوکارهای روانی، بویژه همانند سازی یا مشابهت با مهاجم بتدریج خود نیز رفتارهای خشونت آمیز بروز می دهد و به همین شکل این رویه را به فرزندان و نسل های بعدی منتقل می کند. تحقیقات انجام شده نشان می دهد که کودک آزار دیده یا فردی ترسو و منفعل خواهد شد یا دست به انتقام از جامعه خواهد زد، اگر راه دوم را پیش گیرد، دامنه جنایات در آینده در جامعه افزایش چشمگیری پیدا خواهد کرد و کم توجهی جامعه به این موضوع خسارات زیاد و جبران ناپذیری را به وجود خواهد آورد.

● نقش قوانین در دفاع از قربانیان کودک آزاری

سال 72 مجلس شورای اسلامی طی ماده واحده ای، متن کنوانسیون حقوق کودک را مبنی بر حمایت از حق حیات، حق کسب هویت، حق زیستن با والدین، منع انتقال غیرقانونی کودکان، حق شرکت در اجتماع و ایفای نقش های اجتماعی، منع رفتارهای خشن، آموزش و تحصیل، تفریح و بازی، منع استثمار، حمایت در برابر مواد مخدر، حمایت در برابر زیان های ناشی از کار، تقویت روحیه صلح طلبی و حمایت از کودکان آسیب دیده روحی و جسمی را پذیرفت.

از سوی دیگر، 9 سال پس از قبول این کنوانسیون یعنی سال 81 فشارهای حاصل از سوی کارشناسان قانون و نهادهای زیر مجموعه موجب شد تا قانون حمایت از کودکان و نوجوانان در قالب 8 ماده به تصویب برسد که طبق آن، کودک آزاری جزو جرایم عمومی بوده (احتیاج به شکایت شاکی خصوصی ندارد) به طوری که طبق ماده 2 این قانون، مصوب شد هرگونه صدمه، اذیت، آزار و شکنجه جسمی و روحی کودکان و نادیده گرفتن سلامت و بهداشت روانی و جسمی و ممانعت از تحصیل کودکان آنها ممنوع و مرتکب این جرم، محکوم است.

تصویب قوانین حمایت از حقوق کودک درحالی است که موانع قانونی درکشور درصد قابل توجهی از والدین کودک آزار را از پیگیری قانونی مصون کرده است و این جرایم اغلب زمانی فاش می شودکه فاجعه بزرگی رخ داده و جرم از حالت ابتدایی و اولیه اش خارج شده باشد.

پدر 17 ساله در کرج، کودک 5/1 ساله اش را کشت، وقتی علی 8 ساله در بیمارستان مرد، همه فهمیدند که ناپدری اش او را آزار می داده است وقتی نیلوفر، جان خود را از دست داد پزشکی قانونی اولین نهادی بود که از وقوع یک کودک آزاری در حالی خبر دادکه چیزی برای دفاع نبود و تنها آثار ضرب و جرح جسد دخترک 9 ساله روی میز تشریح پزشکی قانونی حکایت از آن می کرد که کودکی با بدترین شکنجه ها کشته شده است.

حال سوالی که مطرح می شود، این است که آیا قانون توانسته راهی برای پیشگیری از وقوع این جرم پیدا کند؟ آیا راهی پیدا شده که قبل از مرگ کودک یا دعواهای خانوادگی، طلاق یا محکومیت طرفین به کودک آزاری جلوی حادثه گرفته شود؟

واقعیت این است که خلاهای قانونی در برخورد با کودک آزاران، بخصوص والدینی است که در ارتباط با فرزندان خود مرتکب خشونت می شوند.

براساس قوانین فعلی و اقدامات والدین و اولیای قانونی و سرپرستان صغار و محجورین که به منظور تادیب یا حفاظت آنها انجام می گیرد، مشروط بر این که اقدامات مذکور در حد متعارف ، تادیب و محافظت باشد، جرم نیست همچنین هر چند ماده 1179 قانون مدنی به والدین حق تنبیه کودک خود را می دهد، ولی تاکید می کند که به استناد این حق نمی توانند فرزند خود را خارج ازحدود تادیب تنبیه کنند.

به نظر می رسد مشخص نبودن محدوده تادیب و تنبیه و نامشخص بودن حد متعارف در موارد قانونی مذکور، از ابهامات قانونی است. ضمن اینکه با این ابهامات دست قاضی در زمان لازم برای صدور حکم بسته و دست والدین غیر مسوول و خشن برای اعمال خشونت را باز گذاشته است.

● دیدگاهی متفاوت

از میان مراجع تقلید، آیت الله صانعی تنها مرجعی بوده که با قاطعیت و بدون هرگونه شرطی، آزار کودکان را حرام اعلام کرد. به گفته ایشان، آزار کودکان از طرف والدین جایز نبوده و نیست و کودک آزاری از طرف آنها در شرع مقدس حرام و معصیت است.

● پیشنهادها

در غیاب قانون مدون برای جلوگیری از کودک آزاری، پیشنهادیی ارایه می شود تا شاید با به کار گیری آنها، اندکی از رشد چشمگیر آن جلوگیری شود.

ابتدا باید آموزش های لازم به کودکان برای دفاع از حقوق خود و خانواده های آنان برای تعدی نکردن به حقوق کودکانشان داده شود و آنگاه موارد قانونی برای دفاع از حقوق کودک و ایجاد پلیس در این زمینه مطرح شود. همچنین بجاست با انجام آزمایش های روان شناختی در کنار دیگر آزمایش های معمول پیش و بعد از ازدواج، صلاحیت والدین مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد تا از وقوع مشکلات دیگری جلوگیری شود. همچنین آموزش مهارت های نگهداری و پرورش کودک با تکیه بر مبانی علمی و دینی از سوی دستگاه های متولی و رسانه ها ضروری به نظر می رسد.

در انتها گفتنی است که آحاد مردم نه تنها در مقابل فرزندان خویش بلکه در برابر فرزندان دیگران هم مسوولیت شرعی، اخلاقی، انسانی و ملی دارند و بیش از همه دولتمردان مکلف هستند تا شرایط زیست سالم و پرورش مادی و معنوی فرزندان ایران را تامین کنند.


میترا پازکی زاده روزنامه جام جم
 

پدیده تجاوز به کودکان در آفریقای جنوبی

مادر جوانی برای دیدار از خانواده اش، نوزاد یکماهه خود را در خانه نز د برادر همسرش تنها می گذارد تا در غیابش او از نوزاد مراقبت نماید. وقتی به خانه باز می گردد نوزاد را گریان می یابد. زن به گمان اینکه نوزاد از خیس بودن ناراحت است شروع به تعویض کودک می نماید.

 

اما آلت تناسلی فرزند یکماهه اش را خونی می بیند. فورا نوزاد را به کلینک می رساند و دکتر اعلام می کند که به نوزاد تجاوز شده است.

پرونده دیگر مربوط به دختر بچه ۴ ساله ای است که توسط پدرش مورد تجاوز قرار گرفت و بر اثر شدت جراحت درگذشت. دختر بچه ۸ ماهه ای نیز توسط دو مرد مورد تجاوز قرار گرفت.

موارد بالا تنها نمونه هایی انگشت شمار ازخیل پرونده های تجاوز در آفریقای جنوبیست. تنها در سال ۱۹۸۸، ۱۹ هزار پرونده تجاوز گزارش شده است .در سال ۱۹۹۴ این رقم به حدود ۴۲ هزار و در سال ۱۹۹۶، به ۵۰ هزار پرونده رسید.در حال حاضر روزانه ۱۵۰ نفر در این کشور مورد تجاوز قرار می گیرند. این بالاترین رقم تجاوز در دنیاست.

 

این نکته را نباید ناگفته گذاشت که از هر ۲۰ مورد تجاوز تنها یک مورد به پلیس گزارش می شود . رقم ارائه شده تنها تجاوزاتی را شامل می شود که پلیس آن را به ثبت رسانده است .

در این کشور، ۴۱ درصد موارد تجاوز، تجاوز به کودکان است که ۱۵ درصد آنان کودکان زیر ۱۱ سال و ۲۶ درصد را نوجوانان بین ۱۲ تا ۱۷ سال تشکیل می دهند.

متاسفانه باوری در بین برخی مردان سیاه پوست آفریقای جنوبی –عموما سنتی – وجود دارد که اگر با باکره ای – حتی بچه یا نوزاد – رابطه جنسی داشته باشند ویروس اچ آی وی –ایدز، از تن بیمار آنها خارج خواهد شد و این باور باعث شده که آفریقای جنوبی بالاترین رقم تجاوز را در بین کشورهای جهان به خود اختصاص دهد.

در دیگر کشورهای آفریقایی نیز زنان و کودکان وضعیت بهتری ندارند . تحقیقاتی در زریای کشور نیجریه نشان داد که ۱۶درصد بیماران یک بیمارستان که به بیماریهای عفونت جنسی مبتلا بودند را کودکان زیر ۵ سال هستند.

در سال ۱۹۹۰ در زیمباوه دکتران دریافتند که بیشتر از ۹۰۰ کودک زیر ۱۲ سال مبتلا به بیماریهای مقاربتی اند. این آمار در حال حاضر بالاتر از سال ۹۰ می باشد.در لیبریا نیز زنان و کودکان از امنیت لازم برخوردار نیستند، اما با روی کار آمدن خانم سرلیف، ریس جمهور، که قول داده است: تجاوز کنندگان را مجازات خواهد کرد، بارقه امیدی در این سرزمین به وجود آمد ه است.

اما در کنگو ، کشوری که دو بار طعم تلخ جنگ داخلی را چشید- جنگی که زنان و کودکان بزرگترین قربانیان آن بودند- مردان مسلح، پدران را مجبور می کردند تا در جمع به دختران خود تجاوز نمایند و یا مادران به زور اسلحه توسط پسران خود مورد تجاوز قرار گرفتند.

گاه خشونت این دسته از گروهای مسلح علیه زنان و کودکان بسِار وحشیانه بود. مثلا، نوزادی را از مادر جدا می کردند سپس او را به سمت آسمان پرتاب می کردند و با قمه نوزاد را از زمین و آسمان می گرفتند، و یا مادران را مجبور می کردند نوزادان خود را در هاونهای بزرگی قرار داده و با دسته هاون نوزاد بینوا را چون دانه های گندم بکوبند. کسانی که از دستوراتشان سرپیچی می کردند بلافاصله به قتل می رسیدند.

بعد از جنایتهای که در کشورهای آفریقای چون کنگو، لیبریا و رواندا صورت گرفت، اینبار نوبت سودان است. اینک شبه نظامیان عرب تبار در دارفور جنایت می آفرینند.

امیلی وکس، در مقاله خود از ساولای ۲۲ ساله می گوید که مورد تجاوز گروهی از شبه نظامیان قرار گرفت. ساولا گفته بود: به محض آنکه مردان شبه نظامی مرا دیدند دنبالم کردند در حالیکه مرا "سیاه" و "برده" خطاب می کردند.

سپس به من تجاوز کردند. یکی از شبه نظامیان به من گفت: دختر سیاه ،تو خیلی سیاهی،تو مثل سگ می مونی. ما می خواهیم یک بچه با پوست روشن درست کنیم.

گاه این شبه نظامیان به زنان و دختران در مقابل دیدگان پدرانشان تجاوز می کنند. پدرانی که بعد از دیدن این صحنه به قتل می رسند.

در برخی فرهنگها خشونت موجود است و متاسفانه برخی زنان نیز به آن مهر تایید می زنند. برای مثال حدود ۸۰ درصد زنان روستایی در مصر باور دارند که کتک زدن زن توسط شوهرش "حق" مرد محسوب می شود بخصوص اگر زن نخواهد با همسرش آمیزش جنسی داشته باشد.

در کشور غنا، تقریبا نیمی از زنان به مرد این حق را می دهند که زنان خود را کتک زنند. علاوه بر خشونتهای فیزیکی می بایست از ختنه دختران در کشورهای آفریقای نیز یاد شود که متاسفانه توسط زنان علیه زنان انجام می شود.

در ۲۸ کشور آفریقایی ختنه دختران صورت می گیرد که در برخی کشورها چون کنگو ۵ درصد و در سومالی ۹۸ درصد دختران ختنه می شوند.

مادرانی که خود در کودکی درد بسیاری را برای ختنه تحمل کرده اند اینک دختر بچه های خود را نیز وادار می کنند که همان درد را تحمل کنند. در این گونه جوامع مردان حاضر نمی شوند با دخترانی که ختنه نکرده اند ازدواج کنند چون این دختران در نظر این مردان "تمیز" نیستند.

 

یك كودك آزاری به صورت وحشیانه

 


حدود 20 درصد قربانیان تجارت انسان را کودکان تشکیل می‌دهند

به تازگی  گزارشی از سوی سازمان ملل در مورد پدیده تجارت انسان منشر شده است که در آن ازاین تجارت به عنوان پدیده‌ای رو به رشد که به ویژه زنان اغلب در آن دخالت دارند، یاد شده است. 

سازمان ملل درباره تجارت انسان آمده است:نتایج بررسی‌های ما حاکی از افزایش تجارت انسان، به ویژه نقش پررنگ زنان در این پدیده شوم است.

به گزارش پایگاه اینترنتی مجله آلمانی اشپیگل و طبق این گزارش، به ویژه در شرق اروپا و آسیای مرکزی 60 درصد افراد دخیل در امرتجارت انسان، زنان هستند.

اداره مبارزه با جنایت و مواد مخدر سازمان ملل (UNODC) نیز با ارزیابی داده‌های آماری 155 کشور در سال‌های 2007 و 2008 اعلام کرد: ‌بررسی‌های انجام شده گسترده و پردامنه‌ترین تحقیقاتی است که تاکنون پیرامون تجارت انسان انجام شده است.

 

در گزارش 292 صفحه‌ای منتشر شده از سوی سازمان ملل آمده است: تجارت انسان نسبت به گذشته بسیار افزایش یافته و دستیابی به اطلاعات و داده‌های مربوط به کشورهای مختلف نیز بسیار سخت است.

«آنتونیوماریا کوستا» ـ مدیر اجرایی این اداره ـ‌ اظهار کرد: پاره‌ای از کشور‌ها اطلاعات درستی در مورد این مشکل به ما نمی‌دهند. برخی از این کشور‌ها به دلیل جنایت و برخی دیگر نیز به دلیل نبود سازماندهی مناسب در این زمینه اطلاعات کافی در اختیار ما نمی‌گذارند.

علاوه بر این طبق گزارش سازمان جهانی کار(ILO) نیز حدود دو میلیون تن سالانه به نوعی بردگی مدرن تن می‌دهند.

طبق این گزارش به نظر می‌رسد که استثمار جنسی با 79 درصد، شایع‌ترین دلیل تجارت انسان باشد. کار اجباری با اختصاص 18 درصد دومین دلیل رایج‌ تجارت انسان است.

با وجود آمار منتشره، UNODC اعلام کرد که بررسی این وضعیت در خیابان‌های کشورهای مورد بررسی راحت‌تر به چشم می‌خورد.

در ادامه این گزارش آمده است، حدود 20 درصد قربانیان تجارت انسان را کودکان تشکیل می‌دهند. در برخی مناطق غرب آفریقا این درصد حتی به 100 درصد نیز افزایش می‌یابد. در برخی مناطق جنگی نیز آن‌ها مجبور به استفاده از اسلحه و رفتن به جنگ هستند.

گزارش اشپیگل می‌افزاید: با آن که پروتکل سازمان ملل علیه تجارت انسان در سال 2003 اجرایی شد، اما طبق این گزارش هنوز در برخی از کشور‌ها و به ویژه در آفریقا خواسته‌های سیاسی یا ابزار حقوقی لازم برای مبارزه با تجارت انسان وجود ندارد.

UNODC در ادامه از دولت‌ها و بخش‌های خصوصی درخواست کرد که در مسیر مبارزه با تجارت انسان اقدامات جدی‌تری را اتخاذ کنند.

کوستا گفت: جای بسی تاسف است که در قرن 21 ما شاهد انتشار گزارشی در مورد بردگی هستیم.

در ادامه‌ گزارش UNODC آمده است: بحران اقتصادی مطمئنا باعث سخت‌تر شدن شرایط و حاد‌تر شدن مشکل تجارت انسان خواهد شد.

 

كودكان همیشه در معرض خطر بیگانگان و تجاوزگران هستند. مواظب آنها باشیم

 

تصاویری از كودكان آزار دیده و شكنجه شده

 

 

استفاده‌ پلیس‌فرانسه‌ از گاز اشک‌آور علیه‌ کودکان!

استفاده پلیس شهر "بوزانسون" فرانسه از گاز اشک‌آور علیه تجمع مسالمت آمیز والدین دانش‌آموزان یک مدرسه و فرزندانشان، کودکان حاضر در تجمع را دچار مصدومیت تنفسی کرده است.

شبکه ایران: به گزارش روزنامه فرانسوی لیبراسیون، نزدیک به 500 تن از والدین دانش آموزان که در مقابل یک مدرسه به تجمع اعتراض آمیز علیه نحوه آموزش در مدارس اقدام کرده بودند با مقابله شدید نیروهای پلس فرانسه مواجه شدند.

بنابر این گزارش، نیروهای پلیس شهر بوزانسون فرانسه از بیم گسترده شدن این تجمع و شورش مردمی علیه دولت نیکلا سارکوزی با استفاده از گاز اشک آور به متفرق کردن تجمع کنندگان پرداختند.

"ایزابل کویت"، یکی از مادران حاضر در این تجمع به خبرنگار روزنامه لیبراسیون گفت: نیروهای پلیس فرانسه برای مقابله با تجمع مسالمت آمیز والدین دانش آموزان که بیش از 15 تن از کودکان خردسال خود را نیز همراه داشتند، به پرتاب گاز اشک آور پرداختند که شماری از کودکان مصدوم شدند و مشکل تنفسی پیدا کردند.

این اقدام پلیس فرانسه در حالی است که نیروهای امنیتی و پلیس این کشور در جریان تظاهرات گسترده و اعتصاب عمومی یک ماهه در فرانسه از بدترین روش‌های ممکن برای مقابله با تظاهرات کنندگان استفاده کرده بودند.

نیروهای امنیتی فرانسه حتی با تصویر برداری و شناسایی تظاهرات کنندگان، به خانه‌های آنها هجوم برده و به بازداشت این افراد اقدام می‌کردند.
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 15:18  توسط   | 

ادامه کشتار کودکان در آفریقا به بهانه جن‌زدگی

ادامه کشتار کودکان در آفریقا به بهانه جن‌زدگی

 

اینجا آفریقاست، غربش! جایی که نفت و منابع معدنی از دل دهکده‌ها به خارج پمپاژ شده اما در کنار آن فقر، بخصوص از نوع فرهنگی، مخرج مشترک زندگی مردمان بی نوایی است که تنها زورشان به کودکانشان می‌رسد و بس.

اینجا واعظان شیطان و واعظان مسیحی حرف اول را در قبایل می‌زنند و اگر آنها فردی را مورد اشاره قرار دهند، آن فرد مطرود شده و دچار  سرنوشتی سیاهتر از پوست خود می‌شود. این اتفاق در مورد کودکان قبایلی که در امتداد رود نیجر زندگی می‌کنند به وفور یافت می‌شود. کودکان مسحور و یا جن زده لقبی است که واعظان به برخی کودکان داده و منجر به طرد همیشگی آنها حتی از دامان خانوادگی خود می‌شوند.

سوزندان، مسموم کردن، چاک دار کردن بدن، بستن به درخت با زنجیر، انداختن آنها در آتش و پاشاندن اسید روی صورتشان، زنده به گور کردن و مثل سگ دور انداختن؛ از جمله تنبیهاتی است که جامعه نیمه متمدن مذکور برای کودکان مسحور و جن زده در نظر می‌گیرند و آنرا به اجرا می‌گذارند.

در این قسمت از افریقا عقیده‌ای وجود دارد که اگر کودک زیر دو سال شب هنگام گریه کرده و بطور مدام جیغ بزند، این بچه استعداد این را دارد که در خدمت شیطان قرار گیرد و در واقع پتانسیل این را دارد که کودک مسحور شیطان شده و جن زده شود. بنابراین این کودک را باید کشت و یا بدور انداخت. این عقیده‌ای است که در بیم جوامع کوچک و قبیله‌ای در نیجریه دیده می‌شود و باعث مرگ هزاران کودک شده است. فرهنگ و تمدن غربی در تشدید این عقیده موهوم نقش زیادی داشته است. به طور مثال پس از دیدن فیلم هری پاتر و اینکه شیطان می‌تواند در لباس کودک ظاهر شود، باعث شد تا کودکان مسحور و مطرود جامعه آفریقایی بیشتر شوند و مردم با ظنین شدن به یک فرد، وی را بکشند.

حتی اگر والدین بخواهند کودکان سحر شده خود را نگه دارند، همسایه‌ها آنها را مورد حمله قرار داده و آنوقت همگی قربانی می‌شوند. برخی از واعظان (که مسیحی نیز هستند) پا را از این فراتر گذاشته و به والدین کودکان قربانی وعده می‌دهند تا روح شیطانی را از کودکان بیرون بکشند و در قبال این کار آنها را اخاذی می‌کنند. هر چند عاقبت این کار چیزی جز کلاشی نبوده و در نهایت همسایه‌ها کودک را قربانی عقاید خود می‌کنند.

شنیدن داستان مطرود شدن این کودکان از زبان خودشان وحشتناک است. ماری 13 ساله چند سال پیش به خبرنگاران گفت وقتی کودک بوده چند واعظ به خانه آنها آمده و به مادرش گفتند که روح شیطان به بدن وی رفته و باید آن را بیرون بیاورند. آنها قبلا برادر بزرگ ماری را به همین جرم نانوشته کشته بودند. سپس مادر ماری خانه را ترک می‌کند. سه مرد واعظ به جان کودک افتاده و یکی از آنها با نشستن روی شکم ماری، وی را به شدت کتک زده و با چاقو سر و بدنش را می‌شکافند و بعد برای اینکه مطمئن شوند روح شیطان از بدن وی رفته وی را کشان کشان تا درب کلیسا می‌برند.

روز بعد مادرش به دستور وعاظ به وی سم آسیری می‌خورانند و او را آویزان می‌کنند تا بمیرد اما چنین اتفاقی نمی‌افتد. سپس در ماده سودا خوابانده شده و در نهایت او را از خانه بیرون می‌اندازند. تا مدتها ماری نزدیک خانه خود مانند سگ زندگی می‌کرد تا اینکه برخی مسئولین با ایجاد مرکز نگهداری چنین افرادی، سعی کردند جان وی را حفظ نمایند. ماری همچنان از آینده خود بیم و هراس داشته و می‌گوید مادرش او را دوست ندارد و پدرش اگر وی را ببیند حتما او را می‌کشد. او به بچه‌هایی که دستان والدین خود را گرفته و در خیابان راه می‌روند حسودی می‌کند.

نی واکا داستان قربانی دیگری است که توسط مادرش کتک خورده و توسط هم روستاییان خود آنقدر کتک خورده که فلج شده است.

اقدامات قانونی علیه وعاظ مسیحی

در سالهای اخیر دادگاه‌های مرتبط با جادوگری در ایالت اکوا ایبوم نیجریه (جایی که بیشترین قربانیان این نوع حوادث در آن ثبت شده است) برپا شده که مسببینی که کودکان را به اتهام جادوگری رها کرده، شکنجه کرده و یا کشته‌اند محکوم شده‌اند. به گفته کارشناسان این اقدامات افراطی و کاملا غیر مسوولانه در پی فقر مادی و فرهنگی در نیجریه رخ داده  که ریشه در طبیعت انسان، واکنش او برای توضیح مشکلات و مقصر دانستن کودکان یا دیگران، دارد.

مایه تاسف بیشتر این واقعیت است که نهادهای دینی مسیحی، که در چنین شرایطی باید پناه افراد باشند منشأ این رفتارها هستند و کودکان را به خاطر مرگ عزیزانشان و یا برای بدبختی‌ها مقصر می‌دانند.
در گزارشی که سی ان ان منتشر کرده، یادآور شده که رهبران کلیسا از جهل کسانی که از شرایط اقتصادی بدی رنج می‌برند، سوء استفاده کرده و آنها را طعمه خود می‌کنند. به نظر می‌رسد  برخی از آنها که از یافتن پاسخ مناسب ناامید هستند، حاضرند به فرزندان خود پشت کنند.

آکپابیو فرماندار ایالت آکوا ایبوم در نیجریه می‌گوید آنها سعی کرده‌اند با تصویب قوانین جلوی این نوع کودک آزاری را بگیرند. او گفت: در سال 2008 لایحه قانونی را امضا کرده بود که بر اساس آن هر کس برچسب جادوگر به کودک بزند به 15 سال زندان محکوم خواهد شد.

ادامه کشتار کودکان مسحور و جن زده در آفریقا

فرماندار گفت: مشکل واقعی در دولت او سحر نیست، بلکه فقر است. دولت او مراکزی برای کودکان یتیم تاسیس کرده که به اتهام جادوگری از خانه بیرون انداخته شده‌اند چون خانواده هایشان به علت فقر نمی‌توانستند از آنها نگهداری کنند.

فرماندار این ایالت گزارش ارسالی به  سازمان ملل متحد را که از سوی یکی از سازمان‌های محلی فعال در این زمینه تهیه شده بود زیر سوال برد. در این گزارش شواهدی درباره تعداد زیادی از کودکان در ایالت اکوا ایبام ارائه شده که بعد از اینکه به جادوگری متهم  شده‌اند، درجنگل مورد اسید پاشی قرار گفته ورها شده تا بمیرند. برخی نیز بدنشان سوزانده شده و زنده زنده دفن شده‌اند.
برخی سازمانهای بین المللی سعی کرده‌اند تا با ایجاد دارالایتام از کودکان رها شده در خیابان‌ها نگهداری کنند و ضمن تامین غذای آنها، از ایشان حمایت کرده و به آنها خدمات بهداشت و درمان ارائه کنند. هر چند چنین حرکاتی مثبت ارزیابی می‌شود اما اینها واقعیت جامعه قبیله‌ای در غرب افریقاست که نه تنها مسیحیت نتوانسته مردم را به زندگی امیدوار سازد، بلکه با ورود آمیزه‌های غلط آنها را به گمراهی بیشتر کشانده است.
 

پدر مادر های بد و بی مسئولیت

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

 پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir


پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir



پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir


پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir


پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir



پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

 

پدر تجاوز می‌کرد، مادر فیلمبرداری!

 مادر (!!)اين دختر بچه تاكنون ده‌ها تصوير و فيلم مستهجن از وي در شبكه‌هاي اينترنتي منتشر كرده است... 
دادگاه عالي منطقه «پلي موث كراون» در انگلستان در بيانيه‌اي اعلام كرد كه دپارتمان خدمات اجتماعي اين منطقه و دپارتمان امور شهروندي انگلستان در تلاشند تا دختربچه 14 ساله‌اي را كه از جانب پدرش مورد تجاوز قرار گرفته و مادرش هم از صحنه‌هاي تجاوز فيلم‌برداري كرده است را نجات داده و او را به يك مكان امن منتقل كنند. البته اين تلاش تاكنون بي‌نتيجه مانده است.
در گزارش دپارتمان اين كشور آمده است كه والدين اين دختر، هنگامي كه وي 13 سال داشته او را از ادامه تحصيل در مدرسه بازداشته و به دپارتمان آموزش و پرورش منطقه «پلي موث كراون» تعهد دارند كه در خانه و با معلم خصوصي ادامه تحصيل دخترشان را پيگيري مي‌كنند، در حالي كه چنين تعهدي اصلا به اجرا در نيامد.
همچنين در آزمايشات انجام شده مشخص شد كه اين دختربچه 14 ساله به نوعي بيماري به نام «سندرم عدم تطبيق و يا عدم سازگاري» مبتلاست و والدين او از اين نقص استفاده كرده و با شست و شوي مغزي از دخترشان سوء‌استفاده كردند.
در اين گزارش آمده است كه در زمان برگزاري دادگاه، اين دختر بچه 14 ساله در حضور هيات منصفه و قاضي اعلام كرده بود كه با خواست خود مورد تجاوز و تعدي والدينش قرار گرفته، در حالي كه شست‌وشوي مغزي علت اصلي اين رضايت بوده است.
با اين حال، چنين ادعايي تاكنون ثابت نشده است و ماموران اداره خدمات اجتماعي و بهزيستي هم در تلاشند تا با اثبات كامل اين ادعا، دختربچه نگون‌بخت را نجات دهند.مادر اين دختر بچه تاكنون ده‌ها تصوير و فيلم مستهجن از وي در شبكه‌هاي اينترنتي منتشر كرده است.
در اين گزارش نيز به اين موضوع اشاره شده است كه در صورت اثبات كامل اين تجاوز، پدر اين دختر كه 43 سال دارد، به حداكثر 10 سال حبس محكوم مي‌شود.
«فرانسيس گيلبرت» ـ قاضي رسيدگي به اين پرونده‌ ـ نيز خاطر‌نشان كرد: تاكنون چنين موردي را در انگلستان شاهد نبوديم، اين مورد بسيار وحشتناك و رعب‌انگيز است.
اين مورد زماني به يك فاجعه ملي براي انگليس بدل شد كه تصاوير اين دختربچه در اينترنت به صورت سراسري پخش شد و پس از آن نيروهاي پليس با شناسايي منزل وي، به خانه هجوم برده و والدين سنگدل اين دختربچه را دستگير كردند. 


شکنجه کودک فلسطینی توسط صهیونیستها با سیم کابل

 

 

خرید و فروش دختران کم سن و سال در آمریکا

 

عرضه دختران کم سن و سال براي فروش و يا ازدواج با مردان، به يک معضل بزرگ در آمريکا تبديل شده است و اين کشور روزانه شاهد موارد متعددي از فروش دختران نوجوان کم سن و سال است…
 
 اخبار جديد حقايقي تكان‌دهنده از قاچاق انسان و بهره‌كشي جنسي از كودكان را در آمريكا افشـــا كرده است.
مقامات اف.بي.آي در شهر آتلانتاي ايالت جورجيا كه بيشترين شمار بهره‌كشي جنسي كودكان و به خصوص دختران را دارد، در تلاش هستند تا با قاچاق انسان كه ريشه اين مشكل در آن نهفته است، برخورد كنند. به گفته مقامات آمريكا، بعد از آتلانتا، شهرهاي ديگر مانند نيويورك، سانفرانسيسكو، ميامي و واشنگتن دي سي پايتخت آمريكا از جمله ديگر شهرهايي هستند كه در آنها، اين معضل بيش از ديگر نقاط آمريكا به چشم مي‌خورد.

بنا به گزارش مقامات آمريكايي، دختراني كه سن آنها به 12 سال نيز مي‌رسد، براي سوءاستفاده‌هاي جنسي به آمريكا قاچاق مي‌شوند.

بسياري از اين دختران به زور يا با ترفندهاي گوناگون به دام قاچاقچي‌هاي انسان مي‌افتند و سر از مكان‌هاي فساد در مي‌آورند.

در بيشتر موارد، براي كودكان قاچاق شده، آتلانتا كانون و گذرگاه ورود به آمريكا به‌شمار مي‌آيد و با توجه به اينكه مافياي قاچاق انسان در اين كشور آنان را بعد از مدتي كوتاه به نقاط ديگر منتقل مي‌كند، رهگيري آنان براي تحقيقات بيشتر يا نجات آنان دشوار و گاه امكان‌ناپذير مي‌كند.

براساس آمارها، ماهانه بين 400 تا 500 دختربچه در جورجيا مورد سوءاستفاده جنسي قرار مي‌گيرند.

كارشناسان اينگونه بهره‌وري از دختراني را كه به آمريكا قاچاق مي‌شوند، برده‌داري جديد نام مي‌برند.

از ديگر سو نتايج مطالعات جديد در آمريكا نشان مي‌دهد از هر چهار دختري كه به سن 18 سالگي مي‌رسند، يك دختر مورد آزار جنسي قرار مي‌گيرد و اميد به زندگي براي دختر بچه‌هايي كه مجبور به روسپي‌گري مي‌شوند، 27 سال است و بيماري ايدز يا قتل مهم ترين عامل مرگ در ميان آنان است.

افزايش فروش دختران نوجوان در آمريکا
اخبار پليس آمريکا حاکي از افزايش فروش دختران نوجوان در آمريکا به خصوص مناطقي از ايالت کاليفرنيا را دارد به طور مثال پليس آمريکا از بازداشت مردي که دختر 14ساله اش را به بهاي 14هزار دلار پول نقد و مقاديري مشروب و گوشت به فروش رسانده بود، خبر داد.

خبرگزاري فرانسه از سان فرانسيسکو، در مورد فروش يک دختر آمريکايي مي گويد:مقامات منطقه مهاجرنشين “گرينفيلد” در 225کيلومتري جنوب شرق سان فرانسيسکو گفتند که يک مرد آمريکايي 36ساله دختر12 ساله اش را از طريق يک دلال براي فروش به جوان 18ساله اي عرضه کرد، موضوع زماني علني شد که خريدار از عهده پرداخت تمامي مبلغ تعيين شده برنيامد و اين پدر آمريکايي از وي شکايت کرد.

 پليس آمريکا معتقد است عرضه دختران کم سن و سال براي فروش و يا ازدواج با مردان، به يک معضل محلي تبدل شده است به طوري که  اين کشور روزانه شاهد موارد متعددي از فروش و يا اقدام به فروش دختران نوجوان است.

 


کودک چینی، در زنجیری از عشق و ترس

کودک چینی، در زنجیری از عشق و ترس

رهگذران یکی از خیابان های بیجینگ (پکن) پایتخت چین، که در هوای بسیار سرد این شهر شتابان به سوی مقصد خود می رفتند، با دیدن این صحنه برجای خود ماندند.

کودکی که اندام کوچکش در میان لباس ها گم شده و دستانش با زنجیر به چراغ روشنایی کنار خیابان بسته شده بود و پوست صورتش از شدت سرما به سرخی می زد. جینگدان، تنها دو سال از عمرش می گذرد و پدرش از هراس ربوده شدن فرزند، هنگام کار او را به میله چراغ روشنایی می بندد.
پدر جینگدان می گوید که دختر چهار ساله اش، درست دو هفته پیش در همین مکان و هنگام بازی با دوستانش ناپدید شده و او براین باور است که فرزندش را ربوده اند. آقای چن که با جابجا کردن مسافران با یک موتورسیکلت روزی خانواده اش را تهیه می کند، می گوید پولی برای به مهدکودک فرستادن فرزندانش ندارد و ناچار  است که آن ها را با خود به محل کارش بیاورد. حالا او از عشقی که به پسرش دارد و از هراس از دست دادن او، دستان پسر دوساله اش را با زنجیر به میله چراغ بسته است. او می گوید که پلیس ها هیچ کاری برای پیدا کردن دخترش نکرده اند و تنها به او گفته اند که خودش به خیابان های اطراف سر بزند و دخترش را جستجو کند.
در کشور پهناور چین، هر سال هزاران کودک ناپدید می شوند و براساس آمارهای منتشر شده، میزان کودک ربایی در این کشور درحال افزایش است. بر اساس این آمار، بسیاری از کودکان ربوده شده از خانواده های مهاجر روستایی هستند که درآمد کمی دارند و کودکان خود را در زمان کار در خیابان رها می کنند.
پس از این که تصویر کودک زنجیر شده در خیابان در رسانه ها منتشر شد، پیشنهادهایی برای پذیرفتن رایگان او در مهدکودک مطرح شد. اما، این پایان ماجرا نیست، جینگدان به خاطر زنجیرهایی که بر دست داشت به چشم بزرگ سالان و رسانه ها آمد. هزاران کودک مهاجر در چین، وضعیتی به سان این کودک دارند و روز را در خیابان شب می کنند و البته دیده هم نمی شوند.
 

 

کودکان آزار دیده امروز، بیماران روانی فردا

  کودک آزاري سبب افزايش ميزان جنايات و بيماريهاي رواني در جامعه خواهد شد. 


 کودک آزاري سبب افزايش ميزان جنايات و بيماريهاي رواني در جامعه خواهد شد.

اين مطلب را دکتر پيمان هاشميان، فوق تخصص روان پزشکي کودک و نوجوان در گفتگو با خبرنگار ما عنوان کرد و گفت: هر گونه عمل يا غفلت که سبب آزار رواني، هيجاني، جسمي و يا بروز عوارض در کودک شود «کودک آزاري» محسوب مي شود.

اين پزشک در ادامه توضيح داد: جلوگيري از رفتن به مدرسه، غذا ندادن، حبس در محل هاي مختلف از اشکال مخفي اين بدرفتاري و تنبيه بدني و آزار و اذيت جنسي از ديگر انواع کودک آزاري است که علايم آن مشهود مي باشد.

کمبود قوانين، همچنين اجراي نادرست آن، عدم تغيير يا به روز نشدن قوانين از مهم ترين عوامل افزايش کودک آزاري از ديدگاه اين پزشک متخصص است.

به گفته او، بيش از نيمي از بد رفتاري ها با کودک شش تا هجده سال، از سوي پدران و ?? درصد آزارها توسط مادر و ساير افراد به وقوع مي پيوندد.

از نظر دکتر هاشميان گرچه کودک آزاري توسط والدين به دليل نداشتن آگاهي و ضعف نگرش آنها بروز مي کند و در بيشتر موارد عمدي نيست، اما اين بدرفتاري به غفلت از کودکان منجر خواهد شد.

به باور وي کوفتگي، کبودي، سوختگي پوست، شکستگي استخوان، دل درد، سر درد، افسردگي، ترسهاي غير معمول، کاهش اعتماد به نفس و کابوس هاي شبانه از جمله علايمي است که در کودک آزاري مشاهده مي شود.

به گفته دکتر هاشميان، کودک آزاري بيشتر در خانواده هايي مشاهده مي شود که از نظر اجتماعي بسيار منزوي يا دچار فقر فرهنگي هستند، دوستي ندارند و با ديگران ارتباط برقرار نمي کنند. همچنين والديني با کودکان بد رفتاري مي کنند که در دوران کودکي آزار و اذيت شده اند، بيش از حد انتقاد مي کنند و خشن هستند از اختلالات رواني و عاطفي رنج مي برندو نيز توجه نامناسب به کودکشان دارند.

نوزادان نارس، همچنين اطفالي که تربيت آنها براي پدر و مادر مشکل است، از جمله کودکاني هستند که از ديدگاه او مورد بد رفتاري واقع مي شوند.

به اعتقاد دکتر هاشميان، اعتياد به موادمخدر و مصرف مشروبات الکلي، سبب افزايش کودک آزاري در والدين مي شود. طلاق، انحطاط اخلاقي، مشاجره و درگيري هاي شديد خانوادگي، مشکلات اجتماعي و... نيز از نظر وي از دسته عواملي است که سبب بد رفتاري با کودکان مي شود.

دکتر هاشميان در ادامه گفت: اگر در صورت مشاهده کودک آزاري ضمن انتقال وي به محل امن، به او اطمينان دهيد که باورش مي کنيد، کودک همه اتفاقات را صادقانه بيان خواهد کرد.

او در ادامه تأکيد کرد، در اين گونه موارد ضمن اينکه بايد کودک را عصباني نکنيد، به او اطمينان دهيد که در اين زمينه به او کمک مي کنيد و از ديگران هم برايش کمک خواهيد گرفت. اين روانپزشک کودک در ادامه از خانواده ها خواست در صورت مشاهده بدرفتاري با کودکان در اسرع وقت مسؤولان ذي ربط را آگاه کنند.

به باور دکتر هاشميان چون کودک آزار ديده ممکن است مبتلا به بيماري هاي رواني شود همچنين دست به انتقام بزند، در نتيجه بروز بد رفتاري با کودکان ميزان جنايات و بيماريهاي رواني را در جامعه افزايش مي دهد.

اين روان پزشک در ادامه تأکيد کرد: بي توجهي به کودک آزاري سبب بروز عواقب جبران ناپذيري در جامعه مي شود.


 

 

زن 21ساله به دختر 2ساله‌اش حشیش می‌داد تا بخندد و شاد باشد!!

پليس آمريکا مادر يک دختر بچه دو ساله را به اتهام استعمال حشيش توسط کودک خردسالش دستگير و روانه زندان کرد.  «جسيکا گمبل» 21 ساله در حالي توسط پليس ايالت «اوهايو» دستگير شد که در حال تماشاي تلويزيون به دختربچه دو ساله اش حشيش داد تا او مصرف کند. 
  
به گزارش رسانه هاي آمريکا، اين زن 21 ساله در بازجويي هايش به پليس گفته بود که براي آن که دخترش بخندد و شاد باشد به او حشيش داده است.
 
همچنين بر اساس اعلام دادگاه منطقه «سين سيناتي» ايالت «اوهايو» در آمريکا اگر جرم اين زن اثبات شود وي به اتهام خوراندن مواد مخدر به دخترش و مخفي کردن اين موضوع از پليس به 11 سال حبس محکوم مي‌شود. 
 
 

 
 

مردی دخترش را به خاطر بازی کردن با پسر‌ها کشت!!

مردی دخترش را به خاطر بازی کردن با پسر‌ها کشت!!قسمت‌‌‌‌هاي مختلف بدن اين دختر11 ساله زخمي بود و اين امر حاکي از آن بود که او شکنجه شده است...
  گردآوري: گروه سرگرمي سيمرغ
اين حادثه در منطقه امبابه استان الجيزه مصر رخ داد. اداره پليس روز حادثه در جريان انتقال يک دختر متوفي به بيمارستان امبابه قرار گرفت که به طرز مشکوکي جان باخته بود. قسمت‌‌‌‌هاي مختل